| www.foroneiran.com |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |  حقوق بشر |  اقوام و اقلیتهای دینی |  |
گیتی خورسنددموکراسی و مشکلات قومی در ایران
Sat 01 12 2007 - 18:35
برای یک ایران: آیا مشکلات قومی در ایران با دستیابی به دمکراسی قابل حل است؟ خورسند: من هم فکر می کنم که مشکلات قومی وجود دارند. ولی در کوتاه مدت قابل حل نیستند. نه تنها در ایران قابل حل نیستند، بلکه در هیچ جای دیگرنیز قابل حل نیستند. نه در ترکیه، نه در جهان عرب و نه حتا در اروپا. برای مثال مشکلات فرانسه با باسک ها و یا مشکلات بیشتراسپانیا با باسک ها. مشکلات قومی به لحاظ سیاسی بخصوص در خاورمیانه ، از آنجایی که بدان دایما دامن زده می شود، به مراتب سختر قابل حل هستند. تمام اتفاقاتی که در خاورمیانه می افتد از یکسو به مشکلات قومی بر می گردد و از سوی دیگر به مسایلی نظیر: جامعه مدنی، حقوق بشر، شامل حقوق اجتماعی و فردی، آزادی های دینی. در خاورمیانه به این مشکلات از سوی برخی کشورهای منطقه و یا کشورهای غربی دامن زده می شود. برای این کشورها سودآور است که شرایطی نظیر بالکان در خاورمیانه وجود داشته باشد. البته دمکراسی می تواند به حل مشکلات کمک کند. مسلماً در یک کشور دمکراتیک حقوق فردی و مدنی افراد رعایت می شود. تا پیش از برقراری دمکراسی دریک کشور، از آنجایی که کل جامعه زیر فشار است، اقلیت ها نیز زیر فشار هستند. در کشورهای غیر دمکراتیک اکثریت و اقلیت از این جهت با هم اختلافی ندارند. برای این حکومت ها تنها بقای خود به هر قیمتی مهم است، حتا با توسل به زور. برای یک ایران: در جستجوی هویت برای انسان ایرانی، آیا این هویت برای اقوام مختلف درایران تبیینات خاص خود را می یابد؟ خورسند: ما در اینجا یک هویت ملی و یک هویت قومی داریم. هویتهای ملی و هویتهای قومی در سراسر دنیا وجود دارند. هویت های قومی به عنوان هویت های خرد و زیر هویتها تبلور خود را در هویت ملی نشان می دهند. ایران یکی از قدیمترین ملت ها در خاورمیانه و در دنیا است. و به لحاظ تاریخی ملتی تثبیت شده است. بطورنمونه در زمان حمله صدام به ایران، او گمان می کرد که عرب های خوزستان با او همکاری خواهند کرد، صرف نظر از برخی عناصر، ما دیدیم که این اتفاق نیافتاد. آنها ایرانی هستند و ایرانی باقی ماندند، گرچه به زبان عربی تکلم می کنند. در خاورمیانه هویت ایرانی تثبیت شده است. ایران کشوری شبیه عراق نیست. شکل گیری کشور عراق کاذب بوده است. تشکیل این کشور پس از دوران استعمار بخصوص پس از جنگ جهانی اول و دوم بدست نیروهای استعماری صورت گرفت. و مرزکشی ها نیز از این طریق حاصل شد. در ایران این مرزها به لحاظ تاریخی و فرهنگی همیشه وجود داشته است و تنها شامل مرزهای جغرافیایی نمی شود بدانگونه که ما در عراق با آن مواجه هستیم. بنا براین هویت های قومی زیر پوشش هویت ایرانی ما قراردارند. هویت ایرانی مخرج مشترک همه اقوامی هستند که در این سرزمین زندگی می کنند. این مخرج مشترک شامل همه آن سنت هایی است که ما بدان احترام می گذاریم. مانند عید نوروز که صرف نظر از سنی یا شیعه، ویا کرد و فارس برای همه ما ارجمند است. برای یک ایران: با توجه به روند جهانی شدن و توسعه بیشتر آن، چرا هنوز برخی برخواستهای قومی که به هرحال خواستهایی خردترهستند، پافشاری می کنند؟ خورسند: روند جهانی شدن مشکلات در ایران را حل نمی کند. در سراسر دنیا کشورها و یا اقوام و گروهایی هستند که با روند جهانی شدن دچارمشکل هستند. روند جهانی شدن بیشتراز آنکه به مسئله اقوام توجه داشته باشد در زمینه اقتصادی مطرح است. بسیاری از اقتصادهای کوچک دراین روند می توانند دچار زیان شوند. بنابراین روند جهانی شدن امکان دارد در دراز مدت انسانها را به هم نزدیک کند ولی در کوتاه مدت این روند بازندگانی نیز به همراه خود خواهد آورد. این بازندگان می توانند شامل اقوام ویا بخش هایی از اقتصاد باشند. بطورکلی این بازندگان همه آنانی را در برمی گیرد که یارای مقاومت با روند جهانی شدن را ندارند. و حتا بخشی از این گروهها می توانند رادیکالیزه شوند مانند القاعده. این گروه ها نمی توانند از روند جهانی شدن طرفداری کنند. این روند به همراه خود فرهنگ جهانی را نیز بدنبال دارد که در مقابل فرهنگ های کوچکتر قرار می گیرد. این فرهنگ های خرد دست به مقابله خواهند زد. این مقابله البته قابل فهم نیز است. همانند بسیاری از روندها در تاریخ که سبب نوآوری می شوند، نیروهای مخالف نیزشکل می گیرند و دست به مقاومت میزنند. این مقاومت ها می توانند دلایل فراوانی داشته باشند که حتا برخی از آنان برحق نیز هستند. سرمایه های کوچک و یا کارهای خرد در معرض خطر هستند. در حوزه کشاورزی بطور مثال مشکلاتی را به همراه داشته است. شاید در ایران هنوز مسئله ای نباشد اما در فرانسه برای کشاورزان سبب مشکلاتی شده است. که البته حق هم دارند چرا که در کوتاه مدت سبب ضررهای زیادی می شوند. وشاید برخی از این کشاوزان برای همیشه کار خود را از دست بدهند. و از سوی دیگر راه حلی هم ظاهرا وجود ندارد، مانند روند مدرنیته. در این روند نیزبرخی متضرر شدند. برای یک ایران: یعنی این روند به نظرشما دارای مزایا و ضررهایی است؟ خورسند: بلی، این روند سود و زیان به همراه دارد. برای یک ایران: جایگاه زبان فارسی برای کشور واحد ایران کجاست؟ آیا می توان تصوری از ایرانی واحد با زبانهای متفاوت داشت؟ خورسند: به نظر من در تمام کشورهای دنیا به هر صورت زبانی مشترک وجود دارد. و این بدین معنا نیست که زبان مشترک بهترین زبان است. ولی بدین معنی است که زبان مشترک در این کشور جا افتاده است و امکان ارتباط میان مردم کشور را فراهم می کند. در نمونه ایران ما شاهدیم که زبان های دیگری مانند ترکی، کردی ویا عربی نیز وجود دارند، اما زبان فارسی به لحاظ تاریخی می تواند زبان مشترک همه اقوام در ایران باشد. همه ایرانیان از هر قومی حافظ، سعدی، فردوسی و یا مولوی را می شناسند. نگاهی بکنیم بطور مثال به کشورهای افریقایی. در زامبیا بیش از ۷۰ زبان وگویش متفاوت وجود دارد. در صورت نبود زبانی مشترک این مردم قادر به ارتباط گیری با یکدیگر نیستند. در این کشور زبان مشترک زبان کشور استعماری گذشته است. در زامبیا زبان انگلیسی زبان مشترک و در سنگال فرانسه این نقش را بازی میکند. بدین خاطر مسئله بر سر ترجیح یک زبان بر زبان دیگر نیست. بلکه مسئله بر سر زبان مشترک است. مسلما تمام اقوام می توانند به زبان خود رادیو وتلویزیون داشته باشند و بدان زبان تکلم کنند. ولی از زبان مشترک برای ارتباط با یکدیگر نباید غفلت کنند.
خورسند: به نظر من موضوعیت چندانی ندارد. بطور مثال در امریکا مذاهب کاتولیک و پروتستان در کنار ادیان یهودیت و اسلام حضور دارند. و برای وحدت این کشور مشکلی به بار نیاورده است. در صورت وجود حکومت دینی در یک کشور دین اهمیت خواهد یافت. در حکومت های غیردینی نقش دین اساسی نخواهد بود. ومسئله فردی شهروندان خواهد بود. برای یک ایران: بطور مثال در هندوستان تعدد ادیان سبب تنش های اجتماعی و سیاسی میشود. فکر نمی کنید در برخی کشورها وجود دین مشترک سبب هم پیوندی مردم خواهد شد؟ خورسند: به نظر من تنها کشوری که دارای تنها یک دین است، کشور اسرائیل است، که اساسا بر مبنای یک دین شکل گرفته است. کشورهای دیگر بر مبنای دینی شکل نگرفته اند. شاید بتوان به عربستان سعودی نیز اشاره کرد. که به مبنایی دینی در شکل گیری خود تاکید می کند. دربسیاری از کشورهای دیگر سوابق تاریخی نقش اصلی دارند. که دربرخی دین مشترک وجود دارد و دربرخی دیگر دین مشترک وجود ندارد. به نظر من در هندوستان با اینکه دین مشترکی وجود ندارد با این وجود وحدت ملی حفظ شده است. و برغم تمام مشکلات نه تنها وحدت ملی حفظ شده است، بلکه بزرگترین دموکراسی دنیا نیز می باشد. برای یک ایران: برای جلوگیری از مداخلات کشورهای خارجی در مسئله اقوام، چه کارهایی باید در کوتاه مدت و چه تغییراتی در درازمدت صورت پذیرد؟ خورسند: حقوق ویژه برای یک قوم امتیاز نیست، بلکه تحقیر آن قوم است. مانند آنکه به یک آدم مهجور بیشتر رسیدگی شود. در یک حکومت دمکراتیک که انسانها دارای حقوق برابر براساس قانون هستند و اگردر همه زمینه دارای امتیازات یکسانی باشند، دیگر اقوام درچنین جامعه مدنی با هم فرقی ندارند و تنها به لحاظ تاریخی معنا می یابند. همه اقوام باید به لحاظ مالی دارای بودجه ای برای نیاز های خود باشند و بصورت غیر متمرکز اداره شوند. اما این بدان معنا است که هر استانی باید سهمی نیز در بودجه ملی داشته باشد. حکومت مرکزی فقط به خاطر رضای خدا نمی تواند به کسی پول دهد. هر استانی باید خود در راه تامین نیازهای خود کوشش کند. میان استان ها و حکومت مرکزی تبادل و عمل مشترکی باید وجود داشته باشد. باید بده وبستان وجود داشته باشد. همانطور که در همه دنیا معمول است. به نظر من یک حکومت غیرمتمرکز می تواند بهتر نیازهای مردم کشور را بفهمد و نسبت به آن عکس العمل نشان دهد. اما این حکومت غیرمتمرکز باید زیر پوشش وحدت ملی عمل کند. برای یک ایران: نقش تحقیرفرهنگی در مقایسه با نابرابری های اقتصادی تا چه اندازه است؟ خورسند: به نظر من تحقیر فرهنگی وجود ندارد ولی اهمال در این زمینه وجود دارد. به فرهنگ های قومی اجازه رشد داده نشده است. و از زمان رضاشاه این مسئله تشدید شده است که البته درآنزمان چاره ای نیز وجود نداشت چرا که وی در صدد برقراری حکومت مرکزی بود. چرا که در آنزمان مسایل فرهنگی همگی معنایی سیاسی داشتند. بطور مثال در آذربایجان می خواستند که تحت لوای مسایل فرهنگی کارسیاسی بکنند. آنچنان که در دوره پیشه وری تحت این مسایل، خواهان جدایی از ایران بودند. خواست های فرهنگی نزد اقوام مختلف در سایه اهداف سیاسی بوده است. که البته هم حکومت مرکزی و هم نیروهای جدایی طلب در این زمینه مقصربوده اند. در زمینه فرهنگی مردم باید آزادی داشته باشند. برای یک ایران: جای تبعیض مضاعف کجاست؟ برخی از نیروهای سیاسی می پذیرند که در حکومت های غیر دمکراتیک همه مردم تحت فشار هستند، اما صحبت از تبعیض دوگانه دارند. خورسند: به یک معنا حرف آنها درست است. به چه خاطر باید آنان از رادیو وتلویزیون به زبان خود محروم باشند. برای یک ایران: در مورد مدارس و دانشگاه مطلب به چه صورت است؟ خورسند: در مورد مدارس و دانشگاه باید اختیاری باشد و اجباری درکار نباشد. بطور مثال در بریتانیا که یکی از قدیمی ترین دمکراسی های جهان است، دولت مرکزی با پول دولت مرکزی دست به تاسیس مدرسه و یا دانشگاه در منطقه ولز به این زبان نمیزند. دولت بریتانیا مدارس انگلیسی زبان می سازد اما در صورتی که کسی خواهان ساختن مدرسه به زبان ولزی باشد، از آن نیز جلوگیری نمی کند. متاسفانه در ایران پشت این مسایل اهداف سیاسی وجود دارد. در صورتی که از زاویه جامعه مدنی اینکار بر حق است. برای یک ایران: آیا با مالیات های مردم همان مناطق می توان مدارس و دانشگاه ساخت؟ خورسند: بلی، با پول خود می توانند دست به بازگشایی مدارس بزنند اما نه با پول دولت مرکزی. برای یک ایران: آیا استقرار دمکراسی در ایران از طریق رفع تبعیض از اقوام حاصل میشود یا برعکس حل مشکل اقوام در ایران از طریق استقرار دمکراسی قابل حصول است؟ خورسند: به نظر من این دور باطل است. اصل با دمکراسی است. مشکلات قومی ، سیاسی و یا فرهنگی در شرایط دمکراتیک بهتر قابل حل هستند. در جامعه غیردمکراتیک عدالت نیز در معنای مدرن آن نیز نمی تواند برقرار شود. عدالت به معنای مدرن یعنی برابری در مقابل قانون. این مسئله تنها در یک حکومت دمکراتیک امکان پذیر است. اما حل بسیاری از مشکلات بدنبال خود مسایلی جدیدی نیز به همراه می آورد. از آنجایی که ما بهتر از دمکراسی شکلی برای حکومت نمی شناسیم، امیداوریم که به مشکلات پاسخ گوییم. اما بدین معنا نیست که دمکراسی حکومت ایدهآل است. ولی فعلا چیزی بهتر از آن نمی شناسیم. درج مطالب و گزارشها در وبگاه ForOneIran به معنای پذیرش تمامی یا بخشی از مضمون آنها از سوی این دبیرخانه نیست. بل هدف از انتشار آنها دامن زدن به بحث و گفتگوست. انتشار مطالب تارنمای "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس این تارنما و کسب اجازه از نویسندگان آنها روا نیست. |
|
| ©foroneiran.com |