Thursday 17 May 2012 www.foroneiran.com پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱
 |  اهداف ما  |  درباره ما  |  همکاری با ما  |  تماس با ما  | 
 |  صفحه نخست  |  سخن سردبیر  |  اخبار و گزارش‌ها  |  گفت‌وگو  |  مقاله‌ها  |  بخش فرهنگی  |  حقوق بشر  |  اقوام و اقلیت‌های دینی  | 

در باره سبک تاریخ نگاری آدمیت

حسین آبادیان


foroneiran.com | Wed, 23.04.2008, 9:33

image

در ایران آدمیت عالیترین سطح تاریخ را مورد توجه قرار داد و فراز و نشیب خرد را در ایران قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در معرض دید خوانندگان گذاشت. برای آدمیت تاریخ نه انبانی برای حفظ نامها و حوادث، بلکه دانشی برای فهم درجه آگاهی ایرانیان در مقطع تاریخ معاصر کشورشان بود.

زنده یاد دکتر فریدون آدمیت، نقشی غیر قابل انکار در تحول تاریخ نگاری ایران داشت و بدون تردید او نخستین کسی بود که تاریخ نگاری ایران را از نقل صرف حوادث و وقایع به دانشی برای وقوف به آگاهی مبدل ساخت. تاریخ نگاهی است به گذشته برای ترسیم افق امکانی آینده. به عبارت دقیق تر در تاریخ نگاری، حادثه گذشته با زمان حال دوره زندگی نویسنده در می‎آمیزد و افقی امکانی برای فهم آینده مهیا می‎سازد.

به نظر می‎رسد امر مرجح آن است که تاریخ را در چارچوب مسائل عملی بررسی نمائیم، دقیقتر اين‎كه به‎جای پرداختن صرف به رویدادهای گذشته و کشف صرف علیتهای تاریخی، زمان حال را دستاویزی نمائیم برای تفسیر گذشته و به این شکل مرزهای ستبر میان گذشته و حال را مخدوش کنیم. زمان حال نقطه عزیمتی است برای شناخت گذشته، پس روش صحیح تحقیق تاریخی نه شرح صرف رویداد تاریخی و بررسی اندیشه فلان شخصیت تاریخی؛ بلکه تلاش بر نشان دادن نحوه ظهور آگاهی است در بین گروهی از ایرانیان که تحصیل‎کرده، روشنفکر، دگراندیش یا هر چیز دیگر خوانده می‎شوند. نگاه مورخ باید به اکنون باشد: آیا تجربیات پیشینیان توانسته است مبنائی باشد برای نوسازی «نظر» در پدیده‎ها و چیزها یا خیر؟
پس منظور اصلی تاریخ اندیشه ها بررسی شرایط امکانی است برای نیل به حصول آگاهی، با این وصف می‎توان افق آینده را نیز موشکافی کرد: با امکاناتی که در اختیار گذشته تاریخی ما بوده است، آیا امیدی به نوسازی اندیشه و نوآئین ساختن سنن تاریخی به‎جای مانده از نیاکان وجود دارد یا نه؟ با این روش مورخ فرصت می‎یابد ضمن استشعار به حوادث گذشته، از زمان حال فاصله گیرد و دورنمائی وسیعتر تدارک ببینید، و حق انتخابهائی را برای آینده مفروض بشمارد.

در ایران آدمیت نخستین کسی است که تاریخ را از نقالی صرف حوادث خارج ساخت و از آن به مثابه علمی برای ترسیم افق آینده بهره گرفت. ویلیام بارت نویسنده امریکائی کتاب اگزیستانسیالیسم چیست، -که اثری است در معرفی اندیشه های هایدگر- مینویسد تاریخ اندیشه ها عالیترین تجلی تاریخ است، اگر این سخن درست باشد -که هست- در ایران آدمیت عالیترین سطح تاریخ را مورد توجه قرار داد و فراز و نشیب خرد را در ایران قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در معرض دید خوانندگان گذاشت. برای آدمیت تاریخ نه انبانی برای حفظ نامها و حوادث، بلکه دانشی برای فهم درجه آگاهی ایرانیان در مقطع تاریخ معاصر کشورشان بود. در عین حال کتابها و مقالات او مبین این نکته است که آدمیت به امکان انتقال آگاهی و استشعار به جایگاه تاریخی ایران در شطرنج تحولات متعدد جهانی در نزد روشنفکران باور داشته است.

آدمیت تحصیل کرده علوم سیاسی بود، چون در علوم سیاسی تحصیل کرد بدون نظریه وارد مسائل و مباحث تاریخی نشد، بلکه او از پیش مسلح به ابزار نظری بود که فقدان آن در بین مورخین قبل و بعد از خودش به خوبی مشاهده می‎شد و می‎شود. در عین حال او تجربه کار عملی سیاسی داشت در وزارت امور خارجه، یکی از مهمترین مناصب آدمیت نمایندگی او در هیئت دیپلماتیک ایران در سازمان ملل به شمار می‎رفت، در این منصب وی با حوادث و مسائل جهانی بیشماری از استقلال هند گرفته تا مسئله تشکیل دولت اسرائیل و قضایای ریز و درشت دیگر، درگیر بود و حتی در جلسات مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت می‎کرد. این تجربه منحصر به فرد برای محققی سخت کوش مثل آدمیت بسیار آموزنده بود، این آموزه ها در آثار وی به خوبی بازتاب یافته است، محقق می‎تواند از درون آثار آدمیت به کانون محوری اندیشه های او که همانا حفظ مصالح عالیه ملی ایران است وقوف یابد.

نکته مهم این است که با وصف جایگاه نیکوی او در وزارت خارجه، به دلیل اختلافاتش با برخی سیاستهای خارجی دولت وقت؛ به زودی و در اوایل سنین میان سالی یعنی به سن حدودا چهل سالگی خود را بازنشسته کرد و یکسره وقف تحقیقات تاریخی نمود. نخستین اثر منتشر شده او به سال 1340 در مورد اصلاحات سپهسالار بود، چندی بعد رساله ای نگاشت در آراء میرزا فتحعلی آخوندزاده، که با بازتاب منفی برخی محافل مذهبی مواجه شد. اندکی بعد رساله ای نگاشت در باره آراء و اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی، نقطه اوج این تحقیقات رساله ای است تحلیلی به نام ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران که جلد نخست آن به سال 1354 و جلد دوم آن به نام مجلس اول و بحران آزادی در سالهای اولیه انقلاب منتشر شد، کما اینکه یکی دیگر از رسائل او به نام شورش بر امتیاز نامه رژی نیز به سال 1360 منتشر گردید. در عین حال او به اندیشه های سوسیال دمکراسی و تأثیر آن بر تحولات دوره مشروطه اشاره داشت که کتاب فکر دمکراسی اجتماعی حاصل چنین دیدگاهی است. دو اثر مهم دیگر وی عبارتند از آشفتگی در فکر تاریخی که به واقع مقاله ای است مفصل که به صورت مستقل و در اوایل انقلاب چاپ شده است و دیگری کتابی است در تاریخ اندیشه باستان که در آن وجه ناشناخته ای از تاریخ اندیشه از جمله تمدن سومر را کاویده است. برخی آثار وی مثل افکار سیاسی اجتماعی منتشر نشده با همکاری هما ناطق انتشار یافته اند، این آثار نقشی غیر قابل انکار در تکوین اندیشه تاریخی محققین جوان داشته اند. کانون محوری کلیه کتابها و مقالات آدمیت فکر مشروطه است، برای آدمیت پیش بردن طرح مشروطه بر هر چیزی اولویت داشت، به همین دلیل از زیگراگ زدنهای مکرر که خصیصه روشنفکری ایرانی است به دور بود.


با نگاهی گذرا به آثار آدمیت در مییابیم که او به اندیشه ترقی تعلق خاطر داشت، اندیشه ای که مربوط است به عصر روشنگری و بشارت آینده ای بهتر می‎داد و به واقع رویه سکولار اندیشه های موعود گرایانه Messianic مسیحی قرون وسطی به شمار می‎رفت. وی مورخی بود که روح زمان خود را بازتاب می‎داد و کانون محوری آن مسئله آزادی بود. او به صراحت ذکر می‎کند اندیشه هائی که در دوره قبل از مشروطه و زمان مشروطه مطرح می‎شدند؛ به نحوی از متفکران عصر روشنگری فرانسه اخذ شده بودند؛ شاید به همین دلیل بود که شخص آدمیت به اندیشه های دینی چندان بهائی نمی‎داد.
آن زمان هنوز نقدهای جدی فلسفی بر تمدن جدید غرب به ایران راه نیافته بود، نقدهائی ایدئولوژیک از آن نوع که در بین روشنفکران ایران آن زمان گفته می‎شد همه ناظر بود بر ناکجاآبادی که بازگشت به هویت خویش نامیده می‎شد؛ مباحثی ممسوخ که از درون آن چیزی جز تمنای محال بازگشت به صورت منسوخ سنن تمدنی گذشته استنباط نمی‎شد، به عبارت بهتر از نظر فلسفی اندیشه بازگشت به خویشتن خویش چیزی بود از سنخ امتناع اعاده معدوم. اما آدمیت روشنفکری بود که هنوز با اتکا به سنت فکری عصر روشنگری به اندیشه ترقی میاندیشید و بیهوده نیست نام کتاب نخست خود را اندیشه ترقی و حکومت قانون نهاد که تتبعی است در باره دوره صدراعظم اصلاح طلب ایران یعنی میرزا حسینخان سپهسالار. ابزار کار او در این راه تاریخ روشنفکری ایران بود و هدفش مقابله با جریانی فکری که نگاهی به گذشته داشت و از درون آن چیزی جز انحطاط مضاعف به منصبه ظهور نمی‎رسید.


کتاب امیرکبیر و ایران اثری است بین رشته ای، در این اثر آدمیت از ابزارهای نظریات روابط بین الملل، تاریخ بماهو تاریخ، اقتصاد و اندیشه سیاسی استفاده کرده و از این بالاتر تاریخ تحولات اندیشه های برخی اقلیت های جدید مذهبی را کاویده است. زمان انتشار این کتاب هم مقارن بود با مباحث روزمره در مورد مسئله بحرین، این تقارن شاید تصادفی بوده باشد، اما واقعیت این است آدمیت که در کتاب امیرکبیر و ایران در مورد مسئله تمامیت ارضی ایران آن‎همه حساسیت داشت و امیر را به واسطه حفظ ایران می‎ستود، نسبت به مسئله بحرین هم حساس بود و با استقلال آن مخالف؛ اساسا یکی از دلایل کناره گیری او از وزارت امور خارجه و شاید عمده ترین دلیل آن همین موضوع بود.

ویژگی دیگر اندیشه آدمیت این بود که تاریخ ایران را در ابعاد مختلف میکاوید، در این راستا او به تحولات اجتماعی و اقتصادی کشور مقارن با ظهور اندیشه های روشنفکری میپرداخت. افکار اقتصادی اجتماعی در آثار منتشر نشده دوره قاجار و نیز کتاب شورش بر امتیاز نامه رژی نشان دهنده این گرایش است.

کتاب مهم دیگر آدمیت که امیرکبیر و ایران نام دارد، اثری است که در آن اوضاع جهانی مقارن اصلاحات امیرکبیر را برجسته ساخته و اهمیت اصلاحات امیر را با معیار مصالح ملی ایران کاویده است. اگر رساله اندیشه های میرزا فتحعلی آخوندزاده با واکنش منفی محافل مذهبی شیعه مواجه شد، برخی مطالب این رساله با واکنش منفی برخی اقلیت های مذهبی روبرو گردید. کتاب امیرکبیر و ایران اثری است بین رشته ای، در این اثر آدمیت از ابزارهای نظریات روابط بین الملل، تاریخ بماهو تاریخ، اقتصاد و اندیشه سیاسی استفاده کرده و از این بالاتر تاریخ تحولات اندیشه های برخی اقلیت های جدید مذهبی را کاویده است. زمان انتشار این کتاب هم مقارن بود با مباحث روزمره در مورد مسئله بحرین، این تقارن شاید تصادفی بوده باشد، اما واقعیت این است آدمیت که در کتاب امیرکبیر و ایران در مورد مسئله تمامیت ارضی ایران آن‎همه حساسیت داشت و امیر را به واسطه حفظ ایران می‎ستود، نسبت به مسئله بحرین هم حساس بود و با استقلال آن مخالف؛ اساسا یکی از دلایل کناره گیری او از وزارت امور خارجه و شاید عمده ترین دلیل آن همین موضوع بود.


آدمیت چون به مباحث اندیشه دینی بی علاقه بود و نسبت به روحانیان بی اعتماد، چندان عنایتی به بخش مهم تاریخ تحولات ایران یعنی ساختار روحانیت و سنن قدمائی اندیشه نداشت... به همین سیاق بحث آدمیت در تاریخ اندیشه در بی اعتنائی به نقش اندیشه و فرهنگ دینی صورت گرفت، به این شکل وی تاریخ اندیشه را به صرف تاریخ روشنفکری ایران تقلیل داد.

آدمیت چون به مباحث اندیشه دینی بی علاقه بود و نسبت به روحانیان بی اعتماد، چندان عنایتی به بخش مهم تاریخ تحولات ایران یعنی ساختار روحانیت و سنن قدمائی اندیشه نداشت. با اینکه روحانیان در تحولات ادوار قبل و زمان مشروطه نقشی مهم داشتند، و به طور مثال در مسئله شورش علیه امتیازنامه توتون و تنباکوی ایران فعال بودند، آدمیت به نقش محوری آنان بها نداد؛ و موضوع کلیدی بحث خود را به نقش بازرگانان در شورش علیه امتیازنامه رژی قرار داد. به همین سیاق بحث آدمیت در تاریخ اندیشه در بی اعتنائی به نقش اندیشه و فرهنگ دینی صورت گرفت، به این شکل وی تاریخ اندیشه را به صرف تاریخ روشنفکری ایران تقلیل داد. از آنجا که اندیشه های دینی از صورت مسئله تحقیقات تاریخی آدمیت پاک شده بود، او پاسخی در برابر پرسشهای مقدر نقش این اندیشه ها در تحولات ایران معاصر ارائه نداد. حتی در اثر برجسته ای مثل ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران، آدمیت نسبت به نقش روحانیان چندان اعتنائی ندارد؛ این مهم نیست که محقق نسبت به دستگاه رسمی دینی دوره مشروطه چه نظری داشته و دارد، مهم این است که با نادیده گرفتن آنها تنها صورت مسئله پاک شده و به واقع به پرسش علل حضور آنان در صحنه های سیاسی و اجتماعی کشور پاسخی داده نمی‎شود. به همین دلیل تحقیقات آدمیت در بی اعتنائی مطلق نسبت به نظام قدمائی اندیشه دور می‎زند، هرچند او در برخی آثار خود نگاهی دارد به سنت اندرزنامه نویسی در ایران دوره قاجار و مشروطه؛ او به درستی اندرزنامه نویسی را از اندیشه سیاسی جدا می‎داند و سطح مباحث آن اندرزنامه ها را بسیار نازل و از سنخ صدور دستورالعمل های اخلاقی در قلمرو سیاست معرفی می‎کند، حال آنکه محور اندیشه سیاسی عقلانیت است و نه نصیحت و پند.

بی اعتنائی آدمیت به وجوهی از اندیشه قدمائی اهل سنت، راه را بر قابل فهم ساختن دیالکتیک اندیشه های کهنه و نو مسدود ساخت. آدمیت برای جریان سوسیال دمکراسی در ایران کتابی مجزا نوشت، اما نسبت به جریانهای مهم سیاسی در صحنه چندان اعتنائی نداشت؛ حال آنکه هم از نظر کمیت و هم کیفیت گروه سوسیال دمکراتها با وصف حضور فعالشان در صحنه، از حیث تأثیر عملی قابل قیاس با بسیاری از گروههای سیاسی و یا شخصیتهای دیگر ذی مدخل در حوادث سیاسی آن زمان نبودند.

او در مورد آراء آخوندزاده رساله ای مستقل تحریر کرد، اما در مورد مستشارالدوله که می‎خواست ابزار سنت قدمائی اندیشه را پایه ای قرار دهد بر اندیشه قانون‎خواهی در ایران؛ سخنی مهم به میان نیاورد، زیرا همان‎طور که گفته آمد، تحقیقات او در بی اعتنائی مطلق به سنت اندیشه های دینی صورت می‎گرفت.
آدمیت مشروطه و اندیشه های برخاسته از آن را گامی مهم در صیرورت به سوی آزادی می‎دانست، از نظر او مشروطه تنها آغاز راه بود و تاریخ با تمام امکانات خویش ایران را در مسیر آزادی قرار داده است، به همین دلیل همان‎طور که در آغاز این مطلب توضیح دادیم، برای او نگاه به گذشته ابزاری بود به منظور فهم حال، و وسیله ای بود برای فراهم آوردن تمهیدات نظری جهت آینده ایران. بی اعتنائی به بخشی مهم از میراث گذشته ایران، در این تمهید نظری نوعی گسست به وجود آورد؛ لیکن بدون تردید او بنیادگذار نوعی نوین از اندیشیدن در باب تاریخ ایران بود، روشی که مسبوق به سابقه نبود و آن روش با نام فریدون آدمیت گره خورده است.




درج مطالب و گزارشها در وبگاه ForOneIran به معنای پذیرش تمامی یا بخشی از مضمون آنها از سوی این دبیرخانه نیست. بل هدف از انتشار آنها دامن زدن به بحث و گفتگوست.

انتشار مطالب تارنمای "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس این تارنما و کسب اجازه از نویسندگان آنها روا نیست.


ارسال به شبکه‌های اجتماعی
Bookmark and Share
نظر شما:



©foroneiran.com