| Thursday 17 May 2012 | www.foroneiran.com | پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |  حقوق بشر |  اقوام و اقلیتهای دینی |  |
نگاهی به کارکرد های جامعه شناختی انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸احسان هوشمند
foroneiran.com | Thu, 16.07.2009, 9:27
الف- بعد از گذشت حدود یک ماه از انتخابات ریاست جمهوری هر روز ابعاد تازه ای ازنتایج و کارکرد های این پدیدهی مهم سیاسی و اجتماعی خود را مینمایاند. در تحلیل جامعه شناختی، هر پدیده اجتماعی میتواند دارای کارکردهای(Functions) متعددی باشد. در این رهیافت تئوریک یک پدیده میتواند دارای کارکردهای آشکاری باشد. به عنوان نمونه یکی از کارکرد های اشکار پدیده ای به نام « دانشگاه » تربیت دانشجو و متخصص مورد نیاز جامعه است. اما این پدیده اجتماعی میتواند کارکرد پنهانی هم داشته باشد. دانشگاه به جز تربیت دانشجو دارای کارکردهای دیگری هم هست. یکی از این کارکردها فعالیت سیاسی گروهی ازجوانانی است که در دانشگاه پذیرفته میشوند. دانشگاه برای فعالیت سیاسی جوانان تاسیس نشده و حتی ممکن است در جهت عکس آن تاسیس شده باشد اما یکی از کارکردهای دانشگاه در بسیاری از جوامع و از جمله در کشور ما گسترش فعالیت سیاسی دانشجویان و رودرو قرار گرفتن با نظام های مسلط است. از منظری دیگر میتوان کارکرد های هر پدیده اجتماعی را به کارکرد های اندیشیده شده و اندیشیده نشده تقسیم بندی کرد. در هنگام بروز فجایع طبیعی هم چون زلزله یکی از کارکرد های اندیشیده شده استفاده از کمک های مردمی و بین المللی برای یاری اسیب دیدگان است. اما گاه درهنگام بروز زلزله گروهی با استفاده از فرصت و هرج و مرج ناشی از بحران به غارت بقایای اموال اسیب دیدگان و یا سرقت کمک های ارسالی میپردازند. ب-انتخابات 22 خرداد ماه به نوعی تحت تاثیر استمرار سلسله رویدادها و تحولاتی بود که جامعه ایران در سده ی اخیر و به ویژه در سالهای پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ با آن دست به گریبان بود. در یک سوی این تحولات گروهی عظیم ازمردم و نخبگان ایرانی قرار داشته که خواهان حاکمیت قانون بر آمده از آرای شهروندان آزاد، برابری شهروندان، عدالت، آزادی سیاسی، کاستن از قدرت نهاد های غیر پاسخگو و مقید کردن اختیارات آنها، مسئولیت پذیری قدرت در برابرمردم و پاسخگو کردن آن میباشند ودر این میان تاکید به استقلال و فرهنگ وتمدن تاریخی ایران در کانون این گفتمان قرار دارد. در سوی دیگر جریانها و نهادهایی قدرتمند قرار دارند که در عمل مخالف آزادیهای مدنی و قانونی، همچون آزادی اجتماعات و راه پیمایی، جریان آزاد گردش اطلاعات، درجه بندی شهروندان به خودی و غیر خودی، حذف رقیب به هر شیوه و به هر وسیله ممکن و در بند نمودن منتقدین و مخالفین بدون کمترین مستندات حقوقی و قانونی!می باشند. شرایط جدید همانگونه که تاکید شد خود معلول انباشت تجاربی است که در صد سال اخیر اندوخته شده است. اولین خیزش مردمی در برابر هژمونی مسلط در ایران معاصر در حدود یک سده قبل و در جریان مشروطه طلبی ایرانیان ظاهر شدوباجنبش ملی شدن نفت ، انقلاب سال ۵۷ ، که منجر به فروپاشی سلطنت مطلقه گردید ، واصلاحات پس ازدوم خرداد ۱۳۷۶ تازه ای از این فرایند در ایران اغاز و تاکنون استمرار یافته است. جریانها و گروه های گوناگونی با ایدئولوژیها و رویکرد های متنوع در این سده ظاهر و هر یک بر بخشی از این آرمانها پای فشرده و گاه حتی در برابر بخش دیگری از آن مقاومت و یا مخالفت نمودند. اما در تحولات دهه اخیر به تدریج وفاقی پیرامون این آرمانها شکل گرفت و صف بندی تازه ای در درون کشور پیرامون این آرمانها و مطالبات شکل گرفت. آخرین و تازه ترین مرحله از مسیر اصلاح طلبانه ی مردم ایران از زمستان ۱۳۸۷ کلید خورد و در انتخابات ۲۲ خرداد و رویداد های پس از آن عمومیت بیشتری یافت. کارکردها و نتایج انتخابات اخیر ازابعاد و جهات گوناگونی حایز اهمیت است که برخی از آنها در این مجال امکان طرح دارند و در خصوص برخی دیگر از این کارکردها باید صبر پیشه کرد و منتظر تحولات آتی بود و البته برخی از این کارکردها نیزعلیرغم اهمیت وافر در تحلیل قضایای اخیر، در فضای حداقلی رسانه ای موجود غیر قابل نشر! میباشد. متذکر میشوم بررسی تحولات سیاسی و کارکردهای انتخابات اخیر نیازمند توجه به رویدادها ی گوناگونی است که پیش از انتخابات به تدریج رخ داد و مجموعه این تحولات موجب شکل گیری پدیده هایی شد که در شرایط اخیر ایران در نوع خود کم سابقه میباشد. ابتدا برای شروع بحث به برخی تحولات ساختاری جامعه ایران امروز اشاره وار پرداخته و سپس به ارایه بحث پرداخته میشود. ایران امروز ساختار سنی جوانی دارد به سخن دیگراز لحاظ ویژگی های جمعیت شناختی جزءجوان ترین کشورها ی جهان قلمداد میشود. سطح آموزش عمومی و آموزش عالی به شدت تغییر کرده و تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی و دانشجویان کشور از مرز ۱۰ درصد جمعیت کشور گذشته است. در این میان سهم زنان و دختران دانش آموخته دانشگاهی به شدت افزایش پیدا کرده و به حدود ۴۰ درصد فارغ اتحصیلان و دانشجویان رسیده است. دسترسی مردم ایران به وسایل ارتباط جمعی همچون رادیو، تلویزیون، گیرنده های ماهواره ای و شبکه جهانی اینترنت به نحو محسوسی رشد کرده و در مواردی شبکه های اینترنتی و ماهواره ای جانشین اطلاع رسانی شبکه های داخلی گردیده اند!این تحولات اجتماعی خود موجب تغییر نگرش و شکل گیری مطالبات عمومی نوینی در ایران معاصر شده است. زندگی متنوع تر، دسترسی به وسایل تفریحی و رفاهی بیشتر، آرامش، امنیت فردی و اجتماعی و سیاسی ، اشتیاق به سفر های داخلی و خارجی، تقاضای دسترسی به کالاهای فرهنگی نووخلاصه تغییر نسبی سبک زندگی و.. . از جمله خواسته های معمولی و انتظارات هر جوان ایرانی از زندگی است. در کنار این تحولات افزایش جمعیت جوانان بیکار و جویای کار، تورم لگام گسیخته، محدودیت های فزاینده فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ، گسترش آسیب های اجتماعی ، برخورد های پلیسی در عرصه فرهنگ و هنر وسیاست، پاسخگو نبودن نهادها وشخصیت های حاکم ، نقد ناپذیری بخش های مهمی از حاکمیت واقعیت هایی است که مردم و جوانان ایرانی به صورت معمول وروزمره با آن دست به گریبان هستند. طبیعی است این وضعیت نشانگر شکاف گسترده و عمیقی میان خواسته ها، آرزوها، مطالبات و نیازهای جامعه ایرانی با واقعیات روزمره زندگی است و زمینه ساز گسترش نارضایتی، اعتراض و رودرویی بخش مهمی از جامعه ایران با وضعیت موجود، نظم حاکم و شرایط موجود گشته است این وضعیت حتی در خصوص آن گروه از مردمی صادق است که علیرغم باورهای عمیق دینی بین وضع موجود و اعتقادات شان فاصله میبینند. گسترش قشری گری مذهبی، دروغ و ریا کاری، تبعیض و ستم، رودرروی شعارهای انقلاب و از آن مهمتر اعتقادات دینی این دست از مردم قرار دارد. برای این گروه از مردم ایران وضعیت موجود کمتر نشانی از جامعه ای دینی که در آن ارزش های مذهبی حاکم باشد، در خود دارد! در چنین شرایطی شکاف تاریخی دولت-ملت به نحو چشمگیری عمیق شده و نارضایتی از عملکرد حکومت به عنوان اداره کننده جامعه ومسئول بخش عمده ای از این نابسامانی های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی وسیاسی فراگیر میشود. نقش گروه های مرجع را در گسترش این فرایندباید به صورت مستقلی مورد بررسی قرار داد اما در هر حال مسلم است که در میان این گروه های مرجع احزاب سیاسی، دانشگاهیان و دانشجویان، روشنفکران وشخصیت های ناراضی مستقل، گروهی از روحانیون ، هنرمندان ، شعرا، روزنامه نگاران در کنار فعالان اقتصادی و کار آفرینان نقش مهمی در آگاهی بخشی اجتماعی ایفا کرده اند. برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در چنین شرایطی موجب صف آرایی جدی میان ناراضیان و حافظان وضع موجود گردید. کارکردهای این وضعیت تازه چیست؟ 1- هیچ گاه توده مردم در دوره سی ساله حاکمیت جمهوری اسلامی به عنوان ناراضیان از عملکرد حاکمیت به صورت گسترده در خیابانها حاضر نشده و به تظاهرات علنی نپرداخته بودند. میلیونها ایرانی در روزهای پس از انتخابات با انجام راهپیمایی به صراحت نارضایتی خود را به نتایج این انتخابات بیان داشتند. تا پیش از این تاریخ تنها با اعلام مقامات رسمی و حکومتی و در ایام خاصی چون سالگرد پیروزی انقلاب گروه هایی از مردم به صورت رسمی در خیابانها به تظاهرات میپرداختند. برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی میلیونها ایرانی به خیابانها آمده آیا این حرکت میتواند شروعی برای انجام راهپیمایی های مشابه باشد؟یکی از مهمترین کارکرد های انتخابات ریاست جمهوری اخیر انجام این راهپیماییها های بی سابقه اعتراضی بود. الله اکبر های شبانه در اقصی نقاط شهر و برخی تجمعات شبانه هم در این راستا قابل ارزیابی است.
3- مناظره های مستقیم و بدون سانسور کاندیداهای ریاست جمهوری پخش شده از تلویزیون دولتی پیش از انتخابات موجب شکل گیری انتظارات تازه ای از رادیو و تلویزیون دولتی گردید. چه شد که پس از سالها برای نخستین بار تلویزیون دولتی این امکان را برای این گونه برنامهها فراهم کرد؟ایا پخش این دست از مناظره های بدون سانسور حق همیشگی مردم ایران نیست؟چرا تلویزیون دولتی در روز های پس از رای گیری هم این اجازه را به فعالان سیاسی و نامزدهای ریاست جمهوری نداد تا نظرات و دیدگاه های خود را به اطلاع مردم برسانند؟چرا تنها به صورت یک طرفه به پخش دیدگاه های جهت دارانه و حامی دولت مستقر پرداخت؟ یکی از کارکردهای این تناقض آنهم برای مردمی که در گوشه گوشه کشور مشتاق دریافت اخبار و تحلیل رویدادهای پس از انتخابات بودند تغییر جهت مردم برای دریافت اطلاعات بود. رسانه های رقیب تلویزیون دولتی همچون بی بی سی و صدای امریکا و شبکه های مجازی به یکباره منبع اطلاع رسانی میلیونها ایرانی شد که دیگر رادیو و تلویزیون دولتی نمی توانست آنها را اقناع کند؟استفاده از پارازیت هم این عطش را دو چندان میکرد! گویی کسانی از داخل نگران دسترسی مردم به اطلاعات مورد نیاز شان بود؟همه این تحولات ضمن مشروعیت زدایی از منابع داخلی اطلاع رسانی موجب شکل گیری فرایندها و شیوه های تازه ای در گردش اطلاعات گردید! ارایه هزاران تصویر و فیلم از حوادث پس از انتخابات در فضای مجازی و اینترنتی و استفاده شبکه های ماهواره ای از این تصاویر شکل تازه ای از این رویکرد بود! 4- حوادث پس از انتخابات موجب قطبی شدن فضای کشور شد. گروهی حافظ و حامی دولت حاکم و گروهی مخالف با آن. در میان مخالفان به ویژه آنان که در تظاهرات شرکت کرده بودند و یا به طریقی اعتراض خود را به نمایش گذارده بودند، صف بندی دیگری قابل ردیابی نبود. تهرانی و شهرستانی، اصفهانی و زنجانی، مرد و زن، شیعه و سنی، مسلمان و غیر مسلمان، روحانی معمم و مکلا، ترک یا بلوچ، مسن و جوان، دانشجو و عامی و. .. در یک راه و یک هدف همراه شده بودند. امری که تا این تاریخ کمتر سابقه ای از آن وجود داشت. گروه مخالف تنها از طریق برخی فرصت های محدود به بیان اشکار اعتراض و مخالفت خود همت میگماشت. در میان معترضان ارزش های ملی ، میهنی و ایرانی به همراه نمادها و ارزش های دینی برجستگی خاصی یافته بود. اما گروه حاکم با استفاده از فرصت های حاکمیتی و با حاشیه امن و حتی با ایجاد محدودیت برای معترضان به بیان و ارایه خواسته های خود میپرداخت!استفاده از رسانه های دولتی!در تریبون های عمومی!و. .. شاهدی بر این مدعاست. 5- دردوران تبلیغات انتخاباتی و نیزدر جریان اعتراض های پس ازاعلام نتایج انتخابات، همراهی گروه زیادی از خانوداه جانباختگان و شهدا دوران جنگ با موج سبز چشم گیر بود. همراهی همسران و فرزندان خانوده های همت، باکری، بهشتی، رجایی و خیل عظیمی از دیگر خانوده هایی که در این مسیر همراه موج سبز شدند کارکرد مهمی داشت. در دوران اصلاحات همواره اصلاح طلبان به مخالفت با خانواده شهدا متهم میشدند!و از این مسیر تضییقاتی علیه آنان اعمال میشد. در جریان رویداد های اخیر نام شهیدان راه استقلال ایران همچون همت و یا برادران باکری در کنار شهدای راه آزادی کشور که در سده اخیر به شهادت رسیدند زینت بخش محافل بود. در تعاریف رسمی تاکنون شهداء استقلال کشور مصادره به مطلوب شده و در صف ویژه و معناداری دسته بندی میشدند. اما رویداد های اخیر بطلان این ادعا را علنی کرد!شهدا استقلال در کنار شهدای آزادی الهام بخش مردم معترضی شدند که خواهان عدالت و آزادی بودند! 6- شکل گیری اجماع اولیه میان سلیقهها و جریان های معترض به نتایج انتخابات و همزمان با آن امیدواری مردم به ثبات قدم رهبران این اعتراض به ویژه مهندس میر حسین موسوی زمینه ساز نوعی سازمان دهی غیر رسمی وخود به خودی معترضان گردید. اگر چه کسی برای سازمان دهی مردم معترض فعالیت چشم گیری نکرد!و فضای رسمی حتی از دادن مجوز راهپیمایی به معترضان خوداری کرد اما به شکل بی سابقه ای معترضان بارها توانستند در خیابانها حاضر شده و اعتراض خود را بیان کنند. حضور آقایان میر حسین موسوی و کروبی در برخی از این اعتراضها هم بر استمرار این وضعیت تأثیر غیر قابل انکاری داشت. شکل گیری شیوه های اطلاع رسانی خود جوش؛با توجه به خاموشی اس ام اس و محدودیت اینترنت و از کار افتادن مقطعی تلفن های همراه و اطلاع رسانی یک طرفه رادیو و تلویزیون رسمی، و اثر بخشی این اطلاع رسانی خود جوش دیگر پدیده ای بود که در رویداد های پس از انتخابات خود نمایی میکرد!لازم به ذکر است که با توجه به دستگیری گسترده بسیاری از فعالان سیاسی کشور از همان روز نخست پس از انتخابات دیگر جای هیچ گونه شک و شبهه ای باقی نگذاشت که در این اعتراضها مهمترین نقش بر عهده جوانانی بود که بی انکه عضو حزب خاص و یا جریان شناخته شده ای باشند با شیوه ای مدنی به میدان دار بودند. مبتکرانه شعار ساختند. مسیر راهپیمایی معین کردند و اگر لازم بود(همچون سه شنبه 26 خرداد که احمدی نژاد و هوادارانش در میدان ولی عصر، یعنی همان جایی که قرار بود معترضان راه پیمایی کنند، تجمع برگزار کردند)مسیر راه پیمایی را تغییر دادند! 7- قرار گرفتن نام های متنوع از شخصیت های سیاسی، فرهنگی و هنری، دینی، اقتصادی و ورزشی در کنار هم و در اعتراض به روند های جاری بسی قابل تأمل است. این اسامی هیچگاه تا این روزها در کنار هم چیده نشده و این خود یکی از کارکردهای انتخابات و اعلام نتایج ان بود که موجب این همبستگی گردید. دیگر این بار تنهاعزت الله سحابی و ابراهیم یزدی نبودند که دراعتراض بیانیه صادر میکردند. میر حسین موسوی و خاتمی و کروبی نبودند که منحصرا اعتراض میکردند!ملی –مذهبیها یا مشارکت یا مجاهدین انقلاب و اعتمادملی و امثال انان نیستند که به تنهایی در تحلیل حوادث به انتشار دیدگاه های خود میپردازند. امروز همه اینها هستند با روحانیونی چون اقایان منتظری، طاهری، اردبیلی صانعی ، جوادی آملی وهمچنین هنرمندانی چون شجریان و ناظری و کیارستمی و مخملباف و ورزشکارانی چون علی کریمی و مهدوی کیا و روشنفکرانی چون دولت آبادی و سروش و شعرا و ادیبان و تاریخ نویسان و حقوق دانان وخلاصه گروهی عظیم از صاحب نام ترین ایرانیان در عرصه های مختلف. این وضعیت حتی موجب شد تا ایرانیانی که سالها با وطن و سرزمین شان خداحافظی کرده بودند دراین مصاف ملی و میهنی هم آوا شوند! 8- بی توجهی به اعتراض های مردمی، برخورد خشن و گاه منجر به خون ریزی با مردم معترض به ویژه پس از روز ۳۰ خرداد، جانبداری آشکار تعداد زیادی از اعضای شورای نگهبان از نامزدی خاص در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، ورود برخی نهاد های نظامی به عرصه سیاست، دستگیری افراد ناتوان و مریض احوال همچون دکتر حجاریان با آن وضعیت ویژه ، یا دستگیری خبرنگار باردار! و سپس بازداشت همسرش!، دستگیری همراه با اعمال خشونت عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی، دستگیری وکلای دادگستری ، حمله به کوی دانشگاه تهران!حمله به مجتمع مسکونی سبحان و یا سعادت اباد وایراد اتهامات خلاف عقل و شرع به مخالفان ومواردی از این دست موجب شکل گیری و تعمیق نگرشی در میان مردم گردید که گویا میتوان به هر قیمت و به هر شیوه ای برای حفظ قدرت سیاسی تلاش کرد!این تلقی که حکومت گری و شهریاری در ایران حتی قایل به حفظ قوانین موجود حاکمیت نیست و آداب شهریاری در وضعیت موجود عدم التزام به قوانین رسمی و حتی عدم التزام به قواعد شرعی است میتواند کارکرد های بیشماری داشته باشد که بررسی آن خود نیازمند مجالی مستقل است!در میان مردم و به ویژه معترضین این باور فرگیر شده است که گروهی میخواهند به هر قیمت و با هر روشی و به هر هزینه ای در اریکه قدرت باقی بمانند! 9- چند رویداد را مرور کنیم. کشته شدن ندا آقا سلطان و تعدادی دیگر از شهروندان کشور(بنا بر آمار رسمی بیست نفر و بنا بر آمار های غیر رسمی بیش از این تعداد)، کشته شدن مروه شروین در آلمان ، کشتار مسلمانان ایغور چین و مسائل روزمره فلسطین ولبنان!تلقی شهروندان فهیم و آگاه و مردم همیشه در صحنه ایران !!از این رویدادها و نوع انعکاس آن در دنیا و در رسانه های دولتی و به ویژه رادیو و تلویزیون دولتی چیست؟از سویی ندا آقا سلطان و بیست نفر دیگر در جریان اعتراض های اخیر کشته میشوند!کسی نمی داند این بیست نفر در چه زمانی کشته شدند؟این بیست تن که در امار های رسمی اعلام شده چه کسانی هستند؟چه تعداد مرد و چه تعداد زن؟چه تعداد جوان ؟نوجوان؟یا میان سال؟زخمیها چند تن بوده اند؟چه کسانی موجب کشته شدن این بیست تن شده اند؟عاملان کشته شدن هر یک از این بیست قربانی چه کسانی هستند؟آمران احتمالی چه کسی یا کسانی هستند؟هر یک از این بیست قربانی در کجا و چه محلی و یا چه ساعاتی کشته شده اند؟چرا برای این بیست قربانی مراسمی رسمی برگزار نمی شود؟چرا اجازه سوگواری داده نمی شود؟چرا در برنامه های تلویزیون دولتی برای تک تک این قربانیان و یا همگی انان! میزگرد و گزارش و خبر ومصاحبه تلویزیونی ، با این همه شبکه !، برگزار نمی شود؟چرا با خانواده و پدر، مادر، برادر و خواهر و همسر و فرزندان این مقتولان گفتگویی صورت نمی گیرد؟
از سوی دیگر در کنار تاکید دایمی مقامات به دفاع از مظلومان و مسلمانان جهان و به این بهانه دایما به مسائل فلسطین مقهور از ستم اسراییل پرداختن و در خصوص مسائل لبنان هوشیار بودن !اما از کشتاروحشیانه ی مسلمانان ایغور چین به سادگی گذشتن چه اثر جامعه شناختی در برداشتها ونگرش های مردم ایران بر جای خواهد گذاشت؟ایا تفسیرایدئولوژیک حاکمیتی است که مظلومیت!ضرورت توجه!یا بی توجهی را تفسیر میکند! 10-تا انتخابات اخیر لبه تیز گروه مسلط متوجه روشنفکران دگر اندیش و دانشجویان بود!پس از انتخابات مردم کوچه وخیابان در اعتراضات میدان دار بودندو البته تلفات وارده هم متوجه این مردم عادی؟پیامد چنین تحولی چیست؟ 11-گروه زیادی از روحانیون طراز اول کشور در برابر حوادث جاری با سخن، بیانیه، فتوا، حکم و گاه سکوت خود موضع گیری کرده و خط خود را از جریان حاکم جدا نموده اند!ایا این شرایط تازه پیامد های خاصی ندارد؟کارکردهای این تحول تازه چیست؟ورود گروه زیادی از روحانیون به این ماجرا تا کجا پیش خواهد رفت؟ 12-انعکاس گسترده حوادث اخیر ایران در سانه های بین المللی برای نظم مستقر هزینه هایی دارد. از سویی در میان آزادیخواهان و مردم مورد ستم و استبداد زده چهره تازه ای از ایران، حاکمیت و مردم ایران ترسیم میکند. از سوی دیگر اعتبار دولت را در چانه زنی های سیاسی با خدشه روبرو میسازد؟و.. . 13-یکی از مهمترین کارکردها و نتایج شگفت انگیز انتخابات اخیر را میتوان در شکل گیری مطالبات و خواسته های روشن تر مردم و فعالان اجتماعی کشور در خصوص تلاش برای دست یابی به حق اجتماعات ، اعتصاب ، آزادی رسانه های جمعی و شکل گیری تلویزیون و رادیوی خصوصی و مردمی ارزیابی کرد. این مطالبات در کنار تلاش برای شفاف کردن روند اجرایی و نظارتی انتخابات از ابتدای اعلام نامزدی و ثبت نام تا استفاده از امکانات دولتی و بیت المال در جهت رای آوری و فرایند رای گیری و شمارش ارا و چگونگی پیگیری تخلفات از دیگر مباحثی است که جایگاه نوینی در فرهنگ سیاسی ایرانیان به دست آورده است. سخن گفتن از پیامد های جامعه شناختی انتخابات ریاست جمهوری ۲۲خردادماه ۱۳۸۸، در حالی که ابعاد بی شماری از این رویداد درحاشیه تحولات سریع یک ماهه از نظرها دور مانده و بخشی از ناگفته مجوز طرح نیافته ، نیازمند گذر زمان و دسترسی به دادهها و اطلاعات متقن تری است تا از ان رهگذر بتوان به بخش پیدا و ناپیدا این روی داد تاریخی با اهمیت نور بیشتری افکند. اما آنچه که قابل کتمان نیست همانا شکل گیری امید در میان مردم ایران برای دستیابی به مطالباتی است که بیش از یک سده است در کشور زاده شده و هر روز برنا تر و در عین حال فراگیر تر شده است. این امید به همراه تئوریزه شدن مطالبات ، شفاف شدن اعتراضات و شکل گیری رهبری جمعی برای این پدیده به همراه عمومیت یافتن آن میتواند زمینه شکل گیری جنبش اجتماعی نوینی در میان ایرانیان باشد جنبشی برای پاسداشت حقوق ملت در برابر سلطه و انقیادپذیری! تقدیم به همه عزیزان دربند به ویژه عبدالله رمضان زاده، محمد توسلی، سعید حجاریان و شاگرد سابقم سعید نور محمدی درج مطالب و گزارشها در وبگاه ForOneIran به معنای پذیرش تمامی یا بخشی از مضمون آنها از سوی این دبیرخانه نیست. بل هدف از انتشار آنها دامن زدن به بحث و گفتگوست. ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
| ©foroneiran.com |