www.foroneiran.com
 |  اهداف ما  |  درباره ما  |  همکاری با ما  |  تماس با ما  |  RSS  | 
 |  صفحه نخست  |  سخن سردبیر  |  اخبار و گزارش‌ها  |  گفت‌وگو  |  مقاله‌ها  |  بخش فرهنگی   |   حقوق بشر   |   اقوام و اقلیت‌های دینی   |  
مقاله‌های پیشین:


هویت ایرانی

هویت ایرانی

Wed 04 07 2007 - 18:49


هویت ایرانی
"ایرانی" کیست و شناسه‌های او کدام است؟
چه پرسش دشواری!
از هزاران سال فرهنگ و تمدن ایرانی سخن می‌رانیم، بی‌آنکه بتوانیم تعریفی از این "ایرانیت" چند هزار ساله عرضه داریم. تلاشهایی در این راه تا کنون صورت گرفته است. اما باز بودن بحث نشان از آن دارد که درخت این تلاش هنوز میوه خود را به ثمر ننشسته است. این که "ایرانی کیست"، کماکان چیستان بزرگ تاریخ ایران معاصر است. چند مقاله پیرامون هویت ایرانی و پروژه ملت سازی در بخش "دیدگاه‌ها و نظرگاه‌ها" گردآورده‌ایم. حال برآنیم تا به بحثی روشنگر در این زمینه دامن زنیم. بر شمار مقالات به تدریج خواهیم افزود. اما مراد از این گفت و گوی آزاد، نه آموزش، که آموختن است. آموختن از یکدیگر.

در انتظار نظر تو هستیم. نظر تو، ای شهروند این سرزمین شاید بی‌تعریف! بیا به دالانهای تیره و تار این تمدن چند هزار ساله سرک کشیم. آیا پاسخ پرسش "کیستی ملی" را باید در تاریخ این کهن مرز و بوم جست یا در لایه‌های نازک اکنون؟ آیا برای بیان هویت ایرانی نیاز به "تعریفی" داریم یا نیاز به یک "توصیف"؟ آیا شالوده نظری این هویت یک توافق است یا یک الزام؟

این گفتگو، آن گفتگویی نیست که روزی شروع شود و روزی هم به پایان برسد. راه درازی در پیش است، تردیدی نیست. ما ره توشه خود برداشته‌‌ایم. تو نیز هم‌راه شو!




نظر کاربران


Alireza Taheri /Bonn-Koeln
در بقولی وهله ی اول ایرانی کسی است که خود را بعنوان ایرانی بشناسد. درین وهله مهم این نیست که پشت این برچسب معرفه چه قرار دارد.
اما اینکه بخواهیم فردی ناشناس را ایرانی بدانیم یا نه چه معیاری هست. شاید اولین معیارش این باشد که شخص اصلن خود را بخواهد ایرانی معرفی کند. انکه خود را ایرانی ندارند دیگر نمی توان به او این برچسب را بزور چسباند. اصلن صحبت بر سر ارزش گذاری گزینش این برچسب نیست بلکه صحبت سر این است که فرد خود را ایرانی می داند یا نمی داند می تواند این برچسب را حمل کند یا نه.
مابرای شناخت فرد لزومن نیازمند چنین صفتی کلی نیستیم. ما می تواینم هویت فرهنگی او را انالیز کنیم بدون اینکه این حق را از او بگیریم که این صفت را نخواهد حمل کند. نتیجه ی شناخت ممکن است منجر به این شود که فرد متولد انجاست و حامل عناصر فرهنگی محیط جغرافیایی ایران. عناصر یکه در یک مرز جغرافیایی محدود اینچنین انسانها را مشخص به صفاتی می کنند و نمود این عناصر را حتادر فرمها ی متفاوت می توان فقط در انسانهای زیسته در ان محیط یافت. اما براستی انگاه فرد را با یک برچسب میتوان یکسان بادیگرانی و متمایز از دیگرانی دیگر کرد؟ یا فقط بدرد شناخت میخورند. بدرد شناخت خودو دیگران. برای شناختن و دانستن نمیتوان بدون استفاده از توصیفات و بر چسبها اقدام کرد. این کلمات تنها ابزار شناخت ما هستند.
برای شناخت رفلکسیو یا انعکاسی نسبت به خود همه نیاز به این مشخصه ها داریم. باید بدانیم چونه شروع کنیم و چگونه روی عناصر هویتی خود کار کنیم. برچسب کشو یی ایرانی یا هر کشوری هم برای این شناخت ضرور ی استو اما انسان تفاوت بزرگی بنظرم با حیوان وگیاه دارد. گیاه و حیوان اغلب خصوصیات یا عناصر وابسته به برجسب محیطی دارد. زمانی می گوییم شیر افریقایی بسختی در کانادا می تواند شری کانادایی شود. بنفشه افریقایی شاید در اتاق پشت پنجره درالمان بنفشه افریقایی دیگر نباشد و لی بسیاری برچسب های گیاه و جانوری هم اینچنین کاذبند. اما انسان موجودی طبیعتی فقط نیست. خصوصیات فرهنگی او را نمیتوان با تز های دترمینستی نویروبیولوگیک به انسانی وابسته به محیط مرزی مشخص از نظر خصوصیات کاهش داد. یا حداقل نمیتوان به همین راحتی کاهش داد.
بلکه انسان گاه چنان بسوی موجودی عقلانی تبدیل می شود که تما م این تز ها را بهم میزند. او در میان موجودی وابسته به طبیعت محیطی. فرهنگیت و عقلانیت نوسان میکند.نوساننه در یک فرد بلکه در محیطی که مرز هایش حتا بسته است گاه انسان ازان میگریزد یا حتا درون ان مرز از ان موجود مشخصه ی یکسان بعنوان ایرانی یا المانی متمایز می گردد. بسیار یانسانها به این تکیه گاه ملیتی نیاز دارند. ما کلمه ای است که بدون ان برای انها زیستن بدون پسوند ایرانی یا المانی حال بهردلیل مثلن زبانی باشد ممکن نیست. انها به این تکیه گاه نیازدارند.حتا بیشتر روشنفکران نگا انعکاسی به خویش فرهنگیشان را فقط به حمل همیشگی این برچسب ممکن می بینندو فقط نسبت به حمل عناصر فرهنگی سلیقه های فردیتی خود رانشان میدهند اما انها برای ادامه ی روشنفکری که نمیتوان ارا جدا از شناخت خویششان دانست همچنان این برچسب را حمل می کنند. اما دیگر زمانی می رسد کهخود این برچسب فقط یک برچسب بی فایده است که بیشتر میتواندمزاحمش دانست. به این دانستن رسیدن شاید روشنفکریتمان در بهترین وضعیت باشد.



حميد بهروز پيرنيا - هانور آلمان
اصولا پيش کشيدن بحثي تحت عنوان"هويت ايرانيِ" جز اينکه باعث بروز برخي اختلافات شود نتيجه ديگري ندارد. آغاز کنندگان چنين بحث هايي بي ترديد کساني هستند که دقدقه اي به نام آب وخاک و وطن در چارچوب ايران ندارند. اينان سردمداران تفکرات تجزيه طلبانه غربت نشينند که ايران را به آساني ايرانستان مي خوانند و قوم من درآوردي "فارس" را شونيست مي شمارند واز آنها نفرت دارندو آنها را قومي مي دانند که به زبان فارسي تکلم مي کنند و حق وحقوق ديگر اقوام بخصوص ترک زبانان را که اصرار بر ترک بودن دارند نه "آذري ترک زبان" پايمال مي کنند.وگرنه هويت ايراني همان ايراني بودن باتمام خوبي ها وبي هايش است . هويت ايراني انعطاف پذيري تاريخي هويت ايراني نوروز هويت ايراني قورمه سبزي!هويت ايراني رفتار وشکل وشمايل هويت ايراني پيروزي ها وشکست هادر صد ها سال گذشته است. آقايان خيالشان جمع باشدهويت ايراني وارد پيچ و خم هاي تصورات فاشيستي آنان نخواهد شد.

باتشکر: حميد بهروز پيرنيا - هانور آلمان


ba drood
adres site ra doostan meli baray man ferestadand, az in ke belakhare aghvam ham baad az 28 sal ta hodoodi pazirofte shode and,neshangar bloogh fekri dar oposision mibashad,albate dar teyf democrat,teyf solte talab hanooz bar adam mojoodiat ma pa feshari mikonad .didan ilzanan dar sar barg site jaleb ast ,eykash roozi in zanan hamcho digar hamvatananeshan az loole keshi ab bar khordar mishodand ke intor be sakhti hamcho bar keshan ab masrafi khod ra bar shane hay zarif va zibayeshan dar asr atom ,haml nemikardand.
be omid an rooz.
ba ehteram
F.Bakhtiar



ایرانی، نشانه ی آن هویت تاریخ جهان است که بشر قرن ۲۱ نیاز به شناخت دوباره آن دارد.
ایرانی هویتی است که در طول ۱۴۰۰ سال لگد مال تاریخی هنوز فریاد آزاده طلبی در گلوکاه تاریخ دارد . با ادیان دنیا همواره مدارا داشته و آن را با آغوش باز پذیرفت چون باور فرهنگی آن ریشه در خردمندی و آزادگی انسانی بود... و هنوز باور ندارد که این قوم زوار دررفته به جنگ با راستی ها آمده بود نه برابری و برادری... یک پارچگی در هویت ایرانی داشته و دارد.
ازآنان که امروز زبان راوسیله ای برای شکستن پیوند هویت خودانتخاب کرده اند باید پرسید چرا به زبان حاکمان جبار تاریخ با دیگران رفتار می کنند. اگر حاکمیت طی قرن ها برای پایداری حکومت ناانسانی خود از ریختن خون و ستم به جان و مال و زبان میلیون ها انسان واهمه ی نداشته چگونه است که امروز اینان نیز دیگران را "فارس" و "شوونیسم" می خوانند؟
هویت ایرانی در موجودیت فرهنگی اقوام مختلف خود،بازبان و دین و باورهای مذهبی مختلف بوده است. ما باید در برپایی و راستایی حقوق تمامی مردم سرزمین مان آگاهانه کوشا باشیم./

ایوا





با درود

گسست قهری نسلها ناشی از تحمیل جنگها بر ملتی سازشکار و ترسو بنام ایرانی که برای فرار از استبداد داخلی همیشه پذیرای حمله بیگانگان به کشور بوده است (حمله اعراب، حمله مغولان و حمله اسکندر مقدونی از شاخص های عمده آن) باعث شده است انسان ایرانی بعد از دوره طلایی هخامنشی هر دوره در یک قالب قرار گیرد و سیر طبیعی طی نکند . تنها در دوره صفوی و قاجاریه و پهلوی دوم انسان ایرانی برای فرار از حمله خارجی و سلطه عثمانی(دوره صفوی) اقدامهایی متفاوت انجام میدهد و آن در دوره صفوی تغییر مذهب و ایجاد آیینهای ساختگی بر پایه عنصر تشیع است که پایه آن را علمای شیعی جبل عامل لبنان تشکیل میداد و به دستور شاهان صفوی به ایران منتقل شدند .که باز خود مصیبت هایی کمتر از حمله خارجی نداشت . در دوره قاجاریه مشروطه آمد که به دلیل آمیختگی آن با نهاد مذهبی بازمانده از صفویان به شکست کشیده شد. ودر دوره پهلوی دوم باورهای صفوی با فعالیت نهاد مذهب احیا شد و امروزه شاهد نتایج بسیار نا خوشایند آن هستیم.بنا بر این به گفته ناپلئون بناپارت که معتقد هست انسانها آن چیزی را که ندارند ادعای آن را میکنند فقط ادعای شجاعت و دلیری داریم اما شجاعت اصلاح حکومته را نداریم ودر نتیجه قالب انتخاب میکنیم و میرویم داخل آن قالبی که حتی انخابی هم نیست طراحی شده است .حالا چه تعریفی و بر پایه کدام قالب ارائه کنیم از هویت ایرانی ،نوستالوژیک هخامنشی ،شیعی گری صفوی یا افراط گریهای جدید مذهبی سیاسی.هنرمند میخواهد که بتواند ! "هنر نزد ایرانیان است و بس "

هموطنان عزیزم خرده نگیرید نقد نمایید
پیشاپیش عذر خواهی میکنم.

ر. ه تهران.










نظر شما:

©foroneiran.com