www.foroneiran.com
 |  اهداف ما  |  درباره ما  |  همکاری با ما  |  تماس با ما  | 
 |  صفحه نخست  |  سخن سردبیر  |  اخبار و گزارش‌ها  |  گفت‌وگو  |  مقاله‌ها  |  بخش فرهنگی  |  حقوق بشر  |  اقوام و اقلیت‌های دینی  | 

گزارش مراسم جایزه جهانی آزادی بیان به ژیلابنی‌یعقوب

Wed 16 12 2009 - 18:55


زیلا بنی یعقوب، روزنامه‌نگار ایرانی‌‌، فعال حقوق زنان و سردبیر وب‌سایت کانون زنان ایران مشترکا به همراه روزنامه‌نگار دیگر روسی به نام " نووایا گزتا" جایزه جهانی آزادی بیان در سال ۲۰۰۹ دریافت کردند.
این جایزه توسط سازمان غیر دولتی" روزنامه‌نگاران کانادایی برای آزادی بیان" به این دو روزنامه‌نگار شجاع اهدا شد. ژیلا بنی‌یعقوب پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به همراه همسرش(روزنامه‌نگار)، بهمن احمدی امویی، بازداشت شد. اما با وجود آزادیش پس از تحمل ۶۰ روز زندان( با قرار وثیقه)؛ برای آزادی همسرش که با گذشت ماه‌ها همچنان در بند است و برای آزادی دیگر زندانیان سیاسی دیگر همچنان شجاعانه تلاش می‌کند.

خانم بنی‌یعقوب علاوه بر روزنامه‌نگاری و فعالیت در روزنامه‌های همشهری، خرداد، آزاد، آفتاب امروز، وقایع و سرمایه از اعضای " کمپین یک میلیون امضا" ست و به تازگی جایزه " شجاعت در روزنامه‌نگاری" از سوی بنیاد جهانی رسانه‌های دریافت کرده است.

image

گزارش اختصاصی شهرگان از مراسم جایزه جهانی آزادی بیان به روزنامه نگار شجاع کشورمان ژیلا بنی یعقوب
و متن پیام ژیلا بنی یعقوب

مرتضی عبدالعلیان
کانادا- تورونتو

شهرگان: به دعوت روزنامه نگاران کانادایی برای آزادی بیان در شب نه دسامبر امسال، چهارصد و هفتادو پنج روزنامه‌نگار، مفسر رادیو و تلویزیون و مطبوعات، تولیدکنندگان برنامه های رادیو و تلویزیون، اعضای کانون وکلا و فعالین اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حقوق بشری در هتل رویال تورونتو، جمع شدند تا در مراسم اعطای جایزه بین المللی که طبق سنت هر ساله برگزار میشود، شرکت داشته باشند.

تم اصلی برنامه امسال مسئله "ایمپیونیتی" یا مصونیت از مجازات، انتخاب شده بود که مجرمین دولتی نبایستی از مجازات معاف شوند.
در این مراسم، هر ساله هیئت داوران دوتن از شجاع‌ترین روزنامه نگاران را از سراسر جهان و یک روزنامه نگار کانادایی را که در راه حقیقت گویی و افشاگری جان خود را به خطر میاندازند، انتخاب کرده و به آنان جایزه جهانی آزادی بیان را اهداء می‌کنند.

«سی .جی .اف. ای»، یا همان سازمان روزنامه نگاران کانادایی برای آزادی بیان متشکل از روزنامه نگاران مطبوعات و رادیو تلویزیون سراسری کاناداست. سی. جی .اف. ای مدیریت آیفکس وهشتادوهشت سازمان بین‌المللی آزادی بیان از جمله سازمان گزارشگران بدون مرز، فدراسیون بین‌المللی روزنامه نگاران و سازمان ماده نوزده را بعهده دارد. دفتر سازمان سی .جی .اف. ای و آیفکس هردو در تورونتو کاناداست. نزدیک به پانزده کارمند در دفتر سی. جی. اف. ای و آیفکس کار میکنند.

برنامه از ساعت شش تا نه و نیم شب ادامه داشت. دو تن از شخصیت‌های تلویزیونی کانادا – لوید رابرتسون از تلویزیون سی تی وی و هدر هیچکاک از تلویزیون سی. بی. سی مسؤلیت اجرای برنامه‌ها را بعهده داشتند.

در جلوی صحنه دو میز قرار داشت که در دو طرف آن میهمانان مخصوص نشسته بودند. اگر ژیلا بنی یعقوب ممنوع الخروج نمی‌بود و می‌توانست به کانادا بیاید در این شب جایش در کنار میهمان و برنده دیگر این جایزه از روسیه بود. یکی از حاضرین می‌گفت : "چه عیبی داشت که ژیلا هم می‌آمد و جایزه اش را دریافت می‌کرد، از این حیث رژیم جمهوری اسلامی چقدر باید از اخلاق سیاسی بدور باشد و نگذارد شهروندش که افتخاری را نسیب مملکتش کرده از حضور در روز دریافت جایزه اش محروم شود". هشت سال قبل هم اکبر گنجی روزنامه نگار صاحب نام بدلیل در بند بودن نتوانست در مراسم اعطای جایزه شرکت کند و جایزه اش را دریافت کند. مسؤلین اجرای برنامه، تک تک میهمانان مخصوص را معرفی کردند و نام نیک آهنگ کوثر کاریکاتوریست پر کار که به نمایندگی از ژیلا بنی یعقوب در مراسم حضور داشت را نیز اعلام کردند.

در شروع برنامه لوید رابرتسون از نماینده بانک اسکوشیا خواست تا پیامش را قرائت کند. ایشان در مورد برنامه با نام "سی. جی .اف .ای فلو شیپ" یاد کرد که با هزینه بانک، روزنامه نگاری از یکی از کشورها انتخاب می‌شود تا دردانشگاه تورونتو تحصیل کند. این‌بار دانشجوی انتخاب شده از کشور السالوادر بود که از او خواست تا به صحنه آمده و سخنرانی خود را ایراد نماید.

"اریک لیموز" روزنامه نگار السالوادری گفت : " پنج روز قبل از آمدنم به کانادا، دوست و همکارم در السالوادر ترور شد و تا کنون چهارده روزنامه نگار در السالوادر بقتل رسیده‌اند. در جنگ داخلی السالوادر در دهه هشتاد نزدیک به هفتادو پنج هزار نفر در طول دوازده سال جنگ، کشته شدند. پوشش خبری جنگ یعنی پوشش خبری در مورد جوخه‌های مرگ و قربانیان نقض حقوق بشر که در خط مقدم جبهه، انجام می‌گرفت. اریک در ادامه می‌گوید: "آن روزها روزهای دیوانه کننده‌ای بود، اما برای ما پوشش این خبرها عادی شده بود."

در ادامه برنامه، هدر هیچکاک در باره روزنامه نگار کانادایی – هندی بنام «طارا سینگ هایر» سخن گفت. اینکه او روزنامه‌ای را در کانادا مدیریت می‌کرد و بطرز مشکوکی بدست عواملی، نخست با شلیک گلوله در استان بریتیش کلمبیا فلج گردید و آنگاه در سوء قصد دوم بقتل رسید و قاتلین وی با اینکه سر نخی از آنها در دست است هنوز معرفی نشده‌اند. هدر گفت بیاد طارا سینگ، سی .جی .اف. ای هر ساله جایزه‌ای به یک روزنامه نگار کانادایی اهداء میکند. فرد انتخاب شده این جایزه برای امسال "تری گولد" میباشد. زهرا کاظمی نیز یکی از برندگان این جایزه بود که جایزه وی توسط فرزندش استفان دریافت شد. هدر از خانم "مری دین شیر" روزنامه نگار بازنشسته روزنامه تورونتو استار خواست به صحنه آمده و تری گولد را معرفی کند.

مری دین گفت : تری با بخطر انداختن جان خود به کشورهای مختلف مسافرت کرده و در مورد روزنامه نگارانی که در جهان بقتل رسیده‌اند تحقیقاتی کرده و آن تحقیقات را در کتابی گردآورده و منتشر کرده است. خانم دین آنگاه از تری گولد خواست به صحنه آمده و سخنان خود را ایراد نماید."

گولد در سخنرانی خود از بسیاری از روزنامه نگاران بقتل رسیده صحبت کرد و گفت از این همه تعداد روزنامه نگارانی که بقتل رسیده اند تعجب کردم. وی در ادامه گفت: "زمانی که در فیلیپین بودم بین سالهای دو هزار – دوهزاروچهار، دوازده روزنامه نگار در فیلیپین بقتل رسیدند. تنها جرم آنها این بود که خواهان تغییر در دولت و وضعیت اقتصادی بودند. اغلب آنها تهدید شده و خودشان پیش بینی میکردند که در این راه کشته شوند. من به این فکر رسیدم که اینها آدم‌های فوق العاده‌ای بودند، پس به تحقیق در مورد زندگی آنها پرداختم. میخواستم بدانم چرا با همه خطرات به کارشان ادامه میدهند. من میخواستم به عمق روانشناسی فداکاری آنها برسم. میخواستم بدانم حتماً باید چیزی باشد که آنها با مرگ روبرو میشوند". گولد سپس در مورد ژیلا بنی یعقوب گفت: او روزنامه نگار شجاعی‌است و بارها بخاطر کارش دستگیر شده و به زندان افتاده. منهم میخواهم این جایزه‌ام را به همه روزنامه نگارانی تقدیم کنم که بقتل رسیده و در کتابم در مورد آنها نوشته‌ام."
پس از گولد، لوید رابرتسون به صحنه آمد و از فیلم مستندی صحبت کرد که قرار شد بنمایش در آید. این فیلم در مورد زندگی آن دسته روزنامه نگارانی بود که بخاطر کار و حرفه مورد علاقه خود و به خاطر حقیقت گویی و حقیقت نویسی بقتل رسیدند. بطور مثال او گفت در روزهای اخیر سی روزنامه نگار از کشور فیلیپین در یک حادثه انتخاباتی بقتل رسیدند. رابرتسون آنگاه از آرنولد امبر رییس سی. جی .اف. ای خواست سخنان خود را ایراد نماید.
آرنولد از شهروند روزنامه نگاری صحبت کرد که به انتقاد از پلیس ونکوور کانادا پرداخت که با استفاده از دستگاه" تیزر" باعث مرگ انسانی در فرودگاه شد. وی سپس از جوانی سخن گفت که با یک دوربین ساده از صحنه درگیری پلیس با رابرت کزینسکی و مرگ او بدست نیروهای پلیس با استفاده از تیزر، از این اتفاق تهیه کرده بود. آرنولد سپس از این جوان یعنی پاول خواست بایستد و حضار با ابراز احساسات از او تقدیر کردند.


در قسمت دوم و پس از صرف شام، لوید رابرتسون از "جان هندریک" ریاست روزنامه تورونتو استار و خانم "زینیاک" رییس تلویزیون "اومنی" خواست که به معرفی ژیلا بنی یعقوب برنده جایزه بین المللی آزادی بیان بپردازند. اول، فیلمی از زندگی، کار روزنامه نگاری و دستگیری‌های او و صحنه‌هایی از اعتراضات مردم ایران بنمایش در آمد . سپس از آقای نیک آهنگ کوثر کارتونیست ایرانی که دوست و همکار قبلی ژیلا بنی یعقوب بوده و در تورونتو کانادا زندگی میکند، درخواست شد تا پیام ژیلا بنی یعقوب برنده جایزه بین المللی آزادی بیان را که نتوانست در مراسم حضور یابد بخواند. نیک آهنگ پیش‌تر در مورد ژیلا بنی یعقوب گفته بود که احترام خاصی برای زنان روزنامه نگار قایل است زیرا که، سنت گرایان اسلامی معتقدند آنها نباید کار کنند بلکه باید در خانه بمانند و از طریق شوهر و پدر پشتیبانی شوند. نیک آهنگ در ادامه سخنان خود همچنین گفت: دقیقاً این راهی‌است که می‌توان جامعه را تغییر داد و بنظر من زنان ایران میتوانند "تایتانیک" را هم در کشور بگردش در آورند. ما نمی‌توانیم قدم به یک جامعه دمکراتیک بر داریم وقتیکه نیمی از جامعه از حقوق خود بی بهره‌اند. پس از خواندن پیام ژیلا بنی یعقوب توسط نیک آهنگ و دریافت جایزه وی، حضار با ابراز احساسات ممتد از ژیلا بنی یعقوب و کارش تقدیر کردند. ژیلا بنی یعقوب در پیام‌اش از تداخل کار سیاسی و روزنامه نگاری انتقاد کرد و از شوهرش بهمن احمدی امویی گفت که هم اکنون در زندان بسر می‌برد. او در پیام‌اش جایزه‌اش را به همسرش و همه روزنامه نگاران ایرانی که در زندان بسر می‌برند تقدیم کرد. جایزه ژیلا بنی یعقوب در دفتر سی. جی .اف. ای. به امانت خواهد ماند تا بعداً در مراسمی به ایشان تقدیم شود.

سپس نوبت به برنده دیگر جایزه رسید که همگی از روسیه و برای روزنامه مستقل "نو وایا گازتا " کار می‌کردند و همگی جانشان را بر سر کار حرفه‌ای از دست دادند. پس از نمایش فیلمی مستند از وضعیت روزنامه نگاران روسیه و روزنامه نو وایا گازتا و زندگی؛ استانیسلاو مارکلوف، آناستا سیا بابو رووا، و آنا پولیتکوسکایا، هدر هیچکاک از پاتریک گاسیج خواست تا به معرفی روزنامه- نووایا گازتا و روزنامه نگارانی که در راه حرفه روزنامه نگاری بقتل رسیده‌اند صحبت کند. در این مورد، در جزوه‌ای که بمناسبت این شب تهیه شده‌بود، آمده است: «مسله اینست که چقدر یکنفر حاضر است در مورد جانش ریسک کند. در مورد روزنامه نگاران –نووایا گازتا وقتی مسله آزادی بیان به میان می‌آید، مسئله ریسک اصلاً جای سؤال نیست. آخرین قتلی که اتفاق افتاد در ژانویه سال دو هزارو نه بود، وقتیکه روزنامه نگار جوان «آناستا سیا بابورووا» بهمراه «استانیسلاو مارکلوف» وکیل حقوق بشری در روز روشن در مرکز شهر مسکو با شلیک گلوله بقتل رسیدند. بابورووا در این روز کنفرانس خبری مارکلوف را پوشش میداد. مارکلوف در دم جان سپرد اما بابورووا بعداً در همان شب درگذشت. یکسال از این واقعه میگذرد و قاتلین هنوز شناسایی نشده‌اند. بخاطر این شرایط روزنامه نگاران نووایا گازتا باید چون کاراگاهان پلیس زندگی و کار کنند.» آنا پولیتکو سکایا یکی دیگر از روزنامه نگاران نووایا گازتا که او هم جانش را در راه حرفه اش از دست داد زمانی گفت: «وقتی که کار تحقیقی انجام میدهیم بیشتر کارمان را مجبوریم در خفا انجام دهیم. بیشتر مقالات پولیتکوسکایا در مورد شکنجه مردم عادی چچن توسط سربازان روسی بود. کار تحقیقی او باعث شد تا بیست مورد شکنجه گران محکوم گردند. جایزه این روزنامه نگاران را یکی از مسؤلین روزنامه نووایا گازتا دریافت کرد و حاضرین به احترام برخاسته و با ابراز احساسات یاد و خاطره روزنامه نگاران کشته شده روزنامه نووایا گازتا گرامی داشتند.

متن پیام ژیلا بنی یعقوب

همکاران روزنامه نگارم بویژه اعضای سازمان روزنامه‌ نگاران کانادایی
مایلم قبل از هر چیز درباره روزنامه‌نگاران زندانی کشورم با شما سخن بگویم.


هم اکنون بیش از بیست و پنج روزنامه‌نگار ایرانی در زندان‌های ایران به سر می‌برند. برای برخی از آن‌ها احکام سنگین زندان از ۶ تا ۹ سال صادر شده است و برخی دیگر نیز در انتظار صدور احکام سنگین برای خود هستند. آن‌ها جرمی مرتکب نشده‌اند جز انجام فعالیت‌های حرفه‌ای و شغلی خود. یکی از این روزنامه‌نگاران زندانی همسرم، بهمن احمدی امویی است که در جریان جنبش اعتراضی مردم ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شده است. او و بسیاری دیگر از روزنامه‌نگاران ایرانی نزدیک به ۶ ماه است که بدون دلیل مشخص و موجه در زندان به سر می‌برند. من ضمن تشکر از سازمان روزنامه نگاران کانادایی که من را شایسته دریافت جایزه آزادی بیان دانسته‌اند این جایزه را به همسرم بهمن و همه روزنامه‌نگاران زندانی وطنم تقدیم می‌کنم.
در بعضی کشورهای جهان سوم از جمله ایران احکام ناعادلانه‌ای برای روزنامه‌نگاران صادر می‌شود که زندان‌های طولانی مدت یکی از آن‌ها است. ای کاش ساز و کاری پیدا می‌شد که صادر کنندگان چنین احکامی، از مصونیت حقوقی در جهان محروم شوند. به گونه‌ای که به عنوان مثال قاضی صادر کننده یک حکم ناعادلانه برای روزنامه‌نگاران، از پیامدهای اقدامش در سطح جهان وحشت داشته باشد. مثلا چنین قاضی‌ای نتواند وارد کشورهای عضو سازمان ملل شود و مطابق قوانین بین‌المللی تحت تعقیب قرار بگیرد. اتحادیه‌های روزنامه‌نگاران در هر کجای جهان می‌توانند اجرای چنین پیشنهادهایی را از سازمان‌های بین‌المللی خواستار شوند.
آن چه بیش از هر چیز در کشورهای جهان سوم به آزادی بیان لطمه می‌زند سانسور دولتی است. اما تنها دشمن آزادی بیان و مطبوعات، سانسور دولتی نیست.

سانسورچی‌ها در خود روزنامه‌ها هم هستند. از مسئولان روزنامه‌هایی سخن می‌گویم که وارد معامله با سیستم‌های امنیتی یا قضایی می‌شوند. سیستم‌های امنیتی یا قضایی در مقابل اعطای یک آزادی محدود به برخی از نشریات، در مواقع خاص و حساس از آن‌ها میخواهند که مطلب و یا تیتری را به خواست سیستم به چاپ برسانند.

بعضی از مسئولان روزنامه‌ها نام این اقدام خود را «لابی» و «چانه‌زنی» برای حفظ نشریه‌شان عنوان می‌کنند. اما سئوال این جاست این معامله‌ها تا کجا پیش خواهد رفت؟ چنین رفتارهایی برخلاف اصول حرفه‌ای و اخلاقی روزنامه‌نگاری است.
یکی دیگر از مشکلات ما این است که در ایران تفکیکی میان فعالیت احزاب و ژورنالیسم وجود ندارد. من از مطبوعات حزبی صحبت نمی‌کنم. احزاب حق دارند که نشریه خود را داشته باشند. اما بسیاری از روزنامه‌ها در ایران پایگاهی برای فعالیت‌های حزبی شده‌اند. تداخل گرایش‌ها و فعالیت‌های حزبی با فعالیت‌های مطبوعاتی، مانعی مهم در راه پیشبرد روزنامه‌نگاری حرفه‌ای است.

تنزل جایگاه روزنامه‌نگاران، گاه ناشی از فقدان توانایی‌های حرفه‌ای و تخصصی در آن‌هاست. با آموزش کافی باید این نقض را برطرف کنیم و بدانیم که روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران ضعیف سرکوب آزادی را برای دولت‌های مستبد آسان می‌کنند. چنین دولت‌هایی می‌گویند که ببینید این روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران چقدر ضعیف‌اند آیا آن‌ها لایق آزادی مطبوعات هستند؟ شاید به همین دلیل هم نهادهای امنیتی در کشورهای غیرآزاد، از مطبوعات ضعیف و غیرحرفه‌ای حمایت می‌کنند.
و اما به عنوان آخرین نکته می‌خواهم یک خبر خوب به شما بدهم: تعداد روزنامه‌نگاران زن در این سال‌ها در کشور من رشد زیادی کرده و به حدود ۳۵ درصد کل روزنامه‌نگاران ایران رسیده است. زنان روزنامه‌نگار در پیشبرد حقوق زن در ایران و در حرفه روزنامه‌نگاری نقش بزرگی داشته‌اند و فشارها از جمله بیکاری، احضار به دادگاه و زندان را نیز تحمل کرده‌اند.

سخنم را با این گفته یکی از پیشگامان آزادیخواهی مطبوعات در فرانسه به پایان می‌برم که قانون مطبوعات فقط باید یک بند داشته باشد و آن این است: «تمام قوانین محدود کننده مطبوعات باید لغو شود.»

http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&view=article&id=630:2009-12-16-05-00-12&catid=62:2009-09-19-00-08-45&Itemid=338




ارسال به شبکه‌های اجتماعی
Bookmark and Share
نظر شما:



©foroneiran.com