Thursday 9 September 2010 www.foroneiran.com پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹
 |  اهداف ما  |  درباره ما  |  همکاری با ما  |  تماس با ما  | 
 |  صفحه نخست  |  سخن سردبیر  |  اخبار و گزارش‌ها  |  گفت‌وگو  |  مقاله‌ها  |  بخش فرهنگی  |  حقوق بشر  |  اقوام و اقلیت‌های دینی  | 

آیت الله منتظری و اهل سنت ایران ...
به قلم محمدآزاد جلالی‌زاده

Tue 22 12 2009 - 10:11


در این دنیای فیزیکی و محدود ما هنوز هستند آدمهایی که در هیچ چهارچوبی نمی گنجند ، تعریف بردار نیستند و آنقدر آن بالا بالاها پریده اند که دست هیچکس جز خود خدا به آنها نمی رسد، در این دنیای فیزیکی و محدود ما هنوز هستند آدمهایی که با هیچ چیز نمی توان شکست شان داد و جسم و روحشان را خرید ، نقطه شکستی ندارند، نه با زر، نه زور، نه تزویر و نه باهیچ عنصر مادی دیگری و نه حتی با هیچ سیستم سیاسی و قدرتی نمی توان اندکی از بزرگی روحشان کاست ، در این دنیای فیزیکی و محدود ما هنوز هستند آدمهایی که اسمشان آزادی و آزادیخواهی ، انسان گرایی ، لطافت و عشق به نوع بشر را تداعی می کند و آدم می بالد ازحضور و وجود چنین کسانی در سرزمینش ، و حالا یکی از آنها از میان ما رخت بربسته است و همه اندوهگین و سوگواریم و فغان بر می آوریم از نبودنش ... بهرحال ، دل پر تالم است و کلمات پر درد ،اما هدف از این نوشتار کوتاه نگاه به آیت الله منتظری از زاویه ا ی دیگر است .

image

در ایران بعد از انقلاب چه فراوان هزینه های مادی و معنوی صرف ایجاد وحدت بین اهل سنت به عنوان یک نیروی بزرگ و تاثیرگذار و شیعیان به عنوان اکثریت و حاکمان حکومت دینی شده است تا علاوه بر ایجاد امنیت و جلوگیری از نزاع های مذهبی در داخل کشور ، الگوی وحدت اسلامی در ایران به عنوان یک راه نجات بخش به دنیا و بویژه به کشورهای اسلامی نمایانده شود و ایران به اصطلاح ام القرای جهان اسلام شود ، اما بعد از گذشت حدود سه دهه ازعملیاتی کردن پروژه ی وحدت چنین به نظر می آید که این موضوع زیاد مثمرثمر نبوده و اعتراضات گستر ده ی اهل سنت ایران به حقوق شهروندی و مذهبی شان حاکی از آن است که وحدت فقط به عنوان تزی برای پایان نامه های سیاسی و الهیاتی درآمده است و نه بیشتر و سوال اصلی اینجاست که چرا ؟ و اگر این " چرا " ؟ بدرستی پاسخ داده شود گره ی کور یک سری از مسایل در ایران گشوده خواهد شد.

چنین به نظر می آید که برای پیشرفت هر پروژه ای دو حالت متصور است :

1- یا سیستم و کلیتی محکم ، قانونمند و اصولی ای وجود داشته باشد تا حتی اگر افرادی مایل به پیشرفت پروژه ای نباشند ، بنا به تحمیل سیستم وارد فاز کاری شوند و

2- اگر سیستم اصولی ای وجود نداشته باشد و یا اگر سیستم به هر دلیلی مایل به پیش بردن پروژه ای مثبت نبود و یا اگر عده ای از افراد یا جریانات متنفذ نخواستند به پیش برود،حداقل تعدادی افراد تربیت شده ی انسانی وجود داشته باشند که مقاومت و روشنگری این عده پروژه را به جلو ببرد و آن را تا سر منزل مقصود یاری دهد .

در ایران ، دراوایل انقلاب و چند سالی پس از آن ساختار حاکمیت به جد خواهان وحدت و همزیستی مسالمت آمیز اهل سنت و حکومت گران گشت و قدم هایی در این زمینه برداشته شد ، اما بعدها با بروز پاره ای مسایل میان اهل سنت و حاکمیت ، پایان گرفتن فضای اعتماد میان این دو و ورود شدید تصمیم گیریهای امنیتی در منطق سنی نشین " وحدت " به " جدایی عاطفی " منجر گردید ، با وجود آنکه این جدایی عاطفی هنوز منجر به طلاق سیاسی و اجتماعی نگردیده است اما اگر وضعیت همچنان و بر طبق روال سابق پیش رود ، امیدی چنان نمی ماند . اما در روی دیگر قضیه افراد متنفذ و صاحب اعتبار که هر یک سرمایه ای اجتماعی عظیمی برای این مملکت بودند و می توانستند فضای ذهنی و عملی آرام و پایداری را بدون توسل به هر گونه نیروی قهریه بین اهل سنت و کلیت حاکمیت برقرار سازند نیز آرام آرام از صحنه کنار رفته و یا کنار گذاشته شدند و فضای تصمیم گیری هر روز نسبت به روز پیشین خالی تر از دلسوزان و دردمندان شد.یکی از این افرادی که می توانست پل اتصال باشد، اما وجودش در ساختار تحمل نشد و خودش نیز دانست یکسری از تصمیمات برای ادراه ی کشور با افکار ، روحیات و دغدغه های او سازگار نیست مرحوم آیت الله منتظری بود ، وی یکی از زعما و رهبران فکری و عملی اهل تشیع بود ، اما اهل سنت همچون اکثریت دیگر ایرانیان دوستش داشته و دارند و حرمتش بسیار پاس میدارند و از خودشان می دانستند و می دانندش ، چرا که اگر چه او بود که در دهه ی پنجاه چند صباحی میهمان کردها و اهل سنت بود و سیستم فکر می کرد با تبعیدش به سقز ، مردمان آن دیار او را طرد می کنند و فشاری روانی مضاعف بر او می آید اما به تصریح خود وی کردها و اهل سنت بخاطر آزادگی ذاتیش او را همچون خود دانستند و مقدمش گرامی داشتند ، اما منتظری نیزبه رسم پاسخ دهی آنگاه که ورق برگشت و سوار بر توسن قدرت بود و نایب رهبر ، در دهه ی شصت شتابان بر در رهبر انقلاب رفت و از در بند کردن یکی از رهبران اهل سنت و کردها – احمد مفتی زاده – گلایه ها کرد و خواستار آزادی وی – دست کم برای حفظ حرمت اهل سنت در ایران ، و حفظ پرستیژ انقلاب اسلامی نزد دیگران – شد ، گلایه هایی که به نوشته خود منتظری با پاسخ تند رهبر مواجه شد ، هر چند که تقاضای منتظری رد شد اما اهل سنت و کردهای ایران می دانستند که الاعمال بالنیات ...

اهل سنت منتظری را به انبان خاطرات مثبت و خوب حافظه ی جمعی اش خواهد سپرد ، چرا که برای منتظری بالاتر از آنکه چه کسی خلیفه ی اول اسلام بود و چه کسی خلیفه ی چهارم ، نفس عمل دموکراتیک انتخاب شورایی خلیفه مهم بود و مهم تر از حفظ حکومت شیعی ، پاسداشت حقوق شهروندی برای وی اولویت داشت و مهم تر از اینکه مردم کتب شیعی را بخوانند وجود متکثر گونه ی اندیشه ها و آرا برای حفظ حیات جامعه برای وی در صدر بود و دین را آزادیخواهانه تعبیر و تفسیر می نمود و هیچگاه از دین چماق تکفیر و ارتداد و سرکوب اندیشه ها بیرون نکشید.هیچگاه و تحت هیچ شرایطی کوچکترین بی حرمتی به اعتقادات اهل سنت روا نداشت و هرگز حاضر نشد به خاطر چند روز سروری دنیایی ، عاقبت به خیری عقبایی اش را فدا سازد.

منتظری شخصی بود که می توانست با تکیه برحرمتش بین گروهها و جریا نها و بزرگی ذاتیش پل اتصال و وحدت و همیاری و همفکری بین اهل سنت و حاکمیت و به طور کل بین اهل سنت و شیعیان در ایران باشد ، چرا که همگان حکمیتش را می پذیرفتند و دلسوزی و بزرگ منشی و آزادیخواهیش را باور داشتند، اما تاسف و دریغ که بدخواهان این سرزمین نگذاشتند تا از این فرصت تاریخی بهره برداری شود و حال فقط تاسفی در ذهن و آهی بر زبان می ماند...

سالها باید که چرخ گردون بگردد و منتظری دیگری هدیه به این سرزمین دهد .






ارسال به شبکه‌های اجتماعی
Bookmark and Share
نظر شما:



©foroneiran.com