| www.foroneiran.com |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما | RSS || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |   حقوق بشر |   اقوام و اقلیتهای دینی |   |
چرا باید در انتخابات شرکت کنیم؟
Sat 06 06 2009 - 11:38
شرکت یا عدم شرکت در انتخابات نیز همچون هر انتخاب دیگری یعنی داوری، سنجش و یک اقدام. داوری نسبت به پیشزمینهها و تاریخ موضوع تا لحظه گزینش. سنجش پیآمدهای این یا آن گزینه در فردای روز انتخابات. و اقدام یعنی حضور یا عدم حضور در لحظه انتخابات بر بستر آن داوری و آن سنجش. نیک که بنگریم، انتخابات، چه شرکت در آن یا تحریم آن، فراخوانی است برای پذیرش مسوولیت گزینش. مسوولیتی که نمیتوان از زیر آن شانه خالی کرد. داوری گذشته نیاز به آگاهی از آن گذشته دارد. سنجش پیآمدها نیاز به ذهنی پرسشگر و روحی دارد که به سادگی به پرسه پرسه زدن در سطح ماجرا رضایت نمیدهد. و اقدام، یعنی حضور در انتخابات، خواه به شکل تحریم آن یا شرکت، و این اقدام یعنی پذیرش مسوولیت گزینش. در جامعهای که ساکنانش از حقوق شهروندی محرومند و در مناسبات دولت و جامعه، اختیارات دولتی محدود نیست و جامعه عرصه تاخت و تاز اراده کنترل نشده نمایندگان قدرت است، طرح این پرسش که قرار است انتخابات چه چیزی را تغییر دهد، مشروعترین و منطقیترین پرسشی است که یک ذهن پرسشگر میتواند از خود بکند. آیا شرکت در این انتخابات برای حکومتی که خود را در برابر مردم پاسخگو نمیبیند، نوعی مشروعیت سیاسی ایجاد نمیکند؟ آیا به نوعی نادیده گرفتن عنصر خرد در داوری این سی سال نیست؟ برای سنجش امروزین کارنامه دولتی که قرار است از دل انتخابات زاده شود، نیازی به درایت و نبوغ سیاسی نداریم. نه میرحسین موسوی و نه مهدی کروبی، حتی اگر خود نیز بخواهند، هیچ یک در موقعیتی نخواهند بود که تحولی عظیم در ساختار قدرت و مناسبات دولت و جامعه ایجاد کنند. آن داوری روشن که برآیند سی سال تجربه جمهوری اسلامی ایران است و این سنجش منطقی از آینده این حکومت آشکارا فراخوانی است برای تحریم انتخابات حکومتی که برای رای مردم و نظر آنها کمترین ارزشی قائل نشده و نمیشود. اما علیرغم اینها به گمان من باید در انتخابات شرکت کرد. چرا؟ از دو منظر میتوان به این داوری و سنجش نگریست. از منظر آینده و از منظر گذشته. هرگاه از منظر گذشته به این انتخابات بنگریم، یعنی با عزیمت از تجربه مردم از سی سال حکومت اسلامی و سنجش تغییرات و پیآمدهای احتمالی این انتخابات، آنگاه تحریم انتخابات میبایست گزینه ما باشد. اما با نگریستن به وضعیت حساس کشور و از منظر آینده به این لحظه تصمیم و انتخاب، گزینه ما شرکت در انتخابات است. نخست این که تحریم هرگاه به گونهای گسترده صورت گیرد، یعنی تداوم وضعیت کنونی. تداومی که نه به سود مردم است و نه به سود کشور. این تحریم، صرفنظر از اینکه چه کسی از کارزار انتخاباتی پیروز بیرون آید، دولت جمهوری اسلامی ایران را تضعیف نمیکند، بلکه تقویت میکند. دوم این که در جامعهای که مناسبات دولت و جامعه در آن کمابیش به جادهای یکطرفه بدل شده است، شرکت در انتخابات در شمار معدود افزاری است که جامعه میتواند در آرایش نیروها در قدرت سیاسی موثر افتد. جامعه با حضور پر رنگ خود میتواند از نقش و حضور دولت در مناسبات دولت و جامعه بکاهد. گفته شده است که نجات ایران وابسته به وجود یک دولت مقتدر است. به باور من این خطاست. ایران به یک جامعه قوی نیاز دارد نه به یک دولت مقتدر. از این رو شرکت در انتخابات صرفا به قصد تغییر دولت در ایران نیست، به قصد تقویت موقعیت جامعه است در مناسبات نابرابر دولت و جامعه در ایران. سوم این که تغییر بزرگ پیش از آن که محصول معجزهای باشد، برآیند جمع جبری تغییرات کوچک است. کسانی که به امید تغییری بزرگ از شرکت در تغییری کوچک چشم میپوشند، اغلب بدل به نیرویی میشوند که در حاشیه سخنوری میکنند و از حضور در متن تغییر تن میزنند. چهارم این که ایران در شرایط بسیار حساسی قرار دارد. دولت نهم نشان داده است که قادر به درک این حساسیت نیست و راهی برای برون رفت از این انزوای سیاسی نفسگیر و کشنده نمیشناسد. در چنین شرایطی جامعه میبایست با اعمال فشار بر صاحبان قدرت، مانع از ماجراجوییها خطرناک ارادهگرایانی شود که یا برای سرنوشت کشور ارزشی قائل نیستند یا از فهم قواعد بازی در عرصه مناسبات بینالملل عاجزند. پنجم این که این انتخابات و این کارزار انتخاباتی، مناظرهها و سخنرانیها، به گونهای بیسابقه از نارساییها و فسادها در درون حکومت پرده برگرفت. فاش ساختن گوشهای از این نابسامانیها و فسادها تا همین چندی پیش میتوانست منجر به سلب آزادی افراد شود. جامعه محق است که بپرسد جرم عباس پالیزدار به جز افشاگری این فسادها چه بوده است؟ جامعه پس از این انتخابات میبایست خواهان رسیدگی به این مسائل از سوی دولت آینده باشد و حسابرسی مستمر را به دولت تحمیل کند. ششم این که نامزدان انتخابات ریاست جمهوری برای کسب رای مردم از حقوق شهروندی و از حقوق اقلیتهای مذهبی، دینی، قومی، فرهنگی و زبانی در ایران سخن گفتهاند. نهادهای مدنی و مدافع حقوق بشر میبایست از دولت جدید بخواهند به این وعدهها عمل کند. جامعه میبایست در دفاع از حقوق شهروندی یکپارچه عمل کند. دفاع از حقوق اقلیتها، یک وظیفه عمومی است. دفاع من از حقوق شهروندی اقلیتها، از حقوق من نمیکاهد، این حقوق را برای من ممکن میسازد. و هفتم این که موضوع بر سر گزینش احمدینژاد یا موسوی نیست. موضوع بر سر اهدافی است که جامعه برای برون رفت از این شرایط نابسامان برای خود تعیین کرده است. شرکت در انتخابات و تلاش برای تغییر بیتردید میتواند ما را ولو اندک به مقصد نزدیک کند. آری، بر بستر آنچه گفته شد، به گمان من شرکت در انتخابات تایید مشروعیت این حکومت نیست، بیش و پیش از هر چیز، پذیرش مسوولیت در برابر آینده کشور است. دکتر جمشید فاروقی شنبه ۱۶ خردادماه ۱۳۸۸ بازانتشار مطالب وبگاه برای یک ایران بدون ذکر نام و آدرس اینترنتی این وبگاه روا نیست. ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
| ©foroneiran.com |