| www.foroneiran.com |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما | RSS || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |   حقوق بشر |   اقوام و اقلیتهای دینی |   |
شهروند سرزمین "یا همه یا هیچ"
Sun 28 09 2008 - 8:53
در گفتار پیشین نگاهی داشتیم به دو پدیده سیاستزدگی و بیتفاوتی سیاسی. در جهان سیاست هیچ چیز ناپسندتر و گاه فاجعهبارتر از انتخاب کور نیست. هر چه موضوع این انتخاب کور مهمتر باشد، پیآمدها و عواقب آن بیشتر است. سیاستزدگی و بیتفاوتی سیاسی هر دو نشانههای مکمل یک بیماری حاد اجتماعی هستند. این دو پدیده نشان از سرگردانی جامعه دارند. از حضور "تودهوار" مردم در تحولات سیاسی و از غیبت "تودهوار" مردم در آن هنگام که سرنوشت جامعه رقم میخورد. جامعه سیاستزده نیز همچون هر جامعه دیگری ناگزیر به انتخاب سیاسی است. انتخاب سیاسی تنها آن نیست که مردم، در روزی تعیین شده به پای صنوقهای رای بروند و با انداختن رای خود به صندوق، بین دو یا چند نمانیده یکی را برگزینند. جامعه بشری محکوم به شرکت در انتخاب سیاسی است. حتی ساکنان یک جامعه غیردموکراتیک نیز از این قاعده مستثنی نیستند و ناگزیرند در انتخاب سیاسی شرکت و حضور یابند. دولتهای خودکامه میتوانند حق مدنی شرکت در انتخابات را از مردم کشور خود سلب کنند یا چنان امر انتخابات را سامان دهند که نتیجه انتخابات و سرنوشت آن پیش از برگزاری انتخابات رقم خورده باشد. اما مردم در چنین جوامعی نیز ناگزیر به شرکت در امر انتخاب و گزینش سیاسی هستند. رای مردم در جامعهای غیردموکراتیک یا سکوت است یا اعتراض. انتخاب کور یکی از شاخصهای اصلی جامعهای سیاستزده است. و تنزدن از حضور و شرکت در انتخاب سیاسی، که خود نیز نوعی انتخاب است، برآمد بیتفاوتی سیاسی. و بیتفاوتی سیاسی نتیجه دلسردی حاصل از چند انتخاب کور است با پیآمدهای مخرب. این چنین است که جامعه سیاستزده از طریق تحمیل انتخاب کور به شهروندان و ساکنانش ره به بیتفاوتی سیاسی در جامعه میبرد. در گفتار پیشین گفتیم که جامعه سیاستزده همان جامعه سیاسی نیست. تفاوت بین یک جامعه سیاستزده با یک جامعه سیاسی در نقش عنصر آگاهی است در انتخاب سیاسی ساکنان این دو جامعه. سیاستزدگی فضای چندانی برای تامل و اندیشه نمینهد. در واقع، جامعه سیاستزده فرصت اندیشیدن را اعضایش سلب میکند. مردم در چنین جامعهای "توده" هستند. تودهای که به سینهزدن زیر بیرق این یا آن حزب و دسته خو گرفتهاند. سیاستزدگی با انتخاب اصلح و آگاهانه کاری ندارد. در جامعه سیاستزده همه چیز قطبی میشود. چند روز پیش گفتوگویی داشتم با یکی از دوستان فرهیختهام. رشته کلام رسید به کارل پوپر و موضوع انقلاب یا اصلاح. وی از مفهوم "جهان یا همه یا هیچ" سخن به میان آورد و از این موضوع که کسانی که در جستوجوی "همهچیزند" اغلب فاجعه میآفرینند و در بسیاری از موارد "هیچ" نصیبشان میشود. سیاستزدگی یعنی ساده کردن انتخاب سیاسی به "همه" و "هیچ". حال آنکه "همه" دستیافتنی نیست و "هیچ" خواستنی نیست. بسیاری بر این باورند که عمل سیاسی جرات و شجاعت میخواهد. گاهی چنین است. این موضوع که جامعهای که نیروی محرکه آن تنها جرات و شجاعت باشد، چقدر عمر میکند، برای من روشن نیست. تنها میدانم که افرادی که تنها از جرات و شجاعت نصیب بردهاند، عمرشان چندان طولانی نیست. بیتردید و فاش میگویم که رهایی از سیاستزدگی و بیتفاوتی سیاسی در جرات و شجاعت بیشتر نیست. رهایی از خوره این بیماری فرهنگی در گروی اندیشیدن است و حضور آگاهانه در انتخاب سیاسی. دکتر جمشید فاروقی یکشنبه هفتم مهرماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" با ذکر نام و آدرس اینترنتی این وبگاه رواست. ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
| ©foroneiran.com |