| www.foroneiran.com |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما | RSS || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |   حقوق بشر |   اقوام و اقلیتهای دینی |   |
زبان مادری و قبیلهگرایی
Sat 21 02 2009 - 11:35
یک پرسش ساده: آیا دفاع از حق آموزش زبان مادری و حق آموزش به زبان مادری، دفاع از تجزیهطلبی، دفاع از قبیلهگرایی است یا یک وظیفه مدنی؟ پرسشی ساده که پاسخی ساده ندارد. حق تحصیل به زبان مادری و حق گویش و فراگیری زبان مادری در شمار آن حقوقی است که به حقوق بشر شهرت یافتهاند. دفاع از حقوق بشر، دفاع از همه این مجموعه است. موازین حقوق بشر، موازینی عام و جهانشمولند و نمیتوان آن را به خواست و اراده خود چند پاره کرد. پیششرط دفاع از حقوق بشر پایبندی به این حقوق است و پذیرش این موضوع که سازش بر سر یک بند از آن، سازش بر سر همه آن است. باید فاش گفت که نمیتوان از حقوق بشر به گونه قسطی دفاع کرد. حقوق بشر کوپنی نیست که کسی یا نهادی آن را سهمیه بندی کرده باشد و هر بار ما در دفاع خود از این حقوق، بخشی از آن را مطالبه کنیم. به پرسش خود بازگردیم: آیا دفاع از حق تحصیل به زبان مادری، دفاع از تجزیه طلبی، دفاع از قبیلهگرایی است؟ آیا کسی که مدعی چنین چیزی است، به حقوق بشر پشت نکرده است؟ به باور من، دفاع از حق تحصیل به زبان مادری، یک وظیفه مدنی است. وظیفهای مدنی که دهها سال مورد بی اعتنایی واقع شده است. یک بیاعتنایی عمومی. هم دولتمردان نسبت به این حق بیاعتنا بودهاند و هم متاسفانه جامعه. و هر کس از این حقوق دفاع کرده است، از سوی دیگران متهم به تجزیه طلبی، متهم به قبیلهگرایی شده است. کسانی که خود را پاسدار وحدت و حافظ یکپارچگی ایران میخوانند میبایست بدانند که راه مبارزه با تجزیهطلبی و قبیلهگرایی از ایستگاه پایمال کردن حقوق بشر نمیگذرد. آنها مدعیاند که طرح این حقوق و مطالبه آنها میتواند تمامیت ارضی ایران را به مخاطره افکند و آدمی باید آیندهنگر باشد. غافل از آن که هرگاه آینده کشور بازتابگر کشوری باشد بیگانه با دموکراسی و حقوق بشر، این آینده، تکرار همان گذشته است و تکرار خطاهای همان گذشته. ایران کشور اقلیتهاست و از این رو کشوری است با تنوع فرهنگی، زبانی، دینی، مذهبی و قومی. این که در ایران تنوع زبانی وجود دارد، پدیدهای نیست که انکار پذیر باشد. این که در ایران همه مسلمانان شیعه نیستند، انکار پذیر نیست. این که در ایران، علیرغم فشارها و تبعیضها، پیروان ادیان دیگر نیز زندگی میکنند، انکار پذیر نیست. و اگر همه اینها انکار پذیر نیستند، آیا خردمندانه نیست از خود بپرسیم با این تنوع فرهنگی چه باید کرد؟ مهندسان ایران نوین در عصر رضاشاه کوشیدند با در پیش گرفتن سیاست تخته قاپو کردن و انکار هویتهای قومی، دینی، زبانی و فرهنگی ملتی واحد و یکپارچه بیافرینند. رضاشاه به تاریخ پیوست اما ایران، ایران باقی ماند. کشوری با همان تنوعها. آیا تاریخ به وضوح نشان نداده است که وحدت ملی ریشه در یکسان بودن زبان ندارد؟ پس این همه کشور عربزبان مستقل از یکدیگر را چگونه باید توضیح داد؟ آیا اشتراک در دین باعث شکلگیری ملتها شده است؟ پس وجود این همه کشور مسیحی، مسلمان و... را چگونه باید فهمید؟ باید فاش گفت که وحدت ملی چیزی نیست که بتوان با ارادهگرایی یا بهرهگرفتن از افزار سرکوب دولتی آن را ایجاد یا حفظ نمود. تنوع قومی، زبانی، دینی و فرهنگی هم ثروت اجتماعی ما ایرانیان است و هم پدیدهای است که میتواند سرنوشت ما ایرانیان را به مخاطره افکند. تردیدی نیست که قدرتهای منطقهای و حتی نیروهای بیگانه برای رسیدن به اهداف خود از پدیده تنوع قومی، زبانی و دینی سوء استفاده میکنند. و پانتورکیستها و پانعربیستها برای بهره گرفتن از این خوان گسترده نقشهها کشیدهاند. حال آنکه وقتی به کشور آنها نیک مینگری میبینی مرکز تحقیر و تبعیض اقلیتهای قومی و دینی است. من از حق تحصیل به زبان مادری دفاع میکنم و تجزیه طلب هم نیستم. من فارسزبان چگونه میتوانم تجزیه طلب باشم؟ اما من فارسزبان میدانم که دفاع از حقوق اقلیتهای ساکن ایران، بخشی از دفاع از همان حقوق شهروندی است که من برای خود آرزو میکنم. پیروان اهل سنت در تهران از حق داشتن مسجد محروم هستند و میبایست برای انجام فرایض مذهبی خود به سفارتخانه کشورهای دیگر در تهران مراجعه کنند. آنها خواهان احداث مسجدی برای خود هستند. آیا خواست بنای این مسجد، تجزیه طلبی است؟ آیا دولت میبایست با ارسال قشون خود با این نیت پیروان اهل سنت مقابله کند؟ آیا دفاع از حق احداث چنین مسجدی، که در واقع دفاع از یکی از بنیادیترین حقوق شهروندی است، برابر است با قبیلهگرایی؟ حق گویش و تحصیل به زبان مادری برای اقلیتهای قومی و زبانی، حق برخورداری از تحصیلات عالی برای اقلیت بهایی، حق اهالی یک استان در عزل و نصب مسوولان آن استان در شمار اهداف و نیات تجزیهطلبان نیستند. دفاع از این حقوق، دفاع از حقوق شهروندی است. سخن پیشین خود را یک بار دیگر تکرار میکنم: دفاع از حقوق شهروندی و مانع شدن از دخالت سیاست در عرصههای اجتماعی نشان از بلوغ سیاسی و مدنی دارد و نه تنها تجزیه طلبی نیست بل اقدامی است در راستای تحکیم وحدت. فاش میتوان گفت که دفاع از حقوق شهروندی، تجزیه طلبی نیست. انکار این حقوق اما، آگاهانه یا ناآگاهانه، خدمتی است به تجزیه طلبان. دکتر جمشید فاروقی شنبه سوم اسفندماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی بازانتشار مطالب وبگاه برای یک ایران، بدون ذکر نام و آدرس اینترنتی این وبگاه روا نیست ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
| ©foroneiran.com |