| www.foroneiran.com |
| اهداف ما | درباره ما | همکاری با ما | تماس با ما || صفحه نخست |  سخن سردبیر |  اخبار و گزارشها |  گفتوگو |  مقالهها |  بخش فرهنگی |  حقوق بشر |  اقوام و اقلیتهای دینی |  |
«من كودك خياباني نيستم؛اما جايي جز خيابان ندارم»
Mon 05 05 2008 - 10:00
آنچه ميخوانيد گزارش خبرنگار اجتماعی ايسنا از چرخه تكراری جمعآوری كودكانی است كه سرنوشتشان در خيابانها رقم ميخورد من كودك خيابانی نيستم؛ اما جايی جز خيابان ندارم! همه چيز از خيابان شروع ميشه!؟ نه! همه چيز از خونه شروع شده!؟ نه! از پول! از نداشتن ! از پدر مادر خوب نداشتن يا اصلا پدر و مادر نداشتن !؟ از محله و جد و آباد يا از فرهنگ و تقدير و قسمت!؟ من می گم همه چيز از يه بابای بی خيال شروع ميشه ! از يه سرنوشت كه از اول توی خيابونا نوشته شده! از فقر و دربهدری يه خانواده ! من محمدم ! اينم داداشمه ! بايد مراقبش باشم؛ اما خيلی وقتا مجبور ميشم توی خيابون ولش كنم! من ميگم از آدما بدم نمييآد؛ اما آدما هم از من خوششون نميياد! مردم به من پول نميدن؛ چون دلشون فقط برای بچههای كوچولو می سوزه! منم داداشمو ميفرستم جلو! من ميگم اسفند دود كردن هم واسه خودش كاره و برای من كه بابام بالای سرم نيست، خيلی مهمه! اما اينا رو شماها نميفهميد! شهرداری و بهزيستی هم نميفهمن! همه می خوان مشكل خودشونو حل كنن و از زير بار مسؤوليت خودشون دربرن، اما هيچ كس نميگه ما توی اين شهر، اين دنيا، كجا قرار بگيريم! اصلا ما هم سهم داريم ! من می گم 13 سالمه اما بايد قد بابام با عالم و آدم سر و كله بزنم. كوچيكم؛ اما قد بزرگا بايد بفهمم و به اندازه كافی لات باشم تا بتونم خودم و داداشم رو توی خيابونا جمع و جور كنم! اما من نميخوام مثل خيليها توی اين خيابونا گرگ بشم، ميخوام مرد بشم! همه وقتی بچهها توی خيابونا رو ميبينن، اول می پرسن چرا توی خيابوني!؟ بعد ميگن مدرسه ميري!؟ بعد كه يك كم دلشون به حالمون سوخت و پول دادن، ميگن دوست داشتی كجا بودي؟! جوابش خيلی سادست، اما اونا می خوان واسه خاطر دل خودشون اين سوالارو بپرسن! آخه اگه من يه خانواده درست و حسابی داشتم و يه بابای درست و حسابی چرا مدرسه نمی رفتم !؟ اما شبير مثل بقيه شلوغ نميكنه! ميدونه از اين گرفتن و آزاد كردنهای شهرداری و بهزيستی براش پول در نميياد ! از اين كه گرفتنش، ناراحته !؟ شرم و حيا از دوربين داره و جلو نميياد! از اين كه جوراب ميفروخته و كمك باباش بوده پشيمون نيست! شبير افغانيه ! مهدی تا كلاس چهارم هم درس خونده ، اما بعد توی يه تابستون چون اوستاش كارگر تمام وقت ميخواسته و باباش هم پول كار اون رو، ديگه مدرسه نرفته! اول مدرسه رو تجربه كرده و با دهقان فداكار و چوپان دروغگو و ژاله و كبری توی كتابا آشنا شده، بعد با جوش پلاستيك توی كارگاه و حالا با يه دنيا چيزای زشت و پردردسر توی خيابونا آشنا ميشه! اگر مدرسه بهش وصال نداده و به عنوان يه كودك اتباع خارجی بيسواد توی ايران مونده ، حالا توی خيابونهای همين كشور بزرگ ميشه و شايد يكی از روزهای فردا و پس فردا در همين جا هم يكی از قهرمانهای تلخ حوادث بشه! ! ! مهدی شيطون نيست ، يه بچه است! اما خيابونا بهش ياد دادن راستشو نگو! برای همينه كه موقع حرف زدن باهاش بايد حواست به جملهها و حرفهاش باشه! چون خالی زياد می بنده! ياد گرفته كه برای موندن توی خيابونا بايد دروغ گفت! به گزارش خبرنگار «شهري» ايسنا، بيشتر از دو سال از اهتمام جدی شهرداری تهران و چند دستگاه متولی مرتبط در جمعآوری متكديان و كودكان خيابانی ميگذرد و درست مثل خيلی از طرحهايی كه متولی اصلياش مشخص نيست، وظيفه اصلی اين طرح هر روز به يك سازمان پاسكاری ميشود و در اين ميان شايد مجموعهای كه بيش از هر بخش ديگری عملكرد عينی در شهر تهران داشته، شهرداری تهران بوده است. شهرداری تهران به استناد آمار مورد تاييد استانداری تهران در سال 85 و 86 بيش از هفت هزار كودك و بزرگسال متكدی و دستفروش را جمعآوری و با كمك سازمانهای مرتبط ساماندهی كرده است، اما بخش قابل توجهی از آنها چندين بار تكرار شدهاند و باز به خيابانهای پر پول تهران بازگشتهاند! اما در اين ميان شاهد عملكرد ناقص و حتی نصفه و نيمه برخی از دستگاهها هستيم كه به دلايلی كاملا غيرمنطقی از رسيدگی به وضعيت اين متكديان و كودكان خيابانی كه در حيطه وظايفشان تعريف شده است سرباز می زنند! طبق استدالال سازمان بهزيستی به عنوان يكی از دستگاههای مسوول، هيچ مصوبهای اين سازمان را موظف به پيگيری شرايط متكديان و بيخانمانها نكرده است و اين سازمان فقط در قبال سالمندان، زنان سرپرست خانوار و كودكان كار، مسووليت دارد و كميتههايی با اعتبار مالی مشخصی را در نظر گرفته است. اما بايد پرسيد كه به جز اتباع خارجی و مجرمانی كه در بين متكديان و كودكان خيابانی وجود دارند، آيا با تعداد قابل توجهی از سالمندان، كودكان و زنان سرپرست خانوار در بين متكديان و كودكان خيابانی روبرو نيستيم و آيا اين گروه جزء حيطه مسووليت سازمان بهزيستی تعريف نميشوند!؟ و اگر اين نسبت درست نيست، بهتر است اعلام كنند كه دستگاه متولی كيست تا ما هم از آنها سؤال كنيم! بچهها را به رديف روی پلهها نشاندهاند تا عكس و خبر از آنها تهيه شود! گزارشگر صدايش را صاف ميكند و دستی در موهايش می كشد واعلام آمادگی ميكند .... ـ در ادامه طرح جمعآوری كودكان كار و خيابان .... صدا قطع ميشود و پسر بچه اعتراض ميكند ... ـ حاجی ما جزوشون نيستيم! ما خيابونی نيستيم، اما توی خيابون بزرگ شديم ديگه! به گزارش ايسنا، محمدی ــ مديركل آسيبهای اجتماعی شهرداری تهران ــ به فعاليت دو ساله شهرداری تهران در جذب و شناسايی كودكان متكدی اشاره ميكند و به ايسنا ميگويد: در حال حاضر شاهد فعاليت سه مركز شبانهروزي، يك اردوگاه و سه گرمخانه در تهران هستيم. وی افزود : كار جذب و ساماندهی كودكان فرار از سال 83 در تهران آغاز شده است. اين كودكان در پايانهها و راهآهن شناسايی و ساماندهی شدهاند و در سال گذشته بيش از 5 هزار و 600 كودك خيابانی كه بخش اعظم آنها كودكان فراری هستند، از سطح شهر تهران جمعآوری شدهاند. وی در خصوص كودكان كار كه در سطح شهر در حال فعاليت هستند و دست به تكديگری و دستفروشی ميزنند هم اظهار كرد : عموما اين افراد اتباع بيگانه هستند و بايد برای جمعآوری ساماندهی آنها اقدامات خاصی صورت گيرد. مديركل آسيبهای اجتماعی شهرداری تهران در خصوص كودكان متكدی كه با خانواده خود اقدام به اين كار ميكنند ، نيز توضيح داد: در دو سال گذشته برخی از اين افراد را جمعآوری و با حكم قانونی و توسط شهرداری تهران آنها را رد مرز ميكرديم. وی خاطرنشان كرد : در حال حاضر عليرغم فعاليت شهرداری و سازمانهای ديگر شاهد متكديان و كودكان كار در تهران بوده و برای حل اين مشكل نيازمند همكاری جدی تمام سازمانها هستيم. به گفته محمدی 70 درصد كودكان كار اتباع بيگانه هستند كه از كشور پاكستان و افغانستان وارد كشور شدهاند. محمدی با اشاره به اين كه در چند سال كودكان در حوزه ساماندهی كودكان كار و خيابان، فعاليتهای مختلفی در شهرداری تهران انجام شده است، گزارش اين عملكرد در مركز منطقه وابسته به يونيسف كه در اردن برگزار شد از سوی شهرداری ارائه شده و بر اساس اين گزارش شهر تهران به عنوان شهر دوستار كودك در دو سال آينده انتخاب شد. پسر بچه هنوز لنگ خيس رو از روی شيشه ماشين برنداشته كه مامور انتظامی و شهرداری دست كوچولو شو ميگيره و می بردش ! اول يه كم هول ميكنه و ميترسه، اما بعد ترس به اشك ميشينه و صورتش خيس ميشه! آخر هر چقدر هم توی خيابونا بوده باشه، بازم بچهاس ديگه! هنوز آن قدر بزرگ نشده كه چشماش دلش رو گول بزنه! درميان كودكان ايرانی و افغان و پاكستانی كه هر روز شهرداری از سطح شهر جمعآوری می كنه، مثل بسياری از متكديان بزرگسال، هستند كودكانی كه برای چندمين بار به اين مراكز شهرداری و بهزيستی آورده ميشوند و بعد از چند روز بيكار و علاف ميشوند و بعد دوباره در همان چهار راه، همان خيابان با همان كار قبلی برميگردند و اين وسط زحمت شهرداری ميمونه و بس! خبرنگار ايسنا، بارها و بارها از زبان كودكان خيابانی كه توسط شهرداری جمعآوری شده و به بهزيستی منتقل شدهاند، شنيده كه والدين اصلی يا اجارهای آنها خيلی زود با مبلغی پول آنها را از مراكز بهزيستی بيرون ميآورند و به ادعای آنها بهزيستی ترجيح ميدهد اين كودكان هزينه كمتری را برای آنها در برداشته باشد و فقط چند روز آنها را از خيابانها جمع كنند! بر اساس اين گزارش، ميتوان اين گونه برداشت كرد كه اگر چه نمای شهرمان اندكی از مناظر زشت و متاثر كننده كودكان خيابانی خالی شده، اما اين چرخه ناقص و معلول جز صرف هزينههای قابل توجه و زحمت ماموران شهرداري، تاثير ديگری ندارد؛ هرچند توقف فعاليت جمعآوری توسط شهرداری هم يك فاجعه ميتواند باشد. درعين حال جای اين سؤال باقی ميماند كه چرا مرزهای كشور برای ورود آزادانه اتباع غيرمجاز پاكستانی و افغانی همچنان باز است، ولی همه از نيروی انتظامی انتظار دارند اين اتباع را در پايتخت دستگير كند!؟ و يا اين سؤال كه چرا شهرداری زحمت جمعآوری را به خود ميدهد اما بهزيستی اين كودكان را نگه نميدارد !؟ |
|
| ©foroneiran.com |