| Thursday 17 May 2012 | www.foroneiran.com | پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |  حقوق بشر |  اقوام و اقلیتهای دینی |  |
توسعه سيستان و بلوچستان و چالش هاي پيش رواحسان هوشمند
foroneiran.com | Wed, 28.12.2011, 15:50
مقدمه توسعه يکي از مفاهيم جاري و پر مصرف است؛ از مطالب روزنامهها و نشريهها گرفته تا متون سياسي، اداري و علمي، از محاورات روزمره تا مناظرههاي سياسي و فرهنگي همه و همه به اين مفهوم ارجاع ميدهند. بارها و بارها واژه توسعه مورد استفاده و استناد قرار ميگيرد، بي آنکه گويندگان و يا نويسندگان توافق روشني درباره این مفهوم داشته باشند. اقتصاد توسعه، به عنوان بخشي از علم اقتصاد، جامعهشناسي توسعه نيز به عنوان حوزهاي از جامعهشناسي، مردمشناسي، علوم سياسي و مديريت و غيره از جمله علومي هستند که هر يک موضوع و مفهوم توسعه را به نوعي و از منظري مورد توجه قرار ميدهند. در هر يک از دانشها و علومي که نام برده شد نظريههاي گوناگوني درباره توسعه ارايه و نظريههاي رقيب به موازات يکديگر و گاه در مقابل يکديگر ظاهر شدهاند، اما در تمامي اين تلاشهاي نظري از نظريههاي کلاسيک تا تئوريهاي پست مدرن، آنچه مطمح نظر بوده بهبود سطح زندگي و کاهش رنجها و آلام مردم است. بر همين سياق در مقاله حاضر، آن بخشي از شاخصهاي توسعه در استان سیستان و بلوچستان مورد توجه قرار گرفته که با زندگي روزمره مردم در ارتباط بوده و تغيير در آن شرايط و بهبود شاخصهاي مورد بررسي ميتواند به کاهش رنجها و دردها مردمان اين بخش از ديارمان ياري رساند . موقعيت جغرافيايي استان سيستان و بلوچستان استان سيستان و بلوچستان به عنوان پهناورترين استان کشور با وسعتي حدود 181758 كيلومتر مربع، در جنوب شرقي کشور قرار گرفته است. استان سيستان و بلوچستان از دو منطقه سيستان و بلوچستان تشکيل ميشود .اکثريت سيستانيها شيعه واکثر بلوچها سني مذهب هستند. اين استان از شمال به استان خراسان جنوبي و کشور افغانستان، از شرق به کشورهاي پاکستان و افغانستان، از جنوب به درياي عمان و از مغرب به استانهاي کرمان و هرمزگان محدود ميشود. شمال استان يعني منطقه سيستان با دو مشخصة اقليمي و جغرافيايي يعني بادهاي 120 روزه و وجود رودخانه هيرمند و درياچة هامون به عنوان بزرگترين درياچه آب شيرين جهان شناخته ميشود. ولي خشکسالي مزمن و ديرينه و همچنين محدوديتهايي که دولت افغانستان بر راه سرريز آب رودخانة هيرمند ايجاد کرده در کنار بادهاي موسمي و نيز گرماي هوا موجب شده است تا اين منطقه از خشکسالي شديدي در رنج باشد. هرچند منطقه جنوبي استان يعني بلوچستان داراي طبیعتي کوهستاني است اما در اين حوزه نيزگرماي زياد و فقدان بارندگي موجب کم آبي گسترده شده است. وجود قله نسبتاً بلند تفتان در اين منطقه بر تنوع اقليمي بلوچستان افزوده است. شاخصهاي جمعيتي استان استان سيستان وبلوچستان شامل ۱0 شهرستان به نامهاي ايرانشهر، چابهار، خاش، زابل، زاهدان، زهک، سراوان، سرباز، کنارک و نيکشهر است. همچنين اين استان پهناور از 37 بخش، ۳2 شهر و 98 دهستان تشکيل شده است. بزرگترين و پر جمعيتترين شهر استان، زاهدان با بيش از ۵85842 نفر جمعيت است و کم جمعيتترين شهر اين استان شهر کوچک سرباز است که فقط ۱7865 نفر جمعيت دارد. نتايج سرشماري 1385 نشان ميدهد که جمعيت استان سيستان و بلوچستان 2405742 نفر است. جمعيت استان در سرشماري قبلي يعني سرشماري 1375 برابر با 1722579 نفر گزارش شده بود . همانگونه که جدول شماره دو نشان ميدهد استان سيستان و بلوچستان از نظر نرخ رشد جمعيت نسبت به ساير نقاط کشور و نيز ميانگين کشوري وضعيت متفاوتي دارد. اين تفاوتها را چنين ميتوان نشان داد: نخست آنکه نرخ رشد جمعيت استان از ميانگين کشوري بالاتر است. دوم،نرخ رشد جمعيت استان سيستان و بلوچستان در سه سرشماري اخير يعني سرشماري سالهاي 1365 و 75 و 85 از نرخ رشد کشوري بالاتر بوده است. يکي از بالاترين نرخهاي رشد جمعيت کشور به اين استان اختصاص دارد. بالاتر بودن نرخ رشد جمعيت در استان سيستان و بلوچستان هم شامل مناطق روستايي است و هم شهري. يعني هم نرخ رشد جمعيت در مناطق روستايي و هم نرخ رشد جمعيت در حوزه هاي شهري سيستان و بلوچستان بالاتر از نرخ کشوري است. به عنوان نمونه نرخ رشد جمعيت کشور در سال هاي 1375 تا 1385 برابر با61/1 گزارش شده اما همين نرخ براي استان سيستان و بلوچستان 40/3 ميباشد. مناطق شهري استان نرخ رشد15/4 و مناطق روستايي نرخ 66/2 را در ده سال اخير تجربه کردهاند در حالي که اين نرخ براي مناطق شهري و روستايي کشور 74/2 و 49/0- ميباشد. اين دادهها نشان ميدهد كه عليرغم موفقيت کشور در اجراي سياستهاي کنترل مواليد؛ اين سياستها در اين استان توفيق چنداني نداشتهاند. پرسش آن است كه آيا اين نرخ بالاي رشد جمعيت ناشي از ضعف و کمکاري دستگاههاي بهداشتي مستقر در منطقه است؟ يا رشد جمعيت تحت تأثير آموزههاي مذهبي در منطقه است؟ آيا ميان فقر عمومي در منطقه و رشد جمعيت رابطه وجود دارد؟ و پرسشهاي ديگري از اين است كه بي پاسخ ماندهاند. اين دلايل و علل هر چه باشد، نرخ بالاي رشد جمعيت ميتواند به عنوان يکي از شاخصهاي مهم توسعه نايافتگي منطقه قلمداد شود. جدول شماره 3 نشان ميدهد از مجموع 2405742 جمعيت استان سيستان و بلوچستان حدود6/49 درصد جمعيت استان در مناطق شهري ساکن هستند. به سخن ديگر برخلاف روند تحولات کشوري که جمعيت شهرنشين بر ساکنان روستا پيشي گرفته است همچنان در استان سيستان و بلوچستان جمعيت روستايي بيش از جمعيت شهري است. جدول شماره 4 نشان ميدهد بيش از 50 درصد از جمعيت استان سيستان و بلوچستان در روستا ها ساکن هستند. گستردگي استان و نيز خشکي و غير قابل سکونت بودن برخي مناطق استان موجب شده تا در اين استان پهناور تراکم نسبي جمعيت بسي کمتر از ديگر مناطق ايران و معدل کشوري باشد. افزون بر رشد بالاي جمعيت يکي ديگر از ويژگيهاي جمعيتي استان نسبت بالاي خانوارهايي با تعداد بيش از پنج نفر است. در حالي که 21/32 درصد از خانوارهاي کل کشور داراي پنج نفر و بيشتر هستند، در سيستان و بلوچستان اين نسبت بيش از نيمي از خانوارهاي استان راشامل ميشود. نتايج سرشماري 1385 نشان ميدهد که 61/51 درصد از خانوارهاي استان پنج نفره و بيشتر هستند. در خصوص بعد خانوار جدول شماره 7 به مقايسه متوسط افراد خانوار در استان با کل کشور پرداخته است. جدول نشان ميدهد متوسط افراد خانوار در استان سيستان و بلوچستان 11/5 نفر است. اين وضعيت درکل کشور03/4 نفر است. اين نسبت در سرشماري 1375، 90/5 نفر متوسط افراد خانوار براي سيستان و بلوچستان و 84/4 نفر براي کل کشور گزارش شده است. اين وضعيت نشان ميدهد بعد خانوار در ده سال 1375 تا 1385 کاهش داشته اما فاصله با کل کشور تغيير چنداني نکرده است. شاخصهاي توسعة استان سيستان و بلوچستان يکي از مهترين شاخصهاي معرّف توسعه اجتماعي و نيز توسعه پايدار ميزان با سوادي است. ميزان باسوادي جمعيت شش ساله و بالاتر استان سيستان و بلوچستان درمجموع و نيز به تفکيک شهر و روستا از معدل کشوري پايينتر و حتي در رتبه آخر استانهاي کشور قرار دارد. جدول شماره 9 نشان ميدهد در حالي که ميانگين 61/84 درصد جمعيت شش سالهها و بالاتر کشور با سواد هستند در استان سيستان و بلوچستان اين نسبت 01/68 درصد است. به سخن ديگر حدود 32 درصد از جمعيت لازمالتعليم استان بي سوادند. اين نسبت براي مناطق روستايي استان 82/59 درصد است. يعني حدود 40 درصد روستائيان لازمالتعليم بي سوادند. شکاف بالاي معدل کشوري با وضعيت استان نشان ميدهد از نظر شاخص سواد وضعيت استان سيستان و بلوچستان بسيار نامناسب است. يکي ديگر از دادههاي مربوط به موضوع توسعه، شاخصهاي مربوط به نيروي کار است و يکي از نخستين و مهمترين موانعي که در راه بررسي اين مقوله پيش ميآيد، آمار مبهم و متناقض است. جدول شماره 10 و 11شاخص عمده نيروي کار در جمعيت 10 ساله و بيشتر را در سالهاي 1380 و 1385 به تصوير ميکشد. همچنين به طور مشخصتر نرخ بيکاري جوانان 15 تا 24 ساله مورد بررسي قرار گرفته است. نگاهي به دادههاي جدول بيش از آنکه معرف وضعيت بيکاري در استان باشد زمينهساز بروز شک و ترديد در صحت آمارهاي رسمي است. چرا که بيشترين کاهش آمار بيکاري در طي 5 سال در کل کشور طبق آمارهاي مرکز آمار ايران مربوط به استان سيستان و بلوچستان است که از رقم 3/35 درصد بيکاري در سال 1380به 9/10 درصد در سال 1385کاهش يافته است. به هيچ وجه معلوم نيست که چگونه در طي پنج سال نرخ بيکاري به اين صورت کاهش يافته است. به ويژه آنکه در حوزة تاسيس واحدهاي صنعتي اشتغالزا و يا در بخشهاي خدماتي، معادن، کشاورزي و دامداري استان نيز دگرگوني خارقالعادهاي ظهور و بروز نداشته است. هر چندکه در همين آمارهاي مبهم و متناقض نيز نرخ دو رقمي بيکاري نشانگر وضعيت نامطلوب اشتغال در اين استان ميباشد. جدول شماره 12 تعداد کارگاههاي صنعتي استان را در سال 1385 به تصوير ميکشد. وضعيت غمانگيز بخش صنعت استان سيستان و بلوچستان از خلل اين آمارها کاملاً نمايان است. ازمجوع 16018 کارگاه صنعتي کشور در سال 1384استان سيستان و بلوچستان داراي 138کارگاه صنعتي است، يعني 86/0درصد (هشتاد وشش صدم درصد) کارگاههاي صنعتي کشور در استان سيستان و بلوچستان قرار دارد. اين آمار نشان ميدهد که سهم استان از کارگاههاي صنعتي کشور حتي به يک درصد هم نميرسد. وجود 5 کارگاه صنعتي داراي 100 نفر و بيشتر کارکن در استان، از مجموع 1982 کارگاه در کشور، نشان ميدهد اين نسبت براي اين دست از کارگاهها به 25/. درصد (بيست و پنج صدم درصد) هم نميرسد. در حوزه بهرهبرداري از معادن وضعيت استان سيستان و بلوچستان تفاوت چنداني با وضعيت واحدهاي صنعتي ندارد. وجود تنها 36 معدن در حال فعاليت با 785 نفر شاغل نشاندهنده نقش حداقلي معادن در ساختار اقتصادي منطقه است. سهم استان از شاغلان بخش معدن حدود يک درصد از کل شاغلان کشوري است. سهم معادن در حال بهرهبرداري نيز در همان حدود يک درصد معادن درحال بهرهبرداري کشور را تشکيل ميدهد. از نظر تعداد مؤسسات درماني و تعداد تخت بيمارستاني به عنوان شاخصهاي بهداشتي نيز متأسفانه وضعيت استان سيستان و بلوچستان چندان رضايتبخش نيست. وجود تنها 13 مؤسسه درماني در اين استان پهناور در سال 1385به معناي محروميت شديد استان در بخش درمان و پزشکي است. 2117 تخت نيز براي بستري شدن بيماران در استان تأييدي بر اين محروميت است. در حالي که استان سيستان و بلوچستان بيش از ده درصد از وسعت کشور را در بر ميگيرد و حدود 41/3 درصد جمعيت کشور نيز در استان ساکن ميباشند اما سهم مؤسسات درماني کشوري مستقر در استان 68/1 درصد و سهم تخت بيمارستاني 82/1 درصد گزارش شده است. از سويي استان سيستان و بلوچستان يکي از محرومترين استانهاي کشور است وپذيرش دانشجوي بومي در دانشگاههاي كشور نوعي «بيعدالتي آموزشي» را دامن ميزند و اثرات آن تا مدتها ماندگار و ملموس خواهد بود از آنجايي بسياري از امكانات آموزشي، اساتيد مجرب و فرصتهاي علمي در تهران، اصفهان، شيراز، مشهد و تبريز و چند نقطه ديگر از كشور متمركز شده است. آيا اين عادلانه است كه دانشجوي تهراني و اصفهاني و تبریزی در تهران و اصفهان و تبریز بتوانند تحصيل كنند، اما دانشجوي منطقه محروم سراوان در دانشگاههاي به نسبت محروم استان ؟ همچنين اين وضعيت ميتواند در آينده به بازتوليد گسترده محروميت و گسترش نابرابري توسعهاي در مناطق مختلف كشور در اين مناطق منجر شود. آيا سطح آموزش و دسترسي به منابع علمي و كمك آموزشي و استاد و پژوهش در همه مناطق كشور همسنگ است؟ پيامد اين نابرابري به جز در فارغالتحصيلان دانشگاهها و جامعه و استان مربوطه در كجا نمايان ميشود؟ مگر غير از اين است كه اين فارغالتحصيلان بايد مسئوليتهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي حركت به سوي توسعه را بر دوش بگيرند؟ ضمن آنكه به دليل تمركز امكانات صنعتي، علمي، فرهنگي و اقتصادي و پژوهشي كشور در چند مركز كشور اگر دانشجويي در اين مراكز پذيرفته شود در حين تحصيل فرصت استفاده از اين ظرفيتها را يافته والبته ديگران در اين خصوص محروم خواهند بود. آيا با عدالت اجتماعي سازگار است كه گروهي در دوران تحصيل ماقبل دانشگاهي در منطقهاي محروم، در همان منطقه هم در دانشگاه پذيرفته شوند و البته فرصتهاي دسترسي كمي به مراكز علمي، پژوهشي و اقتصادي و صنعتي داشته باشند و گروهي بالعكس از ابتداي تحصيل در منطقهاي برخوردارتر شروع كنند وتا انتهاي تحصيل از مزاياي آن منطقه هم برخوردار باشند. علاوه بر اين محلي گزيني و بوميگرداني دانشگاهها امكان انتخاب و حق انتخاب را از داوطلبان سلب ميكند. اگر داوطلب تهراني مايل به ادامه تحصيل در بلوچستان باشد امكان بسيار كمي خواهد داشت. و يا داوطلب همداني نميتواند در يزد تحصيل كند و اين گذشته از آنكه با عدالت سازگار نيست و حق انتخاب ملي را ناديده ميگيرد، نشان ميدهد كه از اين به بعد ايرانيان براي حضور در گوشه و كنار كشور (به جز محل سكونت) نيازمند مقدمات بسياري همراه با موانع گوناگوني هستند. گسترش محليگرايي، عدم دسترسي به فرصتهاي اقتصادي براي مناطق محرومتر و از همه بدتر گسترش احساس غريبگي در ميان ايرانيان. از پيامدهاي اينگونه طرحها است كه بدون جامعنگري و صرفاً با نگاهي بخشينگر به برنامهريزي ميپردازد. از طرف ديگر «عدم ارتباط و قطع ارتباط نخبگان مناطق محلي با نخبگان و مردم ديگر نقاط ايران» كاركرد منفي ديگر اينگونه طرحها است و انسجام ملي و همبستگي ملي ايرانيان به عنوان يك استراتژي و راهبرد مهم از منظر طراحان اينگونه طرحها مغفول مانده و خساراتي بر آن وارد ميشود. آمد و شد نخبگان علمي مناطق مختلف كشور به اقصي نقاط كشور ضمن ايجاد زمينه مفاهمه و ارتباط گستردهتر و آشنايي ايرانيان با يكديگر زمينه نزديكي بيشتري ميان آنان را فراهم كرده و در يك منظر كلان و آيندهنگر منافع ملي را مطمح نظر قرار خواهد داد. با اجراي اينگونه طرحهاي بخشينگر به جز كشيده شدن ديواري بلند ميان ايرانيان چه چيزي به دست ميآيد؟ در اين طرح جايگاه مليانديشي كجاست؟ كاركرد گسترش محليگرايي رودررو قرار گرفتن محليانديشي با مليانديشي است و البته در اين كارزار، مليانديشي مغلوب محليانديشي خواهد بود. يکي از مباحثي که در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرد شاخص ازدواج و طلاق است. درسال 1385 در کل کشور نسبت طلاق به ازدواج 08/12 درصد و در مناطق شهري 15/14 درصد و در مناطق روستايي 88/6 درصد گزارش شده است. ميزان طلاق در مناطق روستايي استان سيستان و بلوچستان با 12/2 درصد يکي از پايين ترين نرخهاي طلاق در کشور محسوب مي شود. نسبت طلاق به ازدواج در مناطق شهري نيز2/6 درصد و در کل استان 48/4 درصد گزارش شده است. همه اين آمارها نشانگر نرخ پايين طلاق در سطح استان در مقايسه با کل کشور مي باشد. يکي ديگر از ويژگيهاي جمعيتي استان بنا بر موقعيت مرزي استان، حضور تعداد زيادي از اتباع خارجي به ويژه اتباع افغانستان و پاکستان است. بنا بر آمارهاي مربوط به سرشماري 1385 از مجموع 2405742نفر جمعيت سرشماري شده استان حدود 112329نفر داراي تابعيت افغاني و 4579تابعيت پاکستاني داشتهاند. آمارهاي ارايه شده در بخشهاي پيشين نشان ميدهد از نظر شاخصهاي توسعه انساني و توسعه اقتصادي و اجتماعي اين بخش مهم از ايران يعني استان سيستان و بلوچستان وضعيت رضايتبخشي ندارد. دروازه ايران به شرق به ويژه شبه قاره هند يعني استان سيستان و بلوچستان با ساحل طولاني برکرانة درياي عمان، متأسفانه با مشکلات عديدهاي روبرو است. گستردگي زياد سرزميني، همسايگي زميني با دوکشور پاکستان و افغانستان، در مجاورت آبهاي بينالمللي و اقيانوس هند، قرار گرفتن در نزديکي مراکز توليد مواد مخدر در آن سوي مرزها و برخي تحرکات نظامي گروههاي سياسي مسلح و حضور گسترده مهاجرين افغاني بر اهميت اين استان افزوده است. براي مطالعهاي که توسط راقم اين سطور درباره وضعيت استفاده از مديران بومي و محلي در چند استان قومي کشور صورت گرفت، مطابق با دستهبنديهاي نظام اداري کشور، مديران در سه سطح عالي، مديران مياني و مديران پايه دستهبندي شدهاند. منظور از مديران عالي, استانداران، معاونان استاندار، مديران عامل بانکها و رؤساي دانشگاهها و پژوهشگاهها ميباشد. مديران مياني شامل معاونين رؤساي دانشگاهها، مديران کل استانداري، رؤساي سرپرستيها و منطقههاي بانکها، شهرداران مراکز استانها، فرمانداران مراکز استان و شهرستانهاي بيش از 300 هزار نفر جمعيت، رؤساي دانشکدهها، رؤساي بيمارستانهاي بزرگ و رئيس مرکز آموزش مديريت دولتي استان، فرمانداران شهرستانها و معاونان فرماندار، مديران عامل و معاونان مديران عامل شرکتهاي استاني ،رؤساي بيمارستانهاي کوچک، مديران مراکز آموزش کشاورزي و امثال اين دسته از مديران را شامل ميشوند. مديران معمولي يا پايه هم شامل رؤساي ادارات، بخشداران، معاونان دادگستري شهرستانها و مديران مشابه است. جدول شماره 17نشان ميدهددر سال 1382 اکثريت قابل ملاحظهاي از مديران اين استان -6/65 درصد- يعني 525 نفراز 800 مدير اين استان بومي هستند. هر چند در ميان مديران عالي مديران بومي حضور ندارند اما اين آمارها نشان ميدهد اکثر مديران استان بومي هستند. افزايش شمار فارغالتحصيلان دانشگاهي و ارتقاي انتظارات مردم منطقه موجب شده بود تا در اوايل دهة هشتاد آمار مديران محلي رشد قابل ملاحظهاي داشته باشد. اگر چه اين آمار نشان نميدهد چه تعداد از مديران استان سيستاني يعني شيعه مذهب و چه تعداد سني مذهب و بلوچ ميباشند. ولي شواهد نشان ميدهد در سطح استان و در سطح کشور نخبگان و تکنوکراتهاي سني مذهب کمتر در موقعيت شغلي و مديريتي عالي مورد استفاده قرار ميگيرند. جدول شماره 18 گزارشي از برخي آسيبهاي اجتماعي را به تصوير ميکشد.آمارها نشان ميدهد سهم استان از هشت آسيب اجتماعي ارائه شده در سطح کشور بسيار کم و کمتر از نسبت جمعيتي استان به کل کشور است. نتيجه گيري استان سيستان و بلوچستان در جنوب شرقي کشور و در کرانههاي درياي عمان و در همسايگي کشورهاي افغانستان و پاکستان قرار دارد. اين وضعيت به علاوه گستردگي و پهناوري استان ميتواند توان بالقوة زيادي براي توسعه منطقه و حتي کشور مهيا سازد. گسترش شمار دانش آموختگان دانشگاهي را نيز بايد بر اين مزيتها افزود. تنوع آب و هوايي و وجود معادن در منطقه را هم بايد بر فهرست توانمنديهاي بالقوة استان افزود. تقويت بازارچههاي مرزي و بنادر استان حتي ميتواند فرصتهاي کم نظير و مناسبي براي صادرات و واردات کشور فراهم سازد. با وجود اين توان، هنوز استان سيستان و بلوچستان محرومترين استان کشور محسوب ميشود. رشد نسبتاً بالاي جمعيت، بيکاري گسترده، ورود گسترده مواد مخدر از مرزهاي شرقي، تعداد اندک مراکز توليدي و صنعتي، کم رونقي دامداري و کشاورزي و بخش معدن، عدم دسترسي مناسب به مراکز بهداشتي و درماني، بيسوادي گسترده و مواردي از اين دست نشان ميدهد مردمان اين بخش از ايران با رنجها، دردها و کمبودهاي بيشماري دست به گريبانند. وضعيت شاخصهاي توسعة درون استاني نيز نشان ميدهد اين محروميتها در داخل استان شکل قومي ندارد و شمال و جنوب استان يعني منطقه سيستان و ناحيه بلوچستان با محروميتهاي گستردهاي روبرو هستند. اين وضعيت و نيز توسعه نايافتگي ديگر بخشهاي کشور نشان ميدهد يکي از مبرمترين و اساسيترين نيازهاي کشور توجه به حقوق اساسي ملت به ويژه تلاش براي دستيابي همه ايرانيان به فرصتهاي برابر توسعهاي است. عزم ملي براي دستيابي به توسعه پايدار و تمرکز همه دلسوزان، فرهيختگان و روشنفکران بر گفتمان توسعه ميتواند بر کاهش اين شکافهاي توسعهاي تأثير گذار باشد. منبع:فصلنامه فرهنگی و اجتماعی گفتگو شماره 57 فروردین 1390 صفحات29 تا 43 يادداشتها: ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- -ريچارد پيت، الين ريچارد هارت ويک،1384 نظريههاي توسعه ترجمه: مصطفي ازکيا، اسماعيل رحمانپور، رضا صفري شالي، نشر لويه. -آمارهاي اين بخش از نتايج سرشماري 1385 استان سستان و بلوچستان اخذ شده است. - خانوار چند نفركه با هم در يك اقامتگاه زندگي ميكنند و با يكديگر همخرج هستند و معمولاً با هم غذا ميخورند يك خانوار را تشكيل ميدهند. بنابراين لازم نيست اعضاي يك خانوار حتماً با يكديگر رابطه خويشاوندي داشته باشند. بدين معني كه خانوار لزوماً با خانواده يكي نيست، فردي كه به تنهايي زندگي ميكند نيز خانوار تلقي ميشود. خانوار معمولي :خانوار با تعريف فوق. اكثر افراد كشور را در بر ميگيرد و به همين دليل. اين گونه خانوارها (خانوار معمولي) نيز ناميده ميشوند. -آمارهاي اين بخش از کتاب سالنامه آماري کل کشور در سال 1385 و نيز کتاب سالنامه آماري استان سيستان و بلوچستان در سالهاي 85 و 84 و 1380اخذ شده است. -آمارهاي دانشجويي از سازمان سنجش آموزش کشور اخذ شده است. -آمارهاي اين بخش نتيجه يک مطالعه اسنادي توسط احسان هوشمند در سال 1383 در سطح 6 استان خوزستان، سيستان و بلوچستان،ايلام، کرمانشاه، کردستان و آذربايجان غربي است. مطالب و گزارشها در وبگاه ForOneIran به معنای پذیرش تمامی یا بخشی از مضمون آنها از سوی این دبیرخانه نیست. بل هدف از انتشار آنها دامن زدن به بحث و گفتگوست. ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
| ©foroneiran.com |