www.foroneiran.com
 |  اهداف ما  |  درباره ما  |  همکاری با ما  |  تماس با ما  |  RSS  | 
 |  صفحه نخست  |  سخن سردبیر  |  اخبار و گزارش‌ها  |  گفت‌وگو  |  مقاله‌ها  |  بخش فرهنگی   |   حقوق بشر   |   اقوام و اقلیت‌های دینی   |  

نامه‌ای از یک آذربایجانی

Sun 11 11 2007 - 11:55

image

روزانه نامه‌‌های بسیاری به دبیرخانه "برای یک ایران" می‌رسد. نامه‌های دلگرم کننده‌ای که خستگی را از تن آدمی می‌زداید. زمان فراغتی که در اختیار دارم، بس نحیف است و کم‌جان و مسوولیتی که بر دوش می‌برم، سنگین است و گران. در بین نامه‌های روزهای اخیر، نامه‌ای داشتیم از یک شهروند آذربایجانی. نامه‌ای پرمحبت و هم‌زمان انتقادی. این نامه را بهانه‌ای کردم برای گفت‌وگویی صادقانه.

این نامه را بی‌ کم و کاست منتشر می‌کنم. از شما، شهروندان فرهیخته ایران‌شهر می‌خواهم که این نامه را با دقت بخوانید. چند جمله‌ای نیز در توضیح، یا شاید در دفاع از خود، در پایان نامه نوشته‌ام. انتشار این نامه و این توضیح، برای سنجش و داوری دیگران نیست. چون این شهروند آذربایجانی، این دوست جدید من، از صمیم قلب و از سر صداقت نوشته است. نگاه انتقادی او گرچه متوجه من است، اما تردیدی ندارم که نکته‌ای که ایشان به آن اشاره دارند، نکته‌ای است بس مهم.

نامه عنوان "نامه‌ای از یک آذربایجانی" را برخود دارد و به امضای فردی است به نام وحید....
متن نامه از این قرار است:

"با عرض سلام و خسته نباشید،
خدمت مدیر محترم سایت وزین برای یک ایران، جناب دکتر جمشید فاروقی

بنده یک آذربایجانی مقیم خارج هستم که به فواصل کوتاه برای تعطیلات به زادگاهم ارومیه می‌روم.
توضیحا می‌خواهم خدمتتان عرض کنم که بنده نه نژادپرست هستم، نه پان ترکیست و نه دشمن این ملت و آن ملت. اما بنده به عنوان یک آذربایجانی که تعمقی در تاریخ، فرهنگ، زبان و اصالت خود داشته است، می‌خواهم نکاتی را خدمت حضرت عالی عرض کنم:

پیش از همه چیز می‌خواهم از شما که به نظر من فردی دلسوز هستید و با نیت خیر خواسته‌اید خدمتی به خلقها و ملتهای ایران بکنید، تشکر کنم.

استاد ارجمند، تمامی مشکلاتی که در رابطه با مسئله ملی در سایت وزین شما و دیگر وسائط ارتباطات جمعی مطرح می‌شود، شاید روزی از طریق ارتقای شعور جمعی، دموکراسی و یا اصلاح سیستم سیاسی کشور قابل حل باشد. ولی می‌خواهم نظر شما را راجع به مشکلی بپرسم که اساسا مطرح نمی‌شود و به نظر من هم ریشه تمامی مشکلات دیگر است و به این راحتی نیز قابل حل نیست.

این مشکل، مشکل عقده تاریخی ملتهای همسایه ترکها با ملت ترک است. دلایل بسیاری را برای این عقده می‌توان شمرد که در این کوتاه مجال آن نیست ولیکن دشمن‌ورزیها، بی‌احترامی‌ها و کم‌بینیهایی که به سبب عقده تاریخی متوجه ترکها می‌شود حقیقتا برای بنده غیرقابل تحمل و عذاب آور است. می‌خواهم نمونه‌ای عینی به شما نشان دهم.

شما به عنوان یکی از افراد بسیار معدود خیرخواه و دارای حسن‌نیت (البته منظور من در این مقال صرفا مسئله ملی است) نگاهی به سایت خود بیاندازید. به رغم این که ترکها بزرگترین توده ایران و یا به قولی دومین توده ایران هستند، در بخش شعر و موسیقی اقوام سایتتان، تنها یک آهنگ ترکی وجود داشت که اخیرا آن هم برداشته شده است. و یا نگاهی به بخش خبرهای فرهنگی و یا بخش اقوام و اقلیتهای دینی بیاندازید، آیا واقعا سهم ترکها در ایران این است؟

اگر دقت داشته باشید، در سایتتان آنجایی صحبت از ترکها به میان می‌آید که موضوع لزوم وفاداری و پای‌بندی به ایران و ایرانیت است!!!
بلی، ولی به چه قیمت و به چه امیدی؟

البته من ایرادات سایت شما را نه به حساب سوء‌نیت شما بلکه به حساب کدورت و عقده تاریخی و آنتی‌پاتی نهفته در شما که احتمالا خودتان نیز از آن بی‌خبرید، می‌نویسم. می‌دانم که وقتی اسم ترک و ترکی به گوشتان می‌خورد، احساس ناخوشآیندی در اعماق قلبتان بروز می‌کند. اما برای حفظ هستی ملیتان سعی می‌کنید آن حس را خفه کنید.

درد ما آن حس شماست که درمانش پیش خود ماست.
با آرزوی سلامتی
وحید..."


و حال چند کلمه‌ای در توضیح یا در دفاع از خود

دوست عزیز، هم‌میهن گرامی

پیشاپیش از محبتی که به من و وبگاه "برای یک ایران" داشته‌اید، بسیار سپاسگزارم.

من برای فرهنگ و زبان ترکی احترام بسیاری قائلم. از شنیدن ترانه‌های ترکی لذت می‌برم. همان‌گونه که از شنیدن ترانه‌های دیگر اقوام ساکن ایران. به باور من عدم توجه کافی به فرهنگ ساکنان ایران‌شهر برآمده از عقب‌ماندگی فرهنگی است. تنوع قومی و زبانی نمی‌بایست باعث واهمه و هراس صاحبان قدرت در ایران، چه در عصر پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی گردد. بهره بردن از این فرهنگ غنی و الوان می‌توانست و می‌تواند آفریننده ارزشهای بی‌بدیل فرهنگی باشد. تمام تلاش ما در این وبگاه شناساندن این گوهر صیقل نخورده است.

ترانه ترکی که از بخش موسیقی اقوام حذف شد، به گمان من یکی از زیباترین ترانه‌های ترکی است و بی‌گمان یکی از زیباترین ترانه‌هایی که ما در وبگاه خود معرفی کرده‌ایم. این ترانه مورد استقبال زیادی نیز قرار گرفت. اما از آنجا که ما برای بخش موسیقی اقوام آرشیوی نداریم، انتشار ترانه جدید باعث حذف ترانه قدیمی‌تر می‌شود. شاید در آینده بتوانیم برای این بخش نیز آرشیوی درست کنیم.

چند کلمه‌ای هم در ارتباط با تحقیر قومی در ایران بنویسم: تحقیر اقوام در ایران، پدیده‌ای معاصر در تاریخ ایران‌شهر است. نگاهی بیاندازید به بخش نخست مقاله آقای ساسان ستبر. تاریخ فرهنگ و ادبیات این کهن‌ مرز و بوم حکایت دیگری دارد. شماری از مهندسان "ایران نوین" از سلاح تحقیر قومی بهره گرفتند تا با پایمال کردن هویتهای قومی در ایران، مانع از تلاشی این سرزمین شوند. غافل اما از این نکته، که نفی خشن هویتهای قومی و فرهنگی در ایران، پایه‌های همبستگی ملی را تقویت نمی‌کند، بل بذر کینه می‌پراکند.

دوست عزیز،
کسی که کس دیگری را به خاطر رنگ پوستش، زبانش یا باورهای دینی‌اش، تحقیر می‌کند، خود آدم حقیری بیش نیست.


معرفی این گوهر صیقل نخورده کار دشواری است. صیقل زدن این گوهر، کاری است بس دشوارتر. قدم در راهی گذاشته‌ایم سخت. در سخت و طولانی بودن این راه کمترین تردیدی نداریم. اما نیک می‌دانیم که فرجام این راه، بدون هم‌راه، بیراهه‌ای بیش نیست. چاره‌ای نیست، باید فرهیختگان ایران‌شهر هم‌راه شوند. در معرفی فرهنگ و ارزشهای فرهنگی خود همت گمارند. خبرهای فرهنگی و قومی را به اطلاع ما برسانند. برای ما ترانه بفرستند. از افسانه‌ها و ضرب‌المثلهای قوم خویش بگویند. دردها و محنتهای خویش را با ما تقسیم کنند.

انجام این همه از عهده و توان ما خارج است. داشتن چنین انتظاری از ما، انتظاری واقعی نیست. اما داشتن چنین انتظاری از همگان، انتظاری واقعی است.

دکتر جمشید فاروقی
یکشنبه بیست آبان‌ماه سال یک‌هزار و سی‌سد و هشتاد و شش خورشیدی



ارسال به شبکه‌های اجتماعی
Bookmark and Share
نظر شما:



©foroneiran.com