| www.foroneiran.com |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |  حقوق بشر |  اقوام و اقلیتهای دینی |  |
انتقاد تند هاشمی رفسنجانی از وزیر اطلاعات
Thu 17 12 2009 - 12:13
به گزارش جنبش راه سبز (جرس)، دفتر رئیس مجلس خبرگان رهبری توضیحاتی را در خصوص سخنان اخیر هاشمی رفسجانی در جمع دانشجویان مشهد ارائه کرده و متن کامل سخنان هاشمی رفسنجانی در مشهد را منتشر نموده است. متن توضیحات دفتر رئیس مجلس خبرگان رهبری و متن کامل سخنان هاشمی رفسنجانی در مشهد بدین شرح است: پس از سخنرانی آیتالله هاشمی رفسنجانی با سه گروه از دانشجویان که در تاریخ 14/9/1388 و به صورت پرسش و پاسخ در تالار آیینه آستان قدس رضوی انجام شد، بعضی از خبرگزاریها، سایتهای اینترنتی و روزنامههای وابسته به یک جریان خاص در کشور و به تبع آن تقریباً همه رسانههای معاند نظام اسلامی، با جعل و تحریف، اقدام به انتشار گزینشی آن کردند. در این میان اقدام یک خبرگزاری و بالاتر از آن سخنرانی عالیترین مسؤول امنیتی کشور تأملبرانگیزتر است. این خبرگزاری به نقل از یکی از شرکتکنندگان در آن جلسه که گویا ترتیبات مصاحبه با او را نیز فراهم کرده است، با همه تلاشی که در این روزها در جهت انتشار صادقانه اخبار دارد. در هر دو بخش، یعنی هم سؤالات و هم پاسخها علاوه بر حذف برخی جملات و از آن رندانهتر، برخی کلمات، مصداق بارز سانسور شده و از طرف دیگر به جای جملاتی که به مذاقش خوش نمیآمد، جملاتی را اضافه کرد که اگر نپذیرند دروغ گفتهاند، باید بپذیرند که راست نگفتهاند. مثلاً آیتالله هاشمی رفسنجانی درخصوص نقش مردم در جبههها میگوید: «اگر داوطلبهای مردمی به میدان نمیآمدند، شک نکنید که ارتش و سپاه نمیتوانستند با آن همه دشمن بجنگند.» اما نحوه اطلاعرسانی این خبرگزاری را ببینید که مینویسد: اگر مردم نبودند، ارتش شکست میخورد.» در این جمله کلمه «سپاه» عامدانه حذف شده تا نوعی کمتوجهی به نقش سپاه از طرف فرماندهی جنگ القا شود که میتواند کینهبرانگیز باشد و از طرف دیگر کلمه «شکست» را آوردند تا نوعی ناکارآمدی ارتش نیز القا شود. یا درخصوص آقای توکلیان جملهای را به نقل از ایشان به متن اضافه میکنند و میگویند «در دانشگاه فردوسی مشهد 55 درصد به آقای احمدی نژاد رأی دادند» در حالی که با چندین بار باز شنوایی نوار حتّی یکی از کلمات این جمله در سخنان ایشان نیست که حمل بر اشتباه شود. البته اختصار، شیوهای مرسوم در خبر رسانی است، امّا اضافه کردن جملات به متنی که قرار است، موجز باشد، از نوادر اطلاعرسانی و در زمره خبرسازی است که طبیعتاً عواقب بدی در جامعه دارد . فوریترین و مخرّب ترین دستاورد این نوع خبررسانی، متأسفانه موضعگیریهای وزیر اطلاعات در سخنرانی اخیرشان در جمع طلاب حوزه علمیه قم بود که خواسته یا نخواسته مروّج اخبار دروغ شدهاند و طرفه اینکه ایشان نیز با شرح و تفسیر اضافاتی به آن افزودند. به عنوان مثال در سراسر این سخنرانی حتّی یک بار هم سخن از ولایت فقیه به میان نیامده است، معلوم نیست وزیر محترم این عبارت را چگونه «کشف!!» و در متن سخنرانی «نصب» کردهاند. از نکات حایز اهمیت موضعگیری ایشان، انتساب این سخنان به نوع اندیشه معاندان نظام است که خوب است مشخص نمایند. وگرنه بیان حدیث نبوی از قول سیدابن طاووس، بیان نقش مردم در مبارزه، پیروزی، تثبیت و تداوم انقلاب اسلامی، تبیین نقش مردم در دفاع مقدس، بیان جنایات انقلابهای سرخ یا کمونیستی، بیان لزوم پذیرش منطق و استدلال توسط همه جناحها و بالاتر از آن بیان روحیات مردمداری رهبری معظم انقلاب چه سنخیتی با تلاشهای دشمنان انقلاب اسلامی از یک طرف و چه ضدیتی با تلاشهای دوستان و دوستداران انقلاب اسلامی دارد که عالیترین مقام اجرایی امنیت کشور در مراسمی که «امنیت» محور برگزاری آن است، شرح و تفسیر سخنان رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را محور بحثهای خویش به عنوان موانع ثبات امنیت در کشور قرار میدهد. با همه این تفاسیر و تفاصیل متن کامل آن دیدار در ذیل میآید تا کسانی که امروز و آینده میخواهند به سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان گوشهای از تاریخ معاصر ایران اسلامی استناد نمایند، متنی مستند و متقن داشته باشند و از تحریف آن در نزد افراد خردمند و آزاداندیش وغیرمغرض خودداری شود. متن سخنرانی مشهد دیدار با دانشجویان دانشگاههای مشهد زمان: 14/9/1388 آیتالله هاشمی رفسنجانی در سفر به مشهد مقدس، در تالار آیینه آستان قدس رضوی، با سه گروه از دانشجویان دانشگاههای دولتی و غیردولتی مرکز استان خراسان رضوی دیدار و گفتوگو کردند و به پرسشهای آنان پاسخ دادند . شرح کامل آن در ذیل میآید: حجتالاسلام والمسلمین تیمور عسگری، نماینده دور هفتم مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی: عید با سعادت غدیرخم را به عنوان عیدولایت و امامت خدمت حضار محترم و میهمان گرانقدر، حضرت آیتالله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت تبریک عرض میکنیم. امروز چاپخانه بزرگ قرآن مشهد و امام رضا(ع) به دست مبارک حضرتعالی افتتاح شد و برای چاپ قرآن مورد نیاز جمعیت یک میلیارد و پانصدمیلیون مسلمان دنیا میباشد که قدم مبارک و بزرگی بود. آیتالله جوادی آملی، قرآن را قرآن نازل و حضرتعلی(ع) را قرآن عینی میفرمودند. پیوند قرآن علمی و چاپ و نشر آن با غدیر ولایت به عنوان قرآن عینی میفرمودند. پیوند قرآن علمی و چاپ و نشر آن با غدیر ولایت به عنوان قرآن عینی، مناسبت با میمنتی است که به این اعتبار، دیدار ما با حضرتعالی برگزار شد. علی(ع) در تعبیری میفرمایند: «اللهم انکّ تعلموانه لم یکن الذی کان منا منافستاً فی سلطان و التماس شیئاً من فضول الحطام ولکن لنردّ معالم من دینک و نظهر اصلاح فی بلادک و یأمن مظلومون من عبادک؛ برای رسیدن به قدرت و برای رسیدن به دنیا و مظاهر مادیت تلاش نکردیم، بلکه تلاش شبانهروزی علی(ع) و یارانش - به فرموده خود آن بزرگوار - برای تعیین نظام ارزشی، اصلاح در بلاد و شهرهاست که در سایه نظام ارزشی و اصلاح، بندگان مظلوم خدا از قید ظالمین رهانیده شوند.» سؤالم از حضرتعالی در ارتباط با امنیت ملی، امنیت عمومی و امنیت اجتماعی است. اگر ارزیابی حضرت عالی در این رابطه بازگو شود، استفاده خواهیم کرد. پس از آن آقای جمشید خاتمی، از جامعه اسلامی دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاه آزاد اسلامی در سخنانی گفت: «باعرض خیرمقدم و تبریک عید غدیر، دو سؤال را خدمت حضرتعالی خواهیم داشت. باتوجه به مسایلی که اتفاق افتاد و در جامعه گریبانگیر آن هستیم، از حضرتعالی خواهش میکنیم با اشراف به اطلاعاتی که دارید و اشراف به کلیت نظام و انقلاب. ما به عنوان تشکیلات سیاسی، حضرتعالی را به عنوان یکی از استوانههای اصلی نظام میشناسیم، دلیل اصلی این مسایل چیست؟ حضرتعالی لطف فرمودید که پس از مدتها سکوت در مشهد مقدس صحبت کردید. آیا ما که نسل دوّم این انقلاب هستیم، پاسخی برای نسل بعدی خواهیم داشت؟ اگر به همین شکل حرکت کند، آیا دچار خودکامگی نخواهیم شد که در تاریخ ما به کرات اتفاق افتاد؟ دلیل اصلی این مسایل چیست و چه راهبردی برای خروج از این مسئله پیشنهاد میکنید تا انشاءالله ما هم به عنوان بخشی از جامعه سرلوحه قرار دهیم تا انشاءالله به اهداف انقلاب برسیم؟ سؤال بعدی من این است که آیا واقعاً در اجتماع ما، در جامعه اسلامی براساس قوانین ما، هیچ راهکار و بحثی برای تمکین به قانون نیست؟ تا چه اندازه باید قانونگریزی وجود داشته باشد؟ متأسفانه کسانی که سینه چاک انقلاب هستند، در چند ماه اخیر قانونگریزی داشتند. واقعاً چرا چنین شده است؟ آیا در قوانین جامعه ما به عنوان جامعه اسلامی، پیشبینی نشده است که چگونه عمل کنیم تا کسی قانونگریزی نکند؟ آیا حضرتعالی راهکار و پیشنهادی دارید که مطرح کنید؟ چون وظیفه بزرگان است که خطمشی بدهند و وظیفه ما پیگیری آن خطمشیهاست. نمونههای این قانونگریزیها را ذکر نمیکنم. از توهین به استوانهها و بزرگان نظام گرفته که عمر خود را در راه نظام و انقلاب گذاشتند و به کرات مورد تقدیر امام و مقام معظم رهبری قرار گرفتهاند تا برخورد با دانشجو و جوانی که میخواهد اعتراض خود را به راحتترین وجه ممکن بیان کند. آیا قوانین ما برای حل این مسئله نقص دارد یا قوانین درست است و باید فعالیتها و راهکارها را عوض کنیم. آخرین مطلبم این است که به رئیس جمهور ما میگویند چرا در فلان جا حضور پیدا نمیکند، پاسخی داده نمیشود. قطعاً حضور رئیس جمهور در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی و حضور سایر بزرگان در جاهایی که میتوانند محل وحدت قرار بگیرند، انجام نمیشود و به همین خاطر مسایلی اتفاق میافتد که قابل جمعکردن نیست. از شما خواهش میکنم با رعایت همه جوانبی که مدنظر دارید، حتیالمقدور صریح پاسخ دهید.» در ادامه این دیدار آقای مهدی بادپا، دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سخنانی با خیرمقدم و تبریک غدیر، گفت: «باتوجه به چندسال سابقه کارهای مبارزاتی و سیاسی حتماً از دانشجویان انتظار دارید که بدون مصلحتسنجی و بدون وابستگی به احزاب، تشکلّها و جریانات سیاسی داخل کشور صحبت کنند. صحبتهای امروز ما برخاسته از همین مسئله است. پس از نشستهای متوالی با دوستان سه سؤال را درنظر گرفتیم که امیدواریم جواب دهید. اول اینکه خوشحال شدیم که چند روز پیش طی مصاحبهای درخصوص وحدت گفتید که وحدت باید حول مقام معظم رهبری باشد و فرمودید شما هم در این زمینه کمک میکنید. سؤال این است که شما در این زمینه چه نقشی میتوانید داشته باشید؟ چون در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن، شبهات زیادی از سوی معاندین، موافقین و مخالفین در رسانههای کشور شنیده میشد که مربوط به بعد از نامه شما به مقام معظم رهبری است. انتظار جنبش دانشجویی این است که شما به عنوان رئیس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان دو بال رهبری وظیفه خطیر و سنگینی دارید. اگر بتوانید در این زمینه توضیح دهید، خوشحال میشویم. دوّم اینکه اطرافیان بر ذهنیت مردم نسبت به افراد و انسانها خیلی تأثیر دارند. متأسفانه در این انتخابات اطرافیانی به شما نزدیک شدند که ما خاطره تلخی از آنها داریم. حتماً کتاب عالیجناب سرخپوش را خواندید که چه توهینهایی به شما کردند. دو سه صفحه از آن کتاب را انتخاب کرده بودم که بخوانم، ولی شرمم آمد که در این جلسه آن مطالب را بخوانم. چگونه این افراد حول شما جمع شدند؟ فکر میکنم بایدها و نبایدهای مواضع اطرافیان مشخص شود. ما از جریانی که در کشور علیه شما به راه افتاده بود، ناراحت بودیم، امّا دیدیم در مقابل کسانی زیرعلم حمایت از شما سینهزنی کردند که سابقه آنها به عنوان منافق و اپوزیسیون معلوم است. توضیحات شما برای همه ما مفید خواهد بود. سوّمین موضوع بحث طرح تحول اقتصادی است. با همه اختلافاتی که شما به شیوه اقتصادی و مدیریتی کشور دارید، فعلاً شاهدیم که از مسایل اقتصادی کنارهگیری کردهاید یا به کنار کشیده شدید. امّا وزن آقای هاشمی خیلی بزرگتر از مسایل حزبی و گروهی است که پرچمدار یک جریان یا جنبش سیاسی در کشور باشد. هر کاری کنند، نمیتوانند این کار را بکنند. چون آقای هاشمی متعلق به یک حزب یا جریان خاص نیست. یکی از واقعیتهای طرح تحول اقتصادی مشخص شدن نقش آقای هاشمی در آن است. توصیههای شما چیست؟ میدانیم که ارتباطات فراوانی با کشورهای ترکمنستان، پاکستان، عربستان و کشورهای مختلف بینالمللی دارید و این دیکته میکند که باید نقش شما در این زمینه پررنگتر باشد. اگر در این طرح به شما میدان نمیدهند، آیا امکان ندارد راهکاری اندیشیده شود که از آسیبهای این طرح کاسته شود؟ بحث دیگری که دوستان اصرار داشتند، مطرح شود، بحث تخلّف اطرافیان و منتسبان به شماست. الان وضعیتی در کشور به وجود آمده که منتظر عکسالعمل جنابعالی هستند. تا الان بحث سکوت مطرح بود که شاید در یک محور جواب دهد، ولی وقتی ببینند سفر لندن آقازاده شما طولانی شده و هنوز برنگشته، هر روز، هر هفته به شایعات بیشتری دامن زده میشود. برگشت ایشان کی خواهد بود؟ دفتر ایشان نامهای نوشت که به خاطر افتتاح یکی از واحدهای دانشگاه آزاد به لندن سفر کردند؟ ولی وقتی ببینند پس از دو سه ماه برنگشتند، شایعات و شبهات دیگر نمود بیشتری پیدا میکند. اگر در این زمینه هم توضیح بدهید، خوشحال میشویم.» در ادامه آقای موسوی، از مجمع اسلامی دانشآموختگان ایران، یکی از تشکّلهای سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی در سخنانی گفت: «دو مطلب را در نظر گرفتم که بگویم. یکی در مورد سکوت سیاستمداران و دوّم درباره عقیده مخالفان است. درباره سکوت هم میگویند گاهی اوقات در مقام رضایت، گاهی در مقام مخالفت و گاهی در مقام بیطرفی است، البته اگر احیاناً بحث حق و باطل باشد، سکوت نشان مخالفت است، امّا سخنی در موافقت هم گفته نمیشود. مثل کسی که درباره قاتل صحبتی نمیکند و از طرف دیگر از حق هم دفاع نمیکند. در واقع میتوان گفت این مصداق همان موضع سکوتی است که حضرت امیرالمومنین(ع) در برابر آن میگوید: «الساکت اخ الراضی و من لم یکن معنا کان عدوّنا» این سکوتهاست که باعث میشوند تا به فتنهها بیشتر دامن زده شود. میتوان گفت که الان در دوران فتنه هستیم که یکی از خصوصیات این دوره امتزاج حق و باطل است و مهمتر اینکه این امتزاج باعث گمراهی میشود و در این گمراهی علما و روحانیون دینی، روشنفکران و کسانی که رسالت تاریخی دارند، باید پردهبرداری کنند. اگر قرار باشد علمای دینی هم در زمان فتنه سکوت کنند، اگر قرار باشد اندیشمندان هم در دوران فتنه سکوت کنند، پس کی میخواهند صحبت کنند؟ الان زمانی است که احتیاج به موضعگیری علمای قوم داریم تا راه را به مردم بشناسانند. ما به عنوان جوانانی که اوضاع سیاسی کشور را رصد میکنیم و حرفهای متناقض و بعضاًَ متنافری میشنویم، باید بدانیم راه کجاست. در فضایی که به شایعات دامن زده میشود، نقش علما و صحبت و مواضع آنهاست که نقشه راه را نشان میدهد. بحث دوّم من درباره عقیده مخالفان است. خوب است از دوران جنگ جهانی اوّل مثال بزنیم که بعد از جنگ، قرارداد چهارگانه ورسای به آلمان تحمیل شد که باعث تحقیر آلمانیها شد. آن زمان یکی از جامعهشناسان سیاسی در یک سخنرانی گفت: «مردم آلمان شکست را میپذیرند، امّا تحقیر را نمیپذیرند.» من هم میخواستم در زمینه تحقیر مخالفان صحبت کنم که هر نظام سیاسی یک عده مخالف، یک عده منتقد و یک عده موافق دارد. هنر یک نظام سیاسی این است که منتقدین را به موافقین و مخالفین و کسانی را که ضدش هستند، به منتقدین تبدیل کند. متأسفانه بعد از انتخابات در فضای غلبه احساسات بر جامعه شاهد بودیم که عدهای نتایج انتخابات را نپذیرفتند. بحثها و ادعاهایی داشتند که بحث دیگری است و نمیخواهم مطرح کنم. ولی به عنوان کسانی که منتقد نظام بودند و انتقادی داشتند، موردتحقیر قرار گرفتند و تبدیل به مخالفین نظام شدند. در صحبتهایی که رجال مختلف سیاسی ارایه کردند، این گروه تحقیر شدند و این برای نظامی که میخواهد برای 200 سال برنامهریزی کند، خوب نیست. باید همه سعی نظام این باشد که منتقدین را تبدیل به موافقین کند. بعد از انتخابات شاهد تحقیرهایی بودیم و افرادی را که به عنوان منتقد در بعضی از مراسم شرکت کردند، با منافقین و کسانی که مثلاً مهرههای خارجی بودند، قیاس میشد. در حالی که آنها در انقلاب حضور داشتند و اهل عبادتند. به هر حال میخواستم در مورد این دغدغهها با شما درد دل داشته باشم و انشاءالله نظرات شما را هم در این زمینه بشنویم.» آیتالله هاشمی رفسنجانی : بسمالله الرحمن الرحیم. الحمدالله و السّلام علی رسولالله و آله خدمت دانشجویان و دانشآموختگان گرانقدر از خانمها و آقایان خوشآمد عرض میکنم و از اینکه مسایل مورد نظرشان را مطرح کردند، تشکر میکنم. اوّلین حرفی که جناب آقای عسگری مطرح کردند، این بود که تعریف ما از امنیت و شاخههای آن چیست؟ باید ظرف 20 دقیقه به گونهای حرف بزنم که مطالبی در مورد همه مسایلی که مطرح شد، بگویم. در صورتی که 20 دقیقه برای این مباحث کافی نیست، ولی چارهای نداریم، چون به اذان مغرب میرسیم. با تبریک عید غدیر بسیار با عظمت، به صورت مختصر به دو سه محور اشاره میکنم که نظرم و راهحل آنها چیست و به بعضی از سؤالات جزئی جواب میدهم. البته از جریاناتی که در کشور میگذرد، راضی نیستم و هیچ مناسب نبود جامعه ما در شرایطی که از طرف دشمنان کاملاً تحت فشار است، شاهد این مسایل باشد. به خصوص که فاصله گرفتن بخشی از قشر آگاه، دانشجو، استاد، مدیر و جریانهای فکرساز و انسانساز جامعه مصیبتی برای نظام اسلامی نوپاست که بخواهند جدا باشند یا دو تفسیر باشد که با هم نخواند. یک جمله در مورد امنیت عرض کنم. «الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن» این تعریف قرآن است که: جامعه مومن آلوده به ظلم نشده باشد.» اگر این دو صفت را داشته باشند، میتوانند امنیت جامع داشته باشند. این دو از خواستههای اصلی انقلاب بود که واقعاً مومن باشیم. با ایمان در مقابل ظلم مبارزه کردیم، کشور را تحویل گرفتیم و ساختار کشور را تنظیم کردیم. هدف این بود که ظلم در کشور نباشد. البته ظلم میتواند صور مختلفی داشته باشد. ولی به هر حال هرگونه ظلمی با راهی که انتخاب کردهایم و راه خدا، قرآن و اسلام است، سازگار نیست. امّا اینکه سؤال میکنید، چرا ساکتم و موضع من چیست؟ باید بگویم که موضع من از اوّل انقلاب و حتّی پیش از انقلاب و در مبارزه روشن بود. همیشه با افراط و تفریط مخالف بودم راه عقلانی، معتدل و عرفی مقبول را راه درست تشخیص میدادم که مستند به آیات قرآن وادلّه بود. در تمام این دوران هم در هر شرایطی نوعی افراط در مقابل من بود. البته انسان نمیتواند توقع داشته باشد که همه سلیقهها در همه جا او را میپذیرند. فکر میکنم اگر اعتدال در جامعه و کشور ما حاکم باشد، بسیاری از مسایل قابل حل است. همیشه یک جریان افراطی گاهی در جناح راست، گاهی در جناح چپ بوده و هنوز هم اینگونه است. الان تندرویهایی را از دو طرف میبینیم که متکی به تندروهاست که یا افراطی یا تفریطی و یا هر دو است. این هم مسئله روشنی است و میتواند جواب آن دانشجویی باشد که گفت آن تندرو که آن موقع آن کتاب را نوشت، الان چه میگوید. شاید مصلحت آنان این است که اشارهای به من بکنند. آنها هم مثل اینها هستند. من فرقی نمیبینم. تندروهای این طرف که به اصطلاح اصولگرا و محافظهکار امروز هستند هم هیچ وقت با فکر اعتدال موافق نبودند و هرگونه که دلشان میخواست، عمل میکردند. ولی اکثریت جامعه، به خصوص تحصیلکردههای اصیل، اعتدال را میخواهند. امّا درباره اینکه گفتید چرا ساکتم؟ باید بگویم به آن معنا ساکت نیستم. شرایط کشور به گونهای نیست که من در سخنرانیهای عمومی مسایل را به صورت صریح مطرح کنم. میدانید که همیشه با صراحت حرف میزدم، امّا الان شرایطی است که هر حرفی را که در جهت خودشان نباشد، تحمل نمیکنند. عکسالعملها هم به گونهای است که مفسده دارد. گاهی خود انسان دچار زحمت میشود که اهمیتی ندارد. ولی گاهی از حرفها مفسدهای برای جامعه بیرون میآید. در مورد اینکه موضع من چیست هم، موضع خود را به صورت صریح در نمازجمعهای که بعد از این حوادث داشتم، گفتم. مبنای خودم را در جامعه و اسلام گفتم. البته صراحت قرآن است و من هم فقط براساس آیات قرآن حرف زدم. راهکارها را هم گفتم و الان هم که حدود سه ماه از آن خطبه میگذرد، هنوز غیر از همان راهکاری که آن روز رسیده بودم، نمیبینم. گفتم انقلاب ما براساس اسلام و قرآن است. قرآن جامعه مومن را معرفی کرده است. اصل قرآنی برای اداره جامعه براساس مقبولیت است. اگر کسانی عقیده و ایمان نداشته باشند، حتی با پیامبر(ص) هم کار نمیکنند و حتی اگر کاری هم کردند، پیامبر (ص) به کارشان اهمیت نمیداد. وقتی مردم قبول داشته باشند، با آن جامعه کار میکنند. وقتی این حرف را میزنم، بعضی از تندروهای جناح به اصطلاح اصولگرا نمیپسندند و میگویند: «این چه حرفی است که میزنید؟ خداوند کسی را تعیین کرده که بر مردم حاکم باشد و رأی مردم هم زینتی است و باید بپذیرند.» خلاصه مطلب این است و تفاوت از اینجا معلوم میشود. توجه داشته باشید که صحبت از مقبولیت و کارایی حاکم است و نه مشروعیت. غیر از روایات و آیات فراوانی که در آن خطبه خواندم، روایتی را خواندم و گفتم: ولایتی روشنتر، حقیقیتر، مشروعتر و الهیتر از ولایت حضرت علی(ع) نداشتیم. حضرت علی(ع) منصوب بود. یعنی خداوند به پیامبر(ص) دستور داد که اعلان کند. پیامبر (ص) میدانست که سخت است. پیامبر(ص) در غدیرخم که مناسبت امروز ماست، با آن شرایط و آن زمینهها در مقابل همه جمعیت علی(ع) را معرفی کردند، اما چندماه نگذشت که دیدیم مردم چکار کردند!! پیامبر(ص) خصوصی به حضرت علی(ع) مطالبی را فرمودند و صدور روایتی را که آن روز در خطبه خواندم، خیلی اهمیت دارد که میگویم چگونه صادر شد پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) گفتند: از طرف خداوند حق ولایتداری، ولی اگر مردم قبول کردند، اداره کن و اگر قبول نکردند، خود را تحمیل نکن و بگذار هرگونه که میخواهند، جامعه خود را اداره کنند. شأن نزول این جمله از پیامبر(ص) و اینکه حضرت امیر(ع) کی این مطلب را گفتند، مهم است. بعد از جنگ جمل، صفین و نهروان که عمدتاً مسلمانان در آن جنگها، آن هم در زمان حضرت علی(ع) کشته میشدند، انتقاد خیلی زیاد شد. از در و دیوار به حضرت علی(ع) انتقاد میکردند که امروز چه وضعی است که مرتباً جنگ میکنیم و آدم میکشیم یا کشته میدهیم. دیروز چه وضعی بود که سکوت کردید و دیگران حکومت کردند و حتی شما به آنها کمک و همکاری کردید و مشورت دادید؟ این مطالب را مخلصین میگفتند که چرا حق خود را ندیده میگرفتید که شرایط به گونهای شد که مردم برای نجات به شما روی آوردند؟ حالا ک |
|
| ©foroneiran.com |