| www.foroneiran.com |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما | RSS || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |   حقوق بشر |   اقوام و اقلیتهای دینی |   |
سیاست خشن، خشونت سیاسی
Sun 16 11 2008 - 17:38
زندهیاد احمد شاملو در شعر خود "حمیدی شاعر" را آونگ میکند. شعر این چنین وادی شعور را پشت سر مینهد و سر از مسلخی در میآورد که بر سر درب آن نوشتهاند: شعار. شعر بدل به طناب دار میشود. شاملو طناب دار شعر خود را بر گردن "حمیدی شاعر" میافکند و او را به دار میکشد. "حمیدی شاعر" در این شعر ترور میشود. و چه قتل تکاندهندهای! حداقل دو نسل این شعر را میخوانند، یکبار و بیشتر. و نکته تکاندهندهتر اینکه، هیچکس نمیپرسد گناه "حمیدی شاعر" چه بوده است؟ و نکته تکاندهندهتر اینکه بسیاری "حمیدی شاعر" را نمیشناسند. و تکاندهندهتر اینکه هیچکس برای شناختن حمیدی شاعر به خود زحمتی نمیدهد. و بس تکاندهندهتر اینکه بسیاری و شاید همه، از خواندن این شعر لذت میبرند. نه از خواندن این شعر، از خشونت نهفته در آن. از خشونتی که هیچ موضوعیت ندارد. از خشونتی که نشانه عصیان و پرخاشگری است، بیآنکه کسی بداند چرا و برای چه؟ در خانه دوستی مهمانیم. کودک سهسالهاش با مشتی گره کرده به اتاق پذیرایی میآید و شعار "مرگ بر..." سر میدهد. و هیچ مهم نیست "مرگ بر چه". مهم آن است که کودک نمیداند مرگ یعنی چه. و مهم آن است که کودک نمیداند برای که و برای چه آرزوی مرگ میکند. و مهمتر آن است که پدرش او را منع نمیکند. و بس مهمتر آنکه پدر این رفتار عجیب کودک را میپسندد. و بس مهمتر آنکه هیچکس به فرجام و تاثیر این شعار "مرگ بر..." بر ذهن و روان کودک نمیاندیشد. پنجره را که باز کنی صدای "مرگ بر..." خیابان را پر کرده است. حضور و غلبه سیاستزدگی بر فرهنگ این جامعه نیاز به اثبات ندارد. جامعه سیاستزده، جامعهای خشن است. نیک که بنگری، درخواهی یافت که پیوندی بین سیاستزدگی و خشونت وجود دارد. نتیجه و برآیند این پیوند آن است که خشونت و سیاستزدگی هر دو یکدیگر را تکمیل و تقویت میکنند. در گفتارهای پیشین به رابطه سیاستزدگی و خشونت پرداختیم و نگاهی داشتیم به سمبلهای جامعهای سیاستزده. در سخن این هفته نگاهی خواهیم داشت دقیقتر به پدیده خشونت در فرهنگ ایرانشهر امروز. غلبه سیاستزدگی بر فرهنگ جامعهای، بهمعنای هجوم ضدفرهنگ است به روح زمانه و تسخیر فرهنگ آن جامعه. جامعه ایران، جامعهای سیاستزده است و بهمثابه جامعهای سیاستزده، جامعهای خشن است. برای دیدن آثار تازیانه خشونت بر تن این جامعه نیاز به جستوجو، نیاز به بصیرت نیست. که خشونت به موسیقی متن حکایت ملالآور زندگی شهروندان ایرانزمین بدل شده است و رد پای خشونت را میتوان بر جسم و روح ایرانشهر شاهد بود: در خانه، در خیابان، در دانشگاه و در زندان. در مناسبات جامعه و دولت، در خود جامعه و در خود دولت. وجود و حضور خشونت در ایران دلایل بسیاری دارد و از آن جمله یکی سیاستزدگی است. خشونت در بازآفرینی سیاستزدگی موثر است و سیاستزدگی خشونت را بازتولید میکند. سیاست در ایران یا فاقد مشروعیت بوده یا از مشروعیتی غیرعقلایی برخوردار بوده است. از پیوندهای خونی و قبیلهای تا کاریسماتیک. سیاستی که محروم از مشروعیت عقلایی و فراگیر باشد، برای بقای خود به اعمال قهر روی میآورد. چنین سیاستی به تپانچه بیش از خرد نیاز دارد. قهری که پایه دوام و بقای چنین سیاستی را شکل میدهد هم خردگریز است و هم قانونستیز. سیاست خشن برآیند خشونتورزی در سیاست است. سیاستزدگی از آنجا که فضای تامل و اندیشیدن در کنش سیاسی را محدود میکند، عملا به خشونتورزی در سیاست جا و میدان میدهد. سیاست خشن، به خشونت سیاسی ره میبرد. و خشونت سیاسی، تنها در قاب سیاست نمیماند. خشونت سیاسی، یک پدیده فرهنگی است. حدیث و حکایت این خشونت تنها به تازیانه محدود نمیشود. به دشنهای در تاریکی یا به گرانتر بودن مزد گورکن از آزادی آدمی. خشونت سیاسی هزاران چهره دارد. به دارآویختن "حمیدی شاعر" یکی از هزاران نشانه این خشونت سیاسی است. و شعار "مرگ بر..." یکی از هزاران نشانه این خشونت سیاسی است. حکومت در جامعهای سیاستزده با خشونت و قهر قانونستیز خود در بازتولید خشونت سیاسی موثر است. چنین حکومتی بقای خود را وامدار سیاستزدگی است و غافل از اینکه خود نیز اسیر سیاستزدگی است و میتواند قربانی آن نیز بشود. دکتر جمشید فاروقی یکشنبه ۲۶ آبانماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس اینترنتی آن روا نیست. نظرکاربران: نقد: In taabir, bardasht e naqes az she,r e shamloo ast. man modafe, e shamloo nistam, amma dar e she,r ba dar e choobi ya jarre saqil zamin ta aseman fasele darad. . hamidi niyazi be dar nadasht va mimord o mord ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
| ©foroneiran.com |