اعطای جایزه فریدریش روکرت به اسماعیل خویی
foroneiran.com | Tue, 18.05.2010, 13:00
جایزه فریدریش روکرت در سال ۲۰۱۰ به اسماعیل خویی، شاعر سرشناس ایرانی تعلق گرفت. جایزه فریدریش روکرت هردو سال یکبار به یکی از چهرههای برجسته ادبی که در حوزه برقراری تفاهم میان فرهنگهای شرق و غرب فعالیت میکنند؛ اهدا میگردد. این جایزه که اساسا غیر سیاسیست امسال از سوی هیات داوران بر ادبیات ایران تاکید نمود. چهار نامزد ایرانی این جایزه، محمدرضا شفیعی کدکنی، منیرو روانیپور، شهریار مندنیپور، و اسماعیل خویی بودند؛ که از میان این چهرههای ادبی معاصر ایران آقای اسماعیل خویی برگزیده شد.
دویچهوله درباره این مراسم مینویسد: " اسماعیل خویی در مراسم رسمی در شهر کوبورگ در روز یکشنبه (۱۶ مه) ضمن اشاره به اهمیت این جایزه برای تفاهم میان جهان اسلام و مسیحیت از یکسو و نزدیکی میان شرق و غرب از سوی دیگر، به عنوان یکی از شاعران مدرن ایران، به تشریح وضعیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در ایران پرداخت و به مراسم رنگ و بویی سیاسی داد. خویی در بخشی از سخنان خود به سرکوب منتقدان و فرهنگسازان ایرانی در حکومت جمهوری اسلامی اشاره کرد. خویی با ابراز تاسف از اقامت اجباری در خارج از کشور، یادآور شد که آرزو میکرده این جایزه را در ایران دریافت کند. وی تصریح کرد که دریافت جایزه فریدریش روکرت باعث افتخار اوست، اما از ناخشنودی مقامات ایرانی از اعطای این جایزه به خود نیز آگاه است."
فریدریش روکرت، پدر شرقشناسی آلمان
فریدریش روکرت، شرقشناس و ایرانشناس معروف آلمانی، که به عنوان پدر شرقشناسی آلمان از وی نام برده میشود؛ در سال ۱۷۸۸ میلادی در شهر کوبورگ زاده شد. وی در طول زندگی ۷۸ سالهی خود، به ترجمه و گردآوری آثاری از خاورمیانه و خاورنزدیک پرداخت. روکرت که نبوغ بسیاری در فراگیری زبانهای گوناگون داشته است در کتابی با عنوان "رزهای شرقی" شعرهای شاعران کلاسیک ایران، چون فردوسی، سعدی، مولانا و حافظ را با برگردان آلمانی گردآوری کرد.
وی بهزبانهای یونان باستان، لاتین، سنسکریت، فارسی، عربی و ترکی تسلط داشت. کارشناسان معتقدند که ترجمه وی از گلستان سعدی پس از مدت ۵۰ سال از بهترین و زیباترین نمونههای ترجمه این اثر ادبی به زبان آلمانی است.
ترجمه شعر معروف سعدی: بنی آدم اعضـای یکـدیگرند/ که درآفـرینش ز یک گوهرند /چوعضوی بهدرد آورد روزگار/ دگـر عضـوها را نمانـد قـرار/ تو کز محنت دیگران بیغمی /نشـایـد کـه نامت نهند آدمی
O ihr Gebornen eines Weibes-
Seid ihr nicht Glieder eines Leibes?
Kann auch ein Glied dem Weh verfallen,
Dass es nicht wird gefühlt von allen?
Du, den nicht Menschenleiden rühren,
Kannst auch den Namen Mensch nicht führen.
ارسال مطلب به بالاترین:
ارسال به شبکههای اجتماعی