| Thursday 17 May 2012 | www.foroneiran.com | پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |  حقوق بشر |  اقوام و اقلیتهای دینی |  |
مفهوم شناسي نظري مليت و قوميت، بخش نخستروح الله نصرتی
foroneiran.com | Thu, 08.11.2007, 9:44
در اين نوشتار تلاش شده است خردترين و جزئيترين سطح از الگوي هويتي ساز يعني سطح محلي(قوميت) و مياني ترين بخش از هويت ما(مليت) در مقابل دو سطح خرد (هويت محلي)و كلان (هويت جهاني) است و رويكردهاي نظري پيرامون اين مفاهيم پرداخته شود.هدف از اين مطلب ارائه تصويري نظري از مفهوم مليت و قوميت است. مباني نظري مليت هويت ملي ابزاري براي تفكيك يك ملت از ملت ديگر با تكيه بر آگاهي مشترك حول مفهوم يا مفاهيم تعريف شده جمعي است و تا زماني كه آگاهي مشتركي براي تفكيك «خود» از «ديگري» بوجود نيايد، هويت ملي امكان شكلگيري ندارد. اما اين آگاهي مشترك، حول يك مفهوم مشترك چگونه بدست ميآيد و ماهيت آن چيست؟ سوالي است كه صاحبنظران مختلفي را به خود مشغول ساخته است كه در اين بخش سعي خواهيم كرد بر آن پاسخي چند جانبه از ديدگاههاي مختلف ارائه كنيم. اما قبل از پرداختن به مباحث تئوريك هويت ملي و مليت لازم است به تبارشناسي اين مفهوم بپردازيم. مفهوم شناسي مليت و هويت ملي واژه ملت ترجمهاي است از واژه Nation كه در زبانهاي اروپايي از ريشه لاتين Natio و Nascere به معني زايش و تولد ميآيد. معناي ابتدايي اين واژه به مفهوم گروهي انساني بوده است كه داراي يك منشا مشترك بوده يا چنين منشايي به آنها منسوب شده باشد. از اين رو Nation در معني آغازين خود به واژگاني چون نژاد و مردم نزديك بوده است(برتون، 1380؛ 243). اين واژهها تا قرن 17 ميلادي در خود بار معنايي منفي و نزديك به كافران و مردمان غير مسيحي را حمل ميكرد. اما در قرن 19 ارنست رنان تعريف مفصلي از ملت ارائه داد: «ملت يك روح است، يك اصل معنوي، دو چيز كه در واقعيت يك چيز بيش نيستند، اين روح و اين اصل معنوي را ميسازند. از يك سو ميراثي غني و مشترك از خاطرات و از سوي ديگر وفاق كنوني، تمايل به زندگي مشترك، به ارزشمند ساختن ميراث دست ناخورده و بازمانده از پيشينيان. بنابراين ملت نوعي همبستگي عظيم است كه خود ناشي از احساس فداكاريهايي است كه در گذشته به انجام رسيدهاند و فداكاريهايي كه باز هم آمادگي انجامشان در آينده وجود دارد. بنابراين ملت وجود يك گذشته را ايجاب ميكند. با اين حال زمان حال است كه مفهوم ملت تبلور مييابد. زيرا بيش از هر چيز در وفاق و تمايلي رخ مينمايد كه براي ادامه زندگي مشترك ديده ميشود»(همان؛ 243). با توجه به تعاريف ارائه شده از ملت ميتوان نتيجه گرفت كه مفهوم مليت صرفاً مفهوم سياسي نيست بلكه موضوعي فرهنگي نيز است. چرا كه با توجه به ملاكهاي فرهنگي به معناي عام آن در كنار ملاكهاي سياسي چون مشروعیت و غيره تعريف مي شود. هويت ملي فراگيرترين و در عين حال مشروعترين سطح هويت در تمامي نظامهاي اجتماعي ـ جداي از گرايشهاي ايدئولوژيك ـ ميباشد. اهميت مفهوم هويت ملي نسبت به ساير انواع هويت جمعي در تاثير بسيار آن بر حوزههاي متفاوت زندگي در هر نظام اجتماعي است. مثلاً هويت ملي در حوزه سياسي، آرمانها را تحقق ميبخشد و يا به قدرت حاكم مشروعيت ميدهد و بر ميزان نفوذ آن ميافزايد. هويت ملي فرآيند پاسخگويي آگاهانه يك ملت به پرسشهايي پيرامون خود، گذشته، كيفيت، زمان، تعلق، خاستگاه اصلي و دائمي، حوزه تمدني، جايگاه سياسي، اقتصادي، فرهنگي و ارزشهاي مهم از هويت تاريخي خود است(باوند؛ 1377). همچنين هويت ملي را ميتوان مجموعهاي از نشانهها و آثار مادي، زيستي، فرهنگي و روانياي دانست كه سبب تفاوت جوامع از يكديگر ميشود. هويت ملي اصليترين سنتز و حلقه ارتباطي بين هويتهاي خاص محلي و هويتهاي عام فراملي است. مفهومي متحول، تكامل يافته و پويا دارد. به اين ترتيب هويتهاي فراملي پيوسته در تكميل و باز توليد هويت ملي موثر هستند؛ هر چند امكان تنزل و انسداد سطح هويت ملي را نيز نميتوان ناديده گرفت. در تعريف نهايي ميتوان گفت كه هويت ملي مجموعهاي از گرايشها و نگرشهاي مثبت نسبت به عناصر و الگوهاي هويت بخش و يكپارچه كننده در سطح يك كشور به عنوان يك واحد سياسي است. براساس اين تعريف هويت ملي بعنوان مفهومي مركب و چند ركني در نظر گرفته شده است كه در سطح ذهنيت و رفتار يكايك شهروندان قابل بررسي و جستجو است. برمبناي بررسيهاي مختلف، ابعاد هويت ملي ايرانيان را از لحاظ تحليلي ميتوان در موارد ذيل خلاصه كرد: بعد اجتماعي هويت ملي هر شخص از طريق محيط اجتماعياي كه متعلق بدان است يا بدان رجوع ميكند، هويت خود را ميسازد و توسعه ميدهد. بعد اجتماعي هويت ملي در ارتباط با كيفيت روابط اجتماعي فرد با نظام كلان اجتماعي است. در صورت تقويت مناسبات و روابط فرد با جامعه، هويت جمعي فرد در سطح ملي شكل ميگيرد و اصطلاحاً «ماي» ملي تحقق مييابد. ميتوان گفت كه احساس تعلق خاطر مشترك و احساس تعهد افراد، به اجتماع ملي يا «ماي» ملي به افراد هويت جمعي ميبخشد(چلبي، 1378؛ 31). شاخصهاي عملياتي اين بعد از هويت عبارتند از: اعتماد كامل، پذيرش مصالح و منافع جمعي بر مصالح و منافع فردي، برقراري روابط دوستانه و عاطفي در تمامي ابعاد، ابراز رضايت عمومي از اوضاع موجود، مشاركت در نظام تقسيم كار و پايبندي به هنجارهاي عام.
بعد تاريخي هويت ملي عبارت است از آگاهي مشترك افراد يك جامعه، از گذشته تاريخي و احساس دلبستگي به آن و احساس هويت تاريخي و هم تاريخ پنداري پيوند دهندة نسلهاي مختلف به يكديگر كه مانع جدا شدن يك نسل از تاريخش ميشود. زيرا هر جامعهاي با هويت تاريخي خود تعريف و ترسيم ميشود. هويت تاريخي را ميتوان آگاهي و دانش نسبت به پيشينة تاريخي و احساس تعلق خاطر و دلبستگي بدان دانست كه در بر گيرنده سه بعد دانش تاريخي، تعلق خاطر تاريخي، اهتمام تاريخي است. بعد جغرافيايي هويت ملي محيط جغرافيايي تبلور فيزيكي، عيني، ملموس و مشهود هويت ملي به حساب ميآيد. براي شكل گيري هويت واحد ملي، تعيين محدوده و قلمرو يك سرزمين مشخص ضرورت تام دارد. تعريف هويت در اين بعد عبارتست از نگرش مثبت به آب و خاك به اين جهت كه ما ساكن يك كشور و يك سرزمين معين هستيم و از جايگاه مشخصي در نظام هستي برخورداريم. دلبستگي و تعلق خاطر به سرزمين شاخصهاي متعددي دارد كه از آن جمله ميتوان به آمادگي براي دفاع از سرزمين در زمان بروز خطر، عدم تمايل به مهاجرت و مرجح دانستن زندگي در كشور خود بر ساير نقاط جهان اشاره كرد. بعد سياسي هويت ملي تعلق به يك واحد سياسي به عنوان يك عنصر ملي، مستلزم تعلق به دولت، نظام سياسي و ارزشهاي مشروعيت بخش حكومت در هويت ملي است(شيخاوندي، 1378؛ 28). هويت ملي در بعد سياسي در صورتي شكل ميگيرد كه افرادي كه از لحاظ فيزيكي و قانوني عضو يك نظام سياسي هستند و داخل مرزهاي ملي يك كشور زندگي ميكنند و موضوع يا مخاطب قوانين آن كشور هستند، از لحاظ رواني هم خود را اعضاي آن نظام سياسي بدانند. مهمترين مولفههاي اين بعد را ميتوان در دانش سياسي، مشاركت سياسي، علاقه به ملت، اعتماد به نظام سياسي، انجام فعاليت سياسي، وفاداري به نهادهاي سياسي و پذيرش مشروعيت و كارآمدي حكومت ديد. بعد ديني هويت ملي برخورداري از دين و تعاليم مذهبي مشترك، پايبندي و وفاداري به آن، اعتقاد و تمايل به مناسك و آيينهاي مذهبي فراگير در فرآيند شكل دهي هويت ملي بسيار موثر است. شاخصهاي مهم اين بعد را ميتوان در پايبندي به جوهر دين و ارزشهاي ديني، دلبستگي جمعي و عمومي به شعائر و مناسك ديني و مشاركت و تمايل عملي به ظواهر و آئينهاي مذهبي و ديني خلاصه كرد. بعد فرهنگي يا ميراث فرهنگي هويت ملي شايد بتوان ميراث فرهنگي مشترك، گسترده و فراگير را در بين شهروندان يك كشور از مهمترين اجزاء هويت ملي دانست كه سبب توافق فرهنگي ميشود(ورجاوند، 1378؛66). ميراث فرهنگي هر ملت كه در هويت ملي آن موثر است مشتمل بر مجموعه مناسك عام، شيوههاي معماري، سنتها، اعياد، اسطورهها و عرفها و فولكلور و زبان ميباشد. شاخصهاي مهم اين بعد را ميتوان در آيينها و سنتهاي عام، جشنها، ارزشهاي سنتي، لباس و طرز پوشش، معماري بناها، رسوم، عرف، هنرهاي ملي و بومي و در سبك زندگي افراد جست. يكي از مهمترين مولفههاي فرهنگي در تعيين هويت افراد در عصر حاضر در چارچوب مفهوم سبك زندگي قرار ميگيرد كه شامل الگوهاي تغذيه، خانواده، ارزشهاي زيبايي شناختي و اوقات فراغت و زبان است كه در پژوهش حاضر به عنوان اصليترين مولفههاي هويتي در سطوح محلي و ملي و جهاني در نظر گرفته شدهاند و مورد تحليل قرار گرفتهاند. زيرا به نظر ميرسد كه تداخل سطوح هويتي تنها در اين حوزه و در اين مولفهها اتفاق ميافتد و افراد بر مبناي پايبندي خويش به اين مولفهها در سطوح مختلف هويت خود را تعريف ميكنند. پایان بخش اول – ادامه دارد برگرفته از وبگاه ناصر فکوهی http://www.fakouhi.com درج مطالب و گزارشها در وبگاه ForOneIran به معنای پذیرش تمامی یا بخشی از مضمون آنها از سوی این دبیرخانه نیست. بل هدف از انتشار آنها دامن زدن به بحث و گفتگوست. انتشار مطالب تارنمای "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس این تارنما و کسب اجازه از نویسندگان آنها روا نیست. ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
| ©foroneiran.com |