| www.foroneiran.com |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |  حقوق بشر |  اقوام و اقلیتهای دینی |  |
بحران آگاهي و تکوين روشنفکري در ايران
foroneiran.com | Sun, 25.10.2009, 20:31
به قلم: حسين آباديان، انتشارات کوير، چاپ 1388 اعتماد: کتاب بحران آگاهي و تکوين روشنفکري در ايران که به تازگي توسط انتشارات کوير منتشر شد و اخيراً به عنوان کتاب برتر فصل جايزه يي هم دريافت کرد، تلاشي است براي شفاف سازي وضعيت روشنفکري در جامعه ايران ما. گرچه قالب کتاب مربوط به دوران مشروطه است اما بسياري از نقد هايي که نويسنده بر روشنفکران آن عصر وارد کرده به نظر مي آيد هنوز هم درخور تامل است هر چند جا دارد چنين کتابي در مورد انقلاب اسلامي و پس از آن نگاشته شود. آباديان در اين کتاب پيدايش پديده روشنفکري در عصر مشروطه را در تعامل و تقابل با غرب به اجمال توضيح داده و سپس به کاستي ها و کارکردهاي آن در آن برهه پرداخته است. در فصل مقدماتي کتاب به نقد و بررسي روش شناختي آثاري پرداخته شده که توسط محققان قبل از اين درباره مشروطه ايران نگاشته شده است. آثار ميرزا ملکم خان، فريدون آدميت، عبدالهادي حائري، ماشاءالله آجوداني و حتي باقر مومني و آرامش دوستدار از ديدگاه نويسنده نقادي شده اند. نويسنده در اين فصل ضمن بررسي آثار ديگران ديدگاه هاي خود را نيز ارائه کرده است. اين بخش با رويکردي کارکردگرا مشروطه مشروعه را مورد بازنگري قرار داده و آن را نه از سر حمايت از استبداد بلکه به عنوان نظريه يي مطرح و مبتني بر فقه و شرع عنوان کرده است. به گفته نويسنده اين تلاشي بوده است براي بومي کردن مشروطه تا ايراني با تفکر سنتي و ديني بتواند آن را بفهمد. وي اين مفهوم را از ابداعات قبل از مشروطه و کساني چون ناصرالملک و مهدي قلي خان هدايت دانسته و شيخ فضل الله نوري را هم از همين منظر مطرح مي کند. کتاب در فصل ديگري به تعامل جامعه ايراني با فرهنگ و تمدن غرب پرداخته و نقش مطبوعات و مراودات اقتصادي و تجاري را در اين زمينه شکافته است تا نشان دهد چگونه فرهنگ و افکار غربي با سنت ها و افکار ايرانيان برخورد کرده و چه امتزاجي صورت گرفته است. در اين کتاب نگاهي هم به پيشتازان ترقي خواهي و اصلاحات در جامعه ايران شده و با عنوان اصلاح طلب نابهنگام وضعيت تراژيک ميرزاتقي خان اميرکبير و قبل از او قائم مقام فراهاني را بررسي کرده است. نويسنده بر آن است اين مردان بزرگ زودتر از دوره تاريخي خود ظاهر شدند و مناسبات آن زمان ظرفيت هضم و جذب آنان را نداشت. پس از آن به شکل گيري پديده روشنفکري در دوران مشروطه مي رسيم. در اين فصل انديشه هاي آخوندزاده، مستشارالدوله، ملکم خان، طالبوف و ميرزاآقاخان کرماني بررسي شده و در رابطه با تبيين مشروطه و نظريه پردازي در اين باب ارزيابي شده است. اين کتاب مي خواهد نشان دهد روشنفکران در آن زمان فاقد انسجام فکري و فلسفي براي تبيين مشروطه خواهي بودند. او به نوعي آشفتگي فکري در ميان روشنفکران اشاره مي کند که قادر به توجيه و تبيين مسائل نبودند. جنبش مشروطه خواهي براي روشنفکر ايراني به مثابه آزموني تاريخي بود که مي توانست چهره واقعي خود را چون آينه يي در آن ببيند. او سعي کرده است اين چهره را بازنمايي کند و ضعف ها و کاستي هاي او را بنماياند. او براي اثبات آشفتگي فکري که به گمان او مهم ترين ويژگي روشنفکران آن دوران است به بررسي چند نمونه در پايان کتاب پرداخته است. بسياري مباحث مطرح شده در کتاب گرچه در قالب تاريخ مشروطه گفته شده اما هنوز در جامعه ايراني حضوري پررنگ دارند. از اين جهت کتاب خواندني و به روز است هر چند ديدگاه هاي مخالف نيز درباره مباحث طرح شده حرف هاي نويي خواهند داشت. به ويژه در رابطه با جنبش اصلاح طلبي و نقادان آن طرح اين مباحث مي تواند عمق بيشتري در انديشه هاي امروزين ايجاد کند. آخرين جملات کتاب پيام هاي امروزين کتاب را آشکار مي کند؛ «فقدان قوه فهم- يعني نداشتن قوه تمييز براي تشخيص ماهيت جريان هاي سياسي و اشخاص ذي مدخل در امر سياست- سطحي انگاشتن امور، راه حل ميانبر زدن و تمايل براي نيل سريع به مقصود، آفت اصلاحات است. به همين علت از درون هياهوهاي عصر مشروطه رضاخان سردار سپه ظهور کرد و بر اريکه قدرت استقرار يافت و باز هم به اين شکل بود که حکومت خودکامه يي شکل گرفت که براساس موازين مشروطه کاملاً ارتجاعي بود.» آباديان گويا در نظر دارد اين آسيب شناسي را ادامه داده و به سال هاي بعد از انقلاب مشروطيت نيز بپردازد. چنان که در اين کتاب از برخي مباحث با اشاره عبور کرده و بحث تفصيلي در آن باره را به مجلدات آينده حواله داده است. http://www.etemaad.ir/Released/88-08-04/296.htm#163472
ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
| ©foroneiran.com |