Fri 05 03 2010 - 10:00
اولين جشنوارهي نوروز، همزمان با ثبت جهاني نوروز توسط سازمان ملل، هشتم تا سيزدهم اسفندماه در مجموعهي فرهنگي سعدآباد برگزار شد. بیانیه پایانی اولین جشنواره نوروز در پی میآید:
بهنام خداوند جان و خرد
1. اولين جشنوارهي نوروز، همزمان با ثبت جهاني نوروز توسط سازمان ملل، هشتم تا سيزدهم اسفندماه در مجموعهي فرهنگي سعدآباد برگزار شد. انجمن فرهنگي ايرانزمين (افراز) خرسند است – در كنار شماري سازمان مردمنهاد فعال در حوزهي ميراث فرهنگي و گردشگري: انجمن ايلامشناسي ايران، انجمن دهكدهي سبز، فريوان سپينود، ايراندخت آريا و ديدهبان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران - و با كولهباري از تجربه در برگزاري دو جشن بزرگ نوروز در دو سال گذشته در مركز علمي كشور، دانشگاه تهران، اينبار به ياري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري و كانون جهانگردي و اتومبيلراني جمهوري اسلامي ايران اين جشنواره را تقديم علاقهمندان كرده است.
2. پس از چند سال تلاش پیگیر ایرانیان و ایرانیتباران در سراسر جهان، سرانجام جشن بزرگ نوروز ایرانی، همزمان با یکم فروردینماه برابر با 21 مارس، به عنوان «روز جهانی نوروز» در مجمع عمومی سازمان ملل به رسمیت شناخته شد. مجمع عمومی سازمان ملل در روز 4/12/88 قطعنامهي «روز جهانی نوروز» را در چارچوب مادهي 49 دستورکارِ خود و تحت عنوان «فرهنگ صلح» به تصویب رساند و برای نخستینبار در تاریخ این سازمان، نوروز ایرانی را بهعنوان یک مناسبت بینالمللی رسمیت داد. این قطعنامه که با همکاری مشترک کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان آماده شده بود، مورد حمایت عمومی کشورهای عضو سازمان قرار گرفت و به اتفاق آرا به تصویب رسید. قابل توجه است که سه کشور هند، آلبانی و مقدونیه نیز در روز رایگیری به کشورهای تهیهکنندهي این قطعنامه پیوستند در حالي كه پيش از آن، دو كشور تاجيكستان و افغانستان به علت عدم عضويت كشورشان در كنوانسيون ميراث معنوي از اين همراهي باز مانده بودند. به باور ما، چه شاهد حضور كشورهاي همفرهنگِ تاجيكستان و افغانستان - كه در سختترين دورههاي تاريخيِ سركوب و كشتار حكومتهاي بلشويكي و طالباني نگذاشتند آتشِ ديرينهسالِ نوروز در كشورشان خاموش شود - در اين مناسبت نباشيم و چه كشوري همچون تركيه - كه تا كمتر از يك دهه پيش، حضور بیش از بیستوپنج میلیون کرد را در کشور خود انکار میکرد و به آنها ترکهای کوهستانی لقب داده بود و میراث ارزشمند کهن آنها با سایر ايرانيان، یعنی نوروز، را ممنوع و هرگونه بزرگداشت آن را به شدت سرکوب میکرد – در كنار وارثان فرهنگ و تمدن ايرانِ بزرگ قرار گرفته باشد، ثبتِ جهاني نوروز تحولی نوین در همگرایی منطقهای کشورهای همتبار، همفرهنگ و همتاریخِ آسیای مركزي و آسياي جنوب غربی خواهد بود.
بیتردید مردمانِ حوزهي جغرافيايياي كه آن را به نام فلات ایران ميشناسيم و در حقيقت بازماندگان ایرانِ بزرگ كهن هستند، از آنان كه همچنان درونِ مرزهاي كنوني هستند تا آناني كه چندين پاره شدهاند همچون کردها، تاتها، بلوچها، تركمنها، و آناني كه به كل از ديگران جدا شدهاند همچون ارمنیها و گرجيها، تاجیکها، پشتونها، اوستیاییهای قفقاز ـ که خود را همچنان ایرانی مینامند ـ همه و همه از اشتراکات بسیارِ تاریخی، فرهنگی و سنت و آداب و رسوم برخوردار هستند و پراکندگی و جدایی بخشهايی از آنان تنها در 200 سال گذشته، بهگونهاي ساختگی و مصنوعی و به دست استعمارگران روسیه و انگلستان و نه خواستِ مردم آن مناطق بوده است.
3. دستاندركاران جشنواره به نمايندگي شماري از سازمانهاي مردمنهادِ دوستدارِ ميراث فرهنگي از مسؤولان كشوري خواستارند:
الف – براي پربار شدن و بهآيين شدنِ سنتها و سورهاي وابسته به اين جشن، از چهارشنبهسوري تا سيزدهبهدر، به ياري ايرانيان بروند و در اين راه، بهدرستي و به طرز صحيح، از ابزارهاي رسانهي ملي و آموزش رسمي ياري گيرند.
ب – از فرصتِ بهوجودآمده براي گسترش فرهنگ نوروز و در جاهايي زندهسازي آن، بهويژه در بخشهايي از حوزهي تمدني ايران كه اين جشن در آن مناطق زدوده شده است – همچون خطهي جنوبِ آبهاي گرم خليجِ هميشه فارس، و ميانرودان يا عراق، كه بهگونهاي خاستگاه اين جشن كهن است – بهره ببرند.
پ – در عينِ پذيرش تنوع و گونهگونيِ آيينهاي نوروزي و كوشش براي پاسداري از اين رنگارنگي، با هر گونه تحريف در تاريخ آن، به هر شكل و در هر گوشهاي از جهان، بهگونهاي رسمي برخورد كنند.
ت- بكوشند به خواستِ ديرينهي ايرانزمينيان جامهي عمل بپوشانند و اتحاديهي بزرگ اقوام ايراني را شكل دهند. در اینباره بايد توجه داشت که منظور از تشکيل اتحاديه، حل شدن اين کشورها در يکديگر و از دست دادن استقلال در حوزههاي اساسي شکل حکومت، و يا هويت بومي، زبانی، آييني و مذهبي نيست. اين کشورها ميتوانند روي زمينههاي همگرايي در حوزههاي سیاسی، فرهنگي، اقتصادي و تبادلات اجتماعي، کار کرده و به وحدت عمل برسند. به عنوان مثال؛ سرمايهگذاريهاي مشترک، تحقيقات مشترک علمي، برنامهريزيهاي مشترک فرهنگي، نظام آموزش مشترک تا سطح دانشگاه و بهويژه تدوين كتاب درسي مشترك تاريخ – كه ضرورتي جدي است و مانعِ رشد كينهورزيهايي خواهد شد كه سردمداران برخي از اين كشورها ناآگاهانه و در جهت خواستِ قدرتهاي بزرگ جهاني به آتش آن دم ميزنند - برداشتن تعرفههاي گمرکي، سهولت رفتوآمد اتباع بدون نياز به گرفتن رواديد، طراحي نظام مالياتي مشابه، نظام مشترک بانکي و پولي (پول واحد)، بازار نيروي کار مشترک و قوانين مشابه، همکاريهاي امنيتي، نظام واحد گردشگری، تشکيل شوراي واحد سياست خارجي اتحاديه، تشکيل مجلس مشترک اتحاديه، برقراري پيمان مشترک دفاعي، و بسياري زمينههاي ديگر که در اتحاديههاي مختلف در سطح جهان تجربه شده و سودمندي آنها به اثبات رسيده میتواند در این اتحادیه به کار گرفته شود. فراموش نشود در اينباره تجربههاي سازمان همكاريهاي منطقهاي اكو نيز ميتواند دستمايه قرار گيرد.
ث – ثبت جهاني نوروز وظايف ما را سنگينتر كرده است؛ چه دولت و چه سازمانهاي مردمي. اميدواريم اين رويدادِ فرخنده سبب شود نهادهاي دولتي در راه هويتبخشي به نسل جوان، بيش از پيش، به ياري سازمانهاي مردمنهاد بشتابند.
به اميد شكلگيري اتحاديهي نوروز