www.foroneiran.com
 |  اهداف ما  |  درباره ما  |  همکاری با ما  |  تماس با ما  |  RSS  | 
 |  صفحه نخست  |  سخن سردبیر  |  اخبار و گزارش‌ها  |  گفت‌وگو  |  مقاله‌ها  |  بخش فرهنگی   |   حقوق بشر   |   اقوام و اقلیت‌های دینی   |  

گزارشگران بدون مرز: ایران در فهرست کشورهای دشمن اینترنت در سال ۲۰۱۰

Fri 12 03 2010 - 14:54


گزارشگران بدون مرز: ۲۱ اسفند ماه( ۱۲ مارس) روز جهانی مبارزه با سانسور بر روی اینترنت است .

کنترل وب درجهان امروز

نبرد برای اطلاعات آزاد بیش از پیش بر روی اینترنت در گرفته است. گرایش عمومی ترسیم شده در جهان تشدید کنترل اینترنت از سوی تعداد بیشتری از کشورها و در عین حال رشد توانمندی و تلاشگری نت شهروندان بیش از پیش مبتکر و متحد است.

اینترنت فضای تبادل و تلاشگری

در کشورهای اقتدارگرا که رسانه های سنتی زیر ضرب حکومت‌ها قرار دارند. اینترت تنها فضای بحث و تبادل اطلاعات است. و همچنین موتور اعتراض و تلاشگری است. اینترنت گلزاری است که در آن جامعه مدنی خفقان زده متولد می‌شود و رشد می‌کند. رسانه‌های جدید و به ویژه شبکه‌های اجتماعی، وسائل همکاریی را در اختیار مردم قرار داده‌اند که نظم اجتماعی را به چالش می کشد. جوانان این عرصه را اشغال کرده اند. فیس بوک به محلی برای به‌هم پیوستن فعالانی تبدیل شده است که نمی‌گذارند به خیابان‌ها درآیند. یک ویدئو بر روی یوتیوب – ندا در ایران یا تظاهران روحانیون بودایی در برمه - کافی است تا سواستفاده از قدرت دولت‌ها را در جهان نمایان کند. یک کلید یو اس پی برای پخش اطلاعات ممنوعه کافی است،همچون در کوبا که شکل پخش شبنامه محلی است.

منافع اقتصادی و دفاع از گردش آزاد اطلاعات اغلب اوقات با هم ناسازگارند. در برخی از کشورها مقصر شرکت‌هایی هستند که خود بهترین امکان دسترسی به اینترنت و رسانه‌های جدید را فراهم می‌کنند و گاه منشا اثرمندی مثبت برای برخی از مردم درجامعه هستند. ایجاد مانع برای تبادلات اقتصادی و سانسور اینترنت نیز باید به دستور روز مباحث سازمان جهانی بازرگانی اضافه شود. بسیاری از اعضای آن از جمله ویتنام و چین باید مجبور شوند پیش از پیوستن به دهکده جهانی اقتصادی شبکه اینترنت خود را باز کنند.

حمله برای باز پس گیری

دورانی که اینترنت و رسانه‌های جدید فضایی متعلق به منتقدان و مخالفان بودند بسر آمده است. رهبران برخی از کشورها جوانه زدن تکنولوژی جدید و پیدایی امکانی برای بحث عمومی را دست کم گرفته بودند. وقتی که انقلاب‌های رنگی به انقلاب توئیتری تبدیل شدند به ناگهان بیدار شدند.پس نمی‌بایست مهار فضایی سایبری را به صدای مخالفان وا گذاشت. ماشین سرکوب دولت‌های به کار افتاد : سانسور محتوای سیاسی و اجتماعی با استفاده از اخرین تکنولوژی‌های و دستگیری و تهدید نت شهروندان، نظارت مشهود و فهرست سازی که ناشناس نویسی کاربران را در خطر قرار می‌دهد . در سال ٢٠٠٩ بیش از ٦٠ کشور جهان در سانسور اینترنت شرکات داشته‌اند. این تعداد دو برابر آمار سال گذشته است. اینترنت روز به روز جای خود را به شبکه‌های داخلی (اینترانت) می‌دهد که انتشار محتوا در آنها باید از سوی " مقامات" تائید شود. وب ٢ با سد کنترل ٢ رودررو شده است.

کشورها معدودی مثل کره شمالی، برمه و ترکمنستان به خود اجازه می‌دهند به بهانه عدم کارافزارهای زیربنایی و یا فنی اینترنت را کاملا قطع کنند. این امر در عین حال بازار سیاه ابزار دور ارتباطاتی را مثلا در کوبا یا در شهرهای مرزی میان کره شمالی و چین گسترش داده است. هزینه سنگین سرکوب را نت شهروندان پرداخت می‌کنند. برای اولین بار پس از تاسیس اینترنت ١٢٠ وب نگار، کاربر و وب نگار معترض برای ابراز آزادنه نظر خود بر روی اینترنت در پشت میله‌های زندان بسر می‌برند.

بزرگترین زندان‌های وب‌نگاران در جهان به ترتیب کشور چین با ٧٢ زندانی و سپس ویتنام و ایران هستند که در ماه های اخیر موج گسترده دستگیری به راه انداخته‌اند.

در کشورهایی که استراتژی پیشرفته کنترل و سرکوب بر روی اینترنت را درپیش نگرفته‌اند دستگیری نت شهروندان افزایش یافته است. در مراکش یک وبلاگ‌نویس و مدیر یک کافی‌نت از سوی مقامات محلی برای انتشار خبرهایی از سرکوب یک تظاهرات بازداشت شده‌اند. در جمهوری آذربایجان ادنا حاجی زاده و امین ملی دو وبلاگ‌نویس زندانی با انتشار ویدئویی بر روی یوتیوب، فساد برخی از مقامات را افشا کرده بودند. در یمن نیز چهار روزنامه‌نگار آنلاین زندانی هستند. با این حال هنوز زود است تا این بازداشت‌های پراکنده به عنوان سیاستی در جهت دست‌درازی به رسانه‌ها جدید ارزیابی شود.

برخی از کشورهای جهان بیش از پیش به تصویب و به اجرا ی قوانین محدود کننده در عرصه اینترنت روی آورده‌اند. بعنوان مثال در اردن، قزاقستان و یا افغانستان، همچنین در دمکراسی های غربی هم این رویه در پیش گرفته شده است. در فرانسه، استرالیا و ایتالیا به نام مبارزه با کودک آزاری جنسی و یا نقض مالکیت فکری، قوانین محدود کننده یا در دست تصویب و یا اجرا هستند. بعنوان مثال توافق‌نامه بازرگانی ضد اجناس تقلبی ( ATCA) که در اصل توافقاتی بین‌المللی برای مبارزه با تولید اجناس تقلبی و جعلی است، اما مذاکرات در باره‌ی آن در پشت درهای بسته و بدون مشورت با سازمان‌ها و نهادهای غیر دولتی و جامعه شهروندی انجام گرفته و می‌تواند به اجرای موازینی آزادی‌ستیزانه و به‌کارگیری سیستم مسدودسازی بدون الزام به نظر دستگاه قضایی منجر شود.

در این میان کشورهای اسکاندیناوی رویه‌ای مخالف در پیش گرفته‌اند. فنلاند بخشنامه‌ی شماره ٧٣٢/٢٠٠٩ را در دست اجرا دارد که دسترسی به اینترنت را بعنوان "حقی بنیادین برای همه شهروندان" تعریف کرده است. در پرتو این آن از تاریخ ژوئیه ٢٠١٠ هر خانه باید به اتصالی دست کم یک مگا بایت در ثانیه مجهز شود و تا سال ٢٠١٥ این ظرفیت باید به ١٠٠ مگابایت در ثانیه برسد. پارلمان ایسلند نیز به منظور "حمایت از آزادی بر روی اینترنت و حفاظت از شفافیت و استقلال اطلاعات"، بررسی قانونی را به نام "ابتکار سانه های جدید در ایسلند" آغاز کرده است. اگر این قانون به تصویب رسد ایسلند به بهشت سایبری برای وبلاگ‌نویسان و نت شهروندان بدل خواهد شد.

ضد‌حمله کاربران

جنگ سایبری میان نت شهروندان و دولت‌های سرکوبگر پیرامون کارآیی سلاح‌های است که در دستن طرفین قرار دارد. سیستم فیلترینگ، نظارت و کنترل دولتی بیش از بیش کارآ در برابر رمزنویسی ای‌میل ، پروکسی و ابزارهای پیشرفته دور زدن سانسور و مسدود سازی ( ترُ ، وی پی ان ها، سایفون، الترا رِش و.... این نرم افزارها به همت همبستگی نت شهروندان در سراسر جهان توسعه یافته‌اند. اینگونه هزاران ایرانی از فیلترشکن‌هایی بهره می‌شوند که به وسیله چینی‌ها ساخته شده است. در این جنگ فشارهای بین المللی به حساب می آیند و منافع ژئو استراتژیک قدرت‌های بزرگ نیز بر روی اینترنت بیان می‌شود. ایالات متحده امریکا در ژانویه ٢٠١٠ آزادی بیان بر روی اینترنت را یکی از اولویت‌های سیاست خارجی خود اعلام کرد. باید منتظر ماند و دید این کشور استراتژی اعلام شده خود را در عرصه مناسبات خارجی چگونه به اجرا خواهد گذاشت و واکنش کشورهای مورد نظر چه خواهد بود. کاربران، وبلاگ نویسان، وب نگاران معترض، پراکنده، ضربه پذیرند. به همین دلیل در انجمن‌ها و گروه‌های مختلف برای مبارزه دلخواه خود گردهم می‌آیند. اینگونه انجمن وبلاگ‌نویسان روس یا انجمنی مشابه در مراکش و یا گروه کاربران روسیه سفید که علیه اقدامات دولت‌های خود کارزار به راه می‌اندازند و گروه دیگری در مصر علیه شکنجه و گرانی تلاش می‌کنند. کاربران چینی بر روی تویتر حمایت از معترضان ایرانی را سازمان می‌دهند. مطالبات آنها ملی یا بین‌المللی باشد، اما صدای مبارزه‌ای که به پیش می‌برند به گوش می‌رسد و تعیین کننده سیمای فردای اینترنت است. مقاومت آغاز شده است.

کشورهای دشمن اینترنت در سال ٢٠١٠

فهرست کشورهای دشمن اینترنت که هرسال از سوی گزارشگران بدون مرز تهیه و منتشر می‌شود، امسال نیزدر برگیرنده نام بدترین نقض کنندگان آزادی بیان بر روی اینترنت است . عربستان سعودی، برمه، چین، کره شمالی، کوبا، مصر، ایران، ازبکستان، سوریه، تونس، ترکمنستان و ویتنام. برخی از این کشورها به هر قیمتی می‌خواهند شهروندان خود را از حق دسترسی به اینترنت محروم کنند. برمه، کره شمالی، ترکمنستان و کوبا از جمله این کشورها هستند. برخی دیگر به بهانه مشکلات زیربنایی و فنی دسترسی به اینترنت را محدود می کنند. در این کشورها قطع کامل و یا کاهش سرعت اینترنت در شرایط بروز بحران های داخلی یا بین‌المللی امر متداولی است. عربستان سعودی و ازبکستان مسدود‌سازی گسترده و تشویق کاربران به خودسانسوری را در پیش گرفته‌اند.

چین مصر، تونس و ویتنام استراتژی خود را بر توسعه در کارافزارهای با هدف اقتصادی بنا کرده‌اند اما محتوای سیاسی و اجتماعی نیز به شکل کاملا کنترل می کنند.- سیستم فیلترینگ چین و تونس روز به روز کارآتر می شود- و هر روز عدم تحمل‌ صداهای منتقد را بیشتر بروز می دهند.

بحران عمیق داخلی که از چند ماه پیش ایران را فرا گرفته است، نت شهروندان و رسانه‌های جدید را در تور رژیم گرفتار و آنها را به " دشمن" رژیم تبدیل کرده است. گزارشگران بدون مرز برخی از کشورها را در فهرست کشورهای " تحت مراقبت" قرار داده است. ترکیه و روسیه از جمله این کشورها هستند. در پی کنترل اعمال شده از سوی کرملین بر رسانه های سنتی، اینترنت در روسیه به آزادترین فضای تبادل اطلاعات بدل شده است. اما با دستگیری وبلاگ‌نویسان و مسدود کردن سایت‌های به گفته مقامات دولتی "افراطی" پروپاگاند رژیم هر روز بر روی اینترنت بیشتر می شود.

در ترکیه موضوعات تابو عموما در باره آتاتورک، ارتش، اقلیت ها ملی ( کرد و ارمنی) و خدشه دار کردن " غرور ملی" است. به این علت هزاران سایت مسدود شده اند. و کاربران و وب‌نگارانی که آزادنه بر روی اینترنت به این امر اعتراض می‌کنند مورد تهدید و پیگرد قرار می‌گیرند.

کشورهای امارات متحده عربی،روسیه‌سفید، تایلند نیز در فهرست کشورهای " تحت مراقبت" قرار دارند. تایلند به دلیل سو استفاده از اتهام " توهین به شخص اول مملکت" برای پیگرد قضایی کاربران و وبلاگ نویسان و امارات متحده عربی برای گسترش مسدود سازی، رئیس جمهور روسیه سفید چند ماه پیش از انتخابات با صدور بخشنامه ای آزادی اینترنت را محدود کرده است. این کشورها برای آنکه به فهرست کشورهای دشمن اینترنت سقوط نکنند، باید گام‌هایی به پیش بردارند.

http://www.rsf-persan.org/spip.php?page=print&id_article=16869


“ سایت “ تغییر برای برابری” برنده جایزه نت شهروند شد
www.foroneiran.com

سایت " تغییر برای برابری" برنده جایزه نت شهروند شد

Fri 12 03 2010 - 12:01

image

گزارشگران بدون مرز: در آستانه روز جهانی مبارزه با سانسور بر روی اینترنت، گزارشگران بدون مرز با حمایت شرکت گوگل جایزه نت شهروند خود را به وب نگاران فمینیست سایت تغییر برای برابری اهدا کرد. روز ٢٠ اسفند پروین اردلان فعال حقوق زنان، روزنامه‌نگار و یکی از سردبیران سایت جایزه را از دست روزنامه نگار مشهور فرانسوی ژان ماری کلمبانی دریافت کرد . این مراسم در دفتر شرکت گوگل در پاریس برگزار شد.

ژان فرانسوا ژولیارد در این باره اعلام کرد " خرسندیم که اولین جایزه نت شهروند ما به وب‌نگاران ایران اهدا شده است. در پی انتخاب مجدد و مورد اعتراض محمود احمدی نژاد در خرداد ماه اینترنت به شکل گسترده در مبارزه برای دمکراسی نقش ایفا کرده است . بیش از نیمی از تصاویر رویدادهای این مدت از طریق اینترنت در سراسر جهان پخش شده است و وب‌نگاران ایران بسیار فعال و شایسته حمایت هستند. بدون حضور این نت‌شهروندان شجاع ما از اطلاعاتی لازم برای درک جهان خود محروم هستیم.

داوید دورمون معاون ارشد گوگل در این باره گفت " ازادی بیان یکی از عوامل بنیادینی است که به فرد قدرت بیشتری می‌دهد. ما در گوگول تلاش می‌کنیم که بیشترین اطلاعات و بیشترین انتخاب به کاربران در بیشترین کشورها داده شود. امروز حمایت از جایزه نت شهروندان گزارشگران بدون مرز و ارج گذاری به شجاعت جمعی " تغییر برای برابری" فرصتی است برای نشان دادن آنچه که عمیقا به آن معتقدیم. "

وب سایت تغییر برای برابری با هدف انتشار اخبار ونظرات کارزار " یک میلبون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان" در ايران، در سال ١٣٨٤ فعالیت خود را آغاز کرده است. ٤ سال بعد این سایت یکی از منابع اطلاع رسانی در باره حقوق زنان است. در کشوری که از سوی بنیادگرایان اداره می‌شود، تلاش وب‌نگاران فمیینست اهمیت دوچندانی در دفاع از حقوق بشر دارد. از جمله مبارزات آنها تلاش برای بازپس گرفتن طرح قانون "حمایت از خانواده" از مجلس قانون‌گذار ایران است که تعدد زوجات را قانونیت می‌بخشد. تا امروز بسیاری از اعضای فعالان کمپین بازداشت ویا تحت پیگرد قضایی قرار دارند.

پروین اردلان از پایه‌گذاران مرکز فرهنگی زنان و از اعضای اولیه کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز است. او که سردبیر نشریه‌ی اینترنتی تریبون فمینیستی ایران و عضو تحریریه‌ی مجله اینترنتی زنستان، ارگان‌های تعطیل شده‌ی مرکز فرهنگی زنان بوده، در حال حاضر عضو تحریریه سایت تغییر برای برابری است.

دیگر نامزدان جایزه یونی سانچز (کوبا) تان زورن ( چین)، تامار مبارک (مصر) سایت انگوشی ( روسیه) و ناگیون تین ( ویتنام)

١٢ مارس ، ٢١ اسفند روز جهانی مبارزه با سانسور که هر ساله از سوی گزارشگران بدون مرز برگزار می شود تلاش برای اینترنتی آزاد و قابل دسترسی همگان است. در این روز گزارشگران بدون مرز فهرست کشورهای دشمن اینترنت را منتشر می کند.



http://www.rsf-persan.org/spip.php?page=print&id_article=16868

رابرت گیتس: عربستان سعودی و امارات آماده متقاعد کردن چی
www.foroneiran.com

رابرت گیتس: عربستان سعودی و امارات آماده متقاعد کردن چین برای تحریم ایران هستند

Fri 12 03 2010 - 11:45


صدای آمریکا: آقای رابرت گيتس، روز پنچشنبه پس از گفت و گو با مقامات عربستان و امارات گفت : " به نظر می رسد کشورهای حاشيه خليج فارس آمادۀ متقاعد کردن چين برای حمايت از تحريم های عليه جمهوری اسلامی ايران باشند."

آقای گيتس اين مطلب را روز پنجشنبه و پس از گفتگو با مسؤلان امارات متحده عربی در ابوظبی اعلام کرد.

وزير دفاع آمريکا روز چهارشنبه نيز با مقامات عربستان سعودی گفتگو کرده بود.

رابرت گيتس می گويد عربستان سَعودی و امارات متحده عربی آماده هستند تا روسيه را نيز متقاعد کنند تا به ايران فشار وارد کند.

به گفته آقای گيتس از آنجايی که روسيه پذيرای ايدۀ اعمال محدوديت ها عليه برنامه اتمی ايران است، عربستان و امارات نياز به کوشش چندانی در مورد روسيه ندارند.

وزير دفاع آمريکا می گويد کشورهای حاشيه خليج فارس می دانند که برای رفع خطر برنامه اتمی ايران به جز اعمال تحريم انتخاب ديگری وجود ندارد.


جزییات محروم کردن اقلیت بهایی از تحصیل وزندانی کردن اع
www.foroneiran.com

جزییات محروم کردن اقلیت بهایی از تحصیل وزندانی کردن اعضای کمیته حق تحصیل دانشجویی

Fri 12 03 2010 - 10:55

image

گفت وگو ی کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران با حسام میثاقی

حسام میثاقی سخنگوی کمیته حق تحصیل که هم اکنون بیشتر اعضای آن در زندان هستند در مصاحبه با کمپین بین المللی حقوق بشر از موانع تحصیل بهاییان و دانشجویانی که فعالیت‌های مدنی وسیاسی در دانشگاه دارند سخن گفته است. او در این مصاحبه شرح می دهد که چگونه برخلاف اظهارات جوادلاریجانی در ژنو که گفت هیچ بهایی به خاطر بهایی بودن دستگیر ویا از حقوق اجتماعی محروم نمی شود، با یکی از دوستانش نامه ای را به دست آوردند که در آن حراست وزارت علوم و وزارت اطلاعات آنها را به همین دلیل از تحصیل محروم کرد. حسام میثاقی همچنین از دستگیری های دوستان و همکاران خود گفته است و اینکه سخنان لاریجانی در ژنو در مورد بهاییان دروغ بود. مصاحبه کمپین با این دانشجوی محروم از تحصیل وفعال اجتماعی دانشجویی را در زیر می خوانید:

کمپین: آقای میثاقی شما یکی از اعضای کمیته حق تحصیل هستید. چرا این کمیته را تشکیل دادید و الان وضعیت اعضای این کمیته چگونه است؟

حسام میثاقی: این کمیته به عنوان نهادی مستقل جهت بازیابی حق عمومی تحصیل تشکیل شد و اعضای آن اکثرا محرومین از تحصیلی بهایی بودند اما برای بازیابی حق تمامی محرومین از تحصیل تلاش می‌کردند از جمله تبعیض جنسیتی در دانشگاه ها، احکام تعلیق و اخراج برای دانشجویان منتقد و همینطور محرومیت از تحصیل بهاییان که سابقه ایی طولانی دارد.

این کمیته در اردیبهشت و خرداد ماه نشست هایی در شهرهای مختلف ایران با هدف اطلاع رسانی برگزار کرد که در نوع خود در شرایط خفقان ایران اقدام بی سابقه ای بود. اولین نشست در تهران برگزار شد.من به عنوان سخنگوی این نهاد در نشست ها وظیفه سخنرانی را بر عهده داشتم و نوید خانجانی هم به عنوان مدیر و موسس این نهاد مستقل فعالیت می‌کرد. این کمیته به عنوان نهادی مستقل جهت بازیابی حق عمومی تحصیل تشکیل شد. در حال حاضر سه نفر از اعضای این کمیته در ۲۴ ساعت بازداشت شدن و منزل سه نفر دیگر نیز تفتیش شد.

بقیه همکاران کمیته که دستگیر شده اند یا در تعقیب هستند چه کسانی هستند؟

درسا سبحانی از همکاران این کمیته نیز در ساری به شدت تحت فشار قرار دارد.پدر وی پریروز توسط شش نفر بازداشت شد و با ضرب و شتم و چشم بند و دست بند مورد بازجویی قرار گرفت. ایقان شهیدی از همکاران این کمیته در کرمانشاه بامداد ۱۲ اسفند بازداشت شد. سما نورانی از همکاران این کمیته در شیراز و دانشجوی محروم از تحصیل سهند تبریز در رشته مهندسی پزشکی ۱۲ اسفند بازداشت شد. باید اضافه کنم که اعضای مرکزی این کمیته پس از پیوستن به کمیته گزارشگران حقوق بشر نهاد جدیدی تاسیس کردند با نام جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی [2] و اینگونه بود که بازداشت و تهدید اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر پیوند خورد با بازداشت اعضای این نهاد مدافع حق تحصیل.

خود شما هم احضار شدید؟

من در ۱۲ دی ماه نیز احضار شده بودم به وزارت اطلاعات مراجعه نکردم و در ۱۲ اسفند به منزل بنده و سپهر عاطفی از همکاران همان کمیته حق تحصیل و اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر یورش برده شد و منازل ما تفتیش شد. باید اضافه کنم که ما نهادی کاملا مستقل بودیم و هدف ما فقط و فقط دفاع از حق تحصیل بود.

شما به یک عنوان یک گروه که برای حق تحصیل تلاش می کردید چه هدفی داشتید؟

ما خواهان آزادی عقیده برای ورود به دانشگاه بودیم و هستیم در مورد تمامی این بچه ها چون در حال حاضر کمیته تحصیل منحل شده با نام جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی فعالیت میکند.

به نظرت دلیل برخورد با این گروه چیست؟ آیا به دلیل اینکه برخی از اعضای گروه از اقلیت بهایی هستند یا به خاطر اینکه از اساس وزارت علوم و دولت پدیده دانشجویان ستاره دار محروم از تحصیل را انکار می کند؟ یا شاید دلایل دیگر؟

دولت از طرفی داوطلبان و دانشجویان را از تحصیل محروم میکند و از طرف دیگر افرادی که در این زمینه فعالیت می کنند را بازداشت می کند. به نظر من بازداشت این افراد تنها در مورد بهایی بودن آنها نبوده است. این افراد فعالیت مدنی داشته اند و برای دفاع از حقوق دانشجویان فعالیت کرده اند و به همین دلیل حاکمیت نه بهایی بودن آنها را بر می تابد و نه فعالیت مدنی آنها را. اینکه بهاییان به جامعه مدنی ایران پیوسته اند و همراه با دیگر فعالان مدنی برای دفاع از حقوق هم میهنانشان تلاش می کنند بسیار حائز اهمیت است و فکر میکنم حاکمیت نیز این موضوع را تحمل نکرده و چنین برخورد شدیدی با این دانشجویان محروم از تحصیل انجام داده است. در ضمن درسا سبحانی از فعالان کمپین یک میلیون امضا در ساری نیز بوده است

برخورد با فعالان حق تحصیل بی سابقه نیست. در حال حاضر اعضای شورای دفاع از حق تحصیل نیز د زندان به سر می برند. ضیا نبوی، مجید دری، سعید جلالی فر، مهدیه گلرو، شیوا نظرآهاری این افراد هستند.

نظرت درمورد سخنان وزارت اخیر وزیر علوم مبنی براینکه کسانی که مطابق نظرحکومت – یا به صورت مشخص التزام علمی به ولایت فقیه واسلام نداشته باشند- از دانشگاه اخراج می شوند چیست؟

چنین رویکردی مخالف با معیارهای جهانی حقوق بشر و نشان از کوته اندیشی حکومتی دارد که هیچ نظر مخالفی را نمی پذیرد. در کشوری که تمام مردمانش مثل هم فکر کنند هیچ پیشرفتی صورت نخواهد داد. چرا که با نقد و به چالش کشیدن است که نظرات جدید شنیده می شوند و پیشرفت حاصل می شود.

این اظهارات چه وضعبتی را برای فعالان یساسی دانسجویی به وجود می آورد؟

چنین اظهاراتی تنها موجب تشدید خفقان حاکم بر جامعه و افزایش فشار بر فعالان دانشجویی و مدنی خواهد شد و متعاقبا دستگاه های امنیتی نیز برخوردها را شدیدتر خواهند کرد که شاهد این برخوردها هستیم در حالی که بسیاری از دانشجویان در زندان به سر می برند. حال می بینیم حتی کسانی که اجازه ورود به دانشگاه را نداشته اندو برای ورود به دانشگاه تلاش می کردند نیز بازداشت شده اند.

درمورددرسا سبحانی می شود بیشترتوضیح بدهید؟

درسا ۲۰ ساله هست و پدرش رو با این جملات تهدید کردند که اگر شنبه درسا خودش را معرفی نکند همسر و دختر کوچک ایشان را هم بازداشت خواهند کرد.


پدر درسا دقیقا گفتند که پریروز صبح ، زمانی که از منزل بیرون آمدند ۶ نفر روبروی منزل به ایشان گفتند همراه ما بیایید و سپس ایشان رو به مکان نامعلومی انتقال دادند. دست بند و چشم بند زدند و ۴ ساعت بازجویی کردند و تهدید کردند. تهدیدها هم مواردی است که در بالا ذکر شد یعنی درسا شنبه خودش را باید تحویل دهد وگرنه خانواده وی بازداشت خواهند شد و منزل مصادره خواهد گردید.

درسا کجا بود؟

درسا دقیقا روزی که شب اون ماموران خونه اونها ریختند به (…) مسافرت کرده بود

آیا الان برگشته؟

به پدرش گفتند که برگرده و معرفی کنه خودش را فردا بازداشت خواهد شد به احتمال زیاد.

اتهامش چه بوده است؟

هیچ صحبتی از اتهامات نکردند. فقط گفتند حکم داریم و بعد زا بازداشت اتهامات تفهیم خواهد شد. فقط در مورد بنده و سپهر همون اتهامات که به سایر اعضای کمیته زدند رو برای ما نیز مطرح کردند یعنی ارتباط با منافقین و محاربه.

خود شما هم از اقلیت مذهبی بهایی هستید؟

بله بنده هم از خانواده ای بهایی هستم و تنها به همین دلیل در سال ۸۶ از دانشگاه سنایی اصفهان بعد از پایان دو ترم در رشته مترجمی زبان انگلیسی طی حکمی از وزارت علوم اخراج شدم. اضافه کنم که هم کلاسی های هم خیلی شون اصلا اطلاعی نداشتن از بهایی بودن من و اصلا حرفی زده نشده بود.

چطورفهمیدند واخراج کردند؟

معمولا اخراج دانشجویان بهایی به این شکل هست که حکمی از حراست وزارت علوم میاد و اخراج می کنند. عموما اخراج دانشجویان بهایی به این شکل هست که حکمی از حراست وزارت علوم میاد و اخراج می کنند. وزارت اطلاعات از اونجایی که آمار تمامی خانواده های بهایی رو داره شناسایی میکنه و دست به این کار میزنه.

چطور آمار دارند؟ مگر خانواده ها اعلام می کنند که بهایی هستند؟

بله بهاییان عقیده خودشان را کتمان نمیکنند چرا که بر اساس عقایدشان نباید این کار را انجام دهند و اگر کسی سوال کند ابراز می کنند که بهایی هستند.

اگر اعتراض کنید چه می شود؟ مرجعی است که پاسخ بدهد؟

اعتراض ها از چند سال پیش به وزارت علوم، سازمان سنجش و شورای عالی انقلاب فرهنگی به صورت کتبی و حضوری ابلاغ شده است. اما مسئولان هیچ گونه پاسخی نمی دهند و خود را بی تقصیر می دانند.

حتی موردی هم پیش آمده که در ۲۶ آذر سال گذشته زمانی که بنده و نوید خانجانی به وزارت علوم مراجعه کردیم به مدت ۱ روز در اتاقی در وزارت علوم بازداشت شدیم و مورد تهدید و بازجویی قرار گرفتیم چرا که نامه ای محرمانه به دست آورده بودیم که مسئولان وزارت علوم نمی خواستند آن نامه از وزارت خارج شود و ما نامه را به آنها نمی دادیم.

نامه چه بود ؟

در نامه صراحتا ذکر شده بود که اخراج این دانشجو به دستور حراست وزارت علوم و وزارت اطلاعات انجام شده است. اسکن نامه هم موجود می باشد و من برای شما می فرستم. زمانی که من صحبت های لاریجانی را شنیدم تنها متعجب شدم. در این سالها ما همواره دروغ شنیدیم و تنها تعجب کردیم از این که یک دستگاه حکومتی تا چه حد می تواند اعمالش را کتمان کند ؟ ما نسلی هستیم که سالها دروغ شنیدیم و اگر خواستیم دروغ ها را فاش کنیم به زندان افتادیم. مثل نوید، ایقان، سما و شاید هم درسا…


این کمیته فقط دانشجویان ممنوع از تحصیل است یا دانشجویان ستاره دار رو هم شامل می شود؟

ما در نشست ها از دانشجویان ستاره دار نیز استفاده می کردیم و جمع های ما تریبون تمامی دانشجویان محروم از تحصیل از تمامی طیف ها بود.

بنابراین از عمر این انجمن بیشتراز شش ماه نمی گذرد که چنین فشارهایی به شما وارد میشود؟

بله درست است.

شما به صورت غیرقانونی از تحصیل منع شده اید به نحوی که حتی جوادلاریجانی نیز در اجلاس ژنو در پاسخ انتقادات به زندانی کردن بهاییان ایرانی و اجازه ندادن به تحصیل عالیه آن را انکار کرد. از طرف دیگر وقتی از مسوولان می خواهید پاسخگو باشند دستگیر واحضار می شوید از این وضعیت چه احساسی داری؟

با وجود تمامی این مشکلات که ذکر کردید و با وجود اینکه بهترین دوستانم در زندان هستند، باز هم احساس ناامیدی نمی کنم چرا که می دانم مردم ایران صدای ما را می شنودند. فریاد حق طلبی مردم ایران نیز مدت هاست که به گوش جهانیان رسیده است. ما مردمی هستیم که هیچ گاه ظلم را نپذیرفته ایم و تا آخرین نفس برای بازیابی حقوقمان جنگیده ایم.


-

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران: http://persian.iranhumanrights.org


سازمان دانش آموختگان ایران خواستار آزادی زید‌آبادی در
www.foroneiran.com

سازمان دانش آموختگان ایران خواستار آزادی زید‌آبادی در آستانه سال نو شد

Fri 12 03 2010 - 9:36

image

سازمان دانش آموختگان ایران خطاب به رييس قوه قضاییه: "در آستانه سال نو شرایط آزادی زیدآبادی نیز فراهم شود"

ادوارنیوز: سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به آیت الله صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه، با انتقاد از محدودیت های جدید علیه دکتر احمد زیدآبادی خواستار فراهم شدن شرایط آزادی و مرخصی دبیرکل این سازمان در آستانه سال جدید شد.

متن این نامه به شرح زیر است:

به نام خدا

آیت الله صادق لاریجانی

ریاست محترم قوه قضاییه

با سلام؛

همچنانکه مستحضرید تعدادی از اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) درپی اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه بازداشت شده اند که عدد آنها در سراسر کشور طی چند ماه اخیر بالغ بر بیست تن است. همچنین به آگاهی می رساند که این سازمان همواره در طی ماه های گذشته با تاکید بر اصل امر به معروف و نهی از منکر و اصول متعدد قانون اساسی و موازین حقوق بشر و در مقام دفاع از حقوق شهروندان به عنوان سیاست اصولی خود شیوه بازداشت فعالان سیاسی، نحوه برخورد با مردم معترض و دادگاه های برگزار شده پس از انتخابات را مخالف صریح قانون و اخلاق دانسته و نسبت به عواقب سوء رویه های خلاف قانون و نقض حقوق شهروندان هشدار داده است.

اما آنچه علت اساسی نگارش این نامه خطاب به جنابعالی است وضعیت دکتر احمد زیدآبادی، دبیرکل زندانی این سازمان است. آقای زیدآبادی به عنوان دبیرکل یک حزب سیاسی قانونی علیرغم محدودیت های غیرقانونی و ناروایی که طی سالها از سوی حاکمیت نسبت به این سازمان و شخص ایشان اعمال شده بود با در نظر گرفتن منافع ملی و اولویت قرار دادن مصالح عمومی با مشارکت در روند انتخابات دهم ریاست جمهوری به همراه سایر اعضای سازمان ادوار تحکیم کوشش کرد تا از طریق شیوه های مسالمت آمیز و قانونی و با توسل به حق قانونی مشارکت در اداره سیاسی کشور شرایط زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایرانیان را به سهم خویش بهبود بخشد. با این حال متاسفانه پاسخی که وی و این مجموعه از سوی حاکمیت دریافت کرد چیزی جز زندان و محرومیت نبود.

احمد زیدآبادی در حالی که کمتر از ده ساعت از اعلام رسمی نتایج اولیه انتخابات گذشته و هنوز هیچ اعتراضی خیابانی و مردمی به آن نتایج انجام نشده بود در مقابل منزل اش توام با اعمال خشونت بازداشت شد و تا مدتها خانواده وی هیچ اطلاعی از وضعیت وی نداشتند. در بیان شرایط دشوار احمد زیدآبادی و خانواده ایشان همین بس که آنها تنها زمانی موفق به دیدار همسر و پدر خود شدند که دادگاه متهمان پس از انتخابات برگزار و تصاویری از وی در رسانه ها منتشر شد. از سوی دیگر حکم صادره از سوی دادگاه بدوی و تایید شده در دادگاه تجدید نظر به ویژه در خصوص محرومیت دائمی از هرگونه فعالیت سیاسی و تحلیل (شفاهی) بی سابقه و به اعتقاد بسیاری از حقوقدانان ناعادلانه و در تناقض آشکار با قوانین موضوعه کشور قرار دارد.

ریاست دستگاه قضاء؛
اما اکنون که مدتی پس از در اختیار گرفتن سکان قوه قضاییه توسط جنابعالی و به ویژه با تعویض مقامات دادستانی تهران رسیدگی به پرونده زندانیان سیاسی شرایط مناسب تری پیدا کرده است و در آستانه سال نو و عید نوروز روند آزادی فعالان سیاسی زندانی سرعت پیدا کرده و البته این تمهید با استقبال اطراف و گروه های مختلف معتقد به قانون و حقوق شهروندان نیز مواجه شده است، متاسفانه هیچ گشایشی در پرونده آقای زیدآبادی مشاهده نمی شود و در حالی که بخش عمده ای از فعالان سیاسی که در خردادماه بازداشت شده اند از زندان آزاد گردیده اند همچنان با مرخصی احمد زیدآبادی برخلاف آئين‎نامه اجرايي سازمان زندان‌ها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور موافقت نمی شود و ایشان از این حق قانونی نیز محروم شده است در شرایطی که وثیقه ملکی نیز به درخواست دادگاه بدوی ماه ها پیش توقیف اما هیچگونه ترتیب اثری در این خصوص داده نشده است.

این در حالی است که در تبعیض آشکار دیگری مدتی است که آقای زیدآبادی برخلاف مفاد فصل چهارم آئين‎نامه اجرايي سازمان زندان‌ها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور از زندان اوین تهران به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده و بدون بهره مندی از حقوق ناشی از اصل طبقه بندی زندانیان و لزوم تمایز میان مجرمان سیاسی و عادی در این زندان نگهداری می شود که علاوه بر ایجاد مشقت برای وی همسر و فرزندان آقای زیدآبادی نیز برای ملاقات هفتگی با ایشان دچار مصائب فراوان هستند که به نوبه خود نوعی مجازات بی گناهان است.

در پایان، اکنون که اندکی تا حلول سال نو و فصل بهار باقی مانده، امید است شرایط بهره مندی از مرخصی و آزادی در حق احمد زیدآبادی هر چه سریعتر فراهم شده و چنانچه برخی سلایق شخصی مانع از بهره مندی ایشان از حق قانونی است، ترتیبی داده شود تا با توقف چنین اعمال خلاف قانونی، از تبعیض مضاعف جلوگیری شده و امکان آزادی آقای احمد زیدآبادی در کنار سایر زندانیان سیاسی و حضور آنها در جمع خانواده شان در آستانه سال نو فراهم شود.

والسلام علی من اتبع الهدی

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
بیستم اسفندماه 1388

http://advarnews.biz/organization/10605.aspx

مهدی عربشاهی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت آزاد شد/ هدای
www.foroneiran.com

مهدی عربشاهی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت آزاد شد

Fri 12 03 2010 - 9:28


مهدی عربشاهی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت آزاد شد/ هدایت و اسدی همچنان دربند


به گزارش ادوار نیوز ‌آقای مهدی عربشاهی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت که از روز عاشورا در بند امنیتی زندان اوین در بازداشت بسر می‌برد، ظهر روز ۱۹ اسفندماه با سپردن وثیقه سنگین ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.

گفته می‌شود؛ آقای عربشاهی در دوران بازداشتش تحت فشار های بسیاری جهت اعتراف‌گیری قرار داشته و به این دلیل به چندی بار به بیمارستان منتقل و هم اکنون به بیماری قلبی مبتلا شده است.

هم اکنون میلاد اسدی و بهاره هدایت دو عضو دیگر شورای مرکزی دفترتحکیم وحدت با گذشت ماه ها از بازداشت موقت همچنان در زندان اوین زندانی هستند.

رضا اقدسی، فعال کارگری بازداشت شد
www.foroneiran.com

رضا اقدسی، فعال کارگری بازداشت شد

Fri 12 03 2010 - 9:20


هرانا: رضا اقدسی، از فعالین کارگری، روز یکشنبه ۱۶ اسفندماه توسط مامورین وزارت اطلاعات در کرج بازداشت شد.

به گزارش کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری، روز یکشنبه ی گذشته ۶ تن از مامورین وزارت اطلاعات کرج وارد منزل شخصی رضا اقدسی شده و پس از بارزسی منزل وی و جمع آوری کتاب ها، سی دی ها و کیس کامپیوتر، وی و همسرش را با خود به ساختمان و زندان تازه ساز هشتگرد کرج منتقل نمودند.

همسر آقای اقدسی بعد از بازجویی آزاد شده است، اما خود وی را در زندان اطلاعات هشتگرد کرج زندانی کرده اند.

از دلایل بازداشت این فعال کارگری اطلاعی در دست نیست. هم چنین از همسر رضا اقدسی خواسته اند که روز چهارشنبه ۲۷ اسفند ماه خود را به اطلاعات هشتگرد کرج معرفی نماید.

“ خانه ویران است”
www.foroneiran.com

" خانه ویران است"

Fri 12 03 2010 - 9:04


خانه از پای بست ویران است / خواجه در بند نقش ایوان است.
آقای احمدی‌نژاد آیا در سفر به هرمزگان به خانه‌های ویران روستای چهچکور بندرعباس هم نظر انداخته‌اید؟ در مورد فقر و بیکاری و ناامنی در این منطقه چه می‌گویید؟!




image


image


image


image


image


image


image


گزارش تصویری ایسنا درباره منطقه چهچکور بندرعباس
ایسنا‌، امیر فخری، حمید تهمتن

بازداشت یک نویسنده کرد
www.foroneiran.com

بازداشت یک نویسنده کرد

Fri 12 03 2010 - 7:28


به گزارش هرانا، سوسن محمدخانی غیاثوند، نویسنده کرد شامگاه پنج‌شنبه ۲۰ اسفندماه بازداشت شد.

این نویسنده که در زمینه فیلم‌نامه‌نویسی و داستان‌نویسی فعال بود در ساعت ۸ شب ۲۰ اسفندماه، در منزلش در کرج، طی یورش نیروهای امنیتی بازداشت گردید.

تا این لحظه از علت بازداشت و محل نگهداری این فعال فرهنگی اطلاعی در دسترس نیست.

این نویسنده در سال‌های گذشته علاوه بر فعالیت در زمینه داستان و فیلم‌نامه در حوزه مسائل فرهنگی کردستان نیز فعال بوده است.


شل فروش بنزین به ایران را متوقف کرد
www.foroneiran.com

شل فروش بنزین به ایران را متوقف کرد

Fri 12 03 2010 - 6:18


کلمه: یک تاجر محصولات نفتی امروز چهارشنبه گفت که شرکت نفتی “رویال داچ شل” فروش بنزین به ایران را متوقف کرده است.

به گزارش عصر ایران به نقل از رویترز، این اقدام پس از آن صورت می گیرد که کنگره آمریکا با تصویب قانونی ، خواستار مجازات شرکت های صادرکننده بنزین به ایران شده بود.

این تاجر بنزین اضافه کرد: شل فروش بنزین به ایران را متوقف کرد. مدتی است که از صادرات بنزین به ایران توسط شل خبری نیست.

شرکت شل از واکنش به این خبر خودداری کرده است.

پیش از این نیز رسانه های غربی خبر داده بودند که سه شرکت”ویتول”،” گلنکور ” و ” ترافیگورا ” نیز صادرات بنزین خود را به ایران متوقف کرده اند.

این سه شرکت روزانه حدود ۷۰ هزار بشکه محصولات نفتی به ایران صادر می کردند. این میزان نیمی از واردات کشورمان در این بخش را تشکیل می دهد.


محبوبه کرمی در تماس تلفنی با خانواده اش، از سلامت خود خ
www.foroneiran.com

تماس تلفنی محبوبه کرمی با خانواده‌اش

Fri 12 03 2010 - 6:16


محبوبه کرمی در تماس تلفنی با خانواده اش، از سلامت خود خبر داد

تغییر برای برابری: محبوبه کرمی در تماسی که برای دومین بار در ساعت هفت و نیم شب چهارشنبه نوزدهم اسفندماه با خانواده اش داشت، از سلامت خود خبر داد.

اولین تماس محبوبه در اوایل هفته بود. او در تماس تلفنی با برادرخود، محسن کرمی، عنوان کرده که در بند ۲۰۹ اوین و به صورت انفرادی نگهداری می شود. همچنین او اشاره کرده است که هم اکنون تحت بازجویی است، در حالی که هنوز تفهیم اتهام نشده است. موارد بازجویی وی نیز در رابطه با حوادث اخیر بوده است.

محبوبه کرمی از فعالان کمپین یک میلیون امضاء است که برای پنجمین بار، در ۱۱ اسفند ماه بازداشت شد.

به گفته محسن کرمی، بار گذشته که محبوبه کرمی بازداشت شد، مادر وی که سرطان داشت، به دلیل نگرانی و استرس وارد شده از بازداشت محبوبه به بیمارستان منتقل شد و ۱۵ روز از بازداشت محبوبه را در بیمارستان بود. وی در شبی که محبوبه از زندان آزاد شد درگذشت و این مسئله بر محبوبه فشار روحی بسیاری وارد کرد.

برادر محبوبه عنوان می کند که وی در سال گذشته به دلیل از دست دادن مادر و نگهداری از پدر بیمار خود که ۸۶ سال داشته و دارای بیماری آلزایمر است، نتوانسته بود به فعالیت های شخصی خود برسد، بنابراین هیچ وقتی نیز برای فعالیت اجتماعی نداشته، به طوری که دچار افسردگی شده و تحت درمان روانپزشک قرار داشت.

از همین رو، محسن کرمی، دلیل بازداشت محبوبه را نامفهوم می داند.


زهرا رهنورد:”امیدوارم سال آینده ،سال تحقق آزادی، مردم
www.foroneiran.com

زهرا رهنورد:”ساختار ذهنی این دولت واپس گرا و خشونت جوست.”

Fri 12 03 2010 - 5:22

image

خانم زهرا رهنورد، استاد دانشگاه تهران و نقاش و مجسمه ساز در گفت و گویی با کلمه در آستانه سال نو درباره جنبش زنان و جنبش سبز و وظیفه دولت در قبال مطالبات جنبش سخن گفت.

وی در بخشی از سخنانش در مورد دولت چنین می‌گوید: "اصولا ساختار ذهنی این دولت واپس گرا و خشونت جوست. اینها وابسته به جریانی از گروه فشار سرکوبگری هستند که از سالها پیش در زیر بخشی از نا خوداگاه جامعه اسلامی اعمال نفوذ می کردند، قتل های زنجیره ای می کردند ، تهمت می زدند، جو می ساختند ، مخالفین خود را در مجامع کتک می زدند تا محیط بسته ای به وجود آورند . اما امروز این جریان قدرت را در دست دارند و با در دست داشتن اتوریته در مقام اعمال نظر و عمل خود به صورت دل بخواه شان هستند . البته حتی اگر کوته زمانی هم موفق شوند در دراز مدت شکست خواهند خورد . "

متن کامل گفت وگوی کلمه با دکتر زهرا رهنورد:

شاید بد نباشد که این مصاحبه را با سوالاتی درباره حوزه زنان و جنبش سبز شروع کنیم .چندی پیش فعالان جنبش زنان با صدور بیانیه ای اعلام کردند که در هیچ یک از بیانیه ها و مواضع نامزدهای معترض از فردای انتخابات به این سو به خواست های زنان توجهی نشده است . این فعالان زن نوشته بودند که ما بر این باوریم که مسایل زنان بخش عمده ای از بحران جاری است و بدون دیدن و ارائه راهکار برای حل آن ،هیچ راه حلی پاسخگو نخواهد بود. به همین دلیل هم گروهی از فعالان جنبش زنان نامه ای انتقادی به آقایان موسوی و کروبی نوشتند . شما در این باره چطور فکر می کنید ؟ آیا واقعا کاندیداها از فردای انتخابات به زنان بی توجهی و بی اعتنایی نشان داده اند ؟

به راستی ما زنان ، چرا باید منتظر دیگران باشیم تا برای ما مادری بکنند؟ خودمان باید پا پیش بگذاریم . از ماجراهای زنان بزرگ تاریخ می توان درس ها گرفت ، خوشبختانه تجربه کمون اولیه هزاران سال پیش از تاریخ کم و بیش در اختیارمان قرار دارد. آن زمان که به قول قران کریم انسانها امت واحدی بودند ،یا به قول نظریه پردازان در آن کمون زنها همه کاره بودند و به قول مدارک باستان شناسی ایزد بانوها و الهه ها بر تارک پرستش ها می درخشیدند.حداقل تاریخ تمدن به ما گفته است که اولین صنعتگران ، پارچه بافان ، سفالگران و کشاورزان ( ونه شکار گران ) زنان بوده اند، البته در آن زمان یک تقسیم کار نانوشته و خود به خودی بود که بر اساس مختصات فیزیکی و شرایط اقتصادی و پرستشی و آیینی زن و مرد ایفای نقش می کردند ، اما در آن زمان زنان اگر نه در راس سر رشته داری امور (چون جامعه مادر سالاری هنوز ثابت نشده ) اما همواره با نقش درجه یک در اداره امور و سر منشا بسیاری از قوانین و مناسبات بوده اند .

اما حالا چرا به آنها تاسی نکنیم و از آنها مدل رفتاری نپذیریم ؟ بگذار در هزاره سوم در زمان انتخابات دهم زنان شهروند درجه یک و پس از آن با سرعت نور از مقام و منزلت خود هبوط کنند اما ما همچنان به دنبال آزادی های والا، رفع تبعیض، رفع خشونت، حذف چند همسری و سایر مطالبات خود هستیم و آن را دنبال می کنیم.

نسبت جنبش سبز با مطالبات زنان را در چه می دانید ؟

جنبش سبز و مطالبات زنان در مواردی عمومی انطباق های آرمانی دارند و در مواردی راه زنان خاص و شاخه ای جداگانه می شود . در مورد مطالبات آزادی خواهانه ، عدالت طلبانه، دمکراسی خواهی و قانون گرایی ، مطالبات جنبش مردمی سبز و مطالبات زنان یکی است. اما من می خواهم با قاطعیت بگویم که تجربه اقدامات اصلاحی در جهان و انقلاب های بزرگ نشان داده است که زنان برای مساواتهای جنسیتی –حقوقی باید فعالیت جداگانه و متفاوتی از جنبش های دمکراتیک داشته باشند. نمی توان در ایران آرمانهای رفع تبعیض و رفع خشونت و مساوات طلبی های قانونی در قلمرو” دیه”و “قضاوت “،”حضانت،” ” چند همسری” ،”قوانین طلاق ” ، “تابعیت ” و نظایر آنرا درون جنبش های اصلاحی یا حرکتهای انقلابی به دست آورد. باید مصمم و جداگانه شاخه های زنان ، احزاب و جنبش ها و یا گروه های خاص زنان فعالیت کنند . نه در انقلاب صنعتی ، نه در انقلاب فرانسه و نه در دمکراسی آمریکا و نه در انقلاب شوروی سابق و پس از فروپاشی شوروی و … هیچ گلی به سر زنان زده نشد. آری هیچ گلی به سر زنان زده نشد و زنان همچنان از تبعیض ها و خشونت ها رنج بردند تا خودشان دست به کار شدند و تا حد زیادی احقاق حقوق کردند .

وظیفه جنبش سبز در باره رفع تبعض از زنان چیست ؟

به طور ایده آلی باید بگویم جنبش سبز در هر صورت باید بداند همچون انقلاب اسلامی که زنان پیشتاز بودند در این جنبش هم زنان پیشگامی ، فداکاری و از خود گذشتگی شگفت انگیزی نشان دادند و نباید جنبش ،حساب خود را از زنان جدا کند .باید آرمانهای جنبش زنان را در ادبیات خود لحاظ کند و آنرا بخشی از آرمانهای خود تلقی کند .چنانچه موسوی نیزدر یکی از مصاحبه های خود گفت ما با جنبش زنان ، دوست هستیم و این دوستی یعنی همراهی . اما واقعیت ملاحظات دیگری را نشان می دهد و آن این است که چند جنبش بزرگ مثل جنبش زنان ، جنبش کارگران ،جنبش دانشجویان ، جنبش معلمان ، درون جنبش عظیم سبز قرار دارند که شعارهای عمومی آزادی، رفع تبعیض ، قانون گرایی و دمکراسی خواهی ، ضمن آنکه این جنبش ها را در بر می گیرد اما چه بسا تکیه بر هر یک یا گرایش بیشتر به هر یک از آنان ، خواستها و مطالبات عمومی جنبش را تحت الشعاع قرار می دهد . همانطور که عرض کردم در این میان جنبش زنان ،در عین وحدت با جنبش سبز ، به دلیل ویژگی کثرت گرایی جنبش اما لازم است به طور جداگانه نیز فعال باشد.

در عین حال ، جنبش سبز باید در بیانیه ها و نظرات خود به اهمیت و مطالبات هر یک از این جنبش ها اشاره کنند و خواهان بهبود و پاسخ به مطالبات آنان باشند بدون اینکه از مسیر عمومی منحرف شود .

در اینجا وظیفه دولت چیست ؟

بارها گفته ام ، این دولت نامشروع است ولی در هر حال چون مراحل تنفیذ انجام شده و دولت، خودش، خودش را قبول دارد ، باید به وظایفش عمل کند و بیش از این با بی اعتنایی به مطالبات زنان ، سرکوب زنان، با ارائه لوایح ضد زن ،به نام حمایت از خانواده ، اما به کام عشرت طلبان ، در انهدام خانواده و فلاکت زنان و کودکان ، مصر نباشد . اگر خیلی مدعی دولت بودن است باید و می تواند فورا لوایح ضد زن را پس بگیرد و کار گروهی را برای اعاده حقوق زنان معین کند و طی تعاملی در این رابطه با مجلس و قوه قضاییه با الهام از آرمانهای جنبش زنان عمل کند . اگر چه این گونه کارها از دست این دولت بر نمی آید .

در فضای ایجاد شده پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، مجددأ گروهی از نمایندگان مجلس با حمایت حامیان خود و در شرایطی که کوچکترین اعتراض توسط دانشجویان، معلمان، کارگران و روزنامه نگاران منتقد نسبت به نقض حقوق شهروندان با ارعاب، دستگیری و محاکمات غیرعادلانه همراه بود، تصمیم به تصویب لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده گرفتند، چرا در چنین شرایطی آنها برای تصویب چنین قانونی که ، نه تنها از قانون ۳۵ سال پیش یعنی قانون مصوب سال ۱۳۵۳ بسیار عقب تر است،اینقدر مصرند و قصد دارند چندهمسری مردان را قانونی کنند، این همه عجله دارند؟

این یک مقوله بهت انگیزاست. از یک طرف آنها دلشان را صابون زده اند که از آب گل آلود ماهی بگیرند و تا تنور داغ است نان خود را بپزند و نان زنان آزاده این سرزمین را آجر کنند. آنها فکر می کنند جنبش سبز از مسایل زنان غافل است لذا از فرصت استفاده می کنند تا خواست های ارتجاعی خودشان را جامه عمل بپوشانند اما این یک فرصت برای آنهاست و نه علت .بسیار خوب پس علت چیست ؟اصولا ساختار ذهنی این دولت واپس گرا و خشونت جوست. اینها وابسته به جریانی از گروه فشار سرکوبگری هستند که از سالها پیش در زیر بخشی از نا خوداگاه جامعه اسلامی اعمال نفوذ می کردند، قتل های زنجیره ای می کردند ، تهمت می زدند، جو می ساختند ، مخالفین خود را در مجامع کتک می زدند تا محیط بسته ای به وجود آورند . اما امروز این جریان قدرت را در دست دارند و با در دست داشتن اتوریته در مقام اعمال نظر و عمل خود به صورت دل بخواه شان هستند . البته حتی اگر کوته زمانی هم موفق شوند در دراز مدت شکست خواهند خورد . باید بدانند آنها همیشه نمی توانند نظریات ارتجاعی خود را به نام اسلام جا بزنند . اسلام دین مترقی است و قابلیت تعامل با دنیای مدرن و اندیشه های جدید را داراست و اجتهاد زنده و پویا فرصت نو آوری و زمانه شناسی را به آن اعطا کرده است . در مجموع من معتقدم این دولت است که به مجلس فشار می آورد تا این لوایح ضد زن را تصویب کند .

شما در مصاحبه ای اعلام کردید که دولت را به رسمیت نمی شناسید و با آن سازش نمی کنید ،این مصاحبه بازتاب گسترده ای داشت و بسیار موردتوجه قرار گرفت .خودتان دلیل این همه توجه را به این گفته های خودتان در چه می بینید؟

در آن وقت شایعاتی مطرح شده بود مبنی بر اینکه سران جنبش هر یک به نحوی راه سازش پیش گرفته اند که البته این برداشت غلطی بود .شانتاژ روانی از سوی روزنامه های دست راستی محافظه کار (حیفم می اید واژه اصول گرا را برای آنها به کار ببرم .) در جریان بود که ناخنهایشان را به هم میزدند و لبه های قیچی را به هم می کوبیدند و باتوم هایشان را در هوا می چرخاندند و بر کوس موفقیت می زدند که جنبش سبزی ها ترسیدند ، توبه کردند،باختند و نظایر آن تا روحیه مردم را خراب کنند که البته موفق هم نشدند. من به عنوان فردی از جنبش سبز و همدل و همراه مردم حرف مردم را اعلام کردم .نوبر نبود. حرف دل مردمی بود که هر گز حاضر به عقب نشینی نبوده اند و همانها هستند که سران جنبش را به سوی خواست های آزادی خواهانه و دمکراتیک خود هدایت می کنند .

آینده جنبش را چگونه می بینید؟

اگر قومی بخواهد سرنوشت خود را تغییر دهد حتما پیروز خواهد شد این مژده ی قران کریم است یا اگر خدا را یاری دهید او هم شما را یاری خواهد داد و شما را ثابت قدم خواهد کرد . “: ان تنصر الله ینصر کم و یثبت اقدامکم ” این وعده الهی در قرآن مجید است . در صورت ثابت قدم بودن حتما پیروزی با ما خواهد بود و با جنبش سبز نفس های پر اکسیژنی از آزادی را به ریه های اندیشه و زندگی خواهیم فرستاد .

کسانی از وقوع خشونت در چهارشنبه سوری به شدت نگران اند.راهکار شما برای جلوگیری از خشونت چیست؟

چهارشنبه سوری یکی از روزهای ملی و باستانی ایرانی است. روز شادی هاست روزی که زردی چهره ها می سوزد و دود می شود و سرخی و شادی و حیات و آفرینش بهاری گونه ها را گل رنگ می کند. به پاس نوروز و عمو نوروز مهربان و هدیه های آزادیش در این روز قطعا جنبش سبز شاد و سر فراز خواهد بود . اما جنبش سبز جنبش مهربانی و مقاومت و آرامش است . یاد نداها ،سهراب ها ، سید علی ها ، اشکانها و روح الامینی ها و… را گرامی خواهیم داشت و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهیم ورزید . همه مردم را دوست خواهیم داشت ،چه سبز باشند و چه رنگ دیگر .به نظامی ها هم می گوییم شما را هم دوست داریم ، برادر مردم باشید و به آنها گل تقدیم کنید نه باتوم و گلوله . بنابراین اگر خشونتی باشد بدانید از سوی خود حاکمیت است.

طی ۹ ماه گذشته حمله به شما زیاد بوده ، گاهی فیزیکی مثل ایام ۱۶ آذر و ۲۲ بهمن و گاهی اهانت ها و تهمت ها و حمله های کلامی در نشریات وابسته به حاکمیت. حتی یکی از سران و سخنگویان مخالفان جنبش سبز گفته بود که شما صهیونیست و طرفدار بهایی ها هستید که فقط افکارتان پوشیده است. فکر می کنید علت این همه خشونت علیه شما چیست ؟

آنها خیلی خوب توانایی های ذهنی ،علمی و اجرایی زنان را می شناسند و به نقش متعهدانه و دلسوزانه من در جنبش سبز واقفند و چون فعلا زندان کردن من برای شان سودی ندارد، پس سعی می کنند به خیال خود مرا در سطح خیابان و در قلمرو رسانه ها شکنجه دهند اما زهی خیال باطل !هنوز جوهر خادم القرانی و سی جلد کتابی که نگاشته ام در ذهن مردم خوب مان خشک نشده که چنین تهمت می زنند . باید بگویم آنچه از ذهن و علم و اجرا دارم تفضل خداست و آنرا متعلق به خودم نمی دانم. به قول قرآن کریم “ذلک من فضل ربی” فقط به آنها می گویم با خدا دادگان ستیزه مکن که خدا داده را خدا داده است.

و ضمنا من از این بیدها نیستم که به آن بادهای سیاه طوفانی جادویی از پا دربیایم . زیرا اکسیژن آزادی خواهی جنبش سبز تمام ریه ها ی روح و جسم مرا سرشار از شوق و وجد و جانفشانی کرده است .

در یکی از همین تهاجم های رسانه ای مخالفان جنبش سبز گفته شده بود که موسوی می خواست در صورت رای آوردن و رییس جمهور شدن رهنورد را به معاون اولی برگزیند آیا این یک حمله به شماست یا تعریف از یک زن ؟

این آقایان دست راستی که این چنین سخن پراکنی می کنند طعم آزادی خواهی ، روشنفکری و هنرمندی را که پیشه من بوده است نچشیده اند که بدانند ما طایفه روشنفکران –هنرمندان و آزادیخواهان اگر آفتاب را هم در دست راست و دفتر و دستک و پست ومقام را هم در دست چپ مان قرار دهند، هر دو را به دامن خود آنها پرتاب می کنیم و به توانایی و شرافت قلم خود و هنر خود و یا دیدن روی سرشار ار نجابت دانشجویان عزیزمان پیوسته در جشن و سرور و رضایت هستیم .در عین حال قبلا هم گفتم من در روند انتخابات حضور فعال را پیشه خود کردم تا از وجوه مغفول قانون اساسی ، آزادی ها ، قانون گرایی و دمکراسی دفاع کنم و باز هم این مطالبات را پی گیری می کنم . اما شاید به قول شما این اقدامات که بیشتر به طنز و فکاهی شبیه است ، تعریف از توانایی یک زن است تا تقبیح او و همین جا به آنها می گویم من نمونه کوچکی از زنان جنبش سبز هستم و قطعا همه زنان جنبش سبز و زنان ایرانی از رهنورد تواناترند. با آنها چه می کنید ؟

خانم رهنورد ،شما بیشتر به عنوان یک زن هنرمند شناخته شده اید و در این سالها فعالیت های زیادی در زمینه نقاشی و مجسمه سازی انجام داده اید که یکی از معروف ترین آنها مجسمه مادر است که از سالها پیش در میدان مادر تهران نصب شده که تبدیل به یکی از مشهورترین مجسمه های دو دهه بعد از انقلاب شد.وقتی دیدید گروهی از مخالفان شما به گردن مجسمه مادر و بچه ،طناب انداخته اند ،دچار چه احساسی شدید؟

ببینید برای هنرمندان ،آثارشان مثل پاره تن شان است.چون با عشق قصه های روح خود را ،زمزمه های خود را ،دردها ،شادی ها ،ناله ها و زاری ها،حرفهایی را که به هیچ کس نمی توانند بگویند ،یا آرمانها و ارزوهایشان را به اثر هنری خود دمیده اند وبا آن نجواها داشته اند.اما وقتی جریانهای واپس گرا،انسان ها را فقط به جرم آزادیخواهی شهید می کنند ،حالا یا با دار زدن ،یا شهید کردن و یا کتک زدن های وحشیانه یا روش های دیگر حالا از رفتار آنها با یک مجسمه برنزی چه انتظاری داریم؟آنها چه فهمی از واژه نرگس عاشقان “که نام این مجسمه است و چه فهمی از مادرانگی و چه فهمی از هنر دارند؟شما دیدید که مردم خوب ما هم واکنش نشان دادند و گفتند اگر مجسمه را سرنگون کنید رهنورد را بر میدان می نشانیم.من هم اکنون برای همه آثار هنری ام نگرانم ،نقاشی ها ،مجسمه ها ،همه در معرض این گونه تهدیدها و رفتارهای وحشیانه قرار دارند.امیدوارم خداوند همه ما را از شر توهم این جریان در امان نگه دارد.

در این ایام چه چیزی جنبش سبز را بیشتر آزرده و چه انتظاری دارید که در آینده تحقق پیدا کند ؟

انقلاب اسلامی با همه شکوه و عظمتش یک پروژه ناتمام بود که می بایست تکمیل آرمانهایش در جمهوری اسلامی تحقق می یافت که فعلا نشده است. بنابراین مقولات آزادی و دمکراسی حقوق زنان و قانون گرایی اینها مطالباتی است که جنبش سبز در پی تحقق آن است .

اما چون پرسیدید جنبش سبز را چه چیزی بیشتر آزرده است از من نخواهید که فهرستی از رنج ها و ناملایمات را که جنبش در طی این ایام چشیده است تنظیم کنم آن وقت مثنوی هفتاد من کاغذ می شود . بلاتشبیه در تاریخ استبداد ، شکستن قلم ها ، بریدن دست ها ، از سرها مناره، از کله ها پشته ثبت شده است . امیدوارم حاکمیت فعلی و جمهوری عزیز ما از بدنامی فجیع و تلخی این چنین عبرت بگیرد و خود را در این رده تاریخ قرار ندهد .

پس چه کند ؟ چه انتظاری داریم؟چگونه راضی خواهیم شد ؟ مهم این است که کار درست انجام شود به دست هر کس که شد مهم نیست. پس انتظار داریم که رژیم روزنامه ها و رسانه ها و روزنامه نگاران و زنان و مردان و جوانان و پیران را آزاد کند و به پادگانهایش گل بفرستد تا به جبران جفاهای گذشته به مردم تقدیم کنند. آن چنان زندانی ها را آزاد کند تا در زندان هایش به جای آدم ها و آزادیخواهان در زنجیر گل بکارد و آنها را به باغ های وسیع سرو و گل و سوسن ، فرهنگسراها و آزمایشگاه های علمی تبدیل کنند و برای شکوفایی تولید ،صنعت و کشاورزی کمربندها را سفت کند تا اشتغال و ازدواج و تحصیل جوانان فزونی یابد . در سطح بین المللی نیز با سیاستهای حساب شده و دوستانه اما از دیدگاه منافع ملی موجب سر افرازی ملی شود . مطالبات جنبش های زنان ، کارگران ، معلمان و هنرمندان را بر اورده کند .آزادی قلم و بیان واندیشه را تضمین کند و این کارها و بیش از آن از دست و قلم و قدم هر نظام دلسوزی بر می آید .اما جنبش سبز در میان این جنبش ها اهتمام ویژه ای به خواسته های جنبش زنان دارد.جنبش سبز خواهان آزادی همه زندانیان بویژه زنان زندانی است که این روزها همسران ،مادران و فرزندان شان چشم به راهها آنها هستند.




مرخصی نوروزی تاج‌زاده
www.foroneiran.com

مرخصی نوروزی تاجزاده از زندان اوین

Fri 12 03 2010 - 4:55


آقای مصطفی تاجزاده، عضو جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شامگاه روز ۱۹ اسفند ماه به مرخصی نوروزی آمد.

هوشنگ پوربابایی درگفتگویی با ایلنا، ضمن اعلام این خبر گفت: "تاجزاده ساعت ۲۳:۳۰ شب بدون سپردن هیچگونه وثیقهای تا آخر تعطیلات به مرخصی از زندان آمد."

این فعال سیاسی اصلاح طلب روز ۲۳ خرداد ماه در منزل خود بازداشت و به سلول انفرادی بند ۲۴۰ سپاه در زندان اوین منتقل شد.

گفته می‌شود که آقای تاجزاده بیش از ۴ ماه در سلول انفرادی و تحت بازجویی های شدید قرار داشته و پس از این مدت به همراه محسن امین زاده، معاون وزارت خارجه در دولت اصلاحات به سلولی دونفره منتقل شده است.







جلوگیری از سخنرانی مزروعی در دفتر مشارکت تبریز
www.foroneiran.com

جلوگیری از سخنرانی مزروعی در دفتر مشارکت تبریز

Wed 10 03 2010 - 15:21


نوروز: سخنرانی علی مزروعی، عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت که قرار بود ساعت ۵ بعد ازظهر امروز (۱۹ اسفندماه) در دفتر جبهه مشارکت تبریز برگزار شود، بنا به دستور نهادهای امنیتی لغو شد.

ماموران همچنین هیچ دلیل قانونی نیز برای این ممانعت این سخنرانی ارائه نداده‌اند. چندی پیش نیز(۱۱ اسفند‌ماه) از سخنرانی آقای مزروعی در دانشگاه تهران نیز ممانعت به عمل آمد.

پیش از این نیز سخنرانی محسن آرمین از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در تبریز بعلت فشارهای زیاد لغو شده بود.

به گزارش نوروز این درحالی‌ست که تاکنون هیچگونه حکمی از سوی مراجع قضایی و قانونی برای توقف فعالیتهای جبهه مشارکت صادر نشده است و حتی در مورد پلمپ دفتر مرکزی جبهه نیز مستند قانونی و مرجع پاسخگو وجود ندارد.

مخالفت مجلس با پیشنهاد اختصاص ۴۰هزار میلیارد تومانی هد
www.foroneiran.com

مخالفت مجلس با پیشنهاد اختصاص ۴۰هزار میلیارد تومانی هدفمندسازی یارانه‌ها

Wed 10 03 2010 - 14:55


پارلمان نیوز: نمایندگان مجلس در جلسه غیرعلنی با طرح احمدی ‌نژاد مبنی بر اختصاص ۴۰هزار میلیارد تومان برای اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها مخالفت کردند. / ۱۱۱ رای مخالف در مقابل ۱۰۵ رای موافق

به گزارش پارلمان نیوز علی‌رغم رایزنی‌های گسترده، تهدید به اجرا نکردن قانون هدفمندسازی و حتی حضور محمود احمدی‌نژاد برای اقناع نمایندگان به بازگشت به پیشنهاد دولت درباره اختصاص ۴۰هزار میلیارد تومان برای اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها، نمایندگان تسلیم این فشارها نشده و بر تصمیم علمی و کارشناسی کمیسیون تلفیق تاکید کردند.

بنا به این گزارش، نمایندگان در جلسه رسمی نوبت سوم خود به پیشنهاد برگشت به لایحه دولت به منظور اختصاص ۴۰ هزار میلیارد تومان برای اجرای هدفمند سازی یارانه‌ها با ۱۰۵ رای موافق، ۱۱۱ رای مخالف و ۱۵ رای ممتنع به تصویب نمایندگان نرسید.

بدین ترتیب مصوبه کمیسیون تلفیق مبنی بر اختصاص ۲۰هزار میلیارد تومان به تصویب نمایندگان رسید.

گفته می‌شود که در این جلسه غیرعلنی غیررسمی مجلس که با حضور احمدی‌نژاد و پیش از آغاز نوبت سوم برگزار شد، احمد توکلی، غلامرضا مصباحی‌مقدم و الیاس نادران درمخالفت با نظر رییس دولت در خصوص هدفمند کردن یارانه‌ها نطق کردند و محمدكریم عابدی و علی اصغر زارعی به عنوان موافق نظر دولت سخن گفتند.

رای‌گیری این بود که در هنگام رای‌گیری مونیتورهای بزرگی كه در صحن علنی مجلس قرار دارند، دو بار متوالی محمود احمدی‌نژاد را در حالت دست بر پیشانی به گونه‌ای كه دعا كردن او را در اذهان تداعی می‌كرد،به تصویر کشیدند.


اعتراض ۲۰۰۰ دانشجوی دانشگاه شریف به بازداشت کلاری، گود
www.foroneiran.com

اعتراض ۲۰۰۰ دانشجوی دانشگاه شریف به بازداشت کلاری، گودرزی و تارا سپهری‌فر

Wed 10 03 2010 - 14:39


کمیته گزارشگران حقوق بشر: دو هزار تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با امضای نامه‌ای به ریاست این دانشگاه، به بازداشت ” مهدی کلاری ، کوهیار گودرزی و تارا سپهری فر” اعتراض کردند.

کوهیار گودرزی عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر از تاریخ ۲۹ آذر ماه بازداشت و در زندان اوین به سر می‌برد،
مهدی کلاری نیز که از ۱۶ آذر ماه در بازداشت است؛ طبق حکم صادر شده به دو سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است.
تارا سپهری‌فر دبیر انجمن اسلامی این دانشگاه نیز که در استانه‌ی ۲۲ بهمن بازداشت شد، همچنان در زندان اوین به سر می‌برد.

متن کامل نامه در پی می‌آید:

بسمه تعالی جناب آقای دکتر سهراب پور ریاست محترم دانشگاه صنعتی شریف

آن روز اول که به دانشگاه پا می گذاشتیم، گمان می بردیم که این مکان مقدس، محملی ست برای کسب علم و دانش و راه را برای زندگی ای توأم با آزادگی و غرور هموار می کند. همچنین گمان می بردیم می توان از این مکان مقدس در جهت گام برداشتن برای آبادانی و آزادی ایران عزیزمان استفاده نمود. اما اتفاقات اخیر واقعیت دیگری را نشان می دهد. این روزها سه تن از دوستان و هم کلاسی هایمان در بند هستند.

هرچند که ما دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به راهی که دوستانمان انتخاب نموده اند، افتخار می نمائیم و آن را گامی در جهت عینیت بخشیدن به همان حریتی می دانیم که همگی از کودکی آن را آموخته ایم، اما از وضعیت این عزیزان و اخباری که به گوش می رسد عمیقاً نگرانیم. مهدی کلاری دانشجوی ورودی سال ۸۶ مقطع کارشناسی رشته مهندسی شیمی از روز ۱۶ آذرماه بازداشت شده است و اخبار ناگواری در باب محکومیت وی از سوی دادگستری به گوش می رسد. کوهیار گودرزی دانشجوی ورودی سال ۸۳ مقطع کارشناسی رشته مهندسی هوافضا از روز ۲۸ آذرماه در بازداشت به سر می برد و اخبار ناگواری از اتهاماتی که به وی نسبت داده شده است به گوش می رسد.

تارا سپهری فر دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و دانشجوی ورودی سال ۸۴ مقطع کارشناسی رشته مهندسی شیمی که نقش به سزایی در عقلانی کردن فضای ملتهب پس از انتخابات در دانشگاه داشت نیز در روز ۲۱ بهمن ماه در منزلش بازداشت شده است و اخبار چندانی از وی در دست نیست.

آقای دکتر سهراب پور

بی شک امید و آرزوی ما و تک تک عزیزان دربند، قدم برداشتن در راه ساختن ایرانی آباد و آزاد است و انتظارمان این است که شما مسئولان دانشگاه در این راه یاریمان کنید. اما سکوت و سیاست ورزی شما عزیزان مسئول نسبت به دوستان در بندمان، ما را سخت مأیوس کرده است. با این وجود به جای واکنش در برابر اتفاقات اخیر شاهد تسلیم شدن دانشگاه در برابر فشارهای نهادهای خارج از دانشگاه و صدور احکام انضباطی به دانشجویان از سوی دانشگاه هستیم.

آقای دکتر سهراب پور ما دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بر این عقیده ایم که اعتراض به وضعیت دوستان دربندمان که جزئی از فرزندان این کشورند و شما بارها ادعای پدری بر آنان را داشته اید از اهم وظایف شماست و این اعتراض وظیفه ای است که ما آن را بر دوش شما می بینیم. امید است شاهد تلاش بیشتر از سوی شما در جهت آزادسازی دوستان دربندمان باشیم، تا علاوه بر آزادی هم کلاسی های عزیزمان، شاهد میرایی امید ما و آرمان های نخبگان این کشور نباشیم.



http://www.schrr.net/spip.php?article8820

انتقال امید منتظری به بند ۳۵۰ زندان اوین
www.foroneiran.com

انتقال امید منتظری به بند ۳۵۰ زندان اوین

Wed 10 03 2010 - 14:03


به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر امید منتظری دانشجو و نویسنده دربند، از سلولهای چند نفره ۲۰۹ به بند عمومی ۳۵۰ زندان اوین منتقل شده است.

گزارش‌های بسیاری حاکی از آنند که بند ۳۵۰ زندان اوین به دلیل تراکم زندانیان در وضعیت بهداشتی نامناسبی قرار دارد. برخی نسبت به عدم رسیدگی پزشکی و شرایط نامناسب این بند ابراز نارضایتی کرده‌اند.

روز ۸ اسفند حکم شش سال حبس تعزیری به امید منتظری در زندان ابلاغ شد.
آقای امید منتظری تا کنون از دیدار وکیل خود محروم بوده است. این فعال دانشجویی از روز ۷ دی ماه در بازداشت به سر می برد.

امید منتظری دانشجوی سال آخر حقوق در دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع لیسانس و شاعر و روزنامه‌نگار است.

مقالات او در حوزه‌های فرهنگ و اندیشه در روزنامه‌های رسمی داخل کشور نظیر فرهنگ آشتی و خبر تاکنون چاپ شده است.


“ فرشته هایی که دوشنبه ها می خندند” نامه‌ای از فرزاد کما
www.foroneiran.com

" فرشته هایی که دوشنبه ها می خندند" نامه‌ای از فرزاد کمانگر

Wed 10 03 2010 - 13:22

image

تقدیم به نیایش و شکیبا بداقی و همه کودکانی که سفره هفت سین امسال والدینشان در کنارشان نیستند.

هرانا: به لالایی هم سلولم گوش سپرده بودم، برای دخترانش پریا و زهرا می خواند، همراه با لالایی حزین او هق هق گریه هم سلولی دیگر من نیز بلند شد، اشک های مرا نیز ناخودآگاه سرازیر نمودند.دومین بار بود که دستگیر میشد، بار اول به یکسال حبس محکوم شده بود و حالا باید 10 سال دیگر می ماند، همه شوق و اشتیاقش این بود که کودکانش روز دوشنبه به ملاقات او می آمدند.

روز ملاقات بدون اینکه توجهی به آدم های اطرافشان داشته باشند، در برابر چشمان پدرو مادر و در میان میز و صندلی های سالن ملاقات پشتک و وارو میزدند و روی دستهایشان راه میرفتند تا پدر پیشرفت آنها را در ورزش ببیند.
پدر سر مست و مغرور از جست و خیز کودکان لبخندی بر لبانش مینشست و مادر نیز با چهره ای معصومانه در حالی که سعی داشت درد تنهایی و انتظارش را انکار نماید. با چشمی خوشحال، شوهر و با چشمی دیگر اشتیاق فرزندانش را عاشقانه مینگریست.

من نیز که ماهها بود از فضای بچه ها و مدرسه ها دور شده بودم محو تماشای زهرا و پریا می گشتم و در مورد آنها برای مادرم توضیح میدادم. یکی از تاثیر گذارترین لحظه هایی که چون تابلو بر ذهنم نقش بسته است ، لحظه ملاقات این خانواده با هم بود.

انگار در خلاء، در رویا و در آسمان و یک جایی در خارج از این دنیا و در همین تعلقات دور هم جمع شده اند، هیچ کس اطرافشان نبود. بی توجه به نگهبان ها و دیوارها و سایر زندانیان، لبخند و اشتیاقشان را با هم دیگر تقسیم می کردند. همیشه آرزو داشتم کاش خانواده پریا و زهرا را بیرون از زندان میدیدم یا کاش نیم ساعت ملاقات بیشتر طول میکشید. هنگام وداع نیز سعی می کردم به آنها نگاه نکنم تا شکوه و جاودانگی لحظه دیدار و با هم بودنشان در ذهنم همانگونه جاودانه بماند، این دختران زیبا انگار با هر پشتک و وارویی که میزدند با زبان بی زبانی دنیایی ساختگی اطراف پدرشان را به خنده و استحزاء می گرفتند.

سرنوشت پریا و زهرای قصه ما سالهاست، نسلهاست نوشته می شود و هر روز پریا و زهرای دیگری به ملاقات پدرشان می روند. یا کودکی چون "آوا"چند سال بعد در کنار سفره هفت سین برای ماهی هایش شعر بخواند و گریه کند که " امسال بابا در زندان است " لحظه وداع پریا و زهرا را میدیدم که دست پدرشان را گرفته اند و لبخند زنان سالن ملاقات را به سوی درب خروجی طی میکنند انگار داشتند با پدر به شهر بازی می رفتند. دوست داشتم من نیز دست آنها را می گرفتم و شریک شادیشان میشدم قبل از اینکه پدر از زهرا و پریایش خداحافظی کند رویم را بر می گرداندم تا چشمان پر از اشکش را نبینم، اما این سو تر نیز چشمان پر از اشک مادرم را میدیدم که او نیز خود را آماده جدا شدن از فرزند خود می کرد و من نیز کودکانه به تقلید از پریا و زهرا مادرم را در آغوش میکشیدم و هنگامی که پریا و زهرا ما را صدا میزدند، همه سعی ام برای دزدیدن نگاهم از آنها بی نتیجه می ماند و آن دو فرشته کوچک برای من نیز دستی تکان می دادند فرشته هایی که تنها بال نداشتند.

فرزاد کمانگر
زندان اوین
19 اسفندماه 1388


کمپین رسمی نجات فرزاد کمانگر
http://farzadkamangar.com/

۲۲۷ تن از هنرمندان و نویسندگان خواستار آزادی جعفر پناه
www.foroneiran.com

۲۲۷ تن از هنرمندان و نویسندگان خواستار آزادی جعفر پناهی و محمد رسول‌اف شدند

Wed 10 03 2010 - 13:04

image

کلمه: ۲۲۷تن از هنرمندان و نویسندگان اروپا، آمریکا و سایر کشورهای جهان با انتشار نامه‌ای خواستار آزادی جعفر پناهی و محمد رسول‌اف، دو سینماگر ایرانی، شدند.

بامداد یازدهم اسفند ماه شماری از ماموران امنیتی، جعفر پناهی را به همراه همسر و دخترش و همچنین ۱۵ نفر از مهمانانش در خانه وی بازداشت کردند که محمد رسول‌اف هم در میان آن‌ها بود.

به گفته یک منبع نزدیک به جعفر پناهی و خانواده‌اش، این کارگردان سینمای ایران که در منزل خود بازداشت شده در تماس با خانواده خود از حضورش در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین خبر داده است.

به گفته عباس بختیاری، مدیر فرهنگسرای پویا واقع در شهر پاریس، این کارگردان شناخته شده سینمای ایران و محمد رسول‌اف دیگر کارگردان سینمای ایران در تماس با خانواده‌های خود از آزادی دیگر هنرمندانی که به همراه وی بازداشت شده‌اند آگاه گشته‌اند.

آقای بختیاری در گفت‌و‌گو با مردمک، علت عدم آزادی جعفر پناهی را همکاری نکردن وی با بازجوهایش در پذیرفتن اتهامات وی مبنی بر ساختن فیلمی بر ضد نظام مطرح می‌کند.

به گفته آقای بختیاری اتهام مهدی پورموسی، مدیرتولید آخرین فیلم جعفر پناهی، همکاری با بهمن قبادی عنوان شده است. وی می‌گوید مهدی پورموسی با خانواده خود تماس داشته و قرار است با سپردن وثیقه آزاد شود.

پایگاه اینترنتی تابناک ، نزدیک به اصول‌گرایان، در واکنش به بازداشت جعفر پناهی و همراهانش ادعا کرده بود که این کارگردان سینمای ایران به همراه جمعی از سینماگران در حال فیلمبرداری فیلمی بر ضد نظام بوده است.

پناه پناهی پسر این فیلمساز در گفت‌و‌گویی با کلمه، ساخت فیلمی بدون مجوز و بر ضد نظام را رد کرده و گفت که پدرش و مهمانان او در حال فیلمبرداری فیلمی که مجوز داشته بازداشت شده‌اند.


واکنش‌های جهانی به بازداشت پناهی

برنارد کوشنر وزیر امور خارجه فرانسه روز سه‌شنبه، ۱۸ اسفند ماه، خواستار آزادی جعفر پناهی کارگردان ایرانی شد.

پیش از این فردریک میتران وزیر فرهنگ و ارتباطات فرانسه نیز خواستار آزادی این کارگردان سینمای ایران شده بود.

حزب مردم اروپا، بزرگ‌ترین حزب پارلمان اتحادیه اروپا هم با اعتراض به دستگیری این کارگردان سینمای ایران خواستار آزادی فوری او شد.

اتحادیه کارگردانان سینمای اروپا در بیانیه‌ای از بازداشت جعفر پناهی و خانواده و همکارانش ابراز تاسف کرد و خواستار آزادی آن‌ها شد.


نامه سینماگران جهان برای آزادسازی پناهی و رسول‌اف

انجمن کارگردانان سینمای فرانسه بلافاصله پس از انتشار خبر بازداشت این کارگردان سینمای ایران با انتشار بیانیه‌ای بر خروجی پایگاه اینترنتی خود از تمام هنرمندان جهان خواست تا با امضای این بیانیه، آزادی جعفر پناهی و همکاران او را از مقام‌های ایرانی خواستار شوند.

در این نامه که خطاب به مقام‌های دولت ایران نوشته شده آمده است: «بازداشت سینماگران ایرانی، جعفر پناهی و محمد رسول‌اف خشم می‌آفریند.»

امضاکنندگان این نامه تاکید کرده‌اند که خواهان آزادی فوری جعفر پناهی و محمد رسول‌اف دو سینماگر شناخته شده ایرانی هستند که در هنگام فیلمبرداری دستگیر شده‌اند.

کن لوچ، فیلمساز انگلیسی در گفت‌و‌گو با روزنامه تایمز لندن، دستگیری آقای پناهی را حرکتی تکان‌دهنده و نشان‌دهنده عدم تحمل رژیم دانست و ابراز امیدواری کرد که همه سینماگران در حمایت از او سخن بگویند.

در حالی‌که جمع‌آوری امضا برای این بیانیه همچنان ادامه دارد، انجمن کارگردانان سینمای فرانسه فهرستی از نام هنرمندان مطرحی که اقدام به امضای این نامه کرده‌اند را جمع‌آوری کرده است.

اعضای فستیوال بین‌المللی فیلم سینه دو ژبژون ایتالیا،‌ عبدالرحمان سوسیکو فیلمساز آفریقایی، ژوزه مونتیرو هنرمند پرتقالی، پاتریک شه‌رو، نادین ترینتنان و کلر سیمون سینماگران فرانسوی از جمله شخصیت‌های شناخته شده‌ای هستند که این نامه را امضا کرده‌اند.

اسامی هنرمندان و نویسندگان این نامه در پی می‌آید:


- لویندسکر گدرون (آلمان) ۲- والانتینا فوساتی (سوئیس) ۳- ژاک برتوچی (بلژیک) ۴- فرانسین کارپن (فرانسه) ۵- سوفی کلمان (فرانسه) ۶- دریوس جابولنسکی (لهستان) ۷- لورنزو بورلاندو (ایتالیا) ۸- استفان برادلی (فرانسه) ۹- گارسیا ولاسکو (اسپانیا) ۱۰- لیندا پریسر (انگلیس) ۱۱- پیلیس موله (فرانسه) ۱۲- اعضای فستیوال بین المللی فیلم سینه دو ژیژون (ایتالیا) ۱۳- کریستین شلما (فرانسه) ۱۴- موتوس سوراک (ایتالیا) ۱۵- اولگا کولسزار (رومانی) ۱۶- هانری رسامبلات (بلژیک) ۱۷- ادام سزبو (رومانی) ۱۸- فردریک توپین (فرانسه) ۱۹- کلود بور (بلژیک) ۲۰- ژوئل بومردر (ایتالیا) ۲۱- ژووان بلوم (بلژیک) ۲۲- اکسماشر جوسیکا (بلژیک) ۲۳- ژاک بلوک (بلژیک) ۲۴- ژولین کاسمیر (بلژیک) ۲۵- ژوسوز ساستار دومینگو (اسپانیا) ۲۶- اوتولیو گارسیا گوبه او (اسپانیا) ۲۷- پالولا بروکوز (کلمبیا) ۲۸- میرنا لیست هرناندس (کواتمالا) ۲۹- سیلوا ناواروس (اسپانیا) ۳۰- مارکانتونیا لوناردی (ایتالیا) ۳۱- شال ملانی (فرانسه) ۳۲- فیلیپ بیشون (فرانسه) ۳۳- ژوزه مونیرو (پرتغال) ۳۴- پاتریک شوملا (فرانسه) ۳۵- آ. کلمن (رومانی) ۳۶- تیری لونوول (فرانسه) ۳۷- میشل وان لوین (فرانسه) ۳۸- عبدالرحمان سوسیکو (فرانسه) ۳۹- نیکولا هوگ (انگلیس) ۴۰- ادریسکو الاپولو (ایتالیا) ۴۱- کاپوس کریستیان (فرانسه) ۴۲- ایکسموکان فلور (گواتمالا) ۴۳- فرانسوا سیمون (فرانسه) ۴۴- فانی والبرگ (فرانسه) ۴۵- مریلا براسیلینی (ایتالیا) ۴۶- ماجا ویسر بندیت (اتریش) ۴۷- فردریک سابورود (فرانسه) ۴۸- باربارا زهارنسکا (اسلواکی) ۴۹- ایزابل گرینبرگ (بلژیک) ۵۰- شو داوی (فرانسه) ۵۱- ایرا وان ژیانانت (آلمان) ۵۲- ویدا حاجبی (فرانسه) ۵۳- ماری باندیس (فرانسه) ۵۴- النا کاندیوت (پرو) ۵۵- مونالا نوولی (آلمان) ۵۶- کارل پروکوپ (فرانسه) ۵۷- موسی سلطان (فرانسه) ۵۸- الین دو بوا (بلژیک) ۵۹- سیسکات فران (فرانسه) ۶۰- پییر شوله (فرانسه) ۶۱- مارین فور (فرانسه) ۶۲- ماتیلد پیکون (فرانسه) ۶۳- نادین نائوس (فرانسه) ۶۴- روژه اندریوکس (فرانسه) ۶۵- لورانس گارل (بلژیک) ۶۶- لورن گارل (بلژیک) ۶۷- لورانس برونبرگ (فرانسه) ۶۸- ایرینا کرون (فنلاند) ۶۹- محمد صالح (فرانسه) ۷۰- شارلوت اونولد (فرانسه) ۷۱- آلن ژلان (فرانسه) ۷۲- سارا بلانازی (ایتالیا) ۷۳- شانتال دنوکس (استرالیا) ۷۴- کارلوس الستوروی (اسپانیا) ۷۵- آنا کلوبو (ایتالیا) ۷۶- الیزابت وری (فرانسه) ۷۷- ماهاری سوگید (افریقا) ۷۸- ریچارد نوردهل (کانادا) ۷۹- جمس کاندت (کانادا) ۸۰- کریستا هولو (رومانی) ۸۱- بیلگ الیف توران (ترکیه) ۸۲- ژروم دیامان برگر (فرانسه) ۸۳- بریژیت برگ (فرانسه) ۸۴- ژوئل سریا (فرانسه) ۸۵- کاترین ریشارد (لوگزامبورگ) ۸۶- ژوئل فارک (فرانسه) ۸۷- پاتریک شه رو (فرانسه) ۸۸- خالد گربال (فرانسه) ۸۹- نیکوس واواریس (یونان) ۹۰- مونیکا گوتی (ایتالیا) ۹۱- فرانسسکو کاستولاری (ایتالیا) ۹۲- امانوئلا لیورانی (ایتالیا) ۹۳- دانیل بالدوتو (ایتالیا) ۹۴- اگبرت فان ویناگاردن (آلمان) ۹۵- مارکوس دفنر (ایتالیا) ۹۶- سقید ماهاری (افرایقا) ۹۷- پارتا پراتیم موکرج (هند) ۹۸- مادلنا لیمونتا (ایتالیا) ۹۹- ژیرلیند سوینر (ایتالیا) ۱۰۰- استفانیا اینکاگنولی (ایتالیا) ۱۰۱- جانجا کرالج (فرانسه) ۱۰۲- آلبرتو اسپادوفورا (ایتالیا) ۱۰۳- والریا دو لوکا (ایتالیا) ۱۰۴- مارک سومجا (بلژیک) ۱۰۵- کوش نیلس (بلژیک) ۱۰۶- ماریا باربیوری (چین) ۱۰۷- پولین کلیجر (هلند) ۱۰۸- ورنر شومن (آلمان) ۱۰۹- ورونیک کومولین (فرانسه) ۱۱۰- روساریو رودریگوس (آرژانتین) ۱۱۱- ژورژ لولیس (امریکا) ۱۱۲- بوریس ماتیک (کرواسی) ۱۱۳- مینینی فرارا (ایتالیا) ۱۱۴- ماریا گالو (ایتالیا) ۱۱۵- دنیس راباگلیا سوئیس) ۱۱۶- سیلویا پولاتو (ایتالیا) ۱۱۷- میرا استولاوا (بلژیک) ۱۱۸- الیزابتا لودولی (ایتالیا) ۱۱۹- توبیا ایشموسکی (آلمان) ۱۲۰- گیوسوپین مانین (ایتالیا) ۱۲۱- یان کارنژی (هلند) ۱۲۲- النا کونادیس (آلمان) ۱۲۳- دیاس ساندرین (فرانسه) ۱۲۴- پاتریک ماتهیس (بلژیک) ۱۲۵- نیکولا لاسنیبات (شیلی) ۱۲۶- گریگوری تودولا (فرانسه) ۱۲۷- پوکا لانوروا (فنلاند) ۱۲۸- جیری کونسنی (چکسلواکی) ۱۲۹- انیل وبستر (هلند) ۱۳۰- اوا ترفو (فرانسه) ۱۳۱- گلندا مانزتو (فرانسه) ۱۳۲- پتر گوتورف (امریکا) ۱۳۳- ژوزف مویرسوان (ایتالیا) ۱۳۴- کارلا استابیولی (ایتالیا) ۱۳۵- مارجا پالاسالو (فنلاند) ۱۳۶- اگزاویه برمودس (اسپانیا) ۱۳۷- الکساندرو مینوسترینی (ایتالیا) ۱۳۸- ژارد کاتسیان (امریکا) ۱۳۹- پتری کمپینون فنلاند) ۱۴۰- ساتو الو (فنلاند) ۱۴۱- اتونیا نایم (فرانسه) ۱۴۲- بوردیه اورلی (فرانسه) ۱۴۳- ونسان فلوشار (فرانسه) ۱۴۴- هوبر لااوت (فرانسه) ۱۴۵- سسیل نهوبواکن (فرانسه) ۱۴۶- الکساندرا اشنایدر (فرانسه) ۱۴۷- تیبو براک (فرانسه) ۱۴۸- میلت هوگنر (آلمان) ۱۴۹- ژولین پریر (فرانسه) ۱۵۰- تونژ برن (سوئیس) ۱۵۱- سوزان بنفاتو (امریکا) ۱۵۲- الکساندرا آرنال (فرانسه) ۱۵۳- لویس البرت سروت (فرانسه) ۱۵۴- جوکا پکا والکواپا (فنلاند) ۱۵۵- رنتا دو آلمودیا (ایتالیا) ۱۵۶- ژاکلین هولین (بلژیک) ۱۵۷- سزیفر گیتالا (بلژیک) ۱۵۸- جودیت برانداستار (بلژیک) ۱۵۹- ان برژوت (فرانسه) ۱۶۰- پل دوپف (فرانسه) ۱۶۱- ژورگلی بیکاسسی (رومانی) ۱۶۲- سونژا وارگا (رومانی) ۱۶۳- مایک کولی (امریکا) ۱۶۴- مارتین دسمارو (فرانسه) ۱۶۵- سالدوس نوتیس آاسپانیا) ۱۶۶- پری یر میشل (سوئیس) ۱۶۷- بورو امانوئل (فرانسه) ۱۶۸- سیمون باشینی (ایتالیا) ۱۶۹- ژان ویلیامس (هلند) ۱۷۰- فابین شوو (فرانسه)۱۷۱- هلن روبرتشاو (فرانسه) ۱۷۲- جوناس پولنان (فنلاند) ۱۷۳- رونالدی مارکونتونی (ایتالیا) ۱۷۴- ماهاری ساقید (افریقا) ۱۷۵- ونسان هدیگر (هلند) ۱۷۶- گواتانو استوشی ۱۷۷- تئودور شیوینک (پرتغال) ۱۷۸- آدام گانز (انگلیس) ۱۷۹- توماس کناک ۱۸۰- نادیا پاسشوتو (فرانسه) ۱۸۱- نازارت گارسیا کروسپو (اسپانیا) ۱۸۲- فیل روتر (دانمارک) ۱۸۳- دمه کاروکوسکی (فنلاند) ۱۸۴- پیا بارگان (کلمبیا) ۱۸۵- دونا ورمر (کلمبیا) ۱۸۶- سسیلیا درسولا (فرانسه) ۱۸۷- ماسیمو سالواتو (انگلیس) ۱۸۹- تئورکل اتارسن (نروژ) ۱۹۰- ژان پییر باربییه ژاردت (فرانسه) ۱۹۱- ژان ژاک بوهون (فرانسه) ۱۹۲- شارلوت دوپون (بلژیک) ۱۹۳- پژر زالیکا (بوسنی) ۱۹۴- ژرار کراوسکی (فرانسه) ۱۹۵- ویلی ولستیژن (بلژیک) ۱۹۶- والانتینا کاپلان (کانادا) ۱۹۷- اتانسیا میشوپولو (یونان) ۱۹۸- نسین اموش (فرانسه) ۱۹۹- کلر سیمون (فرانسه) ۲۰۰- کریستیان اودوس (فرانسه) ۲۰۱- حمیده حیاتی (فرانسه)۲۰۲- آلن کورنو (فرانسه) ۲۰۳- نادین ترینتنان (فرانسه) ۲۰۴- لیلیان دو کرمادوس (فرانسه) ۲۰۵- الژاندرا لسزیسکا (اسپانیا) ۲۰۶- مارک دو (امریکا) ۲۰۷- کریستیان فلاویا تاسو (اسپانیا) ۲۰۸- نانان رودگویز (اسپانیا) ۲۰۹- ایرن ایبورا ریزو (اسپانیا) ۲۱۰- انتوان دسروسیه (فرانسه) ۲۱۱- ماری انژ ویالا (فرانسه) ۲۱۲- ژورژ تورس لوازا (اسپانیا) ۲۱۳- روسین اوربان (بلژیک) ۲۱۴- ادولف نیسهولس (بلژیک) ۲۱۵- جنیفر شوبرت (بلژیک) ۲۱۶- ناصر پاکدامن (فرانسه) ۲۱۷- ناتالی گیلوت (فرانسه) ۲۱۸- فرانسوا لورای گاریود (فرانسه) ۲۱۹- کارین شایوس (بلژیک) ۲۲۰- آلین روپود (فرانسه) ۲۲۱- کارمن لیما (فرانسه) ۲۲۲- کاتیا جارجورا (لبنان) ۲۲۳- هلن پوگنیو (بلژیک) ۲۲۴- گابریل بنیتز (کلمبیا) ۲۲۵- اریک گروگرسون (امریکا) ۲۲۶- حنا فیشر (کانادا) ۲۲۷- کریستین جو (امریکا)


قدرت و اخلاق
www.foroneiran.com

قدرت و اخلاق

Wed 10 03 2010 - 11:21

image

گزارشی از سخنرانی بابک احمدی در نشست جامعه‌شناسی قدرت
برگرفته از وب‌سایت فرهنگ و انسان شناسی

به قلم : مینا رجبی

انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی، دومین جلسه از سلسله‌نشستهای جامعه‌شناسی قدرت را با حضور بابک احمدی و پیرامون بحث " قدرت و اخلاق " در تاریخ 10 آبان 1388 برگزار کرد. احمدی در آغاز بحث را با بررسی جداگانه‌ی دو مقوله‌ی "قدرت" و "اخلاق" بازگشود.

وی قدرت را به طور خاص در مفهوم آنچه پس از انقلاب فرانسه شکل گرفت مورد تحلیل قرار داد:

"قرن نوزدهم فرزند انقلاب فرانسه بوده است؛ دورانی که نیروی خلق‌ها، نیروی آدم‌ها، نیروی مردم کشور فائق آمد و تمام نهاد‌های پوسیده و کهنه‌ی پیشین را از میان برداشت . دولت الهی را ساخت، قانون اساسی را بنیان گذاشت و زمینه ی حقوق بشر را فراهم آورد. دومین بیانیه ی حقوق بشردوران را داد و به تبع آن از آنچه که اندکی قبل درآمریکا تجربه شده بود یعنی جمهوری خواهی و ایده‌ی جمهوری سخن گفت. به دنبال این تحرکات ایده‌هایی در قرن 19 به میان آمد که ناظر بر قدرتمندی عامه‌ی مردم بود و اینکه چگونه قدرت مردم می‌تواند علیه قدرت تک تک افراد بایستد . این ایده در سراسر قرن 19 بر تفکرات اندیشمندان هر دو طیف سیاسی حاکم می‌شود. طبعا در میان چپ‌ها بزرگ ترین مارکس بوده است؛ خواندن مانیفست به سادگی روشن می‌سازد که محور اساسی متن چنین مفهومی است. ایده‌ی اصلی این است که قدرت در دست آدم هایی است که قدرت اقتصادی را در دست دارند و عقاید حاکم نیزهمیشه عقاید طبقه ی حاکم است. مانیفست که در واقع چکیده ی بحث‌های چند ساله‌ی مارکس و انگلس بود، این ایده ی بسیار بزرگ را برای بشریت آورد که آن کسی که قدرت اقتصادی را در دست دارد هم عقاید را کنترل می کند هم افکار را وهم زندگی سیاسی و قانونی و حقوقی مردم را. در ادامه ی این بحث با دیدی که خیلی به آنارشیسم هم نزدیک می شد ایده هایی پیش کشیده شد که قدرت عامه ی مردم را طرح می‌کرد. جملاتی مانند این که پرولتریا وقتی به قدرت برسد و قدرت سیاسی را در دست بگیرد دموکراسی را می سازد. ایده ی دموکراسی اجتماعی و اینکه دموکراسی به یک شکل حکومتی خلاصه نشود بلکه یک حقیقت اجتماعی باشد. این ایده که در آن حالت و فقط در آن حالت می شود دموکرات زندگی کرد نه به آن شکل که بورژوازی دموکراسی را به زندگی سیاسی محدود می‌کند. نمی‌توان همه چیز را به پارلمان فروکاست.اینها ایده های اصلی بود که در داخل جامعه سوسیالیستی ماند تا منجر به پیدایش شوراها شد. شوراهای کارگری از نظر بزرگان سوسیالیست این ایده را محقق می‌کرد که ما باید نهادهایی را بسازیم که عامه مردم در آن قوی باشند و قدرت داشته باشند. پس باید عامه‌ی مردم مسلح باشند. پس ارتش مستقل از مردم باید از بین برود. ایده ی اصلی شوراها در یک عبارت قابل خلاصه بود: کارگرها، در قدم اول. همه شان بدون این که نماینده انتخاب کنند، هر زمان که خواستند در شوراها حاضر بشوند و آن جا تصمیم گیری کنند و این تصمیم گیری ها نه به نمایندگی از کس دیگر بلکه صدای مستقیم و خواست مستقیم آدم ها باشد. خود مردم مسلح اند و خودشان هم اراده‌شان را تحمیل می کنند. شوراهای کارگری در جریان جنگ داخلی و در جنگ های بعد در اروپا شکست خوردند و نابود شدند. پیشروهای کارگر از بین رفتند و هسته های اولیه ی یک حکومت به سیاق حکومت قدیم ساخته شد. بالاخره در قانون اساسی دهه ی 30 ارتشی مستقل از مردم تصویب و کنگره ی شوراها تبدیل به یک پارلمان بورژوایی شد .اما پارلمانی که فقط یک حزب در آن شرکت داشت و در آن پایه های دوره‌ی تروری ساخته شد که در قرن 20 بی سابقه بود و در وحشی گری و خشونت نمونه ای در تاریخ شد. این مسئله با گرایش دیگری که محصول همان شکست ها بود همراه شد. فاشیسم در اروپا در معنای عالی ترین و قوی ترین شکل قدرت یک فرد شکل گرفت.نظامی که در آن تنها یک فرد مبنای قانون بود و دیگرپارلمان دلیل وجودی نداشت .آن یک نفر پیشوا بود وهیچ کس دیگری اساسا وجود نداشت.البته شاید بتوان گفت که این شکل صادقانه‌تری است نسبت به نظام هایی که در آن‌ها یک فرد تصمیم می گیرد اما این را پشت یک جمع پنهان می کند. یک نفر می تواند به یک پارلمانی نامه بنویسد و آن پارلمان همان قانونی را بگذراند یا همان وزیرانی را تصویب کند که آن یک نفر خواسته است.فاشیسم این مزیت را داشت که این تعارف ها را کنارمی گذاشت. صریح بود. از 1933 دیگر نیازی به پارلمان نداشت. از 1933 یک نفر فرمانده ی قوا بود، فرمانده ی ارتش بود، فرمانده ی پلیس بود و قانون می گذاشت؛ آن یک نفر درسال 45 خودکشی کرد چرا که چیزی نبود تا جلویش را بگیرد. جایی نبود که بتواند مشورت کند ،هیچ جایی نبود که صدای دیگری را بشنود.آن یک نفر به صراحت معتقد بود که انتقاد ناپذیر است و اشتباه نمی کند . وقتی اشتباه کرد که از کشور هیچ چیز باقی نمانده بود . یک خانه سالم در آلمان نمانده بود.2 میلیون زن آلمانی مورد تجاوز ارتش شرق قرار گرفته بودند. تمام شهرهای آلمان ویران شده بود . این قدرت مطلقی بود که فساد مطلق آورد. گرایش به فساد مطلق داشت .این همان چیزی است که آنارشیست ها در قرن 19از آن می ترسیدند. "

احمدی سپس با اشاره به انقلاب 1919 آلمان و مباحث ناظر بر احیای شوراها در آن دوره که واکنشی به اقتدار مطلقه‌ی پیشین بود، بحث خود را بر مقاله‌ی مشهور وبر در آن سالها تحت عنوان "توزیع قدرت در اجتماع سیاسی ،طبقه-منزلت-حزب" متمرکز کرده و آن را آغازگر مباحث قرن بیستمی پیرامون قدرت دانست:

"در این مقاله ماکس وبر این بحث را پیش می کشد که اولا قدرت امری به تمامه منفی نیست و بسیاری مواقع مفید و حتی ضروری است. ثانیا نگاه ما به قدرت باید عوض شود. این نگاه بسیار منفی که قدرت را فقط منشا شر می داند باید تغییر کند و شکلی جایگزین آن شود که جنبه های مثبت قدرت را نیز در شمار آورد. یکی از جنبه ‌های مثبت قدرت از دید وبر امکان بخشیدن به عقلانیت است.عقلانیت بدون قدرت نا‌ممکن است. اگرعقلانیت در پس قدرت قرار گیرد در موردی چون بروکراسی (که پدیده ای است عقلانی و در نتیجه مثبت) مفید است و می‌تواند مهار قدرت را به دست گیرد. وبر قدرت را به صورت یک شبکه ی تو در توی اجتماعی می بیند. قدرتی که آدم ها نسبت به هم اعمال می کنند ضرورتا" منفی نیست. بچه می تواند دچار خطراتی شوند پس مادر باید قدرتی داشته باشد که بچه را از آن خطرات پرهیز بدهد. این تصویر از شبکه ی تو در تو ی قدرت که همه جا پخش است، ایده ی مسلط قرن بیستمی از قدرت است که در مباحث چند تن از متفکرین قرن 20 تحلیل می شود. بزرگ ترین آن‌ها شاید فوکو باشد؛ کسی که قدرت را در مرکز و قلب بحث قرار می‌دهد. با تکیه بر نظرات فوکو می‌توان متوجه شد که قدرت از هر دو جنبه ی مثبت و منفی قابل بررسی است. قدرت مثبت منوط به مواردی است که می‌توان از آن برای آزادی انسان بهره برد. قدرت منفی نیز معطوف به بیشترین موارد کاربرد قدرت است خاصه در جاهایی که دیسکورسیو(گفتمانی) می‌شود. در نتیجه اگر بحث را به دیسکورها تقلیل یا تحویل بدهیم کارکرد قدرت بهتر درک خواهد شد. این کاری است که فوکو درتقریبا" همه ی آثار بزرگ خود کرد. او البته نهادهایی را انتخاب کرد که اتفاقا" بسیار سمبلیک هستند؛ نهاد هایی که شما به راحتی در آن می توانید اعمال قدرت منفی کنید؛مدرسه،بیمارستان،زندان، تیمارستان وسکسوالیته. جاهایی که به طور معمول قدرت اعلام می کند که من دارم خوب کار می کنم.

تعریف وبر از قدرت به شکل گسترده‌ای بر آثار فوکو تاثیر گذاشته است.وبرقدرت را" توانایی این که فردی وقتی در یک کار جمعی شرکت می کند بتواند نظر خودش را حتی برخلاف بیشتر افرادی که در کارجمعی دارند نظر می دهند پیش ببرد" می‌داند. قدرت از یک شبکه‌ی اجتماعی ایجاد می شود که در آن یکی قوی می شود و می تواند نظر خود را اعمال کند و این اعمال نظرش حتی می تواند درجایی باشد که دیگران نظرشان بدان گونه نباشد ولی این یک نفر بتواند این کار را بکند.

بحث ماکس وبر به نظر می آید برخلاف همه ی مباحثش آن قدر به پدیده ی اجتماعی، به نهادها یا به دسته بندی و طبقه بندی اجتماعی نگاه نمی کند.بلکه در این تعریف به عقاید نظر دارد. لغتی که وبر از آن استفاده می‌کند chance است. شانس این که یک نفر این اقبال را داشته باشد که نظرش را برخلاف نظر همکارانش پیش ببرد. این تعریف نظری به نوعی رجعت به بحث های پیشا مارکسی است. جایی که عقاید مستقل از پایه های مادی شان، پایه های اجتماعی شان مورد بحث قرار می‌گیرند. پس از مارکس مساله بر سر این نیست که چه کسی توانایی این را دارد که نظرش را به دیگران تحمیل کند؛ مساله ی بزرگ بر سر این است که چه کسی توانایی مالی، مادی این را دارد که بتواند نظرش را به دیگران تحمیل کند و چه کسی با انحصار ابزار مادی-مالی و سرکوب و پلیس و ارتش و بسیج و هرچیز دیگری توانایی این را پیدا می کند که نظرش را پیش ببرد.این تعریف دقیق تری نسبت به تعریف ماکس وبری است و درست آن چیزی است که در بحث های فوکو مطرح می شود ."

نیمه‌ی دوم بحث به مقوله‌ی اخلاق و رابطه‌ی آن با قدرت که محور اصلی سخنرانی بود اختصاص یافت.

در این بخش احمدی با اشاره به مکاتب اصلی در فلسفه‌ی اخلاق ارتباط آنها با حوزه‌ی قدرت را تحلیل کرد:

"از یونان باستان تا کنون،همواره فلسفه‌ی اخلاق وجود داشته است. چند مکتب بسیار بزرگ و اصلی و کلیدی در فلسفه‌ی اخلاق شکل گرفته که همه‌ی مباحث دریکی از این مکتب ها می‌گنجد. این مکتب ها به شکل تاریخی پدید نیامده اند و در طول تاریخ فلسفه همواره معرف ها و سخن گوهایی داشته‌اند.نخست از میان آنها مکتبی است که به طور عمده به آن مکتب تلئولوژیک می گویند که از تلوس یونانی به معنای فرجام می آید. فلسفه های اخلاق را یک دلیل، یک نهایت، یک هدف، یک غایت توجیه می کند. ما اخلاق را واگذار می کنیم به نتایجی که به بار می آورد و نتیجه ای که می سازد. آن رابه هدفش، به غایتش ،به تلوسش می‌سپاریم. بحث ارسطو در این حوزه است. اخلاق، اخلاق سعادت است.آن چیزی که سعادت بشر را تامین می‌کند مبانی اخلاقی آن را هم می سازد. در جامعه هم چنین است.جوامع هم به سعادت اجتماعی نگاه می کنند و خواهان آن هستند. آن قواعدی که این سعادت را تسهیل کرده و دست یابی به آن را تضمین کند، قواعد درست اخلاقی است.در چنین حالتی اخلاق وابسته می شود.در تعریف ارسطویی آن تبدیل به یک نوع کنش انسانی می‌گردد. کنش انسان اجتماعی است که سعادت و مفهوم سعادت و خواست سعادت در جمع را تحقق می بخشد. اگر مردم آتن به چیزی می گویند سعادت،در آن صورت کنش یک آتنی به شرطی اخلاقی است که در خدمت آن سعادت باشد. این ایده در قرن 19 بار دیگر مطرح می‌شود منتها به جای سعادت این بار مصلحت یا بهره و سود جایگزین می‌شود. از نظر جان استوارت میل آن کاری اخلاقی است که بیش ترین سود را برای بیش ترین افراد داشته باشد. این جا مساله فقط سود مالی نیست.اساسا نگاه جان استوارت میل وقتی که از فایده باوری و منفعت حرف می زد مادی نیست بلکه منافع در نظر او یک امر عام است و اعمالی که آن را ممکن می کند اعمال اخلاقی است.

نوع دوم اخلاق که نمونه هایی در یونان و روم دارد اما نمونه ی مهم اش در کتاب مقدس است، اخلاقی است که به آن دئونتولوژیک می گویند .دئونتولوژیک از واژه‌ی دئوس برمی آید در معنای بایستگی، اجبار و باید. اگرمکتب نخست را فرجام شناسانه بنامیم، این مکتب را می‌توان بایا شناسانه نامید. این اخلاقی است که پایه‌ی آن بر احکام جهان شمول است.شامل حال هر آدمی درهر جای تاریخ می شود.اگر این احکام اعمال بشوند کنش اخلاقی اتفاق می افتد.

اینها همان احکام طلایی اخلاقی می‌شوند که مشهورترینشان همان ده فرمان تورات است. این احکام دهگانه احکامی است که هر آدمی در هر جای دنیا میبایست رعایت کند و اغلب هم به نظر درست می‌آید. باید پذیرفت که برای زندگی بهتر چنین احکامی لازم است. چنین نگرشی احکام جهانی می‌دهد؛ احکام فراطبقاتی و فراتاریخی که باید همواره درست باشند. کتابهای مقدس شیفته‌ی اینگونه احکام‌اند. هر مذهبی شکلی از این فرامین بایاشناسانه می‌سازد و پیرو آن هر فلسفه‌ی دینی،هر الهیاتی و هر شکل کلامی هم این احکام را می‌سازد. احکام کانت در تاریخ فلسفه نیز می‌خواهد احکامی جهان‌شمول باشد که رعایت نکردنشان عمل غیراخلاقی است. یکی از این احکام این است که دیگران را هدف بدانید نه ابزار. این احکام را می‌توان اکنون زیر سوال برد. ما در حال حاضر در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که ناگزیر دیگران ابزار ما می‌شوند. در ساده‌ترین شکلش ما بسیاری از کارها را بلد نیستیم که زندگی اجتماعی برایمان فراهم می‌کند. مردم ابزاری هستند که این کارها را انجام می‌دهند. ما چطور می‌توانیم از این واقعیت فرار کنیم؟چطور می‌توانیم دیگران را ابزار ندانیم؟ ما همواره در زندگی ابزار یکدیگر می‌شویم. در زندگی خانوادگی این امر دائما رخ می‌دهد؛ در رابطه‌ی پدر با فرزندان و یا زن با شوهر. هر اکت سکسوال و هر اکت عشقی یک رابطه‌ی ابزاری است. آدمها ابزار یکدیگرند. همه نگاهها به دنیا ابزاری است. در جهان بورژوایی ابزار به شکل مطلق معنا دارد. یک طبقه از تمامی مواهب انسانی بی‌بهره و حتی بی‌خبراست. نمیداند که میتوان طور دیگری هم زندگی کرد. در حالی که زندگی خوب دیگران نتیجه‌ی کار اوست.در چنین جهانی نمیتوان دیگران را ابزار خود ندانست. بنابراین اخلاق بایاشناسانه تا حد زیادی بی‌پایه است. چرا‌که همواره راههای فراری هم برای آن وجود دارد.همواره عذرهای شرعی برای اجرا نشدن و افرادی برای مستثنی شدن پیدا می‌شوند. همواره کسانی هستند که بنا بر تفاسیر و تعدیل‌هایی می‌توانند احکام را زیر پا بگذارند و آنها را تنها برای دیگران لازم بشمارند نه برای خودشان. در نتیجه بحث پیرامون اخلاق بایاشناسانه خاصه در دنیای پست مدرن و جهان نسبی‌نگر ما بی‌معناست. چنین مباحثی تا اواخر قرن 19 بدون مطرح شدن بحث قدرت پیش می‌روند. مثلا در اخلاق نیکامارکوس ارسطو که یکی از بزرگترین کتابهای اخلاق در تاریخ فلسفه است(و اهمیت آن در این است که انسان را نه یک سوژه بلکه موجودی درگیر عمل می‌داند) کلمه‌ای از قدرت سخن نرفته است. در رساله‌های کانت از جمله در "رساله‌ی مبانی مابعد‌الطبیعه اخلاق" نیز هیچ کجا مبحث قدرت وارد نمی‌شود و اساسا در بحث اخلاقی او جایی ندارد. در آثار جان استوارت میل مفهوم قدرت وارد می‌شود اما فقط در سطح خرد قدرت فرد بر فرد نه شبکه‌ی تودرتوی اجتماعی. سایر متفکرین قرن 19 نیز در بحث از قدرت آن را به چیز دیگری تحویل می‌دادند؛ برای مثال مارکس آن را به دارندگی ابزار تولید تحویل می‌داد. با این وجود به نظر می‌رسد آن چیزی که اخلاق را می‌سازد و باعث می‌شود افراد اخلاقی زندگی کنند و یا ادعا کنند که اخلاقی زندگی می‌کنند همان قدرت است که خود را از تمامی تاریخ فلسفه اخلاق پنهان کرده است. نیچه نخستین فیلسوفی‌است که به صراحت و باقدرت بحث رودررویی قدرت و اخلاق را پیش می‌کشد. تنها یک پیشگام دارد که زمینه‌ی بحث او را ساخته وآن هم شوپنهاور است. شوپنهاور می‌گوید که اگر به این دنیا از دور نگاه کنید صدای ضجه‌ی ضعفا و قهقهه‌ی اقویا را می‌شنوید. صدای کره‌ی زمین اگر شنیده شود صدای مخوف از‌هم دریدن آدمها و جانوران و از میان بردن طبیعت است. این ایده‌ی شوپنهاوری بیانگر آنست که آدمی قویتر از آدم دیگر- یا به علت قدرت فیزیکی و یا قدرت معنوی که از سلسله‌مراتب دینی به وجود آمده است- وجود دارد که با این قدرت می‌تواند دیگری را از میان بردارد. این واقعیتی است که شوپنهاور از آن حرف می‌زند و در نیچه هم تاثیر می‌گذارد. نیچه اولین فیلسوفی است که به ما می‌گوید اخلاق تنها برای قدرت ساخته می‌شود. آدمها به این دلیل اخلاقی می‌شوند که قدرت را به دست بگیرند. هنگامی که قدرت را به دست میگیرند اخلاق را تحمیل می‌کنند. اخلاق،اخلاق قدرتمند است. از دید نیچه اخلاق ضعفا همواره ناله‌کننده، ضجه‌زننده و مسیحی است. اخلاق برده‌گانه است. آنها طوری زندگی می‌کنند که بردگی برایشان ادامه پیدا کند. نمی‌فهمند که باید با قدرت مسلط درافتند. درنتیجه نسبت به جهان اخلاق پذیرا پیدا می‌کنند در حالی که اخلاق میبایست خشن باشد. قانون اخلاقی آن است که من قدرت را به دست داشته باشم، خواست قدرت داشته باشم. به دیگران بگویم که چیزی وجود ندارد اما خودم آن را داشته باشم. این ایده‌ی اصلی نیچه است. تمام تاریخ فلسفه و اخلاق به ما می‌گوید که چنین ایده‌ای وجود ندارد. با این حال در عمل چنین چیزی رخ می‌دهد و همواره افرادی در حال سرکوب دیگرانند و دیگرانی در پی قدرت سرکوب. چنین چرخه‌ی باطلی ادامه می‌یابد. قدرت همواره چیرگی من بر دیگری است. آدمها همواره می‌خواهند خودشان را به مرتبه قدرت برسانند و موازین اخلاقی را بر آن سوار کنند."

احمدی در ادامه و در آخرین بخش از سخنان خود به نهادینه شدن مباحث یاد شده در قرن بیست و اهمیت یافتن روزافزون دیسکورها به عنوان ابزار اصلی اعمال قدرت و در عین حال تنها اهرم مقاومت در برابر آن اشاره کرد :

" جنبه‌ی مهم قرن بیستم در نهادینه کردن مفاهیم جدید از قدرت است. طرح این بحث که نهادها ابزار قدرت می‌شوند و اینکه این نهادها چقدر دیسکورسیو‌اند. شما می‌فهمید که آنچه سبب شده دیگری بر شما غلبه یابد فقط یک دیسکور است. او این دیسکور را ساخته نه شما چرا که از طریق آن بر شما سوار است. دیسکور سلامت را پزشکان ساخته‌اند در نتیجه شما باید به آن احترام بگذارید. قدرت در دست پزشک است. این قدرت در جایی که دیسکور می‌سازد پخش می‌شود. تیمارستان نمونه‌ی عالی آن است. ما حدس می‌زنیم که چه کسانی دیوانه‌اند. مایی که دیوانه‌ترین آدمها برمان حکومت می‌کنند حدس می‌زنیم چه کسانی دیوانه‌انند و آنها را در بند می‌کنیم. این منطق بسیار گیج‌کننده است.

سلسله مراتب دیسکورسیو قانون، قدرت را اعمال می‌کند و این قدرت تا جایی پیش می‌رود که قدرتمندترین افراد هم اسیرآنند. کسی وجود ندارد که بر تمام دیسکورها مسلط باشد. قدرتمندترین آدمها هم در جایی در برابر دیگری احساس ضعف می کند. چراکه دیگری دیسکوری دارد که آن را نمی‌فهمد.جهانی که در آن قرار گرفته امکان فهم آن را از او گرفته است. درنتیجه آن را طرد و لعن می‌کند. این چیزی است که قدرت او و درعین حال عامل ضعف اوست. درنتیجه فلسفه اخلاق نیچه‌ای اگر به دوران ما و مکان جغرافیایی ما گسترش یابد به ما اطمینان می‌دهد که اگر می‌خواهیم اخلاقی زندگی کنیم باید دیسکورها را طوری تنظیم کنیم که بتوانیم با هم اخلاقی زندگی کنیم.باید دیسکورهایی که قدرت را یکطرفه میکنند تعدیل کنیم. نه فقط در زندگی سیاسی بلکه در همه‌ی زمینه‌ها.میبایست آن دیسکوری را که اجازه می‌دهد با تعابیر و تفاسیر سرکوب‌ها شکل بگیرند از میان برداریم.

بنابراین فلسفه اخلاق تا پیش از آنکه با فوکو دیسکورسیو شود به کار ما نمی‌آید. ما می‌توانیم با تغییر دیسکور‌ها که کاری شاق و طولانی است، فضا را تغییر دهیم. باید تلاش کنیم دنیا را برای دیگران آنگونه تصویر کنیم که به قدرت برساندشان. به نحوی که تصورشان از قدرت ظلم بر دیگری نباشد. این به خودی خود عملی دموکراتیک است. یعنی در جهت دموکراسی سیاسی است. این آن چیزی است که در عمل اتفاق می‌افتد. آدمها به حرکت اجتماعی روی می‌آورند و آزادی را چون چراغی پیش رویشان می‌بینند و به طرف آن می‌روند. اگر هم آن را نبینند دیسکورسیو است. این دیسکور را باید عوض کرد."

با این جمع‌بندی سخنرانی بابک احمدی خاتمه یافت و ادامه‌ی جلسه به پرسش‌ها ونظرات حضار جلسه با محوریت بحث دیسکور‌ها در جامعه‌ی معاصر و رسانه‌ها به عنوان ابزار اصلی تغییر آنها اختصاص یافت.

یک‌شنبه، 1 آذر 1388 — 00:25
http://www.anthropology.ir/node/781


درج مطالب و گزارشها در وبگاه ForOneIran به معنای پذیرش تمامی یا بخشی از مضمون آنها از سوی این دبیرخانه نیست. بل هدف از انتشار آنها دامن زدن به بحث و گفتگوست

شادی صدر جایزه جهانی شجاعت زنان را به شیوا نظرآهاری تقد
www.foroneiran.com

شادی صدر جایزه جهانی شجاعت زنان را به شیوا نظرآهاری تقدیم کرد

Wed 10 03 2010 - 10:55


گویا نیوز: شادی صدر، وکیل، روزنامه‌نگار و فعال ایرانیِ حقوق زنان که امسال به عنوان یکی از ده برندۀ جایزۀ سالانۀ «شجاعت زنان» برگزیده شده است؛ بامداد روز سه شنبه ۱۸ اسفندماه، طی پیامی به دبیرخانۀ آن همایش اعلام کرد که جایزۀ خود را به شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشری زندانی در ایران تقدیم می کند..


image


شادی صدر جهت اعلام این همبستگی و تقدیم جایزۀ خود به شیوا نظرآهاری، همچنین خاطرنشان کرد که "به واشنگتن و مراسم دریافت جایزه نخواهد رفت؛ تا جای خالی شیوا، در آن مراسم و تمام جلسه ها و کنفرانس های رسمی پس از آن به چشم بیاید و همه جهانیان ببینند و بدانند که چه بر شیوا و بر سایر مدافعان حقوق بشر، فعالان جنبش زنان و روزنامه نگاران دربند می رود."

قرار بود پيام ويدئويی شادی صدر که در آن دلايل تقديم جايزه خود به شيوا نظرآهاری را اعلام کرده بود،امروز ۱۰ مارس طی مراسم اهدای جايزه به وی و ۹ برنده ديگر اين جايزه که با حضور هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا و ميشل اوباما، بانوی اول آمريکا برگزار می شود پخش شود اما شبکه زنان تحت قوانين مسلمانان (WLUML) که شادی صدر عضو هيات مشاوران آن است، با خبر شد که وزارت خارجه آمريکا تصميم گرفته است اين پيام را پخش نکند. اين شبکه فمينيستی فرامليتی در اطلاعيه مطبوعاتی خود اين اقدام را "خاموش کردن صدای اعتراض و همبستگی زنان" خواند.


متن پيام شادی صدر به شرح زير است:

"بسيار مفتخرم که به عنوان يکی از ده برنده جايزه سالانه شجاعت زنان برگزيده شده ام که بار ديگر فرصتی است برای به رسميت شناخته شدن فعاليتها و مقاومتهای زنان ايرانی در عرصه جهانی و همينطور، مريی شدن تقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر در ايران، به خصوص، سرکوب وسيع فعالان جامعه مدنی، بعد از انتخابات رياست جمهوری ۸۸.

اين جايزه، همانگونه که از نامش پيداست، هر سال، به زنانی در سراسر جهان داده می شود که شجاعت استثنايی در دفاع از حقوق زنان، عدالت اجتماعی و حقوق بشر از خود نشان داده اند. درست به همين دليل، من مايلم جايزه خود را به شيوا نظرآهاری، دختر جوانی که به دليل دفاع از حقوق زنان و حقوق بشر، هم اکنون در ايران زندانی است، تقديم کنم زيرا فکر می کنم شجاعت اوست که استثنايی و در خور تحسين است. شيوا، که در تمام دوران جوانی اش، يعنی از۵ سال پيش به اين طرف، با ايجاد کميته گزارشگران حقوق بشر، که يک گروه دانشجويی است که گزارشهای معتبری از نقض حقوق بشر در ايران منتشر می کند، و نيز با شرکت فعالانه در فعاليتهای جنبش زنان، دقيقه ای از مبارزه برای آزادی و دموکراسی دست برنداشته بود، چند روز پس از انتخابات رياست جمهوری بازداشت شد و ماهها در سلول انفرادی و تحت فشار بازجويی های سنگين قرار داشت. شيوا که پس از ۱۰۰ روز حبس در بخش امنيتی زندان اوين، با توديع ۲۰۰ ميليون تومان (۲۰۰ هزاردلار) وثيقه آزاد شده بود، تنها توانيت سه ماه را در کنار خانواده و دوستان خود به سر برد. شيوا که به محض خروج از زندان فعاليتهای خود را از سر گرفته بود، مجددا در ۲۹ آذر ماه ۸۸، در پی بازداشت گسترده اعضای کميته گزارشگران حقوق بشر، دستگير شد. از آن زمان تاکنون، مقامات امنيتی، شيوا را تحت فشارهای شديد قرار داده اند تا وادارش کنند اتهام محاربه را که مجازات مرگ دارد بپذيرد. آنها برای مدتی شيوا را در سلول بسيار کوچکی که مانند قفس بوده و او حتی نمی توانسته دست و پای خود را تکان دهد نگه داشته بودند. شيوا، تاکنون حاضر نشده بپذيرد فعاليتهای مسالمت جويانه و حقوق بشری اش، جنبه تروريستی داشته است و به همين دليل، همچنان تحت شديدترين فشارها قرار دارد. شيوا، يکی از شجاع ترين زنان جهان، کسی که جسورانه از حقوق زندانيان سياسی دفاع می کرد، هم اکنون در گوشه يک سلول، محروم از داشتن حتی يک خودکار و کاغذ، يا ملاقات با وکيل و يا حتی رفتن به دستشويی بدون چشم بند و بدون اجازه زندانبان است.
راستش از آنجايی که جمهوری اسلامی که همه فعالان حقوق بشر و مبارزان مدنی را، جاسوسان و عروسکهای کشورهای غربی به خصوص آمريکا می خواند، ساعتها با خود کلنجار رفتم که آيا بهتر نيست به جای تقديم اين جايزه به شيوا، که ممکن است فشار بازجويان و مقامات قضايی را بر او افزايش دهد، جايزه را به تمامی زنان دربند تقديم کنم؟ اما در نهايت به اين نتيجه رسيدم که دولت ايران، همانطور که پس از انتشار اسامی برندگان امسال، اين جايزه را "جايزه نوکری من برای آمريکا" خوانده بود، حتی بدون تقديم اين جايزه به شيوا نيز چنين اتهامی را به او وارد خواهد کرد.

بنابراين، من ، برای شرکت در مراسم اهدای جايزه به واشنگتن نخواهم آمد تا جای خالی شيوا، در آن مراسم و تمام جلسه ها و کنفرانس های پس از آن به چشم بيايد. تا همه جهانيان ببينند و بدانند که چه بر شيوا و بر ساير مدافعان حقوق بشر، فعالان جنبش زنان و روزنامه نگاران دربند می رود. شايد که اين، آبی باشد در خوابگه مورچگان!"

لازم به ذکر است شادی صدر که وکالت شیوا نظر آهاری را بر عهده دارد، خودش بارها احضار و بازداشت شده است.

متن انگليسی اطلاعيه مطبوعاتی شبکه زنان تحت قوانين مسلمانان (ولوم) را اينجا ببينيد:

http://www.wluml.org/node/6042

ويدئو کليپ پيام شادی صدر را در زير ببينيد:

http://www.youtube.com/watch?v=M43XsgxnMGQ&feature=player_embedded




فواد شمس، سعید نوری‌محمدی و کیوان فرزین آزاد شدند
www.foroneiran.com

فواد شمس، مرتضی سمیاری و کیوان فرزین آزاد شدند

Wed 10 03 2010 - 10:31


به گزارش کلمه، فواد شمس، فعال دانشجویی و و وبلاگ‌نویس ساعتی پیش( ۱۸ اسفندماه) ، با تودیع وثیقه، پس از تحمل ۹۶ روز، از زندان اوین آزاد شد.

بر اساس گزارشی از کمپین بین‌المللی حقوق بشر، مرتضی سمیاری نیز پس از سپردن ۵۰۰ میلیون وثیقه و ۱۰۰ میلیون تومان کفالت از بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین آزاد شده است.
گفتنی‌ست که این عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به جرم ملاقات انجام نشده با نمایندگان هیئت ویژه پارلمان اروپا به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.

کیوان فرزین، روزنامه‌نگار و خبرنگار ماهنامه‌ی فرهنگ و آهنگ نیز امشب در میان آزاد شده‌گان از زندان اوین بود. وی در تاریخ ۱۵ دی ماه بازداشت شده بود.



مراسم تولد کیانوش‌آسا در دانشگاه علم و صنعت
www.foroneiran.com

مراسم تولد کیانوش‌آسا در دانشگاه علم و صنعت

Wed 10 03 2010 - 9:40


دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت روز سه‌شنبه (۱۸ اسفندماه) مراسمی را به مناسبت ۲۷‌مین سالگرد تولد کیانوش آسا، دانشجوی رشته ی مهندسی شیمی در مقطع کارشناسی ارشد، جان باخته راه آزادی که روز ۲۵ خرداد ماه مورد اصابت قرار گرفت، برگزار کردند.

image


به گزارش ندای سبز ‌آزادی در این مراسم در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر دانشجویان سبز این دانشگاه حضور یافتند.

با وجود تدابیر امنیتی حراست دانشگاه و تهدید دانشجویان این مراسم با تجمع و حلقه زدن به دور کیک تولد و قاب عکس کیانوش آغاز شد.

پس از دقایقی سکوت بیانیه ای در بین دانشجویان پخش شد ویکی از دانشجویان اقدام به خواندن آن کرد. به گزارش ندای سبز ‌آزادی در بخش‌هایی از این بیانیه آمده است:

"اکنون بدون حضور کیانوش، بیست و هفتمین سال تولّد او را در پارک شهید آسا در دانشگاه علم و صنعت گرامی می داریم و با سکوت خود دوام زندگی کیانوش را فریاد می زنیم. بدانید که خون صبور امّا پرشور قاتلش را می شناسد، امّا عجول نیست. با احتیاط و شور و سرخگون درست لجظه ای که دشمنش ریختن خون او را به ناحق فراموش می کند، از راه می رسد و قاتل را بدون آن که دستش به خون او آلوده شود، به سمت میدان تقاص می کشاند. بی شک روزی بغض گلوی مادر بی کس آسا کار خود را می کند و بنیان ظالمین فرزندکش را می سوزاند. دیر باشد یا زود! کم باشد یا زیاد، و این سنّت تاریخ است، آه مظلوم ظالم را سرنگون می کند."

ویدیویی از مراسم تولد کیانوش آسا

مراسم تولد کیانوش‌آسا دانشگاه علم و صنعت ۱۸ اسفند
http://www.youtube.com/watch?v=J0sVGvpiLZY



این مراسم از ساعت ۱۲ تا ۱۲ و ۴۵ دقیقه ادامه یافت.

گفتنی‌ست که کیانوش روز ۲۹ اسفند ماه به دنیا ‌آمده است و دانشجویان به دلیل تعطیلی دانشگاه مراسم تولد وی را زودتر برگزار کردند. کیانوش آسا متولد کرمانشاه، دانشجوی ترم چهارم کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی در دانشگاه علم و صنعت ایران بود. او در جریان تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در میدان آزادی تهران ناپدید شد و روز ۳ تیر ماه ۱۳۸۸ در سردخانهٔ پزشکی قانونی توسط خانواده‌اش شناسایی شد، آسا در اثر اصابت دو گلوله توسط لباس شخصی‌ها جان باخت.


تنبور نوازی کیانوش آسا




شعری که کامران کیانوش‌آسا برادر وی در مراسم ۴۰ مین روز درگذشت کیانوش خواند:


نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت ؟

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد .

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یک ریز و پی در پی ،

دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد ،

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .

بدین سان بشکند در من ،

سکوت مرگبارم را


نامه كانون مدافعان حقوق بشر به صادق لاریجانی
www.foroneiran.com

نامه كانون مدافعان حقوق بشر به صادق لاریجانی

Tue 09 03 2010 - 16:44


كانون مدافعان حقوق بشر دومین نامه خود خطاب به جناب آقای لاریجانی ، ریاست قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران را ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ منتشر كرد. در این نامه ضمن اعتراض شدید نسبت به صدور و اجرای احکام اعدام، تاکید شده است که در حالی که قاتلان جوانان پاك كهریزك و كوی دانشگاه در امنیت كامل به سر می برند؛ جوانانی که در راهپیمایی های مسالمت آمیز حضور یافته و قطعا در مقابل شدت رفتار خشونت طلبانه ماموران و لباس شخصی ها كه از مصونیت آهنین برخوردارند، برای دفاع از خود و یا حتی در اثر هیجانات جوانی و اعتراضی سنگ در دست گرفته ، محارب شناخته شده و شدیدترین مجازات ، یعنی اعدام برایشان صادر میگردد.

كانون مدافعان حقوق بشر در این نامه خطاب به جناب آقای لاریجانی، ریاست قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران ضمن اعتراض شدید نسبت به صدور و اجرای احکام اعدام، خواستار توجه بیشتر به شرایط حساس و خطیر كشور و جلوگیری از صدور و اجرای احكام سنگین از جمله اعدام و آزادی زندانیان سیاسی در آستانه عید نوروز شد.

image

متن کامل نامه کانون مدافعان حقوق بشر خطاب به رئیس قوه قضاییه در پی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید:

سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹ مارس ۲۰۱۰

كانون مدافعان حقوق بشر دومین نامه خود خطاب به جناب آقای لاریجانی ، ریاست قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران را ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ منتشر كرد. كانون مدافعان حقوق بشر در این نامه ضمن اعتراض شدید نسبت به صدور و اجرای احكام اعدام به ویژه در مورد بازداشت شدگان پس از انتخابات از مقام ریاست قوه قضائیه مصرا و موكدا خواستار توقف اعدام محكومان به مرگ و ممانعت از صدور احكام اعدام برای معترضان نسبت به انتخابات شده است. كانون مدافعان از ریاست قوه قضائیه سوال نموده كه آیا نسبتی بین احكام صادره و اتهامات محكومان به اعدام وجود دارد یا این اقدام شائبه رفتار سیاسی را در قوه قضائیه مطرح می كند؟

به نام خدا
جناب آقای لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام
همانگونه كه حضرتعالی مستحضرید در پی حوادث پس از انتخابات بیش از ۱۳ حكم اعدام توسط دادگاه ها برای معترضان صادر شده كه متاسفانه تا كنون ۲ حكم اجراء شده است.

آنچه موجب نگارش این نامه خدمت جنابعالی شد، انتشار اخبار مبنی بر تداوم صدور احكام اعدام واز جمله صدور حكم اعدام برای دانشجوی جوان؛ محمد امین ولیان است كه گفته شده، متهم است در روز عاشوا سنگ در دست داشته است.

مطلع هستید كه ایران یكی از كشورهایی است كه متاسفانه هنوز احكام اعدام صادر و اجراء می شود و طی سالهای اخیر رتبه دوم در جهان در امر اعدام و رتبه اول در امر اعدام كودكان زیر ۱۸ سال را داشته است. در حوادث ۸ ماه اخیر نیز شاهد نقض مكرر و شدید حقوق بشر در گستره ای وسیع بودیم كه موجب آسیب دیدن هزاران خانواده ایرانی شده و بسیاری از این صدمات نیز جبران ناپذیر می باشد.

از جمله مواردی كه هرگز جبران نخواهد شد ، جان باختن دهها تن از هموطنان بی گناهمان است كه برخی در خیابان ها و برخی در بازداشتگاه های غیر قانونی و در شرایط غیر انسانی و برخی نیز با صدور احكام اعدام جان خود را از دست داده اند.
این در حالی است كه جان باختگان بعضا" حتی معترض به انتخابات هم نبودند، اما در خیابانهای شهرها مورد اصابت گلوله و یا ضرب و شتم شدید و خشونت های غیر قابل تصور قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند و البته برخی نیز معترضان مسالمت جویی بودند كه در مقابل اعتراض آرام و مدنی، گلوله و باتوم و شكنجه و مرگ را دیدند.

جای شگفتی است كه قاتلان جوانان پاك این سرزمین كه در كهریزك و كوی دانشگاه فاجعه آفریدند، در آرامش و امنیت كامل به سر می برند و جوانانی كه در راهپیمایی های مسالمت آمیز حضور یافته و قطعا در مقابل شدت رفتار خشونت طلبانه ماموران و لباس شخصی ها كه از مصونیت آهنین برخوردارند، برای دفاع از خود و یا حتی در اثر هیجانات جوانی و اعتراضی سنگ در دست گرفته ، محارب شناخته شده و شدیدترین مجازات ، یعنی اعدام برایشان صادر میگردد.

سوال اینجاست كه بین این احكام غیر قابل بازگشت و جبران ناپذیر و رفتار مسالمت آمیز معترضان نسبتی شرعی، عقلی، منطقی و قانونی وجود دارد؟ آیا صدور چنین احكامی شائبه رفتار سیاسی در قوه قضائیه را تشدید نمی كند؟ بدیهی است حضرتعالی كه عالم به احكام اسلامی هستید همچون هر انسان خداجوی و حقیقت طلب نمی توانید بر اساس مبانی اسلام كه صادر كنندگان چنین احكامی نیز مدعی آنند، مدافع و توجیه كننده چنین احكامی باشید ودر مقام ریاست قوه قضائیه كه پاسدار عدالت و اجرای آن است نمی توانید سكوت پیشه كنید.

ریاست محترم قوه قضائیه

نیك مستحضرید كه بر اساس قوانین كشور نیز صدور چنین احكامی توجیه نداشته و یقینا" رفتاری ضد انسانی و مخالف شرع و انسانیت به شمار می آید. اگر چنین رفتاری از سوی برخی جریانات ناشی از شرایط سیاسی ایران و در راستای ایجاد رعب و وحشت در جامعه نیز اعمال می شود، باز راهی به خطاست، چرا كه صدور و اجرای احكام اعدام موجب آزردگی وجدان جامعه و ایجاد نارضایتی و بدبینی نسبت به حكومت در میان مردم و اوج گیری اعتراضات اجتماعی خواهد شد، كه بی شك به نفع هیچ كس نیست.

كانون مدافعان حقوق بشر ضمن اعتراض شدید به صدور احكام اعدام و اجرای عجولانه این احكام ناعادلانه مصرا" وموكدا" از حضرتعالی تقاضا دارد با توجه به شرایط حساس و خطیر كشور چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین المللی و منطقه از صدور و اجرای احكام سنگین از جمله اعدام جلو گیری نمایید و برای احكام صادر شده نیز تدبیری بیندیشید و با تداوم آزادی زندانیان سیاسی كه امری پسندیده و ضروری برای جامعه ایران است و از سوی قوه قضائیه در پیش گرفته شده است، شادی و امید را در آستانه عید نوروز به خانواده های هموطن ایرانی خود فراهم آورید.

باسپاس
شیرین عبادی
رئیس كانون مدافعان حقوق بشر


عماد بهاور، احمد جلالی و یاشار دارالشفایی آزاد شدند
www.foroneiran.com

عماد بهاور، احمد جلالی و یاشار دارالشفایی آزاد شدند

Tue 09 03 2010 - 15:27


عماد بهاور، عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران، احمد جلالی فراهانی، خبرنگار خوزه میراث فرهنگی و یاشار دارالشفایی، فعال دانشجویی از زندان آزاد شدند.

نوروز به نقل از میزان می‌نویسد که عماد بهاور پس از یکروز بازداشت آزاد شده است.عماد بهاور، رئیس شاخه جوانان و عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران و ستاد ۸۸ پیش از ظهر روز یکشنبه (۱۶ اسفند) پس از مراجعه به دادگاه انقلاب دستگیر شده بود.

این سومین بازداشت آقای عماد بهاور در سال جاری بود.

از سوی دیگر، احمد جلالی فراهانی، خبرنگار خبرگزاری مهر که ۱۷ بهمن ماه و یکروز پس از اخراج از محل کار خود، بازداشت شده بود نیز امشب(دوشنبه ۱۷ اسفند‌ماه) از زندان اوین آزاد شده است.

همچنین یاشار دارالشفایی، یکی از ۷ عضو بازداشت شده خانواده دارالشفایی با تودیع وثیقه ۷۰ میلیونی از زندان آزاد شد. ابوالحسن دارالشفایی هم اکنون از دیگر اعضای این خانواده است که همچنان در بند است.


وبلاگ “ احترام ‌آزادی” مسدود شد
www.foroneiran.com

وبلاگ " احترام ‌آزادی" مسدود شد

Mon 08 03 2010 - 16:30


وبلاگ " احترام آزادی" با مدیریت دکتر پرویز داورپناه مسدود شده است. مدیریت این وبلاگ طی یک اطلاعیه مطبوعاتی در خصوص مسدود شدن این وبلاگ چنین می‌نویسد:



در ادامه سیاست سرکوب رسانه های آزاد در ایران وبلاگ احترام آزادی از روز شنبه پانزدهم اسفندماه به دستور کار گروه تعیین مصادیق (کمیته فیلترینگ) جمهوری اسلامی ایران مسدود شده است.

بنا به گزارش بلاگفا، احترام آزادی در لیستی که کمیته فیلترینگ در تاریخ بالا به بلاگفا ارسال داشته بود وجود داشته است. علت مسدودسازی وبلاگ احترام آزادی به بلاگفا اطلاع داده نمی شود.

وبلاگ احترام آزادی اقدامات کمیته فیلترینگ در ایجاد محدودیت بیشتر برای دسترسی هموطنان به اطلاعات در اینترنت را محکوم می نماید.

مدیر وبلاگ احترام آزادی
دکتر پرویز داورپناه

دوشنبه هفدهم اسفند ماه 1388


حق حاکميت مردم و تناقض ماهوی جمهوری اسلامی
www.foroneiran.com

حق حاکميت مردم و تناقض ماهوی جمهوری اسلامی

Mon 08 03 2010 - 16:25

image

گفتگوی تلاش آنلاین با جمشید فاروقی


تلاش ـ در مقاله ای که به درخواست ما برای فصلنامه تلاش ۳۳ (دفتر سبز) و به منظور مشارکت در بحث «مشروعيت» نظام اسلامی و به طور عام نظامهای سياسی ديگر نوشته ايد، چند پرسش مطرح کرده ايد، از جمله پرسش از «معصوميت» ولی فقيه و حکومت فقها در چهار چوب انديشه سياسی شيعه. مخاطب اين پرسشهای شما چه کسانی هستند؟ يا به عبارت ديگر تأمل و تعمق بر اين پرسشها، گره ذهنی کدام نيروهای اجتماعی را بايد باز کند؟


جمشید فاروقی: مخاطب این پرسش‌ها اساسا نیروهای دین‌باور هستند. نیروهایی که سی و یک سال پیش با عزیمت از آرمانی ترقی ‌خواهانه یا به باور خود ترقی‌ خواهانه با حکومت پهلوی مبارزه کردند و تحقق همه آرمان‌های مدنی و دینی خود را در برپایی حکومتی اسلامی ‌دیدند. سی و یک سال بعد ما با تجمع نیرویی بس متفاوت علیه این حکومت اسلامی روبه ‌رو هستیم. همراهی نیروهای سکولار غیردینی با روشنفکران دینی که حال پس از گذشت این زمان شاهد دود شدن همه آن‌ رویاها و آرمان‌ها بوده‌اند. جنبش سبز تلاقی ‌گاه نیروهای بس متفاوتی است. به باور من گذر از حکومت ولایی و نزدیک شدن به حکومتی دموکراتیک بدون همراهی این نیروهای متفاوت ممکن نیست. برخی از نیروهای معترض غیردینی خواهان جداسری خود در مبارزه با حکومت ولایی هستند و از این باور حرکت می‌کنند که نیروهای دین ‌باور سکولار همراهان خوبی در این مسیر به شمار نمی‌آیند. من معتقدم که جامعه ایران موزائیک پیچیده و متنوعی از نیروهای مختلفی را شامل می‌شود. تصور این‌که حکومت ولایی در ایران، حکومتی است متزلزل که با یک یورش محدود شماری از نیروهای پیشرو درهم می‌شکند، تصوری واقعی نیست. ما نیاز به همراهی همه نیروهایی داریم که حکومت ولایی را نمی ‌پذیرند. نگاهی به صف‌بندیهای پدید آمده در بین نیروهای دین‌ باور گواه این موضوع است که شمار کسانی که امید خود را به چنین حکومتی از دست داده و خواهان جدایی دین و دولت هستند، کم نیست و این نیرو در این راه دشوار همراه خوبی برای نیروهای سکولار غیردینی است.

آقای عبدالکریم سروش از جدایی سکولاریسم سیاسی از سکولاریسم فلسفی سخن می‌گوید و مدعی است که همه نیروها، چه دین‌ باور و چه غیرمذهبی می ‌توانند در مسیر برپایی حکومتی سکولار همراه باشند. به گمان من موضوع بر سر سیاست و فلسفه نیست. امتداد تفکر فلسفی به سیاست از منظر سکولاریسم لزوما نفی دین را در پی ندارد. و در عین حال تعمیم تفکری سیاسی و سکولار و ملاحظه آن در فضای فلسفی نیز لزوما موضوع دین ‌باوری یا نفی آن را برنمی‌ تابد. باور به جدایی دین از دولت می‌تواند با باورهای دینی همخوان باشد و در این راستا فلسفه لزوما حکایت جداگانه‌ ای از سیاست بازگو نمی ‌کند. روشنفکران دینی همچون کدیور، اشکوری، مهاجرانی و سروش نمونه ‌های خوبی از این گرایش هستند. در کشورهای دموکراتیک اروپایی نیز سکولاریسم به معنی ضدیت با دین و طرد آن تلقی نمی شود. آن‌چه که در مسیحیت ممکن بوده است، می‌تواند در اسلام نیز ممکن باشد و این تصور که گویا اسلام اساسا با تفکری سکولار ناهمساز است، به گمان من خطایی جدی است که می ‌تواند پی ‌آمدهای سیاسی مخربی به‌همراه داشته باشد.

آنچه من در مقاله یاد شده مطرح کردم، خطاب به چنین نیرویی بود. من با اشاره به ایده‌آلیسم سیاسی تشیع مطرح کردم که زمینه‌های مشارکت سیاسی علما و به‌ویژه تصرف قدرت سیاسی توسط آن‌ها به صرف احاطه و تسلط به شریعت ره به بن‌بستی نظری می‌برد و افزودم که حکومت ولایی از آن‌جا که به‌طور غیرمستقیم منتخب مردم است، نمی‌تواند از مشروعیت الهی برخوردار باشد و قائل شدن معصومیت برای ولایت فقیه و هم‌سنگ قرار دادن دو نهاد ولایت و امامت عملا نهاد امامت که در شمار ارکان فقه شیعه است را آسیب پذیر می‌سازد. و تاکید کردم که مشروعیت الهی هیچ نیست مگر باور دینی مردم به حقانیت یک حکومت و به این دلیل گفتمان مشروعیت و مشروعیت الهی نمی‌تواند مردم را حذف کند و تنها به ریسمانی الهی تمسک جوید.


تلاش ـ چنانچه فرض را بر اين پايه قرار دهيم که اين پرسشها از پايگاه فکری و نگاهی که خواهان سکولار کردن همه مناسبات اجتماعی و سياسی است، چگونه از دل اين پرسشها و با کدامين پاسخ های احتمالی ـ در همان چهارچوب انديشه سياسی شيعه ـ ما را گامهائی به اين مقصود نزديکتر خواهد نمود؟


جمشید فاروقی: جمهوری اسلامی از همان ابتدای پیدایش خود با یک تناقض ماهوی روبه ‌رو بود. دو نهاد ولایت و جمهوریت ناقض یکدیگرند. جمهوریت پذیرش بلوغ سیاسی مردمی است که قادر به تشخیص مصلحت خویش بوده و از حق رای برخوردارند و ولایت بر نفی چنین بلوغی استوار است. این چنین است که در جمهوری اسلامی، جمهوریت حقی را برای مردم به رسمیت می‌ شناسد که ولایت آن‌ را نامعتبر می‌ داند. اما این کلام صریح و روشن از همان ابتدا رازی فاش شده نبود و بسیاری از نیروهای اسلامی به وجود چنین تناقضی وقوف نداشتند. حال پرده افتاده است و ولایت بری از توهم در میانه میدان ایستاده است و همگان، چه آنانی که متوهم نبودند و چه آنانی که هنوز خود را از اسارت چنین توهمی نرهانده بودند، آشکارا شاهد مرزهایی هستند که این تناقض بر سر راه پیشرفت اجتماعی تولید کرده است.

هدف من از طرح بحث معصومیت نشان دادن چشم اسفندیار فرضیه ولایت فقیه بود. انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و رویدادهای پس از آن، گونه ‌ای تقابل سیاسی با نهاد ولایت فقیه را به دنبال داشت. اما این تقابل هنوز جنبه نظری و تئوریک نیافته است. مردم تنها به‌خاطر حمایت و پشتیبانی آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد، به تقابل با وی روی‌ آورده ‌اند. اما به گمان من، نکته مهم‌تر پرداختن نظری به خود نظریه ولایت فقیه است. تقابل برخی از روشنفکران دینی و به ‌ویژه برخی از علما با حکومت ولایی کمابیش رنگ و رویی سیاسی دارد. حال آن‌که با پرداختن به دو بحث معصومیت و عدالت می‌توان پرده از تناقض‌های منطقی این نظریه برگرفت. بدیهی است که راهکار من به عنوان یک پژوهشگر غیردینی در برخورد با مبانی نظری ولایت فقیه با نگاه علما و روشنفکران دینی که از منظری فقهی به این نهاد می‌نگرند متفاوت است. من در این راه تلاشی برای آشکار کردن نارسایی‌ های فقهی این نظریه نداشته‌ام، بل بیشتر در پی آن بوده‌ام که به ضعف‌های منطقی آن اشاره کنم. پرداختن به مباحث فلسفی و منطقی مربوط به نظریه ولایت فقیه از نظر من بر دامنه تقابل با حکومت ولایی می ‌افزاید و پایه‌ های این تقابل را استوارتر می‌سازد و به مبارزه علیه حکومت ولایی از سوی نیروهای دین باور مشروعیت می‌بخشد.


تلاش ـ با اين توضيحات، برملا ساختن «تناقض منطقی» حکومت فقها ودر رأس آن ولی فقيه با اصل بنيادی شيعه بايد به گسترده شدن صف مبارزه ياری رساند و به قول شما اين «چشم اسفنديار» مدعيان تقدس حکومت فقها، بايد هر مسلمان شيعه پايبند به اصول اين مذهب را برآشوبد و به صف مخالفان بپيونداند. اما وارد کردن «التزام به رأی مردم» در اين جدال که به نظر شما بايد به يک جدال نظری بدل گردد، چه معنائی دارد؟ برپايه نظرات آخوندهای مشروطه خواه ـ صد سال پيش ـ و با پايبند ماندشان به اصل غاصب بودن همه حکومت ها ـ بدون استثنا ـ در دوران غيبت، ميدانی باز می شد که به قول معروف «منطقه ی فراغ شرع» بود و از آن نقطه بود که سياست و بقيه الزامات آن ـ از جمله التزام به رأی مردم ـ موضوعيت می يافت. آيا فکر نمی کنيد، بازگشتن به «باور دینی مردم به حقانیت یک حکومت» حتا اگر تکيه بر «مردم» پررنگ و بر «باور دينی‌شان» کمرنگ و به مصلحت سياست روز باشد، باز هم نوعی خلط مبحث است ـ آن هم از سوی مخالفين تداخل دين و سياست به عنوان امر حکومتی؟


جمشید فاروقی: پرسش شما عرصه‌های متفاوتی را شامل می‌شود. از این‌رو شاید بهتر باشد که من هم به صورت تفکیک شده به این پرسش پاسخ دهم. ابتدا رابطه علما و سیاست مد نظر شما بوده است. من در مقاله "مشروعیت الهی" به ایده‌آلیسم تشیع در عرصه سیاست اشاره کردم. همان ایده ‌آلیسمی که عملا دخالت در سیاست و قدرت را از منظر عدالت منع می‌ کند و در نظرگاه‌های غالب تشیع پیش از ظهور حکومت ولایی در ایران از سوی روحانیونی هم‌چون آیت‌الله بروجردی تبلیغ می ‌شود. البته باید اضافه کنم که موضوع ایده‌آلیسم شیعه، برای نخستین بار توسط حمید عنایت مطرح شده است. فراخوان آیت‌الله بروجردی، به ‌عنوان واپسین مرجع اعظم جهان شیعه به دوری جستن از قدرت سیاسی، چیزی نیست که بتوان در حاشیه به آن پرداخت. این نظرگاه قرن‌ها بر تفکر سیاسی تشیع تسلط داشته و رابطه علما با قدرت سیاسی حاکم را تنظیم کرده است. از نظر نمی ‌بایست دور داشت که تشیع هیچگاه صاحب نظریه مدون سیاسی نبوده و اعتراف شیخ مرتضی انصاری به باز بودن مبحث امور سیاسی حکایت از همین فقدان دارد. منطقه فراغ شرع نیز برای برون ‌رفت از همین بن ‌بست سیاسی مطرح می‌ شود ولی در ذات خود پاسخی به فقدان نظریه تدوین شده سیاسی در بین علما نبوده است. نظریه حکومت اسلامی و ولایت فقیه گرچه گامی در راستای تدوین یک نظریه سیاسی بود، اما مخالفت آشکار و پنهان بسیاری از روحانیون در همان زمان نشان از آن داشت که این نظریه قادر نیست از اعتباری عام در بین فقها برخوردار شود.

نکته دیگری که شما مطرح کردید مربوط می ‌شود به بحث "باورهای دینی مردم به حقانیت حکومت". من این عبارت را در ارتباط با تعریف مشروعیت الهی به کار بردم و به نظر می ‌رسد که نیاز به توضیح بیشتری دارد. به طور کلی می‌توان گفت که دو نگاه متفاوت به گفتمان مشروعیت وجود دارد. یکی نگاه علمی و جامعه‌شناسانه و دیگری نگاهی پوپولیستی برای گردآوردن نیرو پیرامون قدرت سیاسی حاکم. من در مقاله‌ای که در فصلنامه تلاش منتشر شد بر این نکته تاکید ورزیدم که مشروعیت یک "باور" است. فراموش کردن این موضوع ره به کژفهمی این مفهوم می ‌برد. از آن گذشته در نگاه جامعه ‌شناسانه، ثبات سیاسی یک حکومت بر دو رکن استوار است: كارآمدی و مشروعیت. کارآمدی جنبه افزاری دارد و مشروعیت جنبه ارزشی. این به این معناست که حکومت برای بقای خود باید کارآمد باشد. حکومتی که توان اداره کشوری را نداشته باشد، به‌هر روی از ثبات بی‌بهره است. از این منظر می‌توان گفت که کارآمدی به معنی داشتن همه پیش‌فرض‌های افزاری حکومت است. داشتن دولتی کارآ و همچنین بهره‌بردن از نیروهای نظامی و انتظامی از جمله افزارهایی هستند که دولت برای بقا و دوام خود به آن‌ها نیاز دارد. اما صرف بهره ‌بردن از کارآمدی برای بقا و ثبات سیاسی کفایت نمی کند. حکومت واپسین شاه ایران در هنگام سقوط خود هنوز از دولتی کارآ و ارتش و دستگاه سرکوبی توانمند برخوردار بود. اما این افزارها نتوانستند مانع از سقوط آن شوند. اینجاست که مفهوم مشروعیت به‌عنوان شرط مکمل کارآمدی در بحث ثبات سیاسی مطرح می‌شود.

پذیرش مشروعیت به‌عنوان یک باور، این موضوع را مطرح می ‌کند که زمینه‌های شکل‌گیری این باور کدامند. جامعه‌شناسان نظریه‌های متفاوتی پیرامون این موضوع عرضه کرده ‌اند. از زمان طرح مبحث مشروعیت توسط ماکس‌ وبر زمان زیادی می ‌گذرد. جامعه‌ شناسانی چون لان و ارسون و حتی آصف حسین دسته ‌بندی‌ های جدیدی از علل و زمینه‌ های شکل‌گیری باور به مشروعیت یک حکومت عرضه کرده ‌اند. انتقادهای هابرماس و تمایز قائل شدن بین دو مفهوم "مشروعیت" و "قانونیت" نیز بحث پیرامون زمینه‌های شکل‌ گیری چنین باوری را تدقیق کرده است. صرف ‌نظر از نظریه‌های گوناگون می ‌توان گفت که همه جامعه ‌شناسان در این نکته اتفاق نظر دارند که زمینه ‌های باور به مشروعیت یک حکومت را می ‌توان به دو بخش کلی، یعنی سنتی و مدرن، تقسیم کرد. پیوندهای خونی در حکومت‌های قبیله ‌ای و ایلاتی و قائل شدن زمینه ‌های الهی برای حکومت، چه حکومت شاهان و چه حکومت اسلامی از جمله علت ‌های سنتی باور به مشروعیت یک حکومت به شمار می‌ آیند. حال آن‌که مشارکت مردم در گزینش زمامداران و نظارت آنان بر قدرت حاکم، زمینه‌های مدرن و عقلایی باور به مشروعیت حکومت‌ های دموکراتیک را فراهم می‌آورد.

آن‌چه من پیش از این عنوان کردم، صرفا این بود که زمینه‌های باور به مشروعیت یک حکومت، حال چه کاریسماتیک باشد، چه برای آن تقدسی الهی بتراشند، به‌هر روی هیچ نیست مگر باور مردم. به این ترتیب نمی‌توان هم‌زمان مدعی مشروعیت حکومت شد و از جانب دیگر مردم را از صحنه اخراج کرد. باورهای سنتی به مشروعیت چه در پیوندهای خونی ریشه داشته باشد، چه در لقب‌هایی هم‌چون ظل ‌الله (سایه خدا) پنهان باشد یا مستتر در شعار "خدا، شاه، میهن" یا در ماموریت الهی ولی فقیه برای اداره کشور، به هر روی نمی‌ تواند مردم را حذف کند. چون در فرجامین نگاه این "باور" مردم است که باعث و بانی چنین مشروعیتی است. موضوع مشروعیت در جمهوری اسلامی و ولایی ایران، موضوعی پیچیده و متناقض است. در دوران حیات آیت ‌الله خمینی، زمینه‌های مشروعیت حکومت اساسا ریشه در شخصیت کاریسماتیک وی داشت. تناقض ماهوی دو نهاد ولایت و جمهوریت در اثر نفوذ و تسلط معنوی و روحانی آیت ‌الله خمینی امکان طرح نمی ‌یافت. مخالفت شماری از روحانیون نیز در اثر همین قدرت و نفود عملا تنها در حاشیه رویدادها جریان داشت. تنها پس از درگذشت وی بود که بحران ‌های نظری سر باز کردند و معلوم شد که ولایت و جمهوریت مکمل هم نیستند بلکه به لحاظ سیاسی نافی یکدیگرند. هم‌زیستی بحران‌زده سنت و مدرنیته عملا نشان داد که تاریخ مصرفش در عرصه تعریف وظایف و اختیارات سیاسی در حکومت اسلامی ایران به پایان رسیده است. استقبال مردم از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و خاتمه یافتن پدیده بی ‌تفاوتی سیاسی حاکم بر قشر جوان جامعه نشان از آن داشت که این نسل خواهان مشارکت در سیاست است و نمی‌خواهد بیش از این در سایه حکومت کاریکاتور شده جمهوریت تن به تسلیم مطلق در برابر ولایت بدهد.

حال آن‌که در تعریف پوپولیستی مشروعیت که از سوی برخی از روحانیون اصول‌گرا و "ولایت‌مدار" عرضه شده است، مشروعیت الهی یعنی بهره داشتن از حقانیتی که ربطی به باورهای مردم ندارد، بلکه ناشی از ماموریتی الهی است. اما چنین تلقی از مشروعیت ممکن است به‌کار توجیه سیاست عملی حکومت ولایی بیاید، اما قادر به حل بحران مشروعیت نیست.


تلاش ـ تکيه من در اين پرسشها تنها بر يک نکته بيشتر نيست: بر جايگاه نظر و حق مردم نسبت به حکومت و ربط آن با دستگاه نظری شيعه بر پايه همان «ايده‌آليسم» مبتنی بر عدالتی است. مطابق نظريه سياسی شيعه همه حکومتها بدون استثنا ـ و از جمله حکومتهای دينی، با فقيه يا بی فقيه ـ از زمره حکومتهای جائر و... هستند. اما جامعه که بدون حکومت نمی شود! با معصوم يا بی معصوم. اين اصل را نيز از همان آغاز همه مسلمانان پذيرفته اند. به اين ترتيب، همانطور که شما می‌گوئيد و بسياری از اهل نظر و مراجع همين دستگاه فکری هم گفته‌اند: 1ـ «عملاً دخالت در سياست و قدرت از منظرعدالت ـ در غيبت معصوم ـ منع» می‌ شود 2ـ اما با توجه به اصل پذيرش ضرورت وجودی حکومت، منطقی و عقلائی به نظر نمی‌رسد که آنها ـ پايگان دينی ـ اين «منع» را به حق مردم برای مشارکت در امور و اداره جامعه خود سرايت داده و طرفدار باز گذاشتن دست مستبدين بر جان و مال و هستی مردم ـ در زمان غيبت ـ بوده باشند. چون اين خود عين بی عدالتی است. در زمان انقلاب مشروطه پيشروترين بخش روحانيت ـ با پايبندی به همان دو اصل ـ در همراهی با حکومت جديد در ايران و استوار شدن آن برپايه اصلِ «حکومت از آن ملت» کوشيدند. آنها دراين اقدام در اصل بابِ بلاتکليفی در برابر سهيم شدن در قدرت سياسی و وسوسه تسلط بر دستگاه حکومتی به نام دين را برخويش و برهمگنان خود ـ نه بر مردم ـ بستند. حال، پس از اين همه تجربه مثبت و منفی، زمانی که انديشمند مسلمانی چون محمد مجتهد شبستری می‌گويد: «حکومت مشروعيت دينی پيدا می کند که پيش از آن مشروعيت سياسی (عقلائی) يافته باشد و مشروعيت دينی، حقيقتی غير از مشروعيت سياسی ندارد.»، پرسش اين جاست که جهد و کوشش فکری رشنفکرانی که بر جدائی دين از حکومت ايستاده‌اند، برای عبور دادن «اصل رضايت مردم» از دری که بسته است و جز به بی عدالتی، استبداد و بی اخلاقيی نظير حکومت سی ساله ولايت فقها باز نمی شود، چه معنائی می تواند داشته باشد، جز امتياز سياسی به نيروئی که زور سياسيش بيشتر به نظر می رسد؟ آيا لازم است هر تناقضی که در يک دستگاه نظری می بينيم، به زور وارد کردن کليدهائی با سرشتی از اساس ناخوانا، سعی به گشودنشان بکنيم؟


جمشید فاروقی: شما به تجربه‌ های مثبت و منفی اشاره کردید. دقیقا موضوع بر سر همین تجربه‌ های متفاوت است. ایده‌آلیسم موجود در تشیع که بر دو رکن معصومیت و عدالت استوار است و هر گونه حکومتی را در دوره غیبت کبری غاصب می‌ داند، عملا راه مشارکت سیاسی علما در تحولات را مسدود می‌کند. اما ضرب‌المثلی وجود دارد که می ‌گوید آدمی غذا را به آن داغی که می‌ پزد، نمی ‌خورد. بدیهی است که این منع عمومی مانع از حضور فقها در امور سیاسی نشده و نمی ‌توانسته مانع شود. اما ما باید دوره‌ های متفاوتی را در تاریخ ایران در نظر گیریم. دوره‌ هایی که گستره و چگونگی مشارکت علما در امور سیاسی در آن‌ها تفاوت داشته است. تجربه تاریخ ایران نشان می‌دهد که حضور یا عدم حضور علما در سیاست تا پیش از انقلاب مشروطه چندان موضوعیت نداشته است. حال آن‌که ما با مشارکت علما در جنبش تنباکو روبه ‌رو هستیم. یا مثلا با تجربه دولت صفوی. اما کسی به طور جدی به این موضوع در آن عهد نپرداخته است. تاریخ ایران پیش از تاسیس دولت مدرن توسط پهلوی، حکایت از هم‌زیستی سه منبع اقتدار دارد. ما در کنار اقتدار دولت مرکزی، که دولتی ایلاتی است با دو اقتدار روحانیون و ایل‌بیگ‌ها و ایل‌خان‌ها روبه ‌رو هستیم. در آن هنگام و به ‌ویژه در دوران حکومت قاجار، روحانیون شیعه فاقد سازمانی واحد بودند اما از نفوذ و اقتدار خود در مناطق مختلف کشور برخوردار بوده و دولت مرکزی تنها از طریق تعامل و همکاری با آنان می ‌توانسته اقتدار خود را حفظ و اعمال کند. در دوران انقلاب مشروطه، برخی از فقها در برابر یک انتخاب قرار می‌گیرند. آنان از یک سو شاهد جنبش مردم هستند و از سوی دیگر با حکومتی مستبد روبه ‌رو هستند که خواهان حفظ اقتدار خود است. از این رو ما شاهد دو پاره شدن علما در آن دوره هستیم. در این دوره ما شاهد آنیم که شماری از روحانیون با جنبش مشروطه همراه می‌ شوند و حتی آیت ‌الله نائینی می‌ کوشد با انتشار رساله‌ای حضور و مشارکت علما در امور سیاسی را مشروعیت ببخشد. این همان تجربه مثبتی است که ما در رابطه بین تشیع و سیاست در تاریخ ایران می ‌توانیم مطرح کنیم. بعدها نیز، به ‌ویژه پس از برکناری رضاشاه نیز حمایت شماری از روحانیون از جنبش اعتراضی و ضد استبدادی نیز گوشه‌هایی از همین تجربه مثبت را نشان می‌ دهد. اما ما با یک تجربه منفی هم روبه ‌رو هستیم و این تجربه منفی، تجربه جمهوری اسلامی ایران و نظریه حکومت ولایی است. آیت‌الله خمینی بر بستر همین تجربه مثبت و متکی بر دلایلی که آیت‌الله نائینی و بهبهانی مطرح کرده بودند، نظریه حکومت اسلامی را مطرح می ‌کند. اگر برخورد نائینی ناظر بر مشروعیت بخشیدن به مشارکت سیاسی فقها بود، نظریه حکومت اسلامی آیت‌الله خمینی عملا و آشکارا به انحصار قدرت سیاسی در دست فقها مشروعیت بخشید. عزیمت ‌گاه هر دو نظریه لزوم دخالت علما در سیاست و امور سیاسی بود. نگاه نخست اما داعیه رهبری و انحصار قدرت را نداشت و نگاه دوم بر این باور بود که در کل جهان یا حکومت خدا وجود دارد یا حکومت طاغوت. و بدیهی است که چهره‌ها حکومت الهی تنها می ‌توانند کسانی باشند که به شریعت و فقه اسلامی تسلط دارند. آن تجربه مثبت ناشی از تجدید نظر و تدقیق فعالیت سیاسی علما در ارتباط با امور سیاسی به این تجربه منفی می ‌انجامد. حال بر بستر آن‌چه گفته شد ما با یک جریان سکولار در بین روشنفکران دین‌ باور روبه ‌رو هستیم. اعضای این جریان فکری خود عموما کسانی هستند که ظرف ۳۱ سال گذشته در مهندسی انقلاب و تاسیس و تداوم حکومت اسلامی نقش داشته ‌اند. اما با دیدن نتیجه‌ها و پی ‌آمدهای واقعی انحصار قدرت در حکومت ولایی تجدید نظر در نظریه حکومت اسلامی را پذیرفته ‌اند. بازگشودن گره‌های نظری در فقه شیعه و نشان دادن این موضوع که حکومت ولایی، به‌ علت معصوم و کامل نبودن ولی فقیه و نقش غیر مستقیم مردم و دیگر فقها در گزینش وی، برای برحذر داشتن علما از مشارکت در امور سیاسی نبوده، بلکه هدف من دعوت از آنان برای مشارکت در امور سیاسی و نجات کشور از سلطه حکومت ولایی بوده است. از جانب دیگر، هدف من در مقاله‌ای که در نشریه تلاش منتشر شد این بود که نشان دهم، حکومت ولایی از مشروعیت الهی برخوردار نیست و هیچ حکومتی بدون باور مردم به حقانیتش، نمی‌تواند از ثبات سیاسی برخوردار باشد.


تلاش ـ جناب آقای دکتر فاروقی با سپاس از شما و اميد بر فرصتی ديگر برای ادامه اين بحث ناتمام


http://talash-online.com/didgha/matn_827_0.html


درج مطالب و گزارشها در وبگاه ForOneIran به معنای پذیرش تمامی یا بخشی از مضمون آنها از سوی این دبیرخانه نیست. بل هدف از انتشار آنها دامن زدن به بحث و گفتگوست



محمد اولیایی فر وکیل دادگستری بازداشت شد
www.foroneiran.com

محمد اولیایی فر وکیل دادگستری بازداشت شد

Mon 08 03 2010 - 15:01


هرانا: محمد اولیایی فر وکیل پایه یک دادگستری و از مسئولان سابق مجموعه فعالا حقوق بشر در ایران صبح امروز( ۱۷ اسفند ماه) در پی احضار به دادگاه انقلاب جهت اجرای حکم بازداشت شد.

به گزارش هرانا، محمد اولیایی فر، وکیل پایه یک دادگستری و مسئول سابق واحد تحقیق و آموزش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران امروز (دوشنبه) در پی احضار به دادگاه انقلاب در این محل حضور یافت و درپی آن نیروهای امنیتی وی را بازداشت نمودند. گفته می‌شود که نامبرده تحت عنوان اجرای حکم یکسال زندان ایشان که به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به قوه قضائیه بود؛ بازداشت شده است.

نیروهای امنیتی وی را به نقطه نامعلومی منتقل کردند.

محمد اولیایی فرد پیشتر در پی اعتراض به اجرای حکم بهنود شجاعی و سایر نوجوانان روز یکشنبه مورخ ۱۸ بهمن ماه از سوی دادگاه انقلاب تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.



ديده بان حقوق بشر: طرفداران “مادران عزادار” را آزاد کنيد
www.foroneiran.com

ديده بان حقوق بشر: طرفداران "مادران عزادار" را آزاد کنيد!

Mon 08 03 2010 - 14:54

image

ديده بان حقوق بشر امروز گفت قوه قضائيه ايران بايد به سرعت شش زنی را که در ژانويه و اوايل فوريه ۲۰۱۰ ظاهرا در ارتباط با فعاليت های صلح آميز خود در حمايت از مادران عزادار دستگير شده اند، آزاد کند.

مادران عزادار يک گروه جامعه مدنی هستند که در ژوئن ۲۰۰۹ توسط مادرانی که فرزندانشان را در خشونتهای دولتی پس از انتخابات جنجالی ۱۲ ژوئن از دست دادند ايجاد شد. طی ماه های اخير بسياری از ايرانيان از اين گروه حمايت کرده اند. جو استورک معاون بخش خاورميانه ديده بان حقوق بشر می گويد: «طرفداران مادران عزادار همچون ساير طرفداران جامعه مدنی ايران به نظر می رسد به دليل حمايت هبستگی علنی از اين گروه دربند هستند». وی می افزايد: «اين زنان اکنون هفته هاست که بدون امکان ملاقات با خانواده و يا دسترسی به وکلای خود محبوسند».

در دستگيری های اخير، مامورين وزارت اطلاعات پنج تن از طرفداران اين گروه را در منازلشان در شب و يا اولين ساعات بامداد ۶ و ۸ فوريه بازداشت کردند. دستگير شدگان عبارتند از: ام البنين ابراهيمی، الهام احسنی، ژيلا کرم زاده مکوندی، فاطمه رستگاری و ليلا سيف اللهی.

نفر ششم فرزانه زينالی است که جزء ۳۲ تن از طرفداران مادران عزادار دستگير شده در ۹ ژانويه است. آنها قصد داشتند در پارک لاله محل تجمعات مسالمت آميز اين گروه اجتماع کنند. مسئولين به تدريج و طی چند روز ۳۱ تن از آنان را آزاد کردند، اما زينالی حدود دو ماه است که همچنان در بازداشت به سر می برد.

ديده بان حقوق بشر می گويد هنوز روشن نيست آيا اين زنان از علت دستگيری خود مطلع شده اند يا نه و هيچ يک از آنها رسما متهم به ارتکاب هيچ جرمی نشده است.
مادر احسنی به ديده بان حقوق بشر گفت شش مامور وزارت اطلاعات در ۸ فوريه وارد منزل آنها شده و پس از جستجو برخی از لوازم شخصی دخترش را توقيف کردند. آنها سپس به احسنی گفتند که با آنها برود. اما وقتی مادر احسنی علت را پرسيد، مامورين بازداشت گفتند «سؤالاتی از او درباره وقايع پس از انتخابات» دارند. آنها همچنين گفتند که او را به زندان اوين می برند.

مادر احسنی گفت که دخترش در يک سازمان جامعه مدنی ثبت شده فعال بوده است که خدمات اجتماعی به مادران محروم و فرزندانشان در تهران ارائه می کند. او همچنين در يک و يا دو مورد از تجمعات مادران عزادار شرکت کرده بود. خانواده احسنی مدتی بعد متوجه شدند که شرکت دخترشان در اين تجمعات موجب دستگيری او شده است.

عضو خانواده يکی ديگر از بازداشت شدگان طرفدار مادران عزادار به ديده بان حقوق بشر گفت مامورين وزارت اطلاعات با يک مجوز کلی بازرسی وارد منزل آنها شدند. اين مجوز به مامورين اجازه می داد برای بازرسی به منزل هر فردی که مشکوک به شرکت در فعاليت های غيرقانونی چند ماه گذشته بود وارد شوند. آنها اين منزل را مورد تفتيش قرار داده و لوازم شخصی از جمله کامپيوتر، چند سی دی و دفترچه يادداشت را توقيف کردند. مامورين از توضيح اينکه چرا اين زن را بازداشت می کردند خودداری کردند و تنها گفتند که او به زندان اوين منتقل می شود.

بر اساس بيانيه مادران عزادار که در ۲۱ فوريه منتشر شد، اين شش نفر در بند ۲۰۹ زندان اوين که زير نظر وزارت اطلاعات ارائه می شود به سر می برند. خانواده اين زنان هر شب از ساعت ۸ تا ۱۱ همراه با خانواده بسياری ديگر از افرادی که طی هشت ماه گذشته زندانی شده اند در مقابل اوين جمع می شوند.

اعضای خانواده برخی از اين شش زن دستگير شده توانسته اند تلفنی با عزيزان خود تماس بگيرند. عضو يکی از اين خانواده ها به ديده بان حقوق بشر گفت مکالمات تلفنی بسيار کوتاه و تحت نظارت شديد مامورين است. وی اظهار داشت: «او فقط گفت من خوبم، نگران نباشيد». وی افزود: «صحبت معمولا يک يا دو دقيقه طول می کشد ... گاهی از او سؤالاتی می پرسم و او فقط با بله يا نه جوابم را می دهد».

خانواده ها اغلب مجبورند در جستجوی اطلاعاتی از عزيزان خود بين زندان اوين و شعبه های دادگاه انقلاب رفت و آمد کنند. عضو يکی از اين خانواده ها گفت مسئولين زندان به وکلايی که توسط آنها استخدام شده اند اجازه نمی دهند برای امضای وکالتنامه ها با اين زنان ملاقات کنند. اين در حاليست که مطابق قوانين ايران اين حق همه زندانيان است.
اصل ۹ ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی که ايران نيز عضو آن است حبس خودسرانه را ممنوع می کند. اصل ۹ همچنين تاکيد می کند هر فردی که دستگير می شود بايد در هنگام دستگيری از علت حبس خود مطلع و «به سرعت» از اتهام های کيفری خود مطلع، و برای بررسی حبس خود «به سرعت» در برابر قاضی حاضر شود. اين کنوانسيون همچنين ايران را ملزم به احترام به حق آزادی انجمن ها و تجمع های مسالمت آميز می کند.

برای اطلاعات بيشتر، لطفا با اين اشخاص تماس بگيريد: در واشنگتن دی سی، جو استورک (انگليسی): موبايل ۱-۲۰۲-۲۰۹-۲۹۴۵ در نيويورک، فراز صانعی (انگليسی، فارسی): ۱-۲۱۲-۲۱۶-


بازداشت دو عضو نهضت آزادی ایران
www.foroneiran.com

بازداشت دو عضو نهضت آزادی ایران

Mon 08 03 2010 - 14:36


عماد بهاور و امیر حسین کاظمی دو عضو نهضت آزادی بازداشت شدند

عماد بهاور برای سومین بار بازداشت شد

عماد بهاور، رئیس شاخه جوانان و عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران و ستاد ۸۸ پیش از ظهر روز یکشنبه (۱۶ اسفند) پس از مراجعه به دادگاه انقلاب دستگیر شد.

به گزارش میزان خبر، این سومین بازداشت عماد بهاور در سال جاری می باشد، در روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری بهاور یکبار به مدت ۴ روز و بلافاصله بعد از انتخابات نیز به مدت دوماه بازداشت شده و تمام این مدت را در سلولهای انفرادی ۲۰۹ محبوس بود.

همچنین نیروهای امنیتی در سالجاری علاوه بر فشار برای اخراج او از محل کارش، با فشار بر حراست دانشگاه مازندران از برگزاری جلسه دفاعیه پایان نامه بهاور در مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی نیز جلوگیری نمودند.


اميرحسين كاظمي وبلاگ نويس و عضو نهضت آزادي ايران بازداشت شد

به گزارش جرس، اميرحسين كاظمي وبلاگ نويس و عضو نهضت آزادي ايران روز شنبه (۱۵ اسفند ماه) پس از احضار به دفتر وزارت اطلاعات بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل شد.

اين عضو جوان نهضت آزادي ايران به مدت ۵ سال در وبلاگي تحت عنوان با مردم قلم مي زد. اين وبلاگ بارها توسط جمهوري اسلامي ايران فيلتر شده بود.



ملاقات با کاوه کرمانشاهی پس از ۲۷ روز
www.foroneiran.com

ملاقات با کاوه کرمانشاهی پس از ۲۷ روز

Mon 08 03 2010 - 14:21


ندای سبز آزادی: خانواده کاوه قاسمي کرمانشاهي پس از گذشت ۲۷ روز از بازداشت وی موفق به ملاقات با اين فعال حقوق بشر شدند.

این ملاقات در محل بازداشتگاه اداره اطلاعات کرمانشاه صورت گرفت.

به گزارش كانون حمايت از خانواده هاي جان باختگان و بازداشتي ها، داوودي فر، مادر کاوه کرمانشاهی، ضمن اشاره به روحيه بالاي وي در اين ملاقات گفت، در اين ديدار که در حضور ماموران امنيتي انجام گرفت از وضعيت پرونده و موارد اتهامي کاوه حرفي به ميان نيامد.

لازم به ذکر است، کاوه قاسمي کرمانشاهي ۱۴ بهمن ماه از سوی ماموران اداره اطلاعات کرمانشاه بازداشت شد و با وجود گذشت يک ماه از بازداشت، وضعيت پرونده و موارد اتهام وي به وکيل و خانواده اش اطلاع داده نشده است.


عبدالله مومنی آزاد شد
www.foroneiran.com

عبدالله مومنی آزاد شد

Mon 08 03 2010 - 14:03

image

عبدالله مومنی پس از تحمل ۲۶۰ روز حبس آزاد شد

ادوارنیوز: عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) ساعت ۲۰ شامگاه امروز یکشنبه ( ۱۶ اسفندماه ) پس از تحمل ۲۶۰ روز از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش ادوارنیوز، عبدالله مومنی که در دادگاه بدوی به تحمل هشت سال حبس محکوم شده است، با تودیع قرار وثیقه به مرخصی آمده است.

عبدالله مومنی که ریاست ستاد شهروند آزاد (حامیان کروبی) را بر عهده داشت، ۳۰ خرداد سال جاری و در پی اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم بازداشت شده بود


گردهمایی سبز به مناسبت روز جهانی زن
www.foroneiran.com

گردهمایی سبز به مناسبت روز جهانی زن

Mon 08 03 2010 - 13:44


مدرسه فمینستی: روز ۱۶ اسفند ماه امسال پایتخت ایران شاهد برگزاری مراسم صمیمانه‌ای با حضور خانم‌ها زهرا رهنورد، مینو مرتاضی، شهلا لاهیجی، فاطمه راکعی، نوشین احمدی خراسانی، منصوره شجاعی.... و تعدادی دیگر از فعالان جنبش زنان و خانواده های زندانیان وقایع اخیر به مناسبت فرا رسیدن «روز جهانی زن»، بود. در این مراسم قطعنامه‌ای ۷ ماده‌ای پیرامون مطالبات زنان مطرح و تصویب شد.


image

به گزارش مدرسه فمینیستی‌، امسال نیز مانند سال‌ها پیش علی‌رغم فشارها و محدویت‌های بسیار برای گروه‌ها و سازمان‌های زنان مراسمی تحت عنوان " گردهمایی سبز فعالان جنبش زنان ایران" در روز ۱۶ اسفند برگزار شد. این مراسم که به دلیل محدویت‌ها نتوانست تعداد کثیری از زنان را گردهم آورد، اما با حضور صمیمانه جمعی از کنشگران حقوق برابر و فعالان جنبش زنان و خانواده‌های زندانیان جریان اخیر و با سخنرانی آنان انجام پذیرفت.

در این مراسم خانم‌ها مینو مرتاضی، مرضیه آذرافزا، فاطمه گوارایی، شهلا لاهیجی، فاطمه راکعی ، فریده ماشینی و منصوره شجاعی سخنرانی کردند. و در پایان بیانیه‌ای ۷ ماده‌ای پیرامون مطالبات زنان مطرح و به تصویب رسید.

این بیانیه در پی می‌آید:

قطعنامه جمعی از فعالان جنبش زنان در گردهمایی سبز به مناسبت ۸ مارس

برای رفع تبعیض و خشونت و برقراری دموکراسی همچنان قدم برخواهیم داشت

۸ مارس، روز جهانی زن، یادآور اعتراضات همبسته زنان در سراسر جهان است. زنان در جای جای این کره خاکی همواره تلاش کرده اند تا با توجه به شرایط زمانی و مکانی زندگی اجتماعی خود، از فرصت این روز برای اعلام خواسته ها و مطالبات شان بهره ببرند و زنان ایرانی نیز در طول تاریخ معاصر ایران در جای جای سرزمین مان، همت خود را به کار برده اند تا در این روز، صدا و خواسته های خود را در جامعه گسترده سازند.

اما امسال ما زنان ایرانی، روز جهانی زن را در زمانه ای برگزار می کنیم که جنبشی زنده و پویا برای احقاق «حق انتخاب شهروندی » و «آزادی های مدنی» در جریان است، جنبشی که اگر نگوییم بخش پیشتاز آن را زنان تشکیل می دهند اما به جرات می توانیم بگوییم زنان سهمی مساوی و برابر در آن دارند و بار مسئولیت تحقق خواسته های این جنبش را به تساوی بر دوش گرفته اند و در راه آن از پرداخت هزینه هایی چون ضرب و شتم، حبس و زندان، محرومیت از کار و تحصیل و ممنوعیت از خروج، محرومیت از انواع حقوق مدنی و حتا مرگ و شهادت ابایی نداشته اند. هرچند زنان ایرانی همواره در تحولات اجتماعی برای رسیدن به عدالت، آزادی و توسعه در یکصدساله تاریخ ایران (همچون انقلاب مشروطه، جنبش تنباکو ، ملی شدن صنعتی نفت، انقلاب ۵۷، جنگ و جنبش های گوناگون اجتماعی سی ساله اخیر) همپای مردان نقش داشته اند، اما این بار زنان، آگاهانه تر و پیگیرانه تر از گذشته حضور یافته اند و با آگاهی جنسیتی در این جنبش نقشی تاثیرگذار و فعال بازی کردند.

به ویژه تجربیات گروه های مختلف زنان برای مبارزه با بی عدالتی و تبعیض در طول یک دهه اخیر در قالب هم اندیشی ها، همگرایی ها، کمپین ها، همبستگی ها و ائتلاف های گوناگون، همه و همه حامل تجارب ناب و ارزنذه ای بود که آگاهانه و مسئولانه توسط زنان به جنبش سبز انتقال یافت. زنان نشان دادند که فارغ از تفاوت های قومی، نژادی، مذهبی و طبقاتی می توان در جهت مطالبه ای مشترک، حرکت کرد و برای حل معضلات اجتماعی و بویژه عبور از بحران های سیاسی، از طریق گفتگو راه حل های مناسب و هوشمندانه ای پیدا کرد. همین تجربیات بود که نشان داد تنها با پایبندی و تعهد به اصل «پرهیز از خشونت» و صبر و مقاومت و پایداری برای رسیدن به خواسته های مدنی خود، می توان به تغییر امید بست و و بخشاَ همین تجربیات مدنی و تجربیات مشابه بود که جنبش سبز را تا امروز از واکنش های خشونت آمیز و تقابلی مصون داشته است. همسو با این تلاش ها و مبارزات تاریخی است که زنان ایرانی انتظار دارند مطالبات آنها نیز نه لزوما به عنوان خواسته های گروهی خاص بلکه به عنوان یک خواست عمومی به منظور پیشبرد و اعتلای جامعه به سمت دموکراسی و پیشرفت تلقی گردد.

از این رو ما فعالان جنبش زنان امروز به مناسبت «روز جهانی زن» ، مطالباتی را که طی سال ها از سوی زنان مطرح شده، بار دیگر اعلام می کنیم:
1– رفع تبعیض علیه زنان در کلیه قوانین مدنی از جمله قانون خانواده، قوانین کیفری و...
2 _ الحاق ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان
3 _ تعبیه راهکارهای قانونی، اجتماعی و سیاسی برای کاهش خشونت های خانوادگی، قانونی، اجتماعی، سیاسی در جامعه
4_ ایجاد فرصت های برابر در کلیه حوزه های سیاسی و اداری و مدیریتی برای زنان
5 - رفع کلیه تفکیک های آمرانه جنسیتی از جمله سهمیه بندی و تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها، فضاهای عمومی و...
6_ آزادی برای فعالیت های مسالمت آمیز زنان در جهت احقاق حقوق شان
7 - آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله کلیه زنان زندانی و رفع اتهامات از آنان.

ما در آستانه ۸ مارس، به بانگ بلند اعلام می کنیم که در کنار مردم و کنشگران جنبش سبز خواهیم بود اما همچنان مصرانه برای تحقق خواسته ها و مطالبات مستقل مان نیز تلاش خواهیم کرد و تا تحقق کامل آنها، لحظه ای از پای نمی نشینیم، زیرا که «ما بی شماریم.»

جمعی از فعالان جنبش زنان در ایران


برای دیدن عکس و گزارش کامل این مراسم به وب‌سایت مدرسه فمینیستی مراجعه کنید:
http://iranfemschool.net/spip.php?article4425



بیانیه کمیته زنان سازمان ادوار تحکیم به مناسبت ۸ مارس ر
www.foroneiran.com

بیانیه کمیته زنان سازمان ادوار تحکیم به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن

Mon 08 03 2010 - 12:22


ادوار نیوز: کمیته زنان سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) به مناسبت فرا رسیدن هشت مرس روز جهانی زن بیانیه ای صادر کرد.

به گزارش ادوارنیوز در این بیانیه ضمن نگاهی گذرا به اتفاقات و رویدادهای زنان در سالی که گذشت آمده است :


در سال تلخ 88، پهنه آگاهي و عمل به كام زن ايراني

هشتم مارس 1857، زنان کارگر پارچه‌باف در آمریکا به مبارزه برخاستند. ساعات کار طولانی و کشنده، استثمار شدید، دستمزد اندک و محرومیت از هر گونه امکانات رفاهی موجب شد تا زنان كارگر به خیابانها بريزند و خواهان افزایش دستمزد،کاهش ساعات کار و بهبود شرایط کار شوند.8 مارس 1857، مقاومت زنانی را بازتاب می‌داد که با حرکت پرشتاب سرمایه‌داری به عرصه تولید و کار خارج از خانه کشیده می‌‌شدند.

8 مارس 1388 براي زنان ايراني معناي ژرفي از مبارزه و آگاهي دارد. آگاهي به تمامي تبعيض‌هايي كه ساليان سال است بر زنان ايراني روا داشته مي‌شود و شجاعت انتقاد و اعتراض به نهادي كه قانونگذاري در آن گويي كه مدت‌ها است اصل برابري ميان زن و مرد را به فراموشي سپرده‌است.

8 مارس سال 88 ، شايد از ابعاد مختلفي با سال‌هاي پيش متفاوت باشد. سالي كه گذشت با وجود همه دشواري‌ها و تلخي‌هايي كه در پي داشت براي زنان سالي سرشار از عمل بود. زخم‌هاي پنهان تبعيض در عرصه تظاهرات خياباني به شفاف ترين شكل ظهور كرد تا مهر تاييدي باشد بر آگاهي زناني كه سال‌هاست هر لحظه زندگي‌شان را با قوانين و آداب و رسوم و سنت‌هاي دست و پا گير سر مي‌كنند و هر دم به لحظه‌اي ديگر براي رهايي از اين همه تبعيض مي‌انديشند.

زنان در وقايع پس از انتخابات همواره در صف نخست اعتراض‌ها بودند و اين حضور پررنگ و مستمر خود نشاني از بن مايه‌هاي آگاهي در نيمي از جمعيت جامعه‌اي دارد كه مسئولان و روسا و حكمايش عادت كرده اند آنها را نبينند و به حساب نياورند. اما در خيابان براي كسي دعوتنامه نمي‌فرستند و اين معترضان‌اند كه پهنه تظاهرات خياباني را فرصتي براي نمايش و نشان دادن انتقاد مي‌دانند. زناني كه يا خود در اين وانفساي خفقان در بند شدند و يا بر بالين عزيز از دست داده نشستند و يا روزها و شب هايشان را با نفرت تمام به تمامي پنجره‌هاي نداشته اوين تقديم كردند.

زنان ايراني در سالي كه گذشت غصه‌دار از دست دادن فرزندان‌شان بودند و برخي هم به جرم دفاع از حقوق زنان ماه‌‌هايي در زندان. با اين همه پليس‌هاي مامور در پارك لاله هنوز از حضور قدرتمند مادران عذادار در هراس‌اند و گشت‌هاي ويژه كمابيش در ميان درخت‌ها در حركت.

زنان در سال 88 بيش از هميشه در صحنه حاضر شدند. "همگرايي زنان" در قالب جمعي متشكل از طيف‌هاي مختلف در آستانه انتخابات رياست جمهوري موجي تازه از مطالبات را به راه انداخت و گفتمان برابري خواه به ميانه كارزار انتخاباتي وارد شد. تا آنجا كه كانديداهاي رياست جمهوري هر كدام در بيانيه‌هاي خود به مسائل حقوقي و اجتماعي و سياسي زنان توجه كردند و شعار پيوستن به كنوانسيون منع تبعيض از حقوق زنان بر سر زبان‌ها افتاد. كنوانسيوني كه سال هاي سال است در آرشيو مجمع تشخيص مصلحت نظام خاك مي‌خورد.

اما از اين‌ها كه بگذريم در بخش سياست‌هاي دولتي همه چيز عليه زنان بود. دولت دهم پيگيرانه لايحه حمايت از خانواده را روي ميز نمايندگان بله قربان گوي مجلس كوبيد تا علاوه بر تلاش براي تصويب ماده 23 و حمايت از چند زني مردان، اين بار قوانين تازه اي براي ازدواج موقت بنيان نهاده شود. از سوي ديگر تمامي تريبون‌هاي رسمي در مدح از دواج موقت گفتند و وز