| www.foroneiran.com |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما | RSS || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |   حقوق بشر |   اقوام و اقلیتهای دینی |   |
انقلاب و سیاستزدگی، بخش چهارم
Sun 14 12 2008 - 18:40
در گفتار پیشین آمد که حذف دیکتاتور به معنی حذف دیکتاتوری نیست. انقلاب مشروطه، عزیمتگاهش، دورههای تاریخیاش، شکست و فرجامش سرشار از درسها و آموزههایی است که متاسفانه جامعه روشنفکری ما نسبت به آنها بیاعتناست. گویی ما، مردم ایرانشهر، به زندگی در "این" لحظه تاریخی خو گرفتهایم و هیچ خوش نداریم نگاهی به سرنوشت پدران خود بیافکنیم. چندان رغبتی به مرور تاریخ ایرانشهر در ما وجود ندارد. حافظه تاریخیمان، اگر بتوان از چنین حافظهای سخن گفت، لایه نازکی است پوشیده از انبوهی از پیشداوری، حدس و گمان. ما شاگرد بد کلاس درس تاریخ هستیم و نتیجه بد پایان سال نمیبایست باعث حیرت هیچ یک از ما شود. و این که چرا هنوز همان شعارهایی را تکرار میکنیم که نیاکانمان در تهران و تبریز فریاد میزدند. انقلاب مشروطه سرشار از آموزههای مفید است و بیتردید درک تفاوت بین دیکتاتور و دیکتاتوری یکی از مهمترین آموزههای این انقلاب به شمار میآید. درسی که دهها سال پس از شکست جنبش مشروطه و در مسیر تحول از گونهای از دیکتاتوری به گونه دیگری از آن، با پرداخت بهایی گزاف کسب شد. بهایی که مردم ایرانشهر کماکان میپردازند. آشکارا باید بگویم ک یکی انگاشتن آزادی و دموکراسی نیز خطای دیگری است که بر دوش جنبش مدنی کشور سنگینی میکند. خطای یکی پنداشتن آزادی و دموکراسی از همان جنس خطای یکی پنداشتن دیکتاتور و دیکتاتوری است و به نوعی مکمل آن است. در گفتارهای پیشین به این نکته اشاره کردیم که دیکتاتوری در بین دو انقلاب در اثر تضعیف دیکتاتور در چند دوره زمانی تضعیف شد. تعضیف دیکتاتوری برخی از آزادیها را ممکن ساخت، اما تولد این آزادیها هرگز به تولد دموکراسی در ایران فرانرویید. بر این نکته تاکید ورزیدیم که ایران هیچگاه شاهد بحران دموکراسی نبوده است، بل شاهد بحران دیکتاتوری بوده است. در این نکته که دموکراسی بدون وجود شماری از آزادیهای تعریف شده اجتماعی و سیاسی ممکن نیست، تردیدی وجود دارد. اما وجود این آزادیها همانگونه که ذکرش رفت، هنوز به معنای بود و وجود دموکراسی در آن جامعه نیست. در همان نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بحثی در جامعه روشنفکری ایران درگرفت پیرامون چگونگی نهادینه کردن دموکراسی. بسیاری از صاحبان قلم و اندیشه در آن هنگام در این بحث شرکت جستند. بخشی از این مباحث در همان روزگار در نشریه "آدینه" منتشر شد. اکنون بیست و اندی سال از آن زمان میگذرد. انقلاب اسلامی نیز سرشار از آموزههاست و یکی از آموزههای مهم انقلاب اسلامی این است که تلاش برای نهادینه کردن دموکراسی خطاست و بحث بر سر این موضوع ریشه در همان یکی پنداشتن دو مفهوم دموکراسی و آزادی دارد. مفهوم دموکراسی در ادبیات سیاسی ایران از همان ابتدا با یک کژفهمی همراه شد و بسیاری آن را معادل واژه آزادی گرفتند. یکی پنداشتن این دو مفهوم خود را در ترجمه مفهومهایی همچون "جنبشهای دموکراتیک" و "مبارزات دموکراتیک" نشان میدهد که در ادبیات سیاسی ما معادل مفهومهای "جنبشهای آزادیبخش" و "مبارزات آزادیبخش" یا "مبارزات رهاییبخش" تلقی شدهاند. اما تردیدی نیست که پیآمدهای یکی پنداشتن دو مفهوم آزادی و دموکراسی تنها به ترجمه متنهای سیاسی محدود نمیشود. دموکراسی در معنای امروزین خود حیاتی مستقل از نهادهای دموکراتیک ندارد. از اینرو تلاش برای نهادینه کردن دموکراسی بازتاب تناقضی است در خود. این دموکراسی نیست که باید نهادینه شود، بل این نهادهای دموکراتیکاند که میتوانند استمرار آزادیهای سیاسی و اجتماعی تعریف شده را تضمین کنند. پارلمان واقعی افزاری است که جامعه به وسیله آن میتواند قدرت را کنترل کند. محمدعلیشاه مجلس را به توپ بست، جانشینان هوشیارترش، آن را از هویت انداختند. جنبش مدنی ایرانشهر نمیبایست در پی نهادینه کردن دموکراسی باشد، بل میبایست در راه ایجاد نهادهای دموکراتیک تلاش کند و این ممکن نیست مگر آنکه پیشتر بدانیم دموکراسی چیست. حقیقتی دردناک است: پدرانمان نمیدانستند علیه چه چیز مبارزه میکنند، ما نیز بهدرستی نمیدانیم برای چه چیزی مبارزه میکنیم و این موضوع که چرا سفرمان اینقدر طولانی شده است، نمیبایست حیرت کسی را برانگیزد. دکتر جمشید فاروقی بیست و چهارم آذرماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس اینترنتی آن روا نیست. ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
| ©foroneiran.com |