Wednesday 8 February 2012 www.foroneiran.com چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰
 |  اهداف ما  |  درباره ما  |  همکاری با ما  |  تماس با ما  | 
 |  صفحه نخست  |  سخن سردبیر  |  اخبار و گزارش‌ها  |  گفت‌وگو  |  مقاله‌ها  |  بخش فرهنگی  |  حقوق بشر  |  اقوام و اقلیت‌های دینی  | 

موانع رفع تبعض از اقليت ها در ايران (بخش پانزدهم)

ساسان ستبر


foroneiran.com | Sun, 15.11.2009, 20:33

image

نتايج توطئه پندارى و بدگمانى را چه در برخورد نظام اسلامى با "غيرخودى ها" و مخالفين و چه در رفتار گروه هاى مخالف با يكديگر بويژه در خارج كشور مشاهده كرد. هر روزه در كشور، كوچكترين فعاليت مدنى بويژه در خواست هاى اقليت هاى قومى با برچسب هاى گوناگون از جمله، تجزيه طلبى، همكارى با دشمنان، و اقدام عليه نظام، سركوب مى گردد.

٢- بد گمانى بيمارگونه (پارانويا)

بيمارى بدگمانى و توطئه پندارى به بخش جدايى ناپذير انديشه و تحليل سياسى در منطقه خاورميانه تبديل شده است به وجهى كه "با ناديده گرفتن اين پديده كه تقريبا ً در تمام منطقه همه گير است، برخى از ويژگى هاى دنياى سياست جهان عرب و ايران در پرده اى از ابهام فرو خواهد رفت. بررسى اوضاع اين منطقه بدون در نظر گرفتن "دست پنهان" همانقدر زيان بار است كه مطالعه اقتصاد آمريكا بدون وال استريت و يا سياست هاى اتحاد شوروى بدون ماركسيسم لنينيسم."[1]

در ايران با توجه به پديده بالا، هر رويدادى به سادگى با جمله "كار انگليسى هاست " تفسير مى شود. در همين رابطه بحث و جدل سياسى در كشور از واژه هاى زير انباشته است:

"توطئه، جاسوس، خيانت، وابسته، خطر خارجى، دست هاى خارجى، نفوذ بيگانه، اسرار، نقشه، عروسك، ستون پنجم، نوكر استكبار، پشت پرده و پشت صحنه. بكار بردن واژه هاى بالا در گفتمان سياسى ايران به اين مفهوم است كه نخبگان سياسى داخلى، عروسك هايى اند كه با بند هاى پنهان قدرت هاى خارجى مهار شده اند. پيام اين است كه يك ناظر با هوش بايد از ظواهر چشم پوشى كرده و روى پيوند هاى پنهان دقت كند. تنها در آن زمان است كه مى توان از توطئه سر در آورد، به دستور كار پنهانى پى برد و مجرمين حقيقى را شناخت."[2]

توطئه پندارى و بدگمانى بيمارگونه، در كشوره هاى غربى نيز مشاهده مى گردد. اما در ايران مدرن بيشتر از كشور هاى ديگر رايج است. به گمان آقاى ابراهاميان در غرب ترس از دسيسه، چه واقعى و چه خيالى، در زمان هاى نا امنى مانند جنگ، انقلاب و يا بحران اقتصادى بروز مى كند اما در ايران در تمام نيم سده گذشته فرا گير بوده است. در غرب بيشتر به گروه هاى كوچك محدود مى شود كه بجاى برانگيختن نگرانى در خط اصلى (mainstream)، سبب خنده مى گردد. در ايران در عوض، جنون بدگمانى تمام جامعه را فرا مى گيرد و به تمام طيف هاى سياسى كشور از جمله، سلطنت طلبان، ملى گراها، چپ ها و بى شك طرفداران خمينى سرايت مى كند.[3]

بيمارى مزبور كه مفهومى كاملا ً سياسى دارد، به شكل افراطى اش دردوران اخير در گستره نيروهاى سياسى قابل مشاهده بوده است. اما هر نيرويى بنا به بينش و فلسفه سياسى اش بر توطئه اى خاص و بازيگران ويژه اى انگشت گذاشته است:

براى خمينى استعمار به كمك اقليت ها كه ستون پنجم دشمن را تشكيل مى دهند، تهديد دائمى براى مردم مسلمان بشمار مى آمد. براى چپ ها، امپرياليست ها به كمك طبقات بالاى جامعه، عليه كارگران و دهقانان كشور توطئه مى چيدند. جبهه ملى گمان داشت كه امپرياليسم، اينبار بيشتر به صورت پديده اى سياسى، با سرنگونى مصدق، سخنگوى واقعى ملت، در كشور پايگاه بدست آورد. سلطنت طلبان باور داشتند كه قدرت هاى خارجى به ويژه انگليس و روسيه، مرتب مى كوشند كه سلسله پهلوى بويژه سلطنت محمدر رضا شاه را سرنگون كنند.[4]

بى شك اين بيمارى سياسى ريشه اى تاريخى دارد. كشور ما در چند سده گذشته محل تاخت و تاز آشكار و پنهان قدرت هاى استعمارى بوده است به گونه اى كه اغلب تصميم هاى سياسى كشور بدون صوابديد و يا نفوذ آنها اتخاذ نمى شدند. افزون براين، مردم ما شاهد اجراى قرارداد هاى ننگينى همچون گلستان، تركمن چاى و پاريس و يا سه كودتاى نظامى (بمباران مجلس در سال ١٢٨٦، كودتاى رضا خان و كودتاى ٢٨ مرداد) بوده اند كه بر پايه آنها بخشهايى از كشور از ايران جدا شده اند، استقلال كشور بطور رسمى پايمال گشته و يا دولت هاى تحميلى به كار گماشته شده اند. در نتيجه ايرانيان به اين نتيجه رسيده اند كه هر رويدادى در كشور بوسيله دست هاى پنهان قدرت هاى بزرگ انجام مى شود. البته آقاى مجيد تهرانيان گرايشات توطئه پندارى را ناشى از روحيه ميهن پرستى ايرانيان مى داند:

امتزاج نظريه امپرياليسم و گرايشات توطئه پندارى (conspiratorialism) در فرهنگ سياسى ايرانيان ناشى از ميهن پرستى عميق ايرانيان است كه به تاريخ، ادبيات و دستارورد هاى هنرى شان افتخار مى كنند.[5]

بگمان آقاى دانيل پيپس (Daniel Pipes)، باور هاى اسلامى نيز در پديد آوردن گرايشات توطئه پندارى و بدگمانى مزمن دخيل اند:

چه بسا اسلام نيز در به وجود آوردن ديدگاه توطئه پندارى نقش داشته است. اين امر بويژه در مفاهيم مربوط به نظم سياسى و قدرگرايى و در برخى از سنت هاى شيعه از جمله تأويل گرايى (esotericism)، پنهان كارى (تقيه) و شهادت ديده مى شود.[6]

بهرروى، بدگمانى بيمارگونه، بطور آشكار در گفتار و تحليل هاى رهبران كشور و حتى صاحب نظران سياسى كشور ديده مى شود كه نمونه هايى از آنها را در زير خواهيم ديد:

در زمان انقلاب اسلامى، آيت اله خمينى در اين جا، آن جا و همه جا توطئه مى يافت. ادعا داشت كه تمام جهان عليه ما صف آرايى كرده اند. حتى از اصطلاح چپ و راست بهره مى گرفت كه نشان دهد چگونه جمهورى تازه تأسيس، ظاهرا ً به محاصره سلطنب طلبان و ماركسيست ها در آمده است. در پشت باورهاى ليبرال هاى مذهبى كه از يك قانون اساسى بدون روحانيت دفاع مى كردند؛ در پشت سر مسلمانان محافظه كار كه مخالف برداشت وى از ولايت فقيه بودند؛ در نظرات مسلمانان غير سياسى كه زندگى حوزه اى را به درگير شدن در دنياى پردرسر سياست ترجيح مى دادند؛ در ديدگاه مسلمانان راديكال كه خواستار زيرو روكردن روابط اجتماعى بودند؛ در باور وكلا كه قوانين سخت جزايى را مورد انتقاد قرار مى دادند؛ در رفتار و خواسته هاى اقليت كرد، عرب، بلوچ و تركمن كه به دنبال خود گردانى بودند؛ در پشت سر چپ ها كه اعتصابات و سازمان هاى صنفى را سازمان دهى مى كردند و بى شك پشت سر نظاميان سلطنت طلب، جبهه ملى وحتى رئيس جمهور بنى صدر، توطئه وجود داشت.[7]

و آيت اله خامنه اى بدگمانى بيمارگونه خود را در امور داخلى در پيام سال نو ( ١٣٨٦) چنين تشريح كرده است:

" دشمنان با تبليغات خود، با جنگ روانى خود، با تلاشهاى موذيانه‏ى گوناگون خود سعى مى‏كنند بين صفوف ملت ايران اختلاف بيندازند؛ به بهانه‏ى قوميت، به بهانه‏ى مذهب، به بهانه‏ى گرايشهاى صنفى، وحدت كلمه‏ى ملت را از بين ببرند؛ علاوه‏ى بر اين، در سطح دنياى اسلام هم يك تلاش وسيع عميقى از سوى دشمن محسوس است براى اينكه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر فاصله بيندازند؛ اختلاف مذهبى را بزرگ كنند؛ جنگ شيعه و سنى را در هر نقطه‏اى از دنيا كه ممكن باشد، به وجود بياورند و عظمت و ابهت ملت ايران را در ميان ملتهاى ديگر - كه روزبه ‏روز بحمداللَّه تا امروز بيشتر شده - از بين ببرند."[8]

و سرانجام تحليل وزير اطلاعات "توطئه" ياب جمهورى اسلامى از شرايط كشور و البته توطئه هاى دشمن را از زبان سايت پيك ايران چنين مى خوانيم:

" وزير اطلاعات توطئه جديد دشمن را برنامه ريزي براي براندازي نرم توسط جنبش هاي گوناگون تحت عنوان «جنبش زنان» و «جنبش دانشجويان» اعلام کرد و از آموزش رسمي چند گروه در اين زمينه خبر داد. محسني اژه يي در مراسم توديع مديرکل اطلاعات استان قزوين ناکارآمد جلوه دادن دولت را از اهداف اين سياست برشمرد و گفت؛ چند گروه را رسماً براي آموزش هاي براندازي نرم به کشورهاي ديگر بردند و با پشتيباني مالي و برنامه تبليغاتي سنگين و فشارهاي اقتصادي خواستند توده مردم را از دولت جدا کنند، دولت را ناکارآمد جلوه دهند و توده مردم را نااميد کنند. وي مرحله ديگر توطئه هاي دشمن را ايجاد ناامني در استان هاي مرزي دانست و گفت؛ در خوزستان با تبليغات گسترده و حمايت دشمن، گروه هايي ايجاد شده بود که قصد داشتند ايجاد ناامني کنند ولي با درايت و هوشمندي سربازان گمنام امام زمان(عج) طي يک سال و نيم گذشته اين افراد شناسايي و دستگير شده اند..."[9]

اما شور بختانه بد گمانى هاى بيمار گونه در پندارهاى رهبران و دست اندركاران كشور خلاصه نمى گردد و در سطح جامعه و حتى در باورهاى روشنفكران مخالف نظام نيز ريشه هاى ژرفى دارد. اين امر از ديد ناظران خارجى مقيم ايران نيز دور نمانده است. ريچارد كاتم كه مدتى در زمان شاه در ايران اقامت داشته است، براى نمونه بد گمانى ايرانيان را بعنوان عاملى كه از ياد گيرى زبان هاى محلى جلوگيرى مى كند چنين شرح مى دهد:

"برخى از ايرانى ها آنقدر در مورد زبان هاى محلى و اينكه به عامل تفرقه تبديل شوند، حساسيت دارند كه براى ريشه كن كردن آن ها بطور منظم برنامه مى ريزند. حتى ايرانى هاى ليبرال هم با آموزش اجبارى زبان فارسى و ممنوع كردن چاپ مطالب به زبان هاى غير فارسى روى خوش نشان مى دهند."[10]

در ميان روشنفكران و مخالفين دولت اسلامى خارج كشور نيز نمونه هاى بدگمانى و فال بد زدن را مى توان آشكارا در نوشته ها و اظهار نظر هاى روزمره مشاهده نمود. اما تبلور مشخص آن در موضوع اقليت ها را مى توان در مقالاتى كه در سمينار پاريس (در باره مسايل ملى و قومى در ايران در سال ٢٠٠٦) ارائه شده است، بخوبى مشاهده كرد. در اين جا به چند مورد بسنده مى شود. اما لازم است گفته شود كه نگارنده اين كتاب، نوشته اين دوستان را بدون رد و يا تأييد و با احترام به نظرات شخصى شان كاوش كرده و تنها سبك نگارش و بنيش توطئه پندارانه شان را مورد انتقاد قرار مى دهد. در نوشته آقاى محمد جلالى چيمه ( م سحر) با عنوان "زبان فارسى يا ملت فارس؟" آمده است:

"...چند سالی ست که واژه و مفهوم “فارس” در بازار اهل سياست و نظريه پردازان بخشی از طيف “چپ” دگماتيک و نيزبسياری از نژاد پرستان و قبيله گرايان ايرانی رونق يافته و در کوشش های “فکر” سازی و نظريه پردازی آنان از اهميت ويژه ای برخوردار گشته و به نغمه ى ناسازِ پرطنين وهياهويی بدل شده است. تا آنجا که بسياری از آنان بنياد تئوری های ايران گريزو تفرقه افکن خود را بر ِتفسيرهای مجعول و مقلوبی از اين مفهوم استوار می دارند که بنا بر انگيزه های سياسی خاص و درجهت منافع و اغراض و اميالِ قدرت های خارجی و برخی دول همسايه طی ساليان دراز، بيرون از مرزهای ايران تدارک ديده شده و در سرزمين ما پراکنده و ترويج می شود!

اين تفسير از واژه و مفهوم “فارس” می کوشد تا نخست زبان فراقومی، فرانژادی و فراملی فارسی را به فارسی زبانان ايران امروزی منتسب و منحصر کند و نقش و اهميت، فرهنگی و هويت ساز و پيوند بخش ِِاين زبان را در تاريخ درازدامن کشور ما، درميان اقوام و تيره های گوناگونِ ايرانی ناديده انگاشته و آن را هم عرض با ديگر زبان ها و گويش ها و خرده زبان های رايج درايران فرا نمايد. و بدين گونه فارسی گويان ايران را “ملت” يا “قوم” ويژه ای به نام “قوم فارس” يا “ملت فارس” بنامد، تا از اين طريق بتواند به تئوری های دشمن ساخته و زنگار زده ای که ايران را کشوری “کثيرالملّه” می خوانند و مدعی وجود “ستم ملی” ازسوی “ملت ستمگر فارس” برضد “ملت های ستم ديده و متعدد ساکن ايران” هستند، اعتبار بخشد."[11]

و آقاى منوچهر يزدى "توطئه" دفاع از برسميت شناختن زبان هاى قومى و امكان تدريس آنها در مدارس استان هاى قوم نشين كشور را چنين شرح مى دهد:

"آيا كساني كه نسخة فدراليسم براي جامعه ايران ميپيچند : شرايط اجتماعي ، سياسي و جغرافيايي كشور را درك كرده اند ؟ آيا كساني كه امروز دغدغه خاطرشان زبان اقوام است توجه دارند، استقلال زبان تركي ، كردي و عربي و گسستن آن از زبان فارسي ، سرآغازي است براي توطئه هاي بعدي و سپس تجزيه و جدايي …. ؟[12] "!

روشن است كه برداشت هاى توطئه پندارانه داراى پى آمدهاى ناگوارى است، از جمله براحتى مسئوليت هاى فردى را نفى و با ساده نگرى به موضوع هاى زمانه مى نگرند. آقاى تهرانيان اين پى آمد را چنين تشريح مى كند: " [توطئه پنداران] با توجيهى ساده از پذيرش مسئوليت هاى فردى و جمعى فرار مى كنند....در تاريخ توطئه وجود دارد اما تاريخ را نمى توان توطئه پنداشت. در برابر نيروهاى پيچيده تاريخى، توسل به نظريات توطئه، به معنى فرار از مسئوليت و كنار زدن قوه ادراك است."[13]

افزون براين، بد گمانى بيمارگونه هزينه هاى سنگينى را از نظر سياسى و اجتماعى در جامعه ايران به دنبال داشته است. آقاى ابراهاميان به نتايج اسف بار آن در دوران پس از انقلات چنين پرداخته است:

بدگمانى بيمارگونه پى آمدهاى گسترده اى داشته است. فرضيه اى كه وجود توطئه هاى عظيم را بطور طبيعى تأييد مى كند، به اين باور مى رسد كه دسيسه چينان، برخى آشكار و برخى آشكارتر، در همه جا حضور دارند و اگر فردى چنين پندارد كه اطرافش را توطئه گران احاطه كرده اند، مى تواند به اين نتيجه رسد كه افراد غير همفكرش، در اين و يا آن توطئه خارجى سهيمند. بنابراين فعالين سياسى تمايل داشته اند رقابت را با خيانت، ليبراليسم را با سست باورى (weak-mindedness)، اختلاف نظر صادقانه را با دسيسه هاى تفرقه انگيز بيگانه و مداراى سياسى را با نرم بودن در برابر دشمنان داخلى همسنگ پندارند.

نتيجه اين طرز فكر براى توسعه كثرت گرايى سياسى در ايران فاجعه بار بوده است. ائتلاف هاى سياسى با سختى صورت مى گيرد و در صورت عملى شدن نيز مى توانند با شتاب با ديوار بلند بى اعتمادى و بدگمانى گسترده برخورد كرده و متلاشى گردند. اختلاف نظر در سازمان هاى سياسى جايى نداشته و ندارد و براى رهبران، بسيار ساده است كه ناراضيان را با برچسب عمال خارجى اخراج كنند. افزون براين، زمامداران- چه خمينى و چه شاه – براحتى مى توانستند با پيوند دادن مخالفين به اين يا آن دسيسه خارجى، از بدگمانى بيمارگونه مردم بهره گيرند. نظام حاكم همچنين مى تواند براى سركوب مخالفين، آنها را به بالاترين گونه ى جرم سياسى يعنى خيانت، جاسوسى، و براندازى، متهم كند. روشن است كه با جاسوسان و خائنين مذاكره اى در كار نيست. جاى شان در زندان و يا جلوى جوخه اعدام است.

در چنين شرايطى، بدگمانى بيمارگونه راه را براى اعدام هاى دسته جمعى سال ٦١-١٣٦٠ گشود. هنگامى كه در سال ١٣٦٠، سازمان مجاهدين تلاش كرد جمهورى اسلامى را سرنگون كند، خمينى ادعا كرد كه سازمان سيا، در حال برنامه ريزى براى تكرار كودتاى سال ١٣٣٢ است و بدين ترتيب نه تنها مجاهدين بلكه پاى تمام مخالفين بميان كشيده شد. جمهورى اسلامى در طول شش هفته، بيش از هزار زندانى را اعدام كرد. قربانيان اين جنايت را نه تنها مجاهدين بلكه سلطنت طلبان، بهايى ها، كليمى ها، كردها، بلوچ ها، عرب ها، قشقايى ها تركمن ها، اعضاى جبهه ملى، مائوئيست ها، ماركسيست هاى استالين ستيز و حتى دختران جوان غير سياسى كه در زمان و محل نامناسب گرفتار شده بودند، تشكيل مى دادند. در هيچ زمانى پيش از آن، جوخه هاى اعدام، چنين شمارى را در چنين زمان كوتاهى با چنين اتهام بى اساسى به كام مرگ نفرستاده بودند. [14]

هم اكنون نيز مى توان نتايج توطئه پندارى و بدگمانى را چه در برخورد نظام اسلامى با "غيرخودى ها" و مخالفين و چه در رفتار گروه هاى مخالف با يكديگر بويژه در خارج كشور مشاهده كرد. هر روزه در كشور، كوچكترين فعاليت مدنى بويژه در خواست هاى اقليت هاى قومى با برچسب هاى گوناگون از جمله، تجزيه طلبى، همكارى با دشمنان، و اقدام عليه نظام، سركوب مى گردد و مخالفين نيز قادر نيستند براى مبارزه با جمهورى اسلامى و تحقق خواسته هاى اقليت ها گام هاى اساسى مشترك بردارند.



--------------------------------------------------------------------------------

[1] - Daniel Pipes, The Hidden Hand; Middle East Fears of Conspiracy, (New York: St. Martin's Press, 1996), 2.

[2] - Ervand Abrahamian, "The Paranid Style in Iranian Politics", Khomenism, (Los Angeles: University of California Press, 1993), 111.

[3] - Ibid, 112.

[4]- Ibid, 120.

[5] - Majid Tehranian, 191.

[6] - Daniel Pipes, 292.

[7] - Ervand Abrahamian, 122.

[8] - پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ به مناسبت حلول سال 1386

، در تارنما.http://khamenei.ir/FA/home.jsp

[9] - «جنبش زنان» و «جنبش دانشجويان» جنبشهای براندازی هستند، تارنماپيك ايران، پانزدهم آوريل ٢٠٠٧.

[10] - Richard Cottam, 32.

[11] - محمد جلالى چيمه، زبان فارسى يا ملت فارس؟، در سايت:

http://www.sedaye-ma.org/web/show_group.php?file=3691

[12] - منوچهر يزدى، گفتمان قومگرايي يك فتنة غربي است، در تارنمامرزپرگهر به نقل از حزب پان ايرانيست.



[13] - Majid Tehranian, 191.

[14] - Ervand Abrahamian, 131



درج مطالب و گزارشها در وبگاه ForOneIran به معنای پذیرش تمامی یا بخشی از مضمون آنها از سوی این دبیرخانه نیست. بل هدف از انتشار آنها دامن زدن به بحث و گفتگوست.





ارسال به شبکه‌های اجتماعی
Bookmark and Share
نظر شما:



©foroneiran.com