| www.foroneiran.com |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما | RSS || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |   حقوق بشر |   اقوام و اقلیتهای دینی |   |
ایرانشناسی و دگرشناسی غرب
Sat 26 01 2008 - 12:24
آشکار باید گفت که "ایرانشناسی" ما بخشی از دگرشناسی غرب است. بنیانهای علمی و نظری چنین "ایرانشناسی"ی در فراسوی مرزهای ایرانشهر شکل گرفتهاند. تعریف هویت، خواه هویت قومی یا ملی، فرآیند گونهای خودشناسی است. خودشناسی اما ریشه در دگرشناسی دارد. این به این معناست که ما برای شناخت خود نیاز به شناخت "غیرخود" داریم. نیاز به یک قیاس. از همینروست که باخترزمین برای شناخت خود خاورشناسی را بر پایه چنین نیازی سامان داد. ایرانشناسی از این منظر، بخشی از خاورشناسی، بخشی از دگرشناسی غرب است. اعتراف به این که "ایرانشناسی" ما ریشه در دگرشناسی غرب دارد، از این دگرشناسی سرچشمه میگیرد و مدیون آموختههای پژوهشگران غیر ایرانی است، نمیبایست از ارزش آن بکاهد. بیپروا باید فاش گفت که "ایرانشناسی" بدون توجه به اندوختههای علمی خاورشناسی غرب در تصور نمیگنجد. در فراسوی نیک یا بد، باید اذعان داشت که ما تاریخ کشور خود را از زبان دیگری شنیدهایم. از زبان خاورشناسان و ایرانشناسان غربی. ایرانشناسی که فرزند دگرشناسی غرب است، اما نمیتواند ایرانشناسی کاملی باشد. نگاه چنین ایرانشناسی پیش از آن که به کاویدن لایههای تاریخی برای پاسخ گفتن به چیستانهای اجتماعی باشد، به یافتن زمینههای تعریف خود بوده است. زاویه نگرش چنین ایرانشناسی نیز آنی نیست که بتواند پرده از ابهامات تاریخی بگیرد و با پرتو افکنی به ناروشنیهای تاریخی، تصویری واقعی از گذشته و حال این سرزمین به دست دهد. پذیرش این نکته که دانش ما درباره ایران وامدار خاورشناسی غربی است، نمیبایست به این معنا باشد که ما در محفظه چنین دانشی تا ابد گرفتار بمانیم. پیشرفت یک کشور تنها وابسته به پیشرفت تکنیکی آن کشور نیست، بل همه عرصههای زندگی اجتماعی را نیز شامل میشود. ناتوسعهیافتگی تکنیکی، از ناتوسعهیافتگی علمی جدا نیست و ناتوسعهیافتگی علمی، علوم تجربی و اجتماعی را به یکسان در بر میگیرد. تعارف را کنار بگذاریم و صریح سخن گوییم. شناخت ما ایرانیان از خود، عمدتا تکرار شناخت خاورشناسان غربی از ایران است. حتی متاسفانه پژوهشهای این خاورشناسان را نیز به دقت نخواندهایم. شناخت ما از ایران، بسیار اندک است. دانش ما از تاریخ این کشور محدود است. جغرافیای این سرزمین را نیک نمیشناسیم. با آداب و رسوم اقوام ساکن این سرزمین، آنگونه که شایسته و بایسته است، آشنا نیستیم. سنتهایشان را نمیشناسیم. برای فراگیری زبان اقوام ساکن ایران از خود تلاشی نشان ندادهایم. سخن طولانی است. در آینده نیز آن را پی خواهم گرفت. در این جا به بیان حکایتی بسنده میکنم. چند سال پیش کشور هند مهمان اصلی نمایشگاه صنعتی هانور آلمان بود. از پیشرفت تکنیکی این کشور بسیار شنیده بودم. حال میتوانستم با حیرتی فراوان نظارهگر این پیشرفت باشم. پیشرفتی اعجابآور که در دهها بل صدها غرفه عرضه شده بود. از ایران تنها یک غرفه وجود داشت. شرکتی کوچک که خازن تولید میکرد. این تفاوت فاحش و دردناک در خاطرم ماند تا چندی پیش با تاریخشناسی هندی دیدار داشتم. فردی سیه چرده با دندانهای ریخته و موهای ژولیده. اما در همان نخستین لحظههای گفتوگو پی به عمق دانش او بردم. فرهیختهای با ظاهری ساده و نه چنان کسانی که ظاهری آراسته دارند و درونی کممایه. دریافتم که پیشرفت هند محدود به پیشرفت تکنیکی آن کشور نیست و این کشور در علوم اجتماعی نیز پیشرفت فاحشی داشته است. و از آن بین، در هندشناسی. اما حکایت پیشرفت هند در عرصه علوم اجتماعی به هندشناسی محدود نمیشود. پژوهشگران هندی اکنون به دگرشناسی روی آوردهاند و از آن جمله به ایرانشناسی. این استاد تاریخ از دانشکده ایرانشناسی دانشگاه دهلی نو سخن میگفت، از گستره وسیع این رشته تحصیلی در هند. او از پیشرفت میگفت و من مانده بودم مات و مبهوت، خیره به خشت دیوار. دکتر جمشید فاروقی شنبه ۶ بهمنماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و شش خورشیدی انتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس اینترنتی آن روا نیست! ارسال به شبکههای اجتماعی
|
|
| ©foroneiran.com |