|
|
اگر آن آینده، پس نه این روزگار!
موج انسانی بر خشم نیروهای گشت و سپاه چیره شد و آب زندگی در شریان شهر دگرباره جاری گشت. مردمی که به حاشیه رانده شده بودند، لحظه به لحظه به متن ماجرا بازگشتند. بیتفاوتی سیاسی که در دل جامعهای دلسرد، عمیق ریشه دوانده بود، یک باره جای خود را به شور و هیجان داد. به راستی راز این جوش و خروش چیست؟ راز شکستن ظرف بیتفاوتی سیاسی در جامعهای تا پیش از این، خفته در بیحوصلگی لحظه؟ پیر و جوان به حرکت در آمدند، حرکتی که یک محرک بیش نداشت و آن امید بود. امید به تغییر. به تغییر آن آیندهای که فرجامش را بازیگران اصلی قدرت بدون مشارکت جامعه، پیش از اینها، به گمان خود، رقم زده بودند.
|
|