www.foroneiran.com
 |  اهداف ما  |  درباره ما  |  همکاری با ما  |  تماس با ما  | 
 |  صفحه نخست  |  سخن سردبیر  |  اخبار و گزارش‌ها  |  گفت‌وگو  |  مقاله‌ها  |  بخش فرهنگی  |  حقوق بشر  |  اقوام و اقلیت‌های دینی  | 

به روان پاک کيانوش آسا و همه قربانيان ستم
به قلم احسان هوشمند


foroneiran.com | Sat, 21.11.2009, 21:55

image
نامش کيانوش بود. چون تبارش نه مرد بت بود و نه مرد شرک. دانش جو بود و اهل دانش چراکه نيست آب حيات جز دانش. جواني بود از نژاد فريدون، نياي افسانه اي کُردها ،همان ها که در برابر ضحاک ماردوش به پا خواستند و طومار ستم را در هم پيچيدند.


نوشتاری به قلم آقای احسان هوشمند

به روان پاک کیانوش ‌آسا و همه قربانیان ستم

من کيانوش آسا نه مرد بت نه مرد اخترم[1]

جواني بود از نژاد فريدون[2]،

نياي افسانه اي کُردها ،همان ها که در برابر ضحاک ماردوش به پا خواستند و طومار ستم را در هم پيچيدند[3].

چرا که

َابَر کتف ضحاک جادو دو مار برست و برآورد از ايران دمار[4]

با همراهي فريدون به پا خاستند و گيتي را از شر ضحاک بشستند[5].

نامش کيانوش بود .چون تبارش نه مرد بت بود و نه مرد شرک.دانش جو بودو اهل دانش چراکه

نيست آب حيات جز دانش نيست باب نجات جز دانش[6]

اگر چه جوان بود اما به دانش بزرگ[7].بر اين باور بود که

تن به دانش سرشته بايد کرد دل به دانش فرشته بايد کرد[8]

او گرچه از کرمانشاه بود.اما باور داشت

که پور فريدون نياي من است همه شهر ايران سراي من است[9]

از آن خفتگاني نبود که

عالم همه به کيد و دغل گشته به ما چه[10]

او مي دانست که

مردمي و عدل و مساوات نيست زان،ستم و جور وتعدي رواست[11]

و مي ديد

هر جا که گسترانده شد اين سفره ي فساد جز گرگ و غول و دزدو دغل ميهمان نداشت[12]

عاشق بود و درد داشت

عشقم دادي زاهل دردم کردي از دانش و هوش و عقل فردم کردي[13]

معشوقش وطن بود ودردش ايران

دريغ است که ايران ويران شود کنام پلنگان و شيران شود [14]

يقين داشت که

عمر نيابد ستم همي که ستم را روز نخستين چو روز بازپسين است[15]

او باور داشت ستم باقي نيست چون آيينش پاکي ودرستي بودوگفتار و پندار و کردارش هم نيکي

و انان که در برش ايستادند آيينشان ستم بود و دروغ

اي دروغ و شر و تهمت،دين تو[16] دين اناني که خون ايراني جاري کنند[17]...

و امروز بايد

به طوف خاک ناحق کشتگان دامن کشان رفتن[18] چرا که

نشان خاک ستم کشته ايست در ره عشق[19]

کيانوش رفت

رفت وسيل اشک جاري شد زچشم مرد وزن[20]

کياوش آسا به تيغ ستم رفت اما

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از ياد من آن سرو خرامان نرود

از دماغ من سرگشته خيال دهنت نرود به جفاي فلک و غصه دوران نرود[21]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] -الهام اين مصرع ازخاقاني

پيش من جز اختر و نيست آز و آرزو من خليل اسا نه مرد بت نه مرد اخترم

[2] -فريدون قهرمان افسانه اي شاهنامه نيز داراي برادري بود به نام کيانوش.فردوسي مي سرايد:

برادر دو بودش دو فرخ همال از هر دو آزده مهتر به سال

يکي بود زايشان کيانوش نام دگر نام پر مايه ي شادکام

[3] -به قول فردوسي حکيم:

کنون کرد از آن تخمه داد نژاد

طبق روايت شاهنامه از دو تن قرباني روزانه ضحاک به همت آشپز ضحاک از مهلکه جان به در مي برد و به جاي آنان مغز گوسفند به ضحاک داده مي شد . اين جوانان خلاص شده از ستم ضحاک همان نياي کردها را تشکيل مي دهند .هنگامي که شمارشان روبه رشد نهاد عليه ضحاک به پا خاسته و توانستند بر ضحاک پيروز شوند.

[4] -شاهنامه

[5] فريدون زضحاک گيتي بشست

[6] ابوسعيد ابوالخير

[7] به سال اندکي و به دانش بزرگ

[8] -اوحدي مراغه اي

[9] فردوسي

[10] ملک الشعراي بهار

[11] پروين اعتصامي

[12] -پروين اعتصامي

[13] ابوسعيد ابوالخير

[14] فردوسي

[15] انوري ابيوردي

[16] پروين اعتصامي

[17] خون ايرانيان کني جاري-مصرعي از ملک الشعراي بهار

[18] صائب تبريزي

[19] امير خسرو دهلوي

[20] هاتف اصفهاني

[21] حافظ




ارسال به شبکه‌های اجتماعی
Bookmark and Share
نظر شما:



©foroneiran.com