Thursday 17 May 2012 www.foroneiran.com پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱
 |  اهداف ما  |  درباره ما  |  همکاری با ما  |  تماس با ما  | 
 |  صفحه نخست  |  سخن سردبیر  |  اخبار و گزارش‌ها  |  گفت‌وگو  |  مقاله‌ها  |  بخش فرهنگی  |  حقوق بشر  |  اقوام و اقلیت‌های دینی  | 

جریمه‌ای‌ها

جواد نجیب


foroneiran.com | Sun, 21.10.2007, 18:12

image

انسان ها در هر کجای دنیا که باشند، برای ادامه حیات انسانی خود، به امنیت و آسایش و عدالت احتیاج دارند. اگر امکانات قانونی و علنی در جهت کسب چنین نیاز هایی از آن ها سلب شود، ترک خانه و آشیانه از جمله راه هایی است که به آن اقدام می ورزند. در سه دهه ی گذشته، میلیون ها ایرانی خاک کشورخود را ترک کرده اند. بخش عظیمی ازاین جمعیت را اقلیت های مذهبی و قومی ویا دیگر کسانی تشکیل می داده اند که خود را در ایران، جزو شهروندان درجه دو احساس می کرده اند. بی توجهی وپافشاری بر برخورد های برتری جویانه، نه تنها باعث نا امیدی و راندن افراد و گروه های مختلف اجتماعی به آنسوی مرزها می باشد، بلکه خطرات احتمالی وجدیدی را نیز، برای منافع ملی کشوربدنبال خواهد داشت.

یک لحظه تصور کنید، هرروز صبح به محض خروج از خانه، یک برگ جریمه در پشتِ برف پاک کن ماشین تان قرارداشت و شما مجبور بودید آنرا با تلخکامی بر داشته ودر جیب خود بگذارید.

فرض کنیم دلیل آنهم این بود که یکی از اجداد بسیار دور شما در گذشته، بر طبق حکمی برای همیشه از حق پارک کردن در خیابان ها ی شهرمحروم و در صورت تخطی مجبور به پرداخت جریمه بوده است؛ البته با یک تبصره اضافی در انتهای آن : " این حکم پس از فوت نامبرده، به بازماندگان وی منتقل می گردد".

بعبارت دیگر: شما با یک برگه جریمه ی دائمی به دنیا آمده اید و باید با عواقب آن بسازید.

شاید در نگاه اول مثال بالا خیلی دور از ذهن وعجیب به نظربرسد، ولی با کمی تعمق می توان نمونه های مشابهی از این دست را، در گوشه و کنار دنیا پیدا کرد. مثلا دریک سیستم آپارتهاید، همه ی آنهایی که مورد تبعیض رژیم حاکم قرار می گیرند،
زندگی شان بر همین پایه می چرخد. آنها نه با یک ، بلکه با صدها برگ جریمه به دنیا می آیند وبه همین علت بخش بزرگی از سر نوشت آن ها، قبل از تولد شان رقم خورده است.

ویا حال و روزهموطنان خودمان در ایران که به خاطر تعلقات مذهبی و یا قومی ، براساس قوانین نوشته و یا نانوشته، ازداشتن امتیازات معینی محروم اند، کاملا با فرض بالا قابل مقایسه می باشد. آنها هم بدون آنکه مرتکب خطایی شده باشند، ازبدو تولد با برگ های جریمه بدنیا می آیند وبایستی با عواقب آن ها بسازند. وبه همین علت بعضاً، بخش مهمی از سر نوشت آن ها هم ، قبل از تولد شان رقم خورده است.

در حالیکه این گروه از هموطنان ما بهنگام نوشتن قانون ، اجرای آن ویا تعیین مسؤلین کشوری با توسل به ده ها دلیل فرسوده ، مورد تبعیض و بی مهری قرار می گیرند ، درتمام موارد دیگرکه سخن ازپذیرش وانجام وظایف شهروندی است، با تکیه بر یکپارچگی و وحدت ملی ، مورد خطاب قرار گرفته و از آنها انتظار همبستگی و جانفشانی می رود.

بعبارت دیگراز یکپارچگی و وحدت ملی به عنوان یک شعارو وسیله ای برای ابدی کردن تبعیضات موجود استفاده می شود، حال آنکه این امراز حیاتی ترین امورکشور و پروژه ای به درازای زمان است.

باید پذیرفت که در عصر کنونی یکپارچگی و وحدت ملی تنها با یک حریم جغرافیایی قابل تعریف نمی باشد. حال و روز انسان هایی هم که در این مرز و بوم زندگی می کنند ، جزء لا ینفک آن محسوب می گردد. وحدت ملی قبل از هر چیز پیمانی است دائمی، مابین انسان هایی که می خواهند با هم وبرای هم و درکنارهم باشند. یک وحدت واقعی هیچگاه با انحلال یکی در دیگری و یا کسب امتیازات برتری جویانه گروهی بر علیه گروه دیگر، حاصل نخواهد شد. از این نظر وجود شرایط عادلانه وبرابر در تمام عرصه های حقوقی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ، اصلی ترین مضمون وحدت ملی و زیربنای یکپارچگی کشور را تشکیل می دهد.

با توجه به حضور قدرت های بزرگ جهانی در منطقه و کوشش دائمی آنها برای سوء استفاده هرچه بیشترازاختلافات موجود در جهت حفظ و توسعه ی منافع خود ، همواره مسائل اقوام و اقلیت های ایرانی از حساسیتی خاص، برخوردار بوده اند. متاسفانه بجای آنکه این گونه بهره برداری ها بعنوان زنگ خطری جدی مورد توجه دولتمردان کشور باشند ، عمدتا بهانه هایی برای ایجاد محدودیت های بیشتربه دست آنها داده است. درحالیکه با رفع تبعیضات موجود و ایجاد شرایط عادلانه و برابر، بزرگترین گام در جهت حذف زمینه های عینی چنین مداخلاتی نیز، برداشته خواهد شد.



انسان ها در هر کجای دنیا که باشند، برای ادامه حیات انسانی خود، به امنیت و آسایش و عدالت احتیاج دارند. اگر امکانات قانونی و علنی در جهت کسب چنین نیاز هایی از آن ها سلب شود، ترک خانه و آشیانه از جمله راه هایی است که به آن اقدام می ورزند. در سه دهه ی گذشته، میلیون ها ایرانی خاک کشورخود را ترک کرده اند. بخش عظیمی ازاین جمعیت را اقلیت های مذهبی و قومی ویا دیگر کسانی تشکیل می داده اند که خود را در ایران، جزو شهروندان درجه دو احساس می کرده اند. بی توجهی وپافشاری بر برخورد های برتری جویانه، نه تنها باعث نا امیدی و راندن افراد و گروه های مختلف اجتماعی به آنسوی مرزها می باشد، بلکه خطرات احتمالی وجدیدی را نیز، برای منافع ملی کشوربدنبال خواهد داشت.

در این رابطه شاید نگاهی جدی به روند فروپاشی کشورهای اتحاد جماهیرشوروی و یوگسلاوی وهمچنین سرنوشت نا معلوم عراق، درس های آموزنده ای برای همه ی ما، در برداشته باشد.

حالا برای آنکه مساله ی فوق را از زاویه ی دیگری مورد بر رسی قرار دهیم، به مثال فرضی خود در ابتدای نوشته بر گشته و آنرا به روالی دیگر باز گو می کنیم.



یک لحظه تصور کنید، هرروز صبح برای سوار شدن به ماشین و رفتن به محل کار، همسایه ی خود را در حال بر داشتن یک برگ جریمه از پشت برف پاک کن ماشین اش، می بینید. او جزو اقلیت کوچکی در شهر شماست که برطبق قانون، به هنگام تولد یک برگ جریمه دریافت می کنند . بر این اساس، آنها از حق پارک کردن در خیابان های شهربرای همیشه محروم و در صورت تخطی مجبور به پرداخت جریمه هستند.

بدون آنکه بخواهید، نگاه شما با نگاه او تلاقی می کند. بخوبی خشم فرو خورده ای را در چشمانش تشخیص می دهید. برای یک لحظه نمی توانید تصمیم بگیرید که سرتان را بر گردانید، پائین بیندازید و یا اینکه اصلا چیزی به روی خود نیاورید. پس از درنگ کوتاهی، لبخند دوستانه ای زده و با سلامی، روز خوبی برایش آرزو میکنید ......
شما هرروز صبح از دیدن این وضعیت رنج می برید.

در تمام مدت رانندگی به همسایه تان فکر می کنید. بخاطر می آورید که چگونه دردوران کودکی و نوجوانی با برخی از آنها هم بازی وهم کلاسی بوده اید. آنها در بین بچه ها به "جریمه ای ها" معروف بودند و بعضا در نزاع های کودکانه ، از این موضوع به عنوان نقطه ضعفی بر علیه آنها استفاده می شد. البته مدتهاست این واژه درمکالمات روزمره ی بزرگترها هم ، بعنوان "متلک" و یا "توهین" جای ویژه ای پیدا کرده است ، بطوری که بعضی ها بدون آن، انگار چیزی در زندگی کم می آورند. البته باید اعتراف کرد که تا همین چندی پیش ، شما هم نا آگاهانه در این بازی ها شرکت می کردید. تا آنکه با همسایه ی جدید تان و زندگی او از نزدیکتر آشنا می شوید .
باورکردنی نیست که آنها بخاطر یک برگ جریمه، باید اینهمه محرومیت بکشند. معمولا چون از اول یک برگ جریمه در پرونده شان وارد می شود، خود به خود از استخدام درخیلی از مشاغل دولتی محروم و یا در صورت استخدام از سطح معینی بالاتر نمی روند. برای پیدا کردن کارو مسکن نیز باید با مشکلات عدیده دیگری دست و پنجه نرم کنند.

مردم شهراکثرا دنبال کارهای خود هستند و کاری با این کارها ندارند. تعداد کمی هم شدیدا از موضع موافق و حفظ قانون مزبور صحبت می کنند، چراکه می ترسند مبادا کسی آنها را عوضی بگیرد وخدای نکرده یک برگ جریمه وارد پرونده شان بشود. مسولین شهرهم همواره با "احساس مسولیتی خاص" می گویند که: این حکم قانون است و دست مان بسته !

آرام آرام به محل کارتان نزدیک می شوید. با خود می اندیشید که برای این رفع این مشگل، چه کاری از دست تان بر می آید. به محض ورود به محل کار، تصمیم می گیرید این مطلب را با بقیه در میان بگذارید. درلحظه ای مناسب به یک جمع چند نفری از آنها نزدیک می شوید. تا می خواهید لب باز کنید و حرفی بزنید، یکی از همکاران با خنده و صدای بلند می گوید:

بچه ها! آخرین جُکِ " جریمه ای ها " را شنیده اید؟ ........
........

و شما به همسایه ی خود و آنچه امروز درخیابان شاهد آن بودید، به آن نگاه های معنی دار، به فردا و " فردا های دیگر" می‌اندیشید ودر دل می گویید: ولی ، من مخالفم .
۲۱ اکتبر سال ۲۰۰۷

درج مطالب و گزارشها در وبگاه ForOneIran به معنای پذیرش تمامی یا بخشی از مضمون آنها از سوی این دبیرخانه نیست. بل هدف از انتشار آنها دامن زدن به بحث و گفتگوست.

انتشار مطالب تارنمای "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس این تارنما و کسب اجازه از نویسندگان آنها روا نیست.





ارسال به شبکه‌های اجتماعی
Bookmark and Share
نظر شما:



©foroneiran.com