کورش منصوری
در حاشيه ي بيانيه هفدهم مهندس موسوي(3)
راهبردهاي حل و فصل بحران پيش رو؟
Wed 20 01 2010 - 12:17
اگر بخش تند و فرا قانوني جناح حاکم به ويژه گروه برخوردار از رانت هاي نفتي و قاچاق و امثالهم بخواهند با فشار مانع از واکنش مثبت عقلاي جناح حاکم شوند بايد منتظر روند تازه و خطرناکي از حوادث بود. |
|
ايا در اوضاع پيچيده امروز ايران ارايه راهبردي با هدف حل و فصل مسائل مي تواند براي بهبود اوضاع مؤثر باشد؟ ايا در اوضاع کنوني ايران، مي توان معدلي از مطالبات و خواسته هاي گروه هاي مختلف معترض را در قالب کف مطالبات ارايه کرد؟ايا در برابر ارايه راه حل ها ي ممکن مي توان اميد وار بود تا حاکميت در روش هاي خود تجديد نظر کند؟ در صورت عدم تجديد نظر حاکميت در روش ها و نوع برخورد ها چه وضعيتي را براي کشور مي توان تصور کرد؟ به عبارت ديگر در صورت امتناع حاکميت از پذيرش راه حل براي حل مسائل و بحران جاري و انکار بحران چه پيامدها و نتايجي را مي توان پيش بيني کرد؟
جامعه بزرگ و هفتاد ميليوني ايران امروزبا مسائل و مشکلات و چالش هاي متنوع و پيچيده اي در ابعاد مختلف اقتصادي،اجتماعي،فرهنگي ،سياسي و بين المللي مواجه مي باشد. شناسايي اين مسائل و چالش ها ودر عين حال ارايه راه حل هاي جامع و نافع براي حل و فصل تمامي يابخش مهمي از اين چالش ها يکي از اولويت هاي اساسي ايران امروز است.
يکي از مهمترين چالش ها که امروزه در قالب بحراني شديد هويدا شده و به سرعت ابعاد گسترده اي يافته و به مهمترين مسئله پيش رو مبدل شده است اعتراض گسترده بخش عظيمي از ايرانيان به نتايج انتخابات رياست جمهوري است. اين اعتراض نه تنها از سوي نهادهاي حاکميتي پاسخ در خور و شايسته اي نيافت! بلکه با زير پا گذاشته شدن اصول صريح قانون اساسي همانند اصل آزادي تجمعات,آزادي مطبوعات,فعاليت آزاد احزاب سياسي،پرهيز از برخورد خشن با اعتراض هاي مدني و وجوب حفظ جان و مال و آبروي افراد ؛ حاکميت با شدت و حدّت به معترضان يورش برد.صدها تن کشته و زخمي و هزاران نفر زنداني و بازداشتي،قتل و شکنجه زندانيان در بازداشتگاه هاي مخوف و هولناک،اخراج دانشجويان و ديگر معترضان از دانشگاه هاو سازمان ها و ادارات ، گروگان گيري نزديکان فعالان سياسي همچون فرزند ايت الله طاهري،برادر خانم دکتر رهنورد،خواهر خانم شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل،دختران مهندس توسلي رئيس دفتر سياسي نهضت ازادي ايران ويا بازداشت زن و شوهر به صورت همزمان !بخشي از ليست بلند بالاي رفتارهاي ضد حقوق بشري حاکميت در مقابله با بحران جاري است. ابعاد گسترده نارضايتي هاي مردمي و بروز درگيري و کشتار معترضان در راه پيمايي هاي آرام و مسالمت جويانه معترضان موجب شد به سرعت صداي معترضان ؛که اينک به عنوان جنبش سبز در جهان رسميت يافته اند؛در رسانه هاي جهان بازتاب گسترده اي پيدا کند.از سوي ديگر در نتيجه واکنش منفي حاکميت ،پيامدهاي اين نا آرامي ها در حوزه هاي گوناگون اقتصادي و هنري و اجتماعي ابعاد تازه اي يافت. کاهش سرمايه گزاري داخلي و خارجي در حوزه هاي صنعتي و عمراني و اشتغال زايي موجب گسترش رکود اقتصادي و در نتيجه افزايش بيکاري شده و همزمان با گسترش تورم بر فقر و گرفتاري قشر فرودست افزوده شد.استمرار اين وضعيت در اينده مي تواند موجب ورود اين اقشار به اعتراض هاي خياباني شود!
در عرصه جهاني نيز وضعيت بي ثبات داخلي موجب شد تا اعطاي امتيازهاي بيشتر از سوي حاکميت به شرکاي خارجي مانند چين و روسيه در دستور کار قرار گيرد! اين امر از سويي روند نارضايتي داخلي از روش حکومت را افزايش واز سوي ديگر موجب باج خواهي بيشتر طرف هاي خارجي گرديده است!
اين چرخه ديگر تنها یک اعتراض و نارضايتي سياسي نيست. ابعاد گوناگون اين پديده در حوزه هاي مختلف به خوبي نشان مي دهد که تمام شئون حيات اجتماعي ايرانيان با وضعيت سياسي پيوند خورده و نمي توان بدون حل و فصل مسائل سياسي و بحران جاري اميدي به کاهش مسائل و مشکلات اقتصادي و اجتماعي ديگر داشت!
در اين وضعيت چند راهبرد مختلف مي تواند در دستور قرار گيرد.يکي از اين راهبردها دامن زدن به مطالبات و خواسته هاي مردمي براي اعمال فشار سنگين تر به حاکميت است.در اين راهبرد تشديد فشارها مي تواند موجب به زانو در آمدن حاکميت و در نهايت سرنگوني کل سيستم شود.هزينه هاي سنگين اين راهبرد چندان مورد توجه اين گروه نبوده و نيست. راهبرد ديگري که مي تواند مورد توجه قرار گيرد تشديد اعتراض ها و همزمان استمداد از سازمان ها ، مجامع و کشورهاي خارجي است!برخي از سخنگويان اين راهبرد اميدوارند با تشديد فشارها، نيروهاي غربي نيز بر فشارهاي خود افزده و در نهايت با دخالت نظامي غربي ها و ياري و استقبال نيروهاي داخل کشور بتوان به سرنگوني سيستم سياسي مستقر دست يازيد!
در مقابل اين دو رهبراد بخش هايي از حاکميت نيز با تکذيب هر گونه بحران همراه با تشديد فشارها بر رهبران سبز ها وديگر فعالان اميدوارند بتوانند بر مسائل جاري فايق ايند!استفاده از ابزارهاي ديني و غيره بخشي از تلاش هاي اين گروه براي همراه کردن بخش خاموش جامعه با خود و درنهايت مضمحل کردن سبزهاست.شرايط موجود نشان مي دهد هر دو دسته از اين راهبردهاي تدافعي و انکار گرا يا سرنگوني طلب با چالش هايي روبرويند.
از سويي در راهبرد سرنگوني طلب ظرفيت هاي واقعي جنبش سبز، توان بالفعل سبز ها و البته نقش با اهميت رهبري سبز در داخل کاملا ناديده گرفته شده است. ضمن انکه ماهيت مسالمت اميز جنبش و از ديگر سو وجود حاميان حدود ده درصدي حاکميت نيز در معادلات محاسبه نشده است! کمااينکه در اين راهبرد براورد دقيقي نيز از مطالبات معترضان و ابعاد اين مطالبات به ويژه جوانان و زنان و ديگر معترضان وجود ندارد! اين بي توجهي ها موجب مي شود ارايه راهبرد سرنگوني طلب با ناکارامدي تحليلي روبرو شود!
از ديگرسو بخشي از راست وحشي نيز با ارايه تحليل هاي نادرست سعي در انکار بحران دارد. اتکاي به منابع نفتي و نيز در آمدهاي ناپيداي مافيايي موجب شده تا اين دسته اميدوار باشند که با استفاده از ثروت و سرمايه هاي ملي بتوانند از چند جهت راه را بر جنبش سد کرده و در نهايت انرا از حوزه عمومي حذف کنند!از سويي با ارايه کمک هاي نقدي و غير نقدي گروهي از بخش هاي خاموش اجتماعي و به ويژه فرودستان را با خود همراه سازند و از ديگر سو با استفاده از اين منابع مالي با تجهيز بيشتر حاکميت با ابزارهاي پيچيده ي سانسورو سرکوب بتوانند سرکوب را تسهيل کنند.در اين روش نشاني از رسميت بخشي مخالفان و تلاش براي يافتن راه حلي ميانه مفهومي نداشته و ندارد!رهبران سبز ها از نظر اين گروه خائناني بيشش نيستند که بايد در اسرع وقت سزاي خيانتشان را داد!؟
در مقابل اين دو رويکرد انکار گرايانه و سرنگوني خواه، رهبري جنبش سبز و به ويژه مهندس موسوي ، حجه الاسلام کروبي و اقاي خاتمي راه حلي انساني تر،واقع بينانه تر،قانوني تر و البته کم هزينه تر و مسالمت جويانه تر در پيش گرفته اند!
راهبردهاي 5 گانه اخير مهندس موسوي در بيانيه شماره 17کف مطالبات وسازماندهي مطالبات معترضان را با وضوح و شفافيت به عهده گرفته است.
در حالي که انتظار مي رود در هفته هاي آتي براي بزرگداشت چهلم ايت الله منتظري،چهلم شهداي عاشورا و نيز روز 22 بهمن راهپيمايي هاي عظيم مردمي برگزار شود؛ انتشار بيانيه موسوي در اين روزها مي تواند کارکردهاي متفاوتي داشته باشد.
اگر بخش دورانديش جناح حاکم با بيانيه برخوردي مثبت و خير خواهانه داشته باشد مي توان اميدوار بود که مشکلات و بحران پيش روي به سرعت کاهش و زمينه براي گفتگو ومفاهمه و در نهايت آشتي ملي برقرار شود. ضمن انکه پذيرش پيشنهادات موسوي نتيجه بازي را برد برد مي کند.از سويي بازگشت به قانون اساسي براي همه طرف هاي درگير و وفاق برسر آن پيروزي است و زمينه ي حرکات ساختار شکنانه از بين مي رود و از ديگر سو مخالفان که تاکنون با تضييقات زيادي روبرو بوده اند دستاوردهايي را به نام خويش ثبت مي نمايند.اين خوش بينانه ترين حالت ممکني است که مي توان طرح کرد!
اگر بخش تند و فرا قانوني جناح حاکم به ويژه گروه برخوردار از رانت هاي نفتي و قاچاق و امثالهم بخواهند با فشار مانع از واکنش مثبت عقلاي جناح حاکم شوند بايد منتظر روند تازه و خطرناکي از حوادث بود. گسترش نا آرامي ها،تشديد خشونت نيروهاي حکومتي و دور باطل بي ثباتي و سرکوب تا در نهايت با شکل گيري توازن تازه نيروها شرايط تازه اي برقرار شود.در اين حالت برد با جنبش سبز خواهد بود.چرا که از نظر افکار عمومي ،حکومت و جناح حاکم مخالف سرسخت بازگشت به قانون اساسي و بازگشت آرامش به کشور قلمداد مي شود!و در ها را بر سر هر نوع مصالحه اي سد کرده اند! هزينه بين الممللي اين رويکرد نيز کمتر از بازتاب داخلي آن نيست!
در هر حال بايد منتظر شرايط تازه و تصميم گيري جريان حاکم ماند. به نظر مي رسد با بيانيه شماره 17 مهندس موسوي اوضاع در حال وارد شدن به دور تازه اي از تحولات است. اميد است مسير اين تحولات در جهت منافع ملت ايران و دور شدن سايه تنش و جنگ و برادر کشي از اين سامان باشد.
پایان
درج مطالب و گزارشها در وبگاه ForOneIran به معنای پذیرش تمامی یا بخشی از مضمون آنها از سوی این دبیرخانه نیست. بل هدف از انتشار آنها دامن زدن به بحث و گفتگوست
ارسال به شبکههای اجتماعی