ForOneIran
بازخوانی انقلاب اسلامی، مجموعه مقاله
Fri 05 10 2007 - 11:35
بازخوانی انقلاب اسلامی، مجموعه مقالاتی است که در چند بخش عرضه میشود. بخش نخست آن که شامل ۸ مقاله است، به ساختار سیاسی حکومت در ایران و موضوع مدرنیزاسیون اتوکراتیک میپردازد.
بازخوانی انقلاب اسلامی
(
بخش نخست
)
"یک فسیل زنده"
سی سال از انقلاب اسلامی ایران میگذرد. رویدادی بزرگ که چهره ایران و منطقه را از اساس دگرگون ساخت. یک دگرگونی عظیم که از حیث دامنه و گستره تاثیرات خود، در حافظه ثبت شده و ثبت نشده منطقه، همچون پدیدهای یگانه و بیهمتا به شمار میرود.
بازخوانی انقلاب اسلامی
(
بخش دوم
)
تدقیق مفاهیم
در گفتار پیشین آمد که فهم و توضیح علتها و ریشههای انقلاب اسلامی ایران یکی از چالشهای بزرگ نظری است. به گمان من، یکی از بزرگترین موانع موجود بر سر راه تبیین و تشریح انقلاب اسلامی، همانا فقدان یک دستگاه مفهومی روشن است. بسیاری از پژوهشگران انقلاب اسلامی از آن دسته از مفهومهای کلیدی که در کار خود استفاده کردهاند تعریفی عرضه نکرده و حتی الگو و راهکار تحلیل و پژوهش خود را توضیح ندادهاند.
بازخوانی انقلاب اسلامی،
بخش سوم
گذر از سطح رویدادها
در گفتار پیشین به فقدان یک دستگاه مفهومی در توضیح انقلاب اسلامی و پیآمدهای نظری آن اشاره شد. حال نگاهی خواهیم داشت به تلاش گاهشمارانه[1] رویدادهای کشور در آستانه انقلاب. پژوهشهای مبتنی بر بازآفرینی گاهشمارانه تاریخ یک تحول سیاسی یا اجتماعی، تنها زمانی میتوانند مفید واقع شوند که یک الگوی نظری برای فهم و توضیح آن تحول موجود باشد. تکمیل بازآفرینی گاهشمارانه تاریخ با یک الگوی نظری عملا تحلیل یک رویداد را ممکن میسازد. اما این هنوز به این معنی نیست که آن تحلیل لزوما تحلیلی درست است.
بازخوانی انقلاب اسلامی،
بخش چهارم
مشروعیت و قانونیت
پیش از این گفته شد که فقدان دستگاه مفهومی روشن یا پژوهشگر را به کپیبرداری مکانیکی از الگوهای نظری غرب و به بهرهگرفتن نابجا از مفهمومهای وارداتی میکشاند یا موجب آن میشود که ما در سطح رویدادها باقی بمانیم، روی به واقعهنگاری آوریم یا با قائل شدن نظمی نادقیق و غیرعلمی بین رویدادها، تحلیلی ارائه کنیم که نخستین رویارویی با خرد پرسشگر را تاب نیاورد. برای برونرفت از این تنگنای نظری پیشنهاد کردیم که کارگرفت مفهومها و کلیدواژهها را تدقیق کنیم و الگوی نظری مناسبی برای تحلیل انقلاب اسلامی بیابیم و از این طریق در گفتمانی علمی با دیدگاههای دیگران موضوع را مورد مداقه قرار داده و بررسی کنیم.
بازخوانی انقلاب اسلامی،
بخش پنجم
ساختار حکومت پهلوی
بسیاری از پژوهشگران فقدان یا زوال تدریجی مشروعیت حکومت پهلوی را یکی از علتهای اصلی سرنگونی سلطنت در ایران دانستهاند. اما توضیح علتها و ریشههای انقلاب اسلامی از طریق کارگرفت مفهومهایی همچون مشروعیت و قانونیت مستلزم عرضه تعریفی دقیق از این کلیدواژهها است. بدیهی است که پرداختن به چنین تحلیلهایی پیش از عرضه تعریفی دقیق از مفهومهای پایه میتواند بیشتر ره به افسانهسرایی برد تا توضیح روشن و شفاف آنچه بر این کشور رفت.
بازخوانی انقلاب اسلامی،
بخش ششم
حکومت و ایدئولوژی
انقلاب اسلامی ایران در واقعیت امر، پایان عمر حکومت اتوکراتیک پهلوی بود. اما پایان عمر اتوکراسی نبود. انقلاب اسلامی به نظام سلطنتی در ایران پایان داد، اما نه به سیستم اتوکراتیک حکومت. گرچه جمهوری اسلامی ایران نیز از حیث ساختار سیاسی گونهای از حکومتهای اتوکراتیک است، اما خطاست هرگاه ما بین اتوکراسی خاندان پهلوی و اتوکراسی حکومت اسلامی در ایران تفاوتی قائل نشویم.
بازخوانی انقلاب اسلامی،
(
بخش هفتم
)
دولت سلطانی
در گفتار پیشین نگاهی داشتیم به خصلتها و شناسههای تمامیتخواهانه حکومت جمهوری اسلامی ایران. ویژگیهای حکومتهای توتالیتر را به اختصار بیان کردیم و به نقش مهم ایدئولوژی در حکومتهای توتالیتر اشاره نمودیم. حال بر آنیم تا پیکان توجه خود را متوجه ساختار دولت پهلوی کنیم. پرسشی که میکوشیم در این گفتار به آن پاسخ دهیم این است که آیا میتوان دولت پهلوی را دولتی سلطانی نامید؟
بازخوانی انقلاب اسلامی،
بخش هشتم
مدرنیزاسیون اتوکراتیک
بر بستر آن چه در گفتار پیشین آمد میتوان به این نتیجه رسید که دولت پهلوی از ویژگیهای بارز دولتهای سلطانی برخوردار بوده است. اما هرگاه ویژگیهای بر شمرده توسط "لنز" و "استپان" را معیار قرار دهیم، به این نتیجه خواهیم رسید که این شناسهها برای تعریف دولت پهلوی کفایت نمیکنند و از این حیث باید گفت که دولت پهلوی صرفا دولتی سلطانی نبوده است.">بر بستر آن چه در گفتار پیشین آمد میتوان به این نتیجه رسید که دولت پهلوی از ویژگیهای بارز دولتهای سلطانی برخوردار بوده است. اما هرگاه ویژگیهای بر شمرده توسط "لنز" و "استپان" را معیار قرار دهیم، به این نتیجه خواهیم رسید که این شناسهها برای تعریف دولت پهلوی کفایت نمیکنند و از این حیث باید گفت که دولت پهلوی صرفا دولتی سلطانی نبوده است. ">بر بستر آن چه در گفتار پیشین آمد میتوان به این نتیجه رسید که دولت پهلوی از ویژگیهای بارز دولتهای سلطانی برخوردار بوده است. اما هرگاه ویژگیهای بر شمرده توسط "لنز" و "استپان" را معیار قرار دهیم، به این نتیجه خواهیم رسید که این شناسهها برای تعریف دولت پهلوی کفایت نمیکنند و از این حیث باید گفت که دولت پهلوی صرفا دولتی سلطانی نبوده است.